«کتاب دلواپسی» نوشته فرناندو پسوآ(۱۹۳۵-۱۸۸۸)، نویسنده و شاعر پرتغالی است. پسوآ این کتاب را به تدریج در مدت ۲۰ سال نوشت و مورد بازبینی قرار داد. اما پیش از ویرایش نهایی آن از دنیا رفت.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
او حدود سی سال سن داشت. تکیده و قدبلند بود. وقتی مینشست به گونهی اغراقآمیزی خم و راست میشد اما تا میایستاد، از حرکاتش کاسته میشد. تا حدودی بیتعارف بود. ولی با بیخیالی محض لباس نمیپوشید. چهرهی رنگپریده و بیحالت او، حتا نمیتوانست دردمندیاش را بهروشنی نشان دهد. خود را فرد دشواری جلوه میداد، دقیقتر بگویم، این چهره میخواست کدام دردها را بیشتر برنماید؟ ـ به نظر میآمد به چیزهایی مثل محرومیت، هراس و سرانجام آرامش برخاسته از درد اشاره میکرد. حالاتی که کسی میتواند از خود بروز دهد که سرد و گرم روزگار را چشیده باشد.
همیشه شامی اندک میخورد و پشتبند آن، سیگاری از توتون ارزانقیمت دود میکرد. با دقت و بیاعتمادی و با حالتی خاص، مهمانان حاضر را مینگریست، ولی با این نظاره کردن، نمیخواست با کنجکاوی آنها را بررسی کند. بلکه میخواست در وجود آنها یکسان سهیم باشد، بیآن که بخواهد خطوط چهره یا شخصیتشان را جزء به جزء برجسته کند. این ویژگی، بیش از همه، علاقه مرا نسبت به او برانگیخت.
دقیقتر که نگاهش کردم دریافتم در چهرهی او ــبیش و کم ــ نشانی از درایت دیده میشود. دردی خاموش در چهرهاش نهان بود. دردی که در چهرهی دیگران به دشواری میشد تشخیص داد.
برحسب تصادف از یکی از پیشخدمتهای رستوران شنیدم که کارمند تجارتخانهای در همان حوالی است. روزی، در خیابان زیر پنجرهی ما حادثهای روی داد. دو جوان همدیگر را میزدند. در همان لحظه کسی که در طبقه میانی مهمانخانه بود مثل من به سوی پنجره رفت، به او چیزی گفت و او همانگونه پاسخ داد. صدایش طنین خسته و مرددی داشت، همانند انسانی که انتظار هیچچیز را نمیکشد، زیرا انتظار کاملا بیفایده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کتاب دلواپسی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
کتاب دلواپسی
عنوان در زبان مبدأ
Livro do desassossego = The book of disquietude.
زوال یعنی ضایعهی کامل بیادراکی، چرا که بیادراکی اساس زندگی است. اگر قلب توان تفکر میداشت از تپیدن باز میماند.
sadegh akbari
۹
این باور امشب من است. صبح فردا دیگر چنین نخواهد بود، چرا که من صبح فردا کس دیگری خواهم بود. صبح فردا به چه باور خواهم داشت؟ نمیدانم، آن را باید صبح فردا تجربه کنم و سر دربیاورم. حتا به خدای همیشگی که امروز باور دارم، فردا پیخواهم برد نه امروز، چرا که من امروز منم و فردا او شاید هیچ وقت وجود نداشته باشد.
"میترا"
۸
آه، هیچ انتظاری آزاردهندهتر از انتظار چیزهایی که هرگز وجود نداشته، نیست!
sadegh akbari
۸
هیچچیز مرا ارضا نمیکند، هیچچیز مرا تسکین نمیدهد. من به کل از همهچیز ــ حال وجود داشته باشند یا نه ــ اشباع شدهام. نه میخواهم روانی داشته باشم، و نه میخواهم از آن دوری گزینم، من آنچه را که آرزو نمیکنم، آرزو میکنم. و از آن چیزی دوری میگزینم که ندارم. من نه میتوانم هیچ باشم و نه همه چیز: من پل گذر میان آنی که ندارم و آنی که نمیخواهم، هستم.
lordartan
۵
لحظهای که رنج میبریم به نظر میرسد رنج انسانی بینهایت باشد. ولی نه رنج انسانی بینهایت است و نه رنج ما ارزش برتری را از خود رنج دارد که باید تحمل کنیم.
mar.yam
۳
در عصری زاده شدم که اکثر جوانان باور به خدا را از دست داده بودند، درست به همان دلیل یاد شده، چرا که پیشینیان آنها به خدا اعتقاد داشتند ــ بیآنکه بدانند چرا. و این بود که اکثر این جوانان انسانیت را جایگزین خدا کردند. چون تفکر انسانی میل به انتقاد دارد، چرا که به جای فکر کردن احساس میکند.
niloufar.dh
۳
امروز روحم تا اعماق وجودم غمگین است. کل منِ من، خاطرات، چشمها و دستها رنجم میدهند. مثل درد مفاصل که به هر آنچه منم، دامن میگستراند. و نیز شفافیت واضحروز، آسمان بزرگ ناب و آبی، مد ایستادهی نوری مبهم، کوچکترین تأثیری بروجودم ندارد
niloufar.dh
۳
اگر به دقت تماشا کنم، آنگونه که مردم زندگی میکنند چیزی در آن نمییابم که از زندگی حیوانات متفاوت باشد. این یکی و دیگران ناخودآگاه با چیزها و دنیا درمیغلتند. این یکی چون دیگران به گفت و گو میپردازد و هرازگاهی مکث میکند. و روزانه همان جریان زندگی نباتی را طی میکند و فراتر از آنچه فکر میکند، نمیاندیشد، و از آنچه زندگی میکند، بیشتر نمیآموزد. گربه جلو آفتاب پهن میشود و میخوابد. انسان درون زندگی با تمام پیچیدگی هایش پهن میشود و میخوابد
niloufar.dh
۳
اندوه، بیحوصلگی از کاری برای ــ انجام ــ نداشتن، نیست، بلکه حس کردن بیماری آزاردهنده، که ارزشی ندارد تا کاری برایش انجام دهی
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این کتاب رو سال 87 خوندم.بسیار عالیه.نمیشه گفت که رمانه.بیشتر بیان عقاید فلسفی نویسنده است.
لحن بیتفاوت کتاب شما رو از وقایع روزانه فاصله میده و کمک میکنه ذات بیتفاوت طبیعت و زندگی رو دریابی.
در بخش هایی که ترجمه سادهای میخواد خوب عمل شده ولی بخش های اصلی که فلسفه پسوا هست ترجمه نامفهوم و باعث سردرده. امیدوارم ترجمه بهتری از این اثر بیاد.
یکی از بهترین کتابایی که خوندم
ترجمه واقعا نامفهومه. گاهی فاعل و فعل جمله به هم نمیخوره، پر از جملات گنگ که میشه فهمید مترجم هم متوجه نشده تا برگردونه. حیف از این کتاب
قشنگه دوسش دارم هنوز تمومش نکردم گاهی کسل کننده میشه ولی واقعا عالیه بیشتر جاهاش
در موضوع فلسفه کتاب خوبی هست ولی کاش کتاب صوتی هم داشت
کتاب عمیقی هستش ولی بنظرم ترجمه خیلی ایراد داره و خیلی جا ها سنگین و غیر طبیعی ترجمه شده