معرفی و دانلود کتاب چیزهای کوچکی مانند این + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب چیزهای کوچکی مانند این
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب چیزهای کوچکی مانند این

نوع کتاب
۳.۵(از ۳۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کلر کیگان، ستاره سیدین
انتشارات: 
نشر گویا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چیزهای کوچکی مانند این

کتاب چیزهای کوچکی مانند این نوشتهٔ کلر کیگان و ترجمهٔ ستاره سیدین است. نشر گویا این رمان معاصر ایرلندی را منتشر کرده است. این اثر حاوی یک روز عادی است که عادی نیست.

درباره کتاب چیزهای کوچکی مانند این

کتاب چیزهای کوچکی مانند این با سبک روایتی فوق‌العاده‌اش، دنیایی واقعی و انسانی را خلق کرده است که به زیباییِ جزئیات کوچک زندگی می‌پردازد. این رمان در قالب یک روز عادی در یک روستای کوچک ایرلندی روایت می‌شود. این روز ظاهراً بی‌اهمیت است، اما اتفاقاتی کوچک و جزئی در طی آن روی می‌دهد که تأثیرات بزرگی روی زندگی افراد دارد. داستان دربارهٔ یکی از فاجعه‌بارترین جنایات انسانی است که در ایرلندِ سدهٔ ۱۸ تا ۲۰ رخ می‌دهد. کلر کیگان توانسته است این تجربه‌های کوچک را به‌شکلی جذاب و عمیق بیان کند و خواننده را به تفکر وا می‌دارد. گفته شده است که یکی از نکات قوت کتاب حاضر، زبان زیبا و توصیف‌های واقع‌گرایانهٔ نویسنده است. او با دقت به تمامی جزئیات داستان پرداخته و شخصیت‌ها را به‌شکلی زنده و واقعی نقش‌آفرینی کرده است. این داستان به‌طور عمیق به مسائلی مانند خانواده، انسانیت و تأثیر کوچک‌ترین اتفاقات در زندگی می‌پردازد. این داستان را یک اثر ادبی شگفت‌آور دانسته‌اند که به تأمل و تفکر درمورد زندگی و ارتباطات انسانی وادارتان می‌کند.

خواندن کتاب چیزهای کوچکی مانند این را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایرلند و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب چیزهای کوچکی مانند این

«دسامبر ماه کلاغ‌ها بود. مردم هرگز چنین چیزی ندیده بودند. کلاغ‌ها در حومهٔ شهر پس از جمع شدن در دسته‌های سیاه وارد شهر شدند. آن‌ها در خیابان‌ها قدم می‌زدند و گستاخانه با سرهای خمیده روی هر تیرکی که عشقشان می‌کشید فرود می‌آمدند. مانند لاشخور هر چیز مرده‌ای را می‌خوردند و در جاده، روی هر چیزی که به نظر خوردنی بود شرورانه شیرجه می‌زدند و شب در میان درختان کهن‌سال اطراف صومعه به سر می‌بردند.

صومعه ساختمانی به‌ظاهر مستحکم بود بالای تپهٔ آن‌سوی رودخانه با دروازه‌های چهارطاق گشودهٔ سیاه و چند دهنه پنجرهٔ چشمگیر مشرف به شهر. در تمام طول سال، باغِ جلوی عمارت با چمن‌های کوتاه و بوته‌های تزئینی که پشت سر هم رج بسته بودند همیشه مرتب نگه داشته می‌شد و پرچین‌های بلند را به‌صورت مربع هرس می‌کردند. گاهی اوقات در فضای باز، آتش‌های کوچکی برپا می‌شد که دود عجیب و سبزرنگ آن بر فراز رودخانه و شهر عبور می‌کرد و بسته به جهت وزش باد تا دورترها به سمت واترفورد می‌رسید. هوا سردتر و گزنده‌تر شده بود و مردم دربارهٔ منظرهٔ صومعه صحبت می‌کردند که با آن سرخدارها و گیاهان همیشه سبز پوشیده از برف چقدر شبیه کارت‌پستال‌های کریسمس شده بود و به گفتهٔ باغبان پیر هیچ پرنده‌ای، به هر دلیلی، حتی یک نوک هم به توت‌های راج نزده بود.

راهبان شبان خوب که مسئول صومعه بودند، آنجا یک مدرسه تربیت دختران تأسیس کرده بودند و تعالیم اولیه را به آن‌ها آموزش می‌دادند و در کنارش رخت‌شورخانه‌ای هم راه انداخته بودند. در خصوص مدرسه تربیتی اطلاعات کمی در دست بود، اما رخت‌شویی شهرت خوبی بر هم زده بود. رستوران‌ها و مسافرخانه‌ها، خانهٔ سالمندان و بیمارستان‌ها، تمام کشیشان و خانواده‌های مرفه، شستنی‌هایشان را آنجا می‌فرستادند. گزارش‌ها حاکی از آن بود هر چیزی که به آنجا فرستاده می‌شد، اعم از یک کوه ملحفه و روبالشی یا دوجین دستمال، مثل روز اولش نو تحویل داده می‌شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چیزهای کوچکی مانند این و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:چیزهای کوچکی مانند این
عنوان انگلیسی:Small things like these
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کلر کیگان
مترجم:ستاره سیدین
انتشارات:نشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۹/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۴۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۳۱۲۱۴۰۱
تعداد صفحه‌ها:۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۵۸۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Maria
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۲

سوال کلیدی کتاب:چطور میشه درد رو‌ دید و نسبت بهش بی تفاوت بود؟ چطور ممکنه اون درد و‌ اون صحنه از ذهن انسان محو بشه؟ کتاب در مورد زندگی فردی به اسم بیل فرلانگ هست که در یک مرکز فروش...بیشتر

۰
°•sara_hp•°
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۶

چه کتاب حال خوب کنی بود. من خیلی لذت بردم ازش و حتی اگه طولانی تر بود هم دوسش داشتم. بهم یادآوری کرد بعضی کار ها رو حتی اگه بقیه بگن اشتباهه باید انجام داد تا دلت و‌ وجدانت آروم بگیره‌.♥️♥️ خیلی حال...بیشتر

۰
Arman Habibfar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۳۰

برگی تلخ از وقایع تاریخ و تاریکیه در برگرفته ای که شامل حال زنان و کودکان شد و هنوز که هنوزه ظلم و ستم به شیوه های مختلف توسط ما انسان ها به یک دیگر و به خصوص زنان متحمل...بیشتر

۰
سعید آ
۱۴۰۳/۱۲/۰۴

کوتاه و الهام بخش دعوتی برای نیک زیستن

۰
baraniam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۳

∆56∆ . قلم و روایتگری گیرا و دنبال کننده بود ولی با توجه به مقدمه و توضیح ابتدای کتاب انتظار تیرگی در داستان داشتم درصورتیکه فضا به شدت روایتگر زندگی روزمره و کنش های اجتماعی کوچک زندگی بود که لذت بخشه اگرچه توضیح...بیشتر

۰
میناتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۴

جمله ی طلایی کتاب از نظر من: ادم ها انقدر مهم هستند که ما به انها قدرت میدهیم. و انتظار می‌رفت به فضای صومعه و رفتار راهبه ها، بیشتر پرداخته بشه.

۰
leili sayadi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

از نظر حس و حال، داستانی تاثیرگذار و درگیرکننده داشت، هرچند با توجه به موضوع کتاب انتظار عمق بیشتری از آن می‌رفت و پایان‌بندی باز کتاب، حس ناتمامی ایجاد می‌کرد. در مجموع، تجربه‌ خواندن این کتاب، قابل تامل بود.

۰
zahrajafarian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

قشنگ بود و تامل برانگیز، ولی کاش طولانی تر بود. میشد بیشتر اتفاقاتی که برای دخترا میفتاد رو به تصویر کشید.

۰
پری‌ناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۹

کوتاه و دوست داشتی :)

۰
Atefe
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۶

دوس داشتم بیشتر از فضای صومعه نوشته می‌شد. ولی پیام کتاب به خوبی منتقل میشه.

۰
الهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

دنیا به فرلانگ‌های بیشتری نیاز داره. مفهومی که نویسنده براش تلاش کرد بسیار قابل تامله. پیام کتاب به خوبی منتقل شد اما کاش بیشتر بود. کاملا حس ناتمام بودن میده. همچنین بعضی توصیفات اضافه بنظر می‌رسیدن و حوصله‌ سر بر...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

مجهول
۳۵
هیچ‌چیز تکرار نخواهد شد؛ به هرکس روزها و فرصت‌هایی داده شده که دیگر تکرار نمی‌شود.
°•sara_hp•°
۸
آن‌ها همان اندازه قدرت دارند که ما بهشان می‌دهیم»
زهرا غفاری
۸
آیا قرار بود اوضاع به همین منوال بگذرد؟ بدون هیچ تغییری؟ آیا قرار نبود اوضاع بهتر یا جدیدتر شود؟
°•sara_hp•°
۶
؛ به هرکس روزها و فرصت‌هایی داده شده که دیگر تکرار نمی‌شود. آیا یادآوری گذشته و جایی که بودی لذت‌بخش نبود؟ آیا بهتر نبود به‌جای گذراندن روزهای یکنواخت و فکر کردن به مشکلاتی که شاید هرگز پیش نیاید برای یک‌بار هم که شده اجازه بدهی گذشته با تمام سختی‌هایش، برایت زنده شود.
Raha
۵
فرلانگ می‌دانست که بدترین اتفاقات هنوز پیش رویش است. قبلاً حس می‌کرد یک دنیا دردسر پشت در بعدی منتظرش ایستاده اما از بدترین اتفاقی که ممکن بود یک‌عمر با آن زندگی کند عبور کرده بود؛ کار انجام‌نشده‌ای که باید انجام می‌شد.
Maria
۳
آیلین آهی کشید. دستش را دراز کرد تا چراغ را خاموش کند: «به نظرم همیشه یکی هست که قرعهٔ بد به اسمش می‌افتد» بعضی شب‌ها فرلانگ کنار آیلین دراز می‌کشید و در ذهنش به چنین مسائل کوچکی می‌پرداخت.
Maria
۳
گاهی دخترانش با آن موهای مشکی و چشمان تیز بین‌شان شبیه جادوگران جوان بودند، درک این موضوع که چرا مردها از قدرت بدنی و امیال جنسی و قدرت اجتماعی زنان به وحشت می‌افتادند راحت بود اما زنان زیرک و باهوش ترسناک‌تر بودند؛ آن‌ها می‌توانستند اتفاقات را خیلی پیش از رخ دادنش، پیش‌بینی کنند، تمام شب خوابش را ببینند و افکارت را بخوانند.
Maria
۳
فرلانگ نمی‌دانست این‌همه کار برای چیست؟ این‌همه کار و نگرانی مداوم. برخاستن در تاریکی، رفتن به انبار، تحویل سفارشات، کل روز، یکی پس از دیگری، بازگشت به خانه در تاریکی، شستن سیاهی دستان، نشستن پشت میز و شام خوردن، خوابیدن قبل از دوباره بیدار شدن در تاریکی و باز همان کارهای تکراری. آیا قرار بود اوضاع به همین منوال بگذرد؟ بدون هیچ تغییری؟ آیا قرار نبود اوضاع بهتر یا جدیدتر شود؟
Maria
۳
فرلانگ یک قدم عقب رفت، گویی این قدم می‌توانست او را به پیش از این اتفاقات بازگرداند
Sana
۲
هیچ‌چیز تکرار نخواهد شد؛ به هرکس روزها و فرصت‌هایی داده شده که دیگر تکرار نمی‌شود.