
کتاب دختران عینکی
معرفی کتاب دختران عینکی
کتاب دختران عینکی نوشتهی آنه نگری با ترجمهی حسین فدایی حسین توسط نشر قطره منتشر شده است. این اثر بخشی از مجموعهی نقش اول است که به ادبیات نمایشی نوجوانان میپردازد و با هدف ارتقای سلیقه و دانش تئاتری نوجوانان و آشنا ساختن آنها با کارکردهای تئاتر در زندگی روزمره طراحی شده است. دختران عینکی نمایشنامهای است که با محوریت نوجوانان، بهویژه دختران، دغدغههای این دورهی حساس زندگی را به تصویر میکشد. ساختار کتاب پنجبخشی است و علاوهبر متن نمایشنامه، راهنمای خواندن، تحلیل فنی، معرفی نویسنده و بخشهایی برای مشارکت مخاطبان نوجوان را دربرمیگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختران عینکی
کتاب دختران عینکی اثر آنه نگری با ترجمهی حسین فدایی حسین، نمایشنامهای است که به مسائل و بحرانهای نوجوانی، بهویژه در میان دختران، میپردازد. داستان حول محور میرا، دختری نوجوان، شکل میگیرد که بهدلیل ضعف بینایی ناچار به استفاده از عینک میشود. این تغییر ظاهری، او را در معرض واکنشهای متفاوت دوستان و همکلاسیهایش قرار میدهد و بهانهای میشود تا نویسنده به موضوعاتی چون هویتیابی، فشار همسالان، اهمیت زیبایی ظاهری، قلدری، انتخاب و پذیرش تفاوتها بپردازد. شخصیتهای نمایشنامه، از جمله تیفانی، لیندسی، کلاری و ایریس، هرکدام نمایندهی نوعی نگرش و رفتار در مواجهه با تفاوتها و تغییرات هستند. ساختار کتاب بهگونهای طراحی شده که علاوهبر نوجوانان، والدین، مربیان و هنرمندان تئاتر نیز بتوانند از آن بهره ببرند. بخشهایی مانند راهنمای خواندن و تحلیل فنی، به فهم عمیقتر نمایشنامه کمک میکند و مسابقهی ویژهی مخاطبان جوان، فرصتی برای مشارکت و خلاقیت نوجوانان فراهم میآورد. دختران عینکی با زبانی صمیمی و موقعیتهایی ملموس، دغدغههای نوجوانان امروز را بازتاب میدهد و آنها را به تأمل دربارهی هویت، دوستی و پذیرش خود و دیگران دعوت میکند.
خلاصه کتاب دختران عینکی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان دختران عینکی با میرا، دختری یازدهساله، آغاز میشود که در اولین روز مدرسهی راهنمایی متوجه میشود باید عینک بزند. این تغییر، او را با چالشهای تازهای روبهرو میکند؛ دوستان قدیمیاش، تیفانی و لیندسی، عینک را نشانهای از دست دادن محبوبیت و زیبایی میدانند و میرا را تشویق میکنند عینک را پنهان کند یا بهدنبال راهحلهایی مثل لنز یا جراحی باشد. در مقابل، میرا با دو همکلاسی جدید، کلاری و ایریس، آشنا میشود که خودشان عینکیاند و با اعتمادبهنفس تفاوتهایشان را پذیرفتهاند. همکاری با این دو دختر در پروژهی کلاسی، نگاه میرا را به خودش و دیگران تغییر میدهد. او درمییابد که ویژگیهای درونی افراد مهمتر از ظاهرشان است و متفاوت بودن نهتنها عیب نیست، بلکه میتواند منبع قدرت و غرور باشد. در طول نمایشنامه، میرا میان فشارهای گروههای مختلف و انتظارات متضاد دوستانش گرفتار میشود و ناچار است تصمیم بگیرد به کدام صدا گوش دهد. او در نهایت با تکیهبر صداقت و پذیرش خود، راهی برای آشتی دادن تفاوتها و حفظ دوستیهایش پیدا میکند. نمایشنامه با تأکید بر انتخاب، هویتیابی و ارزش تفاوتها، نوجوانان را به پذیرش خود و دیگران تشویق میکند.
چرا باید کتاب دختران عینکی را بخوانیم؟
دختران عینکی با روایتی زنده و شخصیتهایی باورپذیر، تجربهی نوجوانی را از زاویهای تازه به تصویر میکشد. این کتاب نهتنها به موضوعات ملموس و روزمرهی نوجوانان مانند فشار همسالان، دغدغهی ظاهر و هویتیابی میپردازد، بلکه با طنز و خلاقیت، راههایی برای مواجهه با این چالشها پیش پای مخاطب میگذارد. ساختار چندلایهی کتاب، امکان گفتوگو میان نوجوانان، والدین و مربیان را فراهم میکند و با ارائهی راهنمای خواندن و تحلیل فنی، به درک عمیقتر نمایشنامه کمک میکند. دختران عینکی فرصتی است برای شناخت بهتر خود، تمرین انتخاب و پذیرش تفاوتها و تقویت مهارت گفتوگو و همدلی در جمعهای نوجوانانه.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانانی که با تغییرات ظاهری، دغدغهی مقبولیت اجتماعی، فشار همسالان یا بحران هویت روبهرو هستند پیشنهاد میشود. همچنین والدین، مربیان و معلمانی که به دنبال درک بهتر دنیای نوجوانان و ابزارهایی برای گفتوگو با آنها هستند، میتوانند از این کتاب بهره ببرند. علاقهمندان به تئاتر نوجوان و نمایشنامهخوانی نیز مخاطبان مناسب این اثرند.
بخشی از کتاب دختران عینکی
«میرا: خب؟ مادر: خیلی قشنگ شدی. (مکث) چقدر وقت صرف ور رفتن با موهات کردی؟ میرا: نمیدونم. مادر: البته، هر روز صبح که نمیتونی ساعت ۵:۳۰ بیدار بشی. میرا: معلومه که نمیتونم. مادر: ولی روز اول روز مهمیه، پس سرِوقت باید بیرون خونه آماده باشی. میرا: همینطوره. ممنون، مامان. مادر: حالا سؤال مهم اینه که آیا توی خونه هم آمادهای. میرا: حتماً. البته. معلومه که آمادهام، شیک و مرتب. مادر: شیک؟ میرا: آره. مادر: خیلی خب. میرا: خب... یه احساس عجیبی دارم. (مکث) انگار توی مغزم یه لونهٔ زنبوره که یکی داره با یه چوب باهاش ور میره. مادر: آه، عزیزم. میرا: توی معدهم هم آشوبه، انگار یه دسته کرم ابریشم توی شکمم دارن لونه میسازن و پیله درست میکنن. مادر: خدای من. میرا: و زانوهام، زانوهام هم دارن میلرزن، انگار توی دوی ماراتن، تا بالای تپه دویده باشم. مادر: میفهمم. میرا: راستش، مامان، اصلاً حالم خوب نیست. مادر: فکر میکردم. میرا بهسمت مادرش میدود و آنها یکدیگر را در آغوش میگیرند. مادر: این یعنی اضطراب داری، و اضطراب یعنی اینکه موضوع برات اهمیت داره. میدونی شعار من چیه...؟ میرا: «اهمیت دادن بهتر از بیاعتناییه.» مادر: حالت خوب میشه. فقط خودت باش. اینطوری همهچی روبهراه میشه.»
حجم
۵۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
حجم
۵۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه