معرفی و دانلود کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات دادsubscriptionAvailable

کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۷۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد

کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد نوشتهٔ سوسوکه ناتسوکاوا و ترجمهٔ مژگان رنجبر و ویراستهٔ شهین خاصی است و کتاب کوله پشتی آن را منتشر کرده است. این کتابْ ماجرای مأموریت هیجان‌انگیز یک پسربچه و گربهٔ سخنگویش است که می‌خواهند کتاب‌ها را از دست صاحبان بی‌لیاقتشان نجات دهند.

درباره کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد

کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد داستان پسر دانش‌آموزی به نام رینتارو ناتسوکی است که عاشق کتاب‌خواندن و البته بسیار معمولی است. وقتی رینتارو خیلی کوچک بود، پدرومادرش از هم جدا شدند. با مرگ مادرش حول‌وحوش زمانی‌که مدرسه را شروع کرد، رفت تا با پدربزرگش زندگی کند. از آن زمان به‌بعد، فقط خودشان دو نفر بودند. این زندگی برای دانش‌آموزی دبیرستانی و معمولی کمی غیرعادی بود؛ تااینکه پدربزرگ رینتارو از دنیا می‌رود و کتاب‌‌فروشی‌اش به رینتارو ارث می‌رسد؛ با این توضیح که کتاب‌فروشی در شرف تعطیلی است. هیچ‌کس دیگر کتاب نمی‌خرد و نمی‌خواند! 

یک شب ناگهان گربه‌ٔ سخنگویی به سراغ رینتارو می‌آید و از او می‌خواهد که کتاب‌ها را نجات دهند. گربه می‌گوید که دنیا پر است از کتاب‌های تنهایی که خوانده نشدند و بهشان بی‌مهری شده و حالا گربه و رینتارو باید آن‌ها را از دست صاحبان غافل خود آزاد کنند.

رینتارو درخواست گربه را قبول می‌کند و وارد این مأموریت می‌شود. در این مأموریت شگفت‌انگیز آن‌ها سراغ آدم‌هایی می‌روند که با کتاب‌ها رفتارهای عجیب‌غریبی انجام می‌دهند.

خواندن کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌هایی «دربارهٔ کتاب‌ها» پیشنهاد می‌کنیم.

درباره سوسوکه ناتسوکاوا

سوسوکه ناتسوکاوا، پزشک و نویسندهٔ ژاپنی، سال ۱۹۷۸ در استان اُساکا به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم پزشکی شینشو است و در بیمارستانی واقع در ناگانو طبابت می‌کند. نخستین رمان او که چندجلدی است، سال ۲۰۰۹ در ژاپن منتشر شد که علاوه‌بر کسب چند جایزه، بیش از سه میلیون نسخه از آن به فروش رسید. گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد به بیش از بیست زبان در سرتاسر دنیا ترجمه و منتشر شده است.

بخشی از کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد

«کتاب‌های ناتسوکی کتاب‌فروشی بسیار کوچکی بود که در خیابانی واقع در بخش قدیمی شهر، دور از انظار قرار داشت. آنجا دارای طرح‌بندی بسیار عجیبی بود.

از ورودیِ جلویی تا ته آن، فقط یک راهرو قرار داشت. هر دو سمت این راهرو پر از قفسه‌های روی هم قرارگرفته‌ای بود که تا سقف بالا می‌رفتند و هر قفسه کاملاً پر از کتاب بود. چراغ‌هایی به سبک قدیمی از سقف آویزان بودند که نور ملایمشان روی کف چوبی صیقل‌خورده منعکس می‌شد.

از نیمه‌های کتاب‌فروشی تا انتها، نیمکت چوبی ساده‌ای برای مدیریت خریدوفروش کتاب‌ها قرار داشت، اما به‌جز آن و چند چهارپایهٔ چوبی، هیچ مبلمان یا وسیلهٔ تزیینی‌ای وجود نداشت. ته کتاب‌فروشی، راهرو به یک دیوار ساده می‌رسید که از چوب بود، اما وقتی در روز روشن پا به کتاب‌فروشی می‌گذاشتی، دچار این احساس می‌شدی که عمق آنجا بیشتر از چیزی که در واقعیت است به‌نظر می‌رسد. محصور در دیوارهایی پر از کتاب، حس می‌کردی وارد دالانی بی‌پایان شده‌ای که در تاریکیِ فراسوی آن ناپدید می‌شود.

تصویر پدربزرگش که در سکوت زیر نور چراغی کتاب می‌خواند که روی میزتحریری کوچک قرار داشت، بر حافظهٔ رینتارو حک شده بود؛ خطوط این تصویر با سادگی اما دقت و باریک‌بینی رسم شده بودند؛ مثل یک نقاشی رنگ‌وروغن از استادی هنرمند.

«کتاب‌ها قدرت فوق‌العاده زیادی دارن.»

این مانترای پدربزرگش بود.

درحقیقت، پیرمرد آدم پرحرفی نبود، اما وقتی به موضوع کتاب‌ها می‌پرداخت، ناگهان سرزنده می‌شد. چشم‌های باریکش با لبخندی پرچین می‌شدند و واژه‌ها با انرژی پرشوری از دهانش بیرون می‌آمدند.

«داستان‌هایی وجود دارن که جاودانی‌ان، اون‌قدر قدرتمندن که سالیان سال زنده می‌مونن. از این کتاب‌ها زیاد بخون – می‌شن مثل دوست‌هات. الهام‌بخشت می‌شن و ازت پشتیبانی می‌کنن.»

رینتارو به دوروبر کتاب‌فروشی با دیوارهای پر از کتابش خیره شد. قفسه‌ها هیچ‌یک از آثار پرفروش فعلی را در خود نداشتند؛ بدون هیچ مانگای محبوب و مجله‌ای. آن روزها، کتاب‌ها دیگر مثل قبل به فروش نمی‌رسیدند. مشتری‌های همیشگی اغلب نگرانی خود را بابت بقای کتاب‌فروشی ناتسوکی ابراز می‌کردند، اما مغازه‌دار پیر و شکننده با مختصر سرتکان‌دادنی می‌گفت: «متشکرم.»

آثار کامل نیچه و مجموعه‌های حسابی ورق‌خوردهٔ اشعار تی.اس.الیوت در ویترین کنار درِ جلویی باقی ماندند.

این فضایی که پدربزرگش خلق کرده بود، پناهگاهی بی‌نقص بود برای پسری که به گوشه‌نشینی تمایل داشت. رینتارو که هرگز با مدرسه سازگار نبود، دچار عادتِ آمدن به کتاب‌فروشی و غرق‌کردن خود در کتاب‌ها شد و هرچه را در قفسه‌ها پیدا می‌کرد با ولع می‌خواند؛ به‌عبارت‌دیگر، اینجا فضای امن رینتارو بود؛ مکانی که می‌توانست در آن سرپناهی در برابر دنیای بیرون پیدا کند؛ اما حالا، تنها طی چند روز، ناچار بود کتاب‌های ناتسوکی را برای همیشه ترک کند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگربه ای که کتاب ها را نجات داد
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسوسوکه ناتسوکاوا
مترجممژگان رنجبر
ویراستارشهین خاصی
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۱۲/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۲۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۶۱۵۲۸۰
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۸۱۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی گربه ای که کتاب ها را نجات داد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Jack Grealish
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۷

"این دنیا انواع و اقسام موانع رو جلوی پاهامون قرار میده و اون حد از سختی که ناچاریم تحملش کنیم مسخره‌ست. بهترین سلاح ما برای جنگیدن با این همه درد و سختی توی دنیا، منطق یا خشونت نیست؛ شوخ طبعیه."

۰
سوجین؛
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۳

قصه‌ی دوستی نامتعارف یک گربه و پسربچه است. گربه‌ای که از پسر نوجوانی منزوی و تنها می‌خواهد در مأموریتی مهم به او کمک کند. رینتارو گرچه شگفت‌زده می‌شود و می‌ترسد ولی با گربه همراه می‌شود. کتاب قشنگی بود.

۰
Moonlight
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۴

این کتاب رو واقعا باید خوند🙃🤍 آدم رو به دنیای خودش هدایت می‌کنه و میتونید یه روزه بخونیدش از بس که جذابه!(خودم یه روزه تمومش کردم🥲)

۰
maedeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۰

این کتاب سه تا از معضلات بزرگ کتابخوانی نسل امروز رو با راه حل هاشون به زیباترین شیوه ممکن بیان میکنه :) خوندنش لذت بخش بود ❤️

۰
•نسرین‌طلا•
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۳

کل داستان آرامش بخش بود و تونست یادآوری کنه،کتاب چقدر می‌تونه توی زندگی تاثیرگذار و مفید باشه. از خوندنش حس خوشی خواهید داشت و احساس می‌کنین وسط داستان هستین و دارین با شخصیت اصلی همراه می‌شید.🧡💙

۰
کتاب خورهستم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۸

برای چه سنینی خوبه؟؟؟

۴
B.A.H.A.R
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۶

چاپیش رو خوندم واقعا بعضی جاهاش یه تلنگر واقعی برای کتاب خوناس که خیلی بیدار کنندس💁‍♀️

۰
Mohi:/
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۵

به عاشقای گربه ها و کتابا توصیه میکنم:)

۰
faeze
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۷

یه کتاب هیجان انگیز با داستان های قهرمانانه نیست،خیلی ملایم و آروم پیش میره،کم کم با شخصیت اصلی و گربه و دنیای اونها آشنا میشین و در پایان می‌بینین که خیلی دوسشون دارین،یه قسمت هایی از کتاب درواقع مشکل امروز...بیشتر

۰
luna
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۲

این کتاب خیلی کتاب قشنگی و جالب آموزنده بود کتاب راجب پسری که پدر بزرگش رو از دست داده و همراه یک گربه وارد ماجرا های جالبی میشه موقع خوندن کتاب خیلی احساس خوبی داشتم کتاب تقریبا روند ارومی داره و اتفاق...بیشتر

۰
زُری دختری در کتابخانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۲

~ ۳۶ ~ اگه عاشق کتاب و گربه ها هستید حتما این کتاب رو بخونید. کتاب خوبی بود ولی به نظرم جا داشت که یکم بهتر و جذاب تر باشه.

۰
M Jafari
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۹

بعضی از کتابها واقعا گیج کننده ان، نویسنده طوری نوشته که نمیتونی براشون یه رنج سنی خاص انتخاب کنی😵‍💫 یعنی الان باید به این کتاب بگم یه کتاب تینیجری؟ نه! مفاهیمی که داشت برای اکثر نوجوون‌ها قابل درک نیست چون زیاد...بیشتر

۰
فران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

بنظرم کسی که عاشق کتاب ها باشه از خواندن این کتاب لذت خواهد برد

۰
کاربر 8503520
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۹

محشر بود موقع خوندنش حس فوق‌العاده ای داشتم ✨🫀

۰
میم‌ بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۲

بینظیر بود پنج تا ستاره واسش کمه، این کتاب دید جدیدی راجع به کتاب خوندن بهتون میده پیشنهاد میکنم همه کتاب خونا حتما یکبار این کتاب رو بخونن

۰

بریده‌هایی از کتاب

paria
۳۹
«این حقیقت نداره که هرچی بیشتر بخونی، چیزهای بیشتری از دنیا رو می‌بینی. مهم نیست که چقدر دانش و آگاهی فروکنی توی سرت، چون تا وقتی با ذهن خودت فکر نکنی و با پاهای خودت راه نری، آگاهی و دانشی که به‌دست می‌آری توخالی و قرضیه.»
آوا
۲۹
این دنیا انواع‌واقسام موانع رو جلوی پاهامون قرار می‌ده و اون حد از سختی که ناچاریم تحملش کنیم مسخره‌ست. بهترین سلاح ما برای جنگیدن با این‌همه درد و سختی توی دنیا، منطق یا خشونت نیست؛ شوخ‌طبعیه.
Sophie
۲۲
«داستان‌هایی وجود دارن که جاودانی‌ان، اون‌قدر قدرتمندن که سالیان سال زنده می‌مونن. از این کتاب‌ها زیاد بخون – می‌شن مثل دوست‌هات. الهام‌بخشت می‌شن و ازت پشتیبانی می‌کنن.»
B.A.H.A.R
۱۸
«فروتن‌بودن خوبه؛ اما زیاده‌روی توی این کار اصلاً خوب نیست.»
B.A.H.A.R
۱۶
«خوندن یه کتاب خیلی خوبه، اما وقتی تمومش کردی، وقتشه که وارد دنیا بشی.»
kiana
۱۴
«این حقیقت نداره که هرچی بیشتر بخونی، چیزهای بیشتری از دنیا رو می‌بینی. مهم نیست که چقدر دانش و آگاهی فروکنی توی سرت، چون تا وقتی با ذهن خودت فکر نکنی و با پاهای خودت راه نری، آگاهی و دانشی که به‌دست می‌آری توخالی و قرضیه.»
نیآ
۱۱
«کتاب‌ها نمی‌تونن به‌جای تو زندگی کنن. آدم کتاب‌خونی که یادش می‌ره با دو تا پای خودش راه بره، مثل یه دایرة‌المعارف قدیمیه و سرش پر از اطلاعات تاریخ‌مصرف‌گذشته‌ست. تا وقتی‌که فرد دیگه‌ای اون رو باز نکنه، هیچی نیست به‌جز یه عتیقهٔ بی‌استفاده.»
نیآ
۹
«این حقیقت نداره که هرچی بیشتر بخونی، چیزهای بیشتری از دنیا رو می‌بینی. مهم نیست که چقدر دانش و آگاهی فروکنی توی سرت، چون تا وقتی با ذهن خودت فکر نکنی و با پاهای خودت راه نری، آگاهی و دانشی که به‌دست می‌آری توخالی و قرضیه.»
نیآ
۹
«کتابی که روی یه قفسه قرار داره چیزی نیست جز یه دسته کاغذ. کتابی که نیروی خیلی زیاد یا یه داستان حماسی داره، تا زمانی‌که باز نشه چیزی نیست جز پاره‌های کاغذ؛ اما کتابی که مورد عشق و علاقه قرار بگیره و پر از افکار بشریه، یه روح بهش بخشیده می‌شه.»
B.A.H.A.R
۶
درحقیقت، پیرمرد آدم پرحرفی نبود، اما وقتی به موضوع کتاب‌ها می‌پرداخت، ناگهان سرزنده می‌شد.