معرفی و دانلود کتاب این جا بدون مرد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب این جا بدون مرد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب این جا بدون مرد

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۷۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
مونا زارع
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب این جا بدون مرد

کتاب این جا بدون مرد نوشتهٔ مونا زارع است و در نشر چشمه چاپ شده است. این اثر از مجموعهٔ جهان تازه‌دم نشر چشمه است.

درباره کتاب این جا بدون مرد

داستان این رمان داستانی متفاوت است که ته‌مایه‌های طنز آن بر جذابیت اثر افزوده است. 

در این رمان مونا زارع جهانی را روایت می‌کند که ویروسی نوظهور در آن پیدا شده است؛ ویروسی مرموز در حال منقرض کردن مردهاست. به دنبال این انقراض دنیا به دست زنان افتاده است.

میترا، آیدا و شیرین، تنها زنانی هستند که هنوز مردی در زندگی‌شان باقی مانده اما این موقعیت مشکلاتی را برای آن‌ها به وجود آورده است. آن‌ها سعی می‌کنند مردها را مانند کالایی لوکس حفظ کنند و آن‌ها مانند جسمی ممنوعه از دیدهٔ همه دور نگه دارند و یواشکی مخفی کنند.

مونا زارع در این رمان توانسته هم داستان را به‌خوبی روایت کند و هم موقعیت‌های متناقضی به وجود آورد که کلیشه‌های ذهنی را، به‌خصوص درباره‌ٔ زنان، متفاوت نشان دهد.

خواندن کتاب این جا بدون مرد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به علاقه‌مندان به رمان ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

دربارهٔ مونا زارع

مونا زارع در سال ۱۳۶۹ به دنیا آمد. او در رشتهٔ گرافیک به تحصیل پرداخت و علاقه‌مند به عکاسی بود. او از طنزنویسانی است که در بی‌قانون و شهرونگ یادداشت دارد و اولین اثرش را در سال ۱۳۹۶ به چاپ رسانده است.

بخشی از کتاب این جا بدون مرد

«دستم را گرفت و بدون لبخند گفت «بفرمایین سوار شین. جوراب پاتون نیست.»

دوروبرم را نگاه کردم. چشمم افتاد به جای تابلوِ کندهٔ گاندی. دوباره دختر را نگاه کردم و گفتم «الآن تو گشت ارشادی یعنی؟»

دختر چند لحظه نگاهم کرد و گفت «من شوخی دارم با تو؟»

خودم را از دستش بیرون کشیدم و یک هوا صدایم را بردم بالاتر. «بابا چی داری می‌گی؟ مردی نیست که گشت ارشاد داشته باشیم! خُل شده‌ای؟ ببین من رو. مجلس زنونه‌ست. کجا بریم؟»

لبخند کوچکی زد که بیش‌تر شبیه دعوت به خفه شدن بود و هُلم داد داخل ماشین. در را بست.

توی ماشین‌های گشت همیشه بوی نم می‌آید. بوی نم و اسپریِ زنانه و فین‌فینِ گریه و هِرهِرِ چندتا خوشگل سابقه‌دار. همیشه هم یک نفر این وسط هست که این‌ها را سرِ جدشان قسم می‌دهد که ولش کنند چون امتحان دارد، ولی این‌ها اگر جدِ کسی برای‌شان مهم بود که اسم آدم‌حسابی‌ها را نمی‌گذاشتند روی خیابان‌ها. دخترِ دماغ‌استخوانی هنوز توی پیاده‌رو ایستاده بود که آخرین صندلیِ خالی را پُر کند تا برویم. شیشهٔ ون را کنار کشیدم و داد زدم «من این رو حساب می‌کنم. بیا بریم!» همکارش بدون این‌که کامل برگردد نگاهم کرد و دستش را سفت گذاشت روی بینی‌اش، یعنی خفه‌شو. اگر کمی شُل‌تر بود می‌شد ساکت شو تعبیرش کرد، اما این خودِ خفه‌شو بود. نفس عمیقی کشیدم و به فرهاد، که اسمش را گلدیس ذخیره کرده بودم، پیام دادم «من رو گشت گرفته. مامانت رو بفرست جوراب بیاره برام.» حالا این‌که چرا بین این‌همه اسم زن گلدیس را انتخاب کرده بودم نمی‌دانم. شاید به خاطر این‌که فرهاد زیادی خوب است و از فرط خوب بودن بیچاره‌ام کرده. سی ثانیه نکشید که جوابم را داد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب این جا بدون مرد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباین جا بدون مرد
موضوعداستان ایرانی
نویسندهمونا زارع
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۸/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۹.۲۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۰۱۰۹۱۱۲
تعداد صفحه‌ها۱۹۸ صفحه
قیمت کتاب۶۲۵۰۰ تومان
برچسبمجموعه جهان تازه دم

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mehdikindle
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۲

رمان اول مونا زارع رو‌ دوست داشتم بخاطر اون این رو خریدم. تا اینجا که یک سوم کتاب رو‌خوندم هیچ چنگی به دلم نزده. فکر می کنم قرار بوده یک کمدی سیاه بشه، ولی از کمدی زیاد خبری نیست هر فصل...بیشتر

۱
حمیده
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۳

نسخه چاپی رو خوندم. در کتابفروشی چند صفحه‌ای‌ رو مطالعه کردم و بی‌درنگ کتاب رو خریدم. موضوع جدید و جذابی داشت. خصوصا در شروع، میخکوب کننده بود. اما هرچه داستان جلو رفت، برای من ملال‌انگیز و تکراری شد و انگار...بیشتر

۰
آنا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷

من این کتاب رو به هر کسی که میشناسم معرفی کردم.کتاب فوق‌العاده ای بود فقط یک ذره بی ادبی بود.

۰
zahra esi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۴

من این کتاب رو قبلا خوندم ب نظرم جذابه و میتونید تا اخر بخونید بدون اینکه ازش دست بکشید ازدستش ندید

۰
Ghazaal
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۹

از خانم مونا زارع انتظار بیشتری داشتم، اجراهایش در اینستاگرام را دوست دارم و به نظرم پر و پیمان تر می آیند، کتاب بدک نبود اما یکم دم دستی بود همان حرفهای دیگران را نوشته بود اکثرا

۰
کاربر ۵۶۲۵۰۰۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۱

خیلی این کتاب قشنگ بود حتمابخوانید

۰
hope healer
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۸

کتاب جالبی نبود ایده یکم گیرا بود ولی بسط خوبی نداشت نتونستم کامل بخونمش

۰
عارفه
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

این کتاب آرمانشهر موردعلاقه‌ من رو توصیف کرده بود. منهای گشت و حجاب.

۰
Disney frczen
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۸

نخوندم ولی تورق کردم ، خیلی باحال میاد

۰
Sarn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۷

این کتاب آدم را به دنیایی شگفت انگیز می‌بره کسانی که به دنیایی فانتزی علاقه دارند توصیه میکنم حتما بخونن اما کسانی که داستان هایی رو دوست دارن که به واقعیت نزدیک باشه توصیه نمیکنم دنیای که مرد ها رو فقط توی فیلم...بیشتر

۰
aida
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

موضوع کتاب جدید و جالب است که کششی برای شروع و ادامه ایجاد میکند. اگر به رمان های فانتزی و طنز ایرانی علاقه دارید این کتاب را پیشنهاد میدهم.

۰
Mahta
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

روایت سه زن که با معدود مردهایی در ارتباطن در زمان قحط‌الرجال. آیدا، دختر مجرد بیست و چند ساله که شیفته‌ی هم‌کلاسی دانشگاهش بود و عشقی یک‌طرفه داشت شیرین، یه زن چهل و هشت ساله که مادر دو دختر بود و همیشه‌ی...بیشتر

۰
سميه
۱۴۰۴/۱۲/۱۵

جنبه طنز و تخیلی داشت و کتاب اولش رو بیشتر دوست داشتم.

۰
کاربر ۳۷۴۱۱۶۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۳

بخونید وصدای خندیدن شما تو خونه شنیده بشه ، من دوست داشتم .

۰
کاربر 5887875
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۱

کتابی شدیدا عجییییب و خنده دار و شوکه کننده و حرص در ار همراه با نوآوری و مقدار زیادی جسارت!!

۰

بریده‌هایی از کتاب

𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۳
همین مقدس‌مآبی حوصله‌ام را سر می‌برد. همین لقب «مادری مهربان و همسری فداکار» که قرار است آخرسر بزنند روی اعلامیهٔ فوتم. به جای عکسم هم یک شاخه گل رزِ پرپرشده می‌گذارند و هیچ‌کس نمی‌فهمد این مادر مهربان و همسر فداکار قیافه‌اش چه شکلی بوده، چون همهٔ مادرها باید این شکلی باشند ــ مهم نیست در واقع چه شکلی بوده باشند.
سمیرا میرزایی
۷
ما زن‌ها با زبان بدن‌مان در حرف زدن صرفه‌جویی می‌کنیم. با زبان بدن قهر می‌کنیم، درددل می‌کنیم، اعتراض می‌کنیم، ابراز عشق می‌کنیم، غیبت می‌کنیم و حتی آشتی می‌کنیم. اما اشکال خلقتِ بشر این است که مردها هیچ از این زبان سرشان نمی‌شود.
Parinaz
۷
عشق بدون انتظار فقط از مادرها برمی‌آید.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۶
باز جای افتخار داشت که توانسته بودم کسی را تا این حد بترسانم که از وجودم احساس خطر کند
fereshteh
۶
آخرْ خیابان تنها جایی است که هیچ‌کس پشت‌بندِ گریه‌ام نمی‌گوید «باز قضیهٔ شایانه؟» این «باز» را که می‌گویند، دلم می‌خواهد بخوابانم زیر چانه‌شان وبگویم آره، باز! مسئلهٔ من همیشه شایان بوده و من بی‌عرضه‌ترین فراموش‌کنندهٔ این کرهٔ خاکی‌ام که پایان دادن به یک رابطه برایم از تجزیهٔ پلاستیک بیش‌تر طول می‌کشد.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۵
خیلی وقت بود منتظر بودم یکی از ما دوتا منقرض شود
Faran
۵
خوش‌به‌حال خاله‌شهرزادم که عشق هجده‌سالگی‌اش آمد جلوِ خانه‌شان و گفت من لیاقتت را ندارم و وقتی گورش را از محله گم کرد، خالهٔ فلک‌زده‌ام دستش به هیچ جا بند نبود. نه شماره موبایلی در کار بوده، نه عکس پروفایلی که هربار عوض شود و آتش به جان آدم بیندازد، نه اینستاگرام و توییتری که تا عمر داری همهٔ خبرهای زندگی‌اش کف دستت باشد و لحظه‌به‌لحظه بزرگ شدنِ بچه‌اش را هم ببینی.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۴
هر چیزی که بیش از یک حدی لطیف شود ترسناک است
سمیرا میرزایی
۴
فمینیست‌ها بینی‌های‌شان را عمل نمی‌کنند
سمیرا میرزایی
۴
بالاخره این منقرض می‌شود و تویی که می‌مانی. پس خودت را نباز، آن هم جلوِ آدمی که در حال نابودی است و چند روز بعد قرار است اسپرم‌هایش را تخلیه کنند و رویش آهک بریزند.