با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی
۳٫۹
(۱۴۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی
«از نظر من، ما دهه شصتیها و یک کمی عقبترهایمان، نه آنقدر سوختهایم که بوی تهدیگمان دربیاید و نه آنقدر خاطراتمان دلبر است که بتواند جای این تبلتها و موبایلهای امروزی را بگیرد.»- سحر شریفنیک
«زمانی برای انقراض خاندان فخر ملکی» نوشته سحر شریفنیک(-۱۳۶۰) نویسنده معاصر ایرانی است. این کتاب مجموعهای از ۱۴ داستان کوتاه طنز است.
نویسنده در توضیح این کتاب میگوید: قصههای این کتاب، پر از آدمهاییست که هستند، ولی من نمیشناسمشان. آدمهایی که حتماً توی کوچهها و خیابانهایی همان اطراف و یا کمی اینطرف و آنطرفتر بودهاند، بزرگ شدهاند و حتماً هم حالا برای خودشان در یک جای دور و نزدیکی دارند زندگی می کنند.
و در آخر، قصههای این کتاب، پر از نامها و نامهای خانوادگی است که باز هم هستند، ولی من نمیشناسمشان.
فلذا، هیچیک از تشابههای موجود را نه به خود و نه به فکوفامیلهای خود نگرفته، و بیخیال به تعصبات موجود، چند ورقی خودتان را مهمان لبخندهای زیبایتان کنید.»
در بخشی از کتاب میخوانیم:
مامانزیبا از آن دخترهایی بود که چیزی تحت عنوان عقیدهی شخصی نداشت و تا بعد از ازدواج با بابا در حال ریسِتفَکتوری باقی مانده بود و یکی از دلایل موافقت بیچونوچرای آن زمانِ خانمجان هم با این وصلت، همین پِروگرام نبودن مامان برای کَلکَلهای عروس و مادرشوهری بهشمار میرفت. یک سال که از عروسی ماماناینها گذشت و خبری از بچه نشد، خانمجان مشکوک شد که نکند مامان نازاست. پس سریع دستش را گرفت و پیش صغریفالبین برد.
بعد از کلی سؤال و جواب قرار شد شب به شب، مامان دو قاشق عرق شترِ خسته را با نصف لیوان شیر فیل تازهفارغشده قاطی کند و با دَمی باقالی و سیرترشی بخورد، اما معجون مورد نظر جواب نداد و دو روز بعد از استفاده، کار مامان به شستوشوی معده کشید.
مغزنوشتههای یک جنین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مهرداد صدقی
رقص با گربه هامهرداد صدقی
نقطه ته خطمهرداد صدقی
غریزه وصلی؛ نسخهی کاملمهرداد صدقی
دومین نشان مردیمهرداد صدقی
میرزا روباتمهرداد صدقی
سال سیلمهرداد صدقی
تعلیمات غیراجتماعیمهرداد صدقی
ننهنامهسحر شریفنیک
دور دنیا با زیرشلواریعبدالله مقدمی
آخرین نشان مردیمهرداد صدقی
آبنبات نارگیلیمهرداد صدقی
خواستگارینامهحمید کیان مهر
از پشت میز عدلیه؛ خاطرات طنز یک قاضی دادگستریامین تویسرکانی
آبنبات دارچینیمهرداد صدقی
آبنبات پستهایمهرداد صدقی
وام دماغسیدسعید هاشمی
مغزنوشتههای یک نوزادمهرداد صدقی
ببرهای زخمی حکیمیهحسام حیدری
لبخندهای کشمشی یک خانواده خوشبختفرهاد حسنزاده
هیروشیما – ناگاساکی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فوکویاما تاکوما
اسب آبی التیام بخش پارک هینودهمیچیکو آئویاما
جسد مردی در باغمارته جاسلین
از دستم عصبانی هستی؟مگ جوزفسون
چیزهایی که از نور پنهان می کنیملوسی اسکور
پرونده اتاق ۶۲۲ژوئل دیکر
فروشگاه فرصت دوبارهکیم هو - یون
چشم ها بهترین بخش اندمونیکا کیم
جایی که آب ما را می بردآلن باریلارو
خروج از قصر ممنوعکریستوفر هیلی
حجم
۱۳۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۱۳۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
قیمت:
۳۴,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
اینو تو خلوت خودتون بخونید و بخندید. مثل من تو جمع فامیل نباشید که وسط بحث جدی یهو خندتون بگیره نتونید جمعش کنید 😂😂😂
خب کتاب که معلومه طنزه 😊 از نظر من نویسنده خوب داستانها رو شروع کرده بود و موضوع های خوب و متنوعی داشت و اسم های جالب و هوشمندانه ای برای داستان انتخاب شده بود که آدم رو ترغیب به به پایان
عالیه🤗 . فقط به نظر شما پیش بردن همزمان چندین کتاب کار درستی است؟😶🤔🙄🤔😶 چون برای من صرفا یک کتاب رو از اول تا آخر خوندن خسته کنندست مثلا فکر کنم این کتاب رو دو سه ماه پیش شروع کردم ولی الان تموم
واقعا لذت بردم از خوندنش،توصیه میکنم برای تلطیف روحیه حتما مطالعه کنید
به نظر من خنده دار نبود.
به به عجب کتاب مهیج و طنزی . کتاب های قبل تو همش سو تفاهم بود. مرحبا به نویسنده ی کتاب
کتاب پنجم برنامه ی مطالعه از طرح خوب و جذاب "کتابخانه همگانی" کتاب خوبی بود واکثر داستان هاش بامزه بود و به نکاتی اشاره شده بود که در زندگی خودمان بارها با آنها روبرو شدیم چشم و هم چشمی، حسادت، رقابت ناسالم،
شاید برای خانمها جذاب باشه ولی من اصلا نخندیدم تا اینجا کتاب رو با خودش مقایسه کردم ولی حالا این کتاب رو مقایسه کنید با کتاب آبنبات هلدار تفاوت از زمین تا ...
خیلی لذت بردم ... پرتاب شدم به دهه خودم 😊 گوله نمکی خانم نویسنده 🤣😂 مطالعه این کتاب رو به دهه شصتی ها ،خصوصا دخترها پیشنهاد میکنم.
همه داستان ها مثل هم بود آدم های شبیه هم خانواده های یکسان اخلاقیات یکسان اتفاق های یکسان و... نه خط داستانی درستی داشت ،نه هیچ هیجانی ،نه فراز وفرودی ،نه حرفی برای گفتن