معرفی و دانلود کتاب خواستگاری‌نامه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خواستگاری‌نامهsubscriptionAvailable

کتاب خواستگاری‌نامه

سلسله داستان‌های شگفت‌انگیز خواستگاری

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۸۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمید کیان مهر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خواستگاری‌نامه

کتاب خواستگاری نامه نوشته حمید کیان‌مهر است. این کتاب سلسله داستان‌های شگفت‌انگیز خواستگاری است با زبانی طنز و جذاب که خواننده را در خندیدن با خودش همراه می‌کند و به او فرصت تجربه شادی در کتاب خواندن را می‌دهد.

درباره کتاب خواستگاری‌نامه

این کتاب شامل ۳۰ داستان است از نویسنده و شرح خواستگاری رفتن‌های عجیبش که هیچکدام به نتیجه درستی نمی‌رسید و هرکدام داستان جذابی برای خودش داشت. نویسنده دو سال برای بازنویسی و اصلاح این کتاب وقت گذاشته است تا کتابی جذاب به خواننده تقدیم کند. این کتاب زبانی شبیه به زبان دوران قاجار دارد و با زبان ادبی آمیخته با کلمات امروزی فضایی جذاب را برای خواننده می‌سازد. خواننده با پسر جوان همراه می‌شود و خواستگاری‌ها مختلف او را می‌بیند.

خواندن کتاب خواستگاری‌نامه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستا طنز پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خواستگاری‌نامه

اولین جلسه خواستگاری من برمی گردد به هَفَشده سال قبل! خب هرچند آن زمان بنده از نظر پدر و مادرم، دیگر نره غولی شده بودم که باید خودش گلیمش را از آب می‌کشید و همیشه در نگاهشان یک "نون خور اضافه نمی‌خوایم"ِ خاصی موج می‌زد اما از دیدگاه خودم، همچنان کودکی به حساب می‌آمدم که دهانم بوی شیر می‌داد و توان بالا نگه داشتن شلوارم را هم نداشتم چه رسد به شلوار یک نفر دیگر را! ضمن اینکه دانسته هایم در زمینهٔ خواستگاری و جنس مخالف و مشتقات آن نزدیک به صفر میل می‌کرد. چیزی در حد نحوهٔ تولید مثل آبزیان حوزهٔ دریای کارائیب! واقعا نمی‌دانم آنها در آن ایام با چه استدلالی قصد زن دادن مرا کردند در حالیکه نه شغل و درامدی داشتم و نه حتی هنوز به خدمت مقدس سربازی مشرف شده بودم! اما والدین ما به سبک قُدَما و اسلافشان تصور می‌کردند پسر که به سن ۲۰ برسد باید تحت هر شرایطی ازدواج کند! به هر روی، مدتها از خانواده اصرار و از من انکار بود تا بالاخره دستمال سفید را به نشانه تسلیم به اهتزاز دراورده و راهی جولانگاه مرگ و زندگی شدم.

سردردتان ندهم... در اولین کارزار وصلتخواهی زنگ را زدیم و مادر خانه همراه با دختر عظیم الجثه ای که گویا خواهر سوژه بود به استقبال گرممان آمدند. هنگامی که جلسه رسمیت لازم را یافت منتظر بودم طبق سریالهای آبکی تلویزیون که از کودکی به خوردمان داده‌اند، پس از مقداری شوخی‌های بی مزه و خنده‌های زورکی حضار، شخصی با گفتن جملهٔ استراتژیکِ "خب بریم سر اصل مطلب!" نگاه‌ها را به سمت بنده معطوف نماید و سپس مادر عروس خانم بگوید: "دخترم چای بیار!" و دوشیزه محترمه چادر گل گلی به سر با سینی چایی حاضر شود و الخ...

اما در میان ناباوریِ همگان، هیچکدام از این اتفاقات رخ نداد. بلکه پس از مستقر شدن حضار، سکوت مرگباری بر جلسه حکمفرما شد. سکوتی که تا چند دقیقه ادامه داشت و در این مدت همه گل‌های فرش یا میوه‌های روی میز را می‌شمردند؛ گاهی هم با تبسمی ملیح و پرسیدنِ "خوب هستییین؟" و گفتنِ "مرسی" در جواب، خودشان را با فضای سنگین آنجا تلطیف می‌کردند. این جو خفقان آور ادامه داشت تا اینکه ناگهان مادرزن آینده با اشارهٔ دست مبارک و فرمودن جملهٔ "این دختر من هیچی کم نداشته تو زندگی" ما را به شوکی عمیق فرو برد. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خواستگاری‌نامه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخواستگاری‌نامه
عنوان دیگرسلسله داستان‌های شگفت‌انگیز خواستگاری
موضوعرمان، طنز، داستان ایرانی
نویسندهحمید کیان مهر
انتشاراتانتشارات تمدن علمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۲/۱۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۶۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۳۱۰-۰۳-۱
تعداد صفحه‌ها۱۳۵ صفحه
قیمت کتاب۴۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

علی فلاح
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۶/۳۰

دوست دارم بدونم نویسنده هنوز ازدواج کرده یا مجرده!! ولی در کل به نظر برخی از داستان هاش غیر واقعی بود انتظار داشتم آخر کتاب بگه که همش ساختگی بود اما چیزی گفته نشد. نثرش بد نبود اما من طنز مهرداد...بیشتر

۴
ghomes
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

تازه داشت خوشم میومد از کتاب که رسیدم به خاستگاری خانواده مذهبی... خیلی ناراحت شدم از این طرز نوشته....

۸
Saana
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

داستان های نسبتاً خنده دار و سرگرم کننده ای داشت.لحن نویسنده در بیان مطالب هم برای من بامزه و جالب بود.یه جاهایی هم کلماتی به کار رفته بود که از حذف نشدنشون متعجب بودم که داستان رو بامزه تر می‌کرد.صرفاً...بیشتر

۰
SARA
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

کتاب جذاب و خنده داری بود. من واقعا لذت بردم.

۰
پناه آورده به کتاب از پایان نامه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۴

اگر برای طنز بودنش میخونید در اون حدی نیست که کاملا خندتون بگیره و همین باعث شد نصفه ولش کنم.. ته تهش لبخند میزنید... اون چیزایی که درمورد خانواده ی مذهبی گفته بود همچین چیز بدی هم نبود!!توهین نکردکه!!!باید قبول کنیم...بیشتر

۰
Mahdi.H
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

به شددددت نویسنده هنرمند جلوه میکنه !من که دیگه همیشه داستان ایرانی میخونم !راستی ها،... چقدر زبون مادریمون شیرینه !مفتخرم

۰
Filmyab,youtube
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

اگر از ابتدا کتاب را بلند و با لحن خاصی بخوانید و در محاوره ها هم لحن را عوض کنید بسیار به دل آدم می چسبد که من دقیقا اینکار را کردم و دو روزه کتاب تمام شد. دست مریزاد...بیشتر

۰
Fatemeh Karimian
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۱

کتاب خوبی بود.. به خاطر نثر قدیمی ای که داره وقتی می خونیدش یه لبخند کوچیکی روی لباتون میاره.. بعضی جاهاشم واقعا خیلی خنده دار میشه.. اون قسمت اولش هم که نویسنده خودش رو با مسی مقایسه می کنه جالبه.. تنها چیزیش که ناراحتم...بیشتر

۰
sepide
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۰

فوق العاده نویسنده ی بی فرهنگی هستن این آقا... مطالعه ی کتاب باید یک چیزی به آدم اضافه کنه نه اینکه وقت تلف کردن باشه.نویسنده فقط به قشرهای مختلف توهین کرده. عزت دخترها عمدتا در این کتاب پایین آورده شده....بیشتر

۰
مروارید ابراهیمیان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۱/۲۹

بنظرم نویسنده سعی داشته تمام احتمالات ممکن بر سر راه یک پسر جوان جویای همسر رو در شرایط معاصر مملکت، از نظر اقتصادی و فرهنگی و مذهبی و عقیدتی در قالب طنز، در این کتاب مطرح کنه. ماجرای خواستگاری ها گرچه...بیشتر

۰
صبا
۱۴۰۴/۰۱/۲۶

مقدمه ی کتاب بدی نبود کنجکاو شدم کتاب رو بخونم اما نویسنده تلاش بیهوده ای کرده بود و لحن محاوره رو با لحن دیگه ای ادغام کرده بود، از سر اون داستانی هم که رفته بودن خواستگاری یه دختره که...بیشتر

۰
TIRAMISU
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۷

بنظرم کتابی بود که فقط طنز بود، هیج بار معنایی و مثبت دیگه ای نداشت علاوه بر این چیزی که خیلی خیلی از اون مهمتره اینه که نویسنده واقعا صحبتهای جالبی در این کتاب نداره به ظاهر افراد، افکار و عقاید افراد،...بیشتر

۱
مهشید
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۵

من به این کتاب طنز نمیگم. حتی یه لبخند هم رو لبم نیاورد. از نظر من چیز خاصی برای ارائه نداشت.

۰
farnaz
۱۴۰۰/۰۷/۱۵

خوب بود ولی خیلی هاش خسته کننده بود و نثر به محتوا نمی خورد

۰
Tna
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۹

موقع مطالعه کتاب،احساس میکردم دارم ستونای تو مجله و روزنامه رو میخونم و حس کتاب خوندن بهم دست نمیداد‌.چندتا از داستان ها وقتی یادم میاد میخندم اما چندتاش هم شامل موضوعات سکسیستی و بادی شیم و ... بود که دیگه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

zahra🌿
۶۴
- ببخشید دعای مورد علاقهٔ شما چیه؟! - دعا؟! دعا برای سلامتی مریضا... حاجتمندا... این چیزا _ نهههه منظورم اینه که دعای مورد علاقتون چیه؟ کمیل؟ ندبه؟ توسل؟ چی؟ درحالیکه سعی میکردم جلوی خنده ام را بگیرم کمی شوخی را چاشنی جوابم کردم و گفتم: _ والا دعای مورد علاقهٔ من جوشن کبیره! - جدی؟! چقدر جالب! چرا؟! - چون اسم همه بچه محلامون توشه!
zahra🌿
۳۳
شئون اسلامی (نکته آموزشی: کلمهٔ "شئونات" که متاسفانه زیاد هم بکار می‌رود جمع الجمع و کاملا غلط است)
Fatemeh Karimian
۳۲
وضعیت آنها به گونه ایست که خرافات، تمام جوانب زندگی اعضای خانواده را تحت الشعاع قرار داده و به همین دلیل هم هر چهار دختر دم بختشان یکی پس از دیگری به مرز ترشیدگی رسیده و هیچ یک به خانهٔ شوهر نرفته بودند.
زهــرا م.ن
۲۶
بنده همچنان برای یافتن نیمهٔ گمشده ام که انگار یا هیچوقت وجود خارجی نداشته یا هزار تکه شده و هر قطعه اش در نقطه ای از کره زمین پراکنده از پا ننشستم.
Fatemeh Karimian
۲۴
سرانجام آن شب پیامکی حاوی عبارت "سلام، خوبید؟" روی گوشی ام ظاهر شد و من بسان آهویی رمیده در دشت همینطور از خوشحالی کف اتاق غلت میزدم! اندکی در پاسخ دادن تاخیر انداختم نشان به این نشان که بنده بسیار باکلاسم و اصلا وقت ندارم و شما همچین تحفه ای هم نیستید!
zahra🌿
۲۲
لذتی که در خواستگاری رفتن و زیارت یک خانه و خانوادهٔ جدید و ناشناخته هست؛ در آشنایی کوچه و خیابانی و اختلاط کافه و رستورانی نیست!
AIHIA
۱۳
(نکته آموزشی: کلمهٔ "شئونات" که متاسفانه زیاد هم بکار می‌رود جمع الجمع و کاملا غلط است)
محیا
۱۰
گذشتم و با اشارهٔ ظریفی به حضرت عشق این مفهوم را رسانده که زودتر رفع زحمت کنیم. مادر هم نه گذاشت و نه برداشت با صدای بلند گفت: "باشه عزیزم الان میریم!" و سپس خطاب به دوشیزه محترمه گفت: "ایشالله خوشبخت بشی دختر گلم!"
Mohammadii
۱۰
گفتم: "بله بله حق با شماست. حالا ایشاالله اگه همو پسندیدیم و این وصلت سرگرفت سعی می‌کنم که خوشبختشون کنم". ناگهان آن یکی برادرش وسط حرف من پرید و گفت: "چییییی؟!! بپسندی؟ ایشون باید شوما رو بپسنده نه شوما! افتاد؟!" بقدری مرعوب و حیرت زده از شرایط مخوف جلسه شده بودم که زبانم به دهانم چسبیده بود و لام تا کام چیزی نمی‌گفتم و فقط همان اخوان نامبرده بودند که در صدر مجلس هی خط و نشان می‌کشیدند و شرط و شروط می‌گذاشتند و من فقط تایید می‌کردم. دلم می‌خواست هرچه سریعتر از آن محیط بزنم بیرون. خلاصه پس از شنیدن اتمام حجت‌های سه تفنگدار، بلاخره یکی از آنها به داخل آشپزخانه رفت تا مجوز حضور عروس خانم در جمع را صادر کند. البته فکر نمی‌کردم که حتی این سه حارث و پاسدار دردانه خواهر، پروانهٔ جواز همکلام شدنِ من با او را امضا کنند!
Mohammadii
۱۰
دقایقی بعد احساس کردم که نشیمنگاهم کمی معذب است و شی نوک تیزی دارد آن را مورد عنایت قرار می‌دهد. خودم را در پوزیشن‌های گوناگون قرار می‌دادم و مثل مار به خودم می‌پیچیدم. ناگهان مادرش گفت: "ببخشید بابت میخ زیر مبل ولی این باعث میشه هواهای شیطانی و نفسانی از داماد آیندمون دور بشه و تا آخر عمر وفادار و دلباخته بمونه و زنی خدای نکرده توی زندگی نرگس جون وارد نشه."