کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه جیمز ماکسول اندرسن + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه

کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه

معرفی کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه

کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه نوشتهٔ جیمز ماکسول اندرسن و ترجمهٔ سعید درودی و ویراستهٔ پروین حیدری است و انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه

ژوییهٔ ۱۷۸۹ برای هر کسی که در آن زمان در فرانسه می‌زیست (از شاه تا ساده‌ترین کشاورز)، یا شادی‌بخش بود یا نکبت‌بار. سراسر این کشور دچار اغتشاش شده بود و فقط یک انسان استثنایی ممکن بود این نابسامانی را ببیند و به آن بی‌توجه باشد یا مقابل آن خونسرد بماند، زیرا آنچه در ژوییهٔ ۱۷۸۹ رخ داد و حوادثی که پس از آن به وقوع پیوست، جملگی پایه‌ای شدند برای ظهور جامعه‌ای جدید و دولتی نوین.

رویدادهای سرنوشت‌سازی که به انقراض نظم کهن انجامیدند، اکثراً در پاریس اتفاق افتادند، اما شهرستان‌ها نیز که بخش اعظم جمعیت کشور را در خود جای داده بودند، نقش بسیار مهمی در این بحران فزاینده برعهده داشتند.

بخش عمدهٔ مطالب کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه دربارهٔ زندگی روزمرهٔ مردم در آن زمان و آن مکان است. هر فصل از کتاب، در واقع، تصویری است که به تابلوی فرانسهٔ پیش از انقلاب، فرانسهٔ حین انقلاب و فرانسهٔ پس از انقلاب افزوده می‌شود.

کتاب با نظری اجمالی و جغرافیایی می‌آغازد. سپس شرحی خواهیم داشت دربارهٔ شرایط گوناگون سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و همچنین، رویدادهای مهم تاریخی که موجب بروز انقلاب شدند. محتوای فصول بعدی عبارت‌اند از: اقتصاد، زندگی درباریان، اشراف، شهرنشینان و روستاییان؛ جزئیاتی از زندگی همهٔ اقشار جامعه: نگرانی‌ها، دلخوشی‌ها، شرایط زندگی، اوضاع بهداشتی، اخلاقیات، نیکوکاری و تجارب شخصی؛ چه می‌خوردند و چه می‌پوشیدند؛ برای سرگرم ساختن خود، چه می‌کردند؛ و بالاخره، کلیسا و جرم و جنایت و تبلیغات انقلابی چه تأثیراتی بر جامعه می‌نهادند.

خواندن کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به پژوهشگران رشته‌های تاریخ جهان، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره جیمز ماکسول اندرسن

جیمز ام. اندرسن استاد ممتاز بازنشستهٔ دانشگاه کالگاری در کاناداست. سال‌ها، هم در مقام پژوهشگر برنامهٔ فولبرایت و هم دریافت‌کنندهٔ بورس تحصیلی انجمن فرهنگی کانادا و مؤسسهٔ اس‌اس‌اچ‌آرسی، در اسپانیا و پرتغال و فرانسه اقامت داشته و در پدید آوردن مقالات و کتاب‌های متعدد در زمینهٔ بررسی مسائل تاریخی و فرهنگی اروپا مشارکت داشته است. خود نیز ۱۳ کتاب به چاپ رسانده که بعضی از آنها عبارت‌اند از: تاریخ پرتغال (انتشارات گرین‌وود، سال انتشار ۲۰۰۰)، زندگی روزمره در دورهٔ تفتیش عقاید اسپانیا (انتشارات گرین‌وود، ۲۰۰۲) و جنگ داخلی اسپانیا (انتشارات گرین‌وود، ۲۰۰۳).

بخشی از کتاب زندگی روزمره در دوره انقلاب فرانسه

«بسیاری از رودهای فرانسه، همچون سن، لوآر، سون، رون و گارون، از مدت‌ها قبل راه‌های حمل‌ونقل بودند. برای تکمیل سیستم رودخانه‌ها و جابه‌جایی کالاها، در سدهٔ هفدهم تعدادی کانال مهم ساخته شد که بعضی از آنها عبارت بودند از بری‌ین، اورلئان و لانگدوک. یکی دیگر از این کانال‌ها، معروف به کانال دو میدی، از تولوز به بزیه کشیده شده بود و از طریق نواحی جنوب‌غربی فرانسه، اقیانوس اطلس را به دریای مدیترانه متصل می‌ساخت. مسافر سوار یک قایق رودپیما می‌شد. دو اسب در دو ساحل مقابل با طناب‌هایی ضخیم به این قایق متصل بودند و با حرکت اسب‌ها در خشکی به سوی مقصد، قایق نیز در رودخانه به طرف مقصد کشیده می‌شد. در پاریس، ایستگاه‌های ویژهٔ سوار و پیاده شدن مسافر به این قایق‌ها، در پله رویال و پل سن‌پل قرار داشت. ظاهراً فرانسوی‌ها چندان علاقه‌ای نداشتند با کرجی‌های تجاری یا قایق‌های رودپیما سفر کنند، چون در این صورت، مجبور می‌شدند مسافاتی طولانی را روی آب و در قایق بپیمایند. لذا ترجیح می‌دادند فواصل طولانی را در خشکی و با اسب و کالسکه طی کنند. برای این نوع مسافرت‌ها، سیستم حمل‌ونقل مرتبی ساخته شده بود که توقفگاه‌های مشخص و قیمت‌های معینی داشت. برای مثال، مسافر می‌توانست به ادارهٔ کل سلطنتی کالسکه‌ها و ترابری مراجعه و برای سفر به هر نقطه از کشور ثبت‌نام کند.

در اواخر سدهٔ هجدهم، منطقهٔ ایل دو فرانس بهترین جاده‌های اروپا را داشت و مسافران خارجی راه‌های این ناحیه را بسیار تحسین می‌کردند. اما مسافری که قصد داشت با وسایط نقلیهٔ اسبی مسافات طولانی را بپیماید، درمی‌یافت جاده‌ها گاهی پُردست‌انداز می‌شوند و سرعت حرکت آهسته است و مسافرت را خسته‌کننده و کسالت‌بار می‌سازد. سفر از پاریس به بوردو یا استراسبورگ شش روز، از پاریس به تولوز هفت‌هشت روز و تا مارسی نُه روز طول می‌کشید.

بیشتر اوقات، حمل‌ونقل بارهای سنگین در خارج از جاده‌های پُستی خوب و هموار، غیرممکن بود و به قول آدام اسمیت سفر بر پشت اسب دشوار بود. اسمیت عقیده داشت قاطر یگانه‌وسیلهٔ راحت و قابل اعتماد است. 

جاده‌های برخی نقاط، با در نظر گرفتن معیارهای آن عصر عالی محسوب می‌شدند، ولی سایر جاده‌ها، مانند جادهٔ اکس به مارسی، به قول خانم مری بری، نفرت‌انگیز بودند. این خانم در یادداشت‌هایش نوشته:

چرخ‌های کالسکه‌ها باریک است و همین موجب می‌شود بهترین جاده هم، در مدتی کوتاه، خراب شود. نکتهٔ دیگر آنکه بیشتر کالسکه‌های این کشور فقط دو چرخ دارند و چهارچرخه نیستند. لذا وقتی بار سنگینی را در کالسکهٔ دوچرخه می‌گذارند، جاده زودتر خراب می‌شود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

فروش مشاغل، تا زمان شروع انقلاب، یکی از منابع مهم کسب درآمد برای پادشاه بود و در آغاز انقلاب، به طوری که تخمین زده شده، چیزی در حدود ۵۱ هزار شغل یا کارمند فاسد و رشوه‌خوار در فرانسه وجود داشتند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
دوک برونسویک، فرمانده ارتش متحد اتریش و پروس، طی بیانیه‌ای اعلام داشت اگر کوچک‌ترین آسیبی به خانوادهٔ سلطنتی فرانسه برسد، پاریس را با خاک یکسان می‌کند. ولی این بیانیه، به‌جای ایجاد ترس در فرانسوی‌ها، احساسات شدید میهن‌پرستانه در پایتخت پدید آورد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
اعتماد (که از عوامل مهم در رشد اقتصادی است) در حکومت لویی شانزدهم تقریباً به چشم نمی‌خورد. کسانی که اوراق بهادار دولتی می‌خریدند، هیچ‌گاه مطمئن نبودند سود اوراق در موعد مقرر به دستشان می‌رسد یا حتی سرمایهٔ اولیه‌شان بازمی‌گردد. قرض دادن پول به حکومت، در واقع، نوعی قمار و کار پرمخاطره محسوب می‌شد، زیرا بازپرداخت آن منوط بود به اینکه شاه مالیات‌ها را وصول کند و طلب وام‌دهندگان را باز پس دهد. اگر اوضاع محصولات کشاورزی خراب می‌شد، درآمد شاه (و در نتیجه، توانایی‌اش در بازپرداخت وام) نیز کاهش می‌یافت.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
لزوم اصلاحات مالی و اجتماعی در تمام رده‌های حکومت شدیداً و عمیقاً احساس می‌شد و صدای اعتراض طرفداران چنین اصلاحاتی، در دورهٔ حکومت لویی شانزدهم، به‌شدت به گوش می‌رسید، اما کسانی که بر اریکهٔ قدرت تکیه زده بودند، در برابر این نوع اصلاحات مقاومت می‌ورزیدند.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
لویی شانزدهم قاطعیت نداشت و راحت و سریع تحت تأثیر اطرافیان قرار می‌گرفت؛ به‌ویژه همسرش ماری آنتوانت نفوذ عمیقی بر وی داشت. این زن جلوی اصلاحات را (که فرانسه به‌شدت بدان نیازمند بود) می‌گرفت و به‌خصوص می‌کوشید از کاهش مالیات‌ها (که کمر مردم را شکسته بودند) جلوگیری کند. لویی شانزدهم برای مسائل و مشکلات دولت اهمیت چندانی قائل نبود و ترجیح می‌داد اوقات خویش را به سرگرمی‌هایی نظیر شکار و قفل‌سازی سپری کند یا پشت میز بنشیند و تا خرخره غذا بخورد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
همه می‌دانستند رده‌های بالای کلیساییان در ناز و نعمت غوطه‌ورند، اما رده‌های پایین (همچون کشیشان بخش) در فقر و فاقه به سر می‌برند. لذا این عقیده به‌گستردگی رواج داشت که کلیسا واقعاً به اصلاحات بنیادین نیازمند است. شکایت‌نامه‌ها تغییرات مالی و قضایی را ضروری می‌دانستند و خواهان آن بودند که کلیساییان و اشراف نیز مالیات بپردازند، عدالت برای همه یکسان و کم‌هزینه باشد، با سرعت بیشتری به موضوعات قضایی رسیدگی شود و قوانین و مجازات‌ها هم انسانی‌تر وضع شود. یکی دیگر از موضوعاتی که اجرایش را بسیار سودمند می‌دانستند، برداشتن موانع تجارت داخلی و حمل‌ونقل آزاد کالا در سراسر کشور بود.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
مهم‌ترین عامل ناخشنودی شدید ملت کمبود نان و بهای روزافزون آن بود که باعث می‌شد مردم از عهدهٔ خریدن نان هم برنیایند و این وضع، به قحطی و فقر بیشتر انجامید. نارضایتی‌های جزئی دیگری هم وجود داشت، از قبیل حق شکار، حق جمع‌آوری هیزم و حق استفاده از اراضی عمومی.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
یک سرباز گمنام که در ۱۷۸۷ به منطقهٔ روآن رفته و از روستاهای آنجا دیدن کرده، می‌گوید زنان و کودکان دهکده‌ها برای کارخانهٔ محلی منسوجات نخی کار می‌کردند. زمین از قواره‌های پارچه‌های نخی به رنگ‌های گوناگون پوشیده بود و بعضی از قواره‌ها را به دور درختانی که در طول خیابان به چشم می‌خوردند پیچیده بودند. هر نهر کوچک دو یا سه آسیاب را می‌چرخانید. گویی همهٔ زنان و کودکان (که ساعی و سخت‌کوش هم به نظر می‌رسیدند) برای همان کارخانه کار می‌کردند. سرباز گمنام مذکور نگاهی به آلونک‌های آنان می‌اندازد تا دریابد ایشان از کار کردن برای کارخانه چه منافعی به دست آورده‌اند، و براساس گفتهٔ او، «همه‌چیز حکایت از فقر و بینوایی و قحطی دارد».
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
بخش‌های گوناگون فرانسه، که زمانی قلمرو فئودال‌های مستقل بودند، در طول سده‌های میانه، توسط پادشاهان این کشور ضبط شدند و این روند تا سدهٔ هجدهم میلادی نیز ادامه یافت. برای مثال، ناحیهٔ برتانی در نتیجهٔ ازدواج پادشاه فرانسه در ۱۵۳۲ میلادی به این کشور تعلق گرفت؛ یا مثلاً دوک‌نشین لورن در ۱۷۶۶ به خاک فرانسه منضم شد. شهر آوینیون و نواحی مجاورش نیز که قلمرو پاپ‌ها محسوب می‌شد، در ۱۷۹۱ جزو فرانسه شد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸
ماری آنتوانت نیز، طی یک محاکمهٔ نمایشی و مضحک، به مرگ محکوم شد و روز شانزدهم اکتبر ۱۷۹۳، میان شورونشاط پاریسی‌ها، سر از بدنش جدا شد.
کاربر ۴۴۳۳۴۳۸

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان