با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
هملت

دانلود و خرید کتاب هملت

۳٫۹ از ۳۸ نظر
۳٫۹ از ۳۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هملت  نوشته  ویلیام شکسپیر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب هملت

«هملت» نمایشنامه‌ای از ویلیام شکسپیر(۱۶۱۶-۱۵۶۴)، نمایشنامه‌نویس و شاعر نامدار انگلیسی است. هملت یکی از تراژدی‌های شکسپیر است که به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده و اقتباس‌های بسیاری از آن در قالب سینما، تئاتر و تلویزیون شده است. داستان این نمایشنامه در دربار پادشاهی دانمارک در قرون وسطی روایت می‌شود که در آن خیانت و قدرت‌طلبی بر روابط انسانی سایه انداخته است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«کلادیوس‌شاه: خب؟... چه شد اکنون؟... چه اتّفاقی افتاده؟

روزن‌کرنتس: سرورم!... نمی‌توانیم از[ زیر زبان ]او بیرون بکشیم که جسد کجا‌ست؟

کلادیوس‌شاه: اما... خودش کو؟

روزن‌کرنتس: بیرون، سرورم! مراقبش هستند و در انتظار فرمان جناب‌عالی.

کلادیوس‌شاه: نزد ما بیاوریدش.

روزن‌کرنتس: آهای! گیلدنس‌ترن!... شاهزاده را بیاورید.

{هملت و گیلدنس‌ترن وارد صحنه می‌شوند. }

کلادیوس‌شاه: خب هملت!... پولونیوس کجا‌ست؟

هملت: سر شام.

کلادیوس‌شاه: سر شام؟... کجا؟

هملت: در جایی نیست که بخورد، آنجایی‌ست که خورده می‌شود. انجمنی معروف از کرم‌های سیّاس، هم‌اینک با وی سرگرمند. در شورای قضا و غذا، سرحلقه‌ی رژیم قضایی شما و رژیم غذایی شما، فقط کرم است. ما همه‌ی آفریده‌های دیگر را پروار می‌کنیم تا ما را چاق کنند، و آنگاه خود را می‌پروریم تا کرم‌ها را فربه سازیم. شاه فربه شما و گدای باریک‌اندامتان دو خوردنی مختلف بیشتر نیستند. دو پیش‌دستی خوراک، ولی بر سر یک میز. همین و همین.

کلادیوس‌شاه: دریغ! دریغ!

هملت: هر انسان می‌تواند با کرمی که شاهی را خورده است، ماهی بگیرد. و باز آن ماهی که کرم را خورده است، خود، بخورد.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
ftmh.ghln
۱۳۹۹/۰۲/۳۰

من نسخه چاپی کتاب رو خوندم ... اولین تجربه نمایشنامه خونی من بود اولش برام سخت بود ولی بعد که داستان جلو میرفت راه افتادم و برام روان شد ... این نمایشنامه یه شاهکار هنریه 💛

sinasls
۱۳۹۶/۰۵/۲۱

با اینکه ترجمه‌ها متفاوت و هر کدام ارزش خواندن دارند، اما از این ترجمه و توضیحات به‌جای مترجم بسیار لذت بردم.

زهرا
۱۳۹۹/۰۲/۰۳

ترجمه واقعا عالی بود و از خواندن کتاب خیلی لذت بردم.

ســحــر
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

این ترجمه ترجمه ی خوبی بود.

مریم کریم زاده
۱۳۹۹/۱۱/۲۲

داستانی جذاب اما مثل همه ی داستانهای شکسپیر همراه با خیانت و شکست در عشق و زندگی........ فکر میکنم نگاه این فرد(نویسنده) به دنیا همینطور با بغض و کینه است,خیلی دوست داشتم بدونم چه تجربه هایی در زندگیش داشته که این

- بیشتر
ahmad_abbasi_1
۱۴۰۰/۰۱/۰۵

چقدر این ترجمه عالی بود، توضیحات مناسب و به جا... داستان عالی ترجمه عالی ممنون از شما

نسیم
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

به خاطر تعریف هایی که شنیده بودم از این نمایشنامه انتظار داشتم که بهتر از این باشه،،، احتمالا به خاطر سنگین بودن متن یکم به سختی می تونستم با متن ارتباط برقرار کنم ،، بخوام تشبیهش کنم مثل خوندن یه

- بیشتر
پری
۱۴۰۰/۰۴/۱۱

واقعا که یکی از شاهکار های نمایشنامه نویسی هست 😍😍😍

pockethead
۱۳۹۵/۰۶/۲۰

یک نمایشنامه عالی با ترجمه ای واقعا ستودنی..متشکرم آقا خیرآبادی به خاطر این ترجمه به نظیر که سه سال براش وقت گذاشتید

عشق کتاب
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

نویسنده که تعریف نمیخواد وهمه میدونیم بهترین نویسنده جهانه حتما بخرید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱)
ما آدم‌های پرتجربه و دوراندیش، از همین روش ترفندها و رودست‌زدن‌هاست که به هدفمان می‌رسیم. اصولاً دروغ، راه میان‌بری‌ست که تو را زودتر به مقصد می‌رساند.
لئون
برای مطالعه همه‌ قسمت‌ها لطفاً نسخه کامل کتاب را خریداری کنید.
Kak Farhad
بهتر است افکارم را بیرون ریزم و بنویسم که «انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
Ali
ای قلب! به هم درشکن و بسوز!... زبان مگردان و دهان بدوز!
Kak Farhad
هملت: «ماندن» یا «نماندن» ... چالش این است: آیا خرد، شکوهمند و آزادوارتر می‌داند که با فرار از زخمه‌های سنگ‌بار و خدنگ روزگار ستمکار، رنج دید و دم در کشید؟ یا با پندار پیروزی و پایان کار، برای کارزار، رو در روی امواج آزار و رنجش‌هایی که بدان دچار است، تیغ برکشید؟
Ali
بیا پسرجان چند تا دعا و نصحیتت کنم. اندرزهایم را به خاطر داشته باشی ها!... هر چه می‌اندیشی را بر زبان نیار!... افکار نسنجیده را عمل نکن!... خوش‌برخورد باش، ولی ول‌انگار و سبک نباش!... دوستانی را که[ سفت و سخت ]آزموده‌ای و در دوستیشان تردید نداری، با چنگک‌های پولادین به خودت پیوند بزن!... ولی حیف کف دستی که بخواهد برای پذیرایی از دوست تازه به دوران رسیده، فرسوده شود!... با کسی گلاویز نشو و به گونه‌ای[ قوی ]رفتار کن که از تو حساب ببرند. هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن!... با همه از در مشورت درا، ولی نظر نهایی خود را بروز نده!... به اندازه‌ی سرمایه‌ات، جامه‌ی گران‌قیمت بپوش ولی عیّاش نباش! جامه‌ات ساده و فاخر باشد نه پر زرق و برق. چرا که مرد را به جامه‌اش می‌شناسند.
ahmad_abbasi_1
«انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
عادل
هملت: ریشخندم می‌کنی، هم‌شاگردی؟...[ سوگواری پدر؟ ]یا به گمان دیگر، برای تماشای جشن عروسی مادرم آمده‌ای.
نهال
هملت: «ماندن» یا «نماندن» ... چالش این است: آیا خرد، شکوهمند و آزادوارتر می‌داند که با فرار از زخمه‌های سنگ‌بار و خدنگ روزگار ستمکار، رنج دید و دم در کشید؟ یا با پندار پیروزی و پایان کار، برای کارزار، رو در روی امواج آزار و رنجش‌هایی که بدان دچار است، تیغ برکشید؟ مردن، خفتن، دیگر هیچ. و توگویی که با خوابمان، درد عاطفه‌ی قلب و هزاران ضربه‌ی هراسناک ناگهان جهان، که کالبد آدمیان وارثان آن است، را پایان می‌دهیم.
Meysam+Darvish
مارسلوس: خب![ خواهشمندم ]بنشینیم و آنکه می‌داند، مرا نیز آگاهی دهد که این نگهبانی‌های سفت و سخت‌گیرانه‌ی شبانه در[ سراسر ]کشور، از چیست؟ چرا هر روز مردم باید چندین به رنج و مشقّت توپ‌های مفرغین و برنجین را ریخته‌گری نمایند؟ و از چیست که این همه نبردافزارهای کشتار و جنگ[ به دانمارک ]وارد می‌شود،[ یا ]همه‌ی کارگران کشتی‌ساز، سخت سرگرم کار توان‌فرسایی هستند که[ بی مزد و جیره ]حتی یک‌شنبه‌ها[ ی تعطیل‌شان ]را نیز از ایشان گرفته است؟ مگر می‌خواهد بر سر دانمارک چه[ مصیبتی ]آوار شود که مردم می‌بایست شبانه روز، عرق‌ریزان، کوشش کنند و شام‌گاهانِ تب‌زده‌ی خویش را به روز متصّل‌دارند؟
محمدرضا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۰۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۵/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۵۷۶۵-۱۳-۷‬‬
دسته بندی
تعداد صفحات۲۰۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۵/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۵۷۶۵-۱۳-۷‬‬