جملات زیبای کتاب هملت | طاقچه
تصویر جلد کتاب هملت

بریده‌هایی از کتاب هملت

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۹۹ رأی
۳٫۸
(۹۹)
هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن
ملیکا بندعلیپور
هر آنچه که امروز جان دارد، لاجرم روزی جان می‌سپارد. سرشت زندگی، مرگ است.
ملیکا بندعلیپور
گورکن نخست: کدام یکی خانه‌ی محکم‌تر می‌سازد: بنّا؟ کشتی‌ساز؟ یا نجّار؟ گورکن دوم: دارساز. چون هر چند نفر هم که به آن آویزان شوند، باز برپا‌ست.
Mohammad
بهتر است افکارم را بیرون ریزم و بنویسم که «انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
Ali
مبادا اندرزگویی کنی و خود بدان رفتار نکنی و چون کشیشان از خدا بی‌خبر، راه سربالای خارآگین بهشت را نشانم دهی، اما خودخواهانه و گستاخ، خودت در جاده‌ی[ سراشیب ]گل‌کاری شده‌ی هرزه‌گی و خوش‌گذرانی بخرامی. بی‌آنکه یادت باشد چه پندهایی به دیگران داده‌ای!
Mohammad
برای مطالعه همه‌ قسمت‌ها لطفاً نسخه کامل کتاب را خریداری کنید.
Kak Farhad
بیا پسرجان چند تا دعا و نصحیتت کنم. اندرزهایم را به خاطر داشته باشی ها!... هر چه می‌اندیشی را بر زبان نیار!... افکار نسنجیده را عمل نکن!... خوش‌برخورد باش، ولی ول‌انگار و سبک نباش!... دوستانی را که[ سفت و سخت ]آزموده‌ای و در دوستیشان تردید نداری، با چنگک‌های پولادین به خودت پیوند بزن!... ولی حیف کف دستی که بخواهد برای پذیرایی از دوست تازه به دوران رسیده، فرسوده شود!... با کسی گلاویز نشو و به گونه‌ای[ قوی ]رفتار کن که از تو حساب ببرند. هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن!... با همه از در مشورت درا، ولی نظر نهایی خود را بروز نده!... به اندازه‌ی سرمایه‌ات، جامه‌ی گران‌قیمت بپوش ولی عیّاش نباش! جامه‌ات ساده و فاخر باشد نه پر زرق و برق. چرا که مرد را به جامه‌اش می‌شناسند.
ahmad_abbasi_1
خدایا!... ما می‌دانیم چیستیم و کیستیم، ولی نمی‌دانیم چه می‌شویم و که می‌شویم؟
امیر
ای قلب! به هم درشکن و بسوز!... زبان مگردان و دهان بدوز!
Kak Farhad
به خون عیسا سوگند در این کشور، همه چیز غیر عادی و ابلهانه است. کاش فلسفه‌ی بردبارانه‌ای بتواند[ منطقش را احتمالاً ]درک کند!
Mahsa Sadeghi
اخلاق این آدم‌ها ]بنفشه‌ی اول بهار است که زود گل می‌کند و زود هم می‌پژمرد. نه خوش‌آب و رنگ است و نه پایدار.
Mahsa Sadeghi
«انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
عادل
هنگامی که مصیبت‌ها روی می‌کنند، چون جاسوسان، فردفرد نمی‌آیند. بلکه فوج فوج هجوم می‌آورند.
mahdieh.sarihi
هملت: ریشخندم می‌کنی، هم‌شاگردی؟...[ سوگواری پدر؟ ]یا به گمان دیگر، برای تماشای جشن عروسی مادرم آمده‌ای.
نهال
یقین، در پی باورت می‌روی که هر چه بکاری، همان بدروی در اندیشه‌ات هر چه باشد، شود
سکوت
نه هرگز نیک انجامی، نه هیچ نیک فرجامی. ولی... ای قلب! به هم درشکن و بسوز!... زبان مگردان و دهان بدوز!
Mahsa Sadeghi
. با همه از در مشورت درا، ولی نظر نهایی خود را بروز نده!
ملیکا بندعلیپور
هر آنچه که امروز جان دارد، لاجرم روزی جان می‌سپارد. سرشت زندگی، مرگ است.
m.mah
چیست که بتواند مرا بترساند؟[ ترس از مرگ؟ هرگز ]من پشیزی این زندگی را بها نمی‌گذارم. روح من از مرگ چه باک بایدش باشد؟[ مگر نمی‌بینی؟ ]که آن روان رونده،[ هنوز پس از مرگ ]زنده است!...
pegah farhang mehr
ما همه‌ی آفریده‌های دیگر را پروار می‌کنیم تا ما را چاق کنند، و آنگاه خود را می‌پروریم تا کرم‌ها را فربه سازیم
سکوت
[ آن ضجّه‌های بازیگرانه ]به راستی که نمایشند، و هر کس توان آن دارد تا بازی‌اش سازد. اینها کوشش در اندوهند، نه جوشش خود اندوه.
m.mah
یعنی اگر گفت: «دوستت دارم» خردمندی حکم می‌راند حرفش را تا جایی باور کنی که او توان عمل به آن را دارد.
کاربر ۸۶۳۳۳۶۲
هملت: خب!... پس برای شما دیگر حکم زندان را ندارد. زیرا هیچ چیزی، خوب و بد نیست مگر[ ذهن و ]اندیشه‌ی ما[ در نظرمان ]آن را چنان بیافریند. برای من، اینجا زندان است. روزن‌کرنتس: پس بلندپروازی و جاه‌طلبی شما‌ست که دانمارک را به زندان شبیه کرده.[ و به شما می‌گوید: آسمان ]اینجا، برای[ پرواز ]اندیشه‌تان محدود و کوچک است.
نسیم
گوش‌هایی که از گوشت و خونند[ و در جهان میرا می‌زیند ]محمل شنیدن رازهای جهان مردگان[ نامیرا ]نیستند.
امیر
انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.
امیر
و مرگ پدرت، نخستین مرگ نبود. از قابیل ـ آن نخستین انسان که مرد ـ تا اینک، هماره خرد فریاد برآورده: «چنین است[ و جز این نیست ].»
pegah farhang mehr
هملت: هر انسان می‌تواند با کرمی که شاهی را خورده است، ماهی بگیرد. و باز آن ماهی که کرم را خورده است، خود، بخورد. کلادیوس‌شاه: منظورت از این سخن چیست؟ هملت: هیچ. فقط می‌خواستم به شما نشان دهم که یک شاه، چگونه می‌تواند از آغاز تا انتهای روده‌ی یک گدا، پیشرفت کند!
Saeed
واژه‌هایی که خالی از اندیشه باشند، هرگز ره به آسمان نمی‌سپارند.
m.mah
دفتر یادداشتم[ کجاست؟ ]... بهتر است افکارم را بیرون ریزم و بنویسم که «انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
Sadat
پارسایان هرگز نزد روسپیان، به ورطه‌ی شهوت نخواهند افتاد هر چند که تن‌فروشان، با چهره‌ی فرشته‌گان آسمان بر او ظاهر شوند.[ و بر خلافش ]پست فطرت اگر با فرشته‌ای رخشنده، زناشویی کرده و در بستری بهشتی بخوابد، باز هم[ طبع تنوع‌طلبش ]خسته خواهد شد و در کثافت و فضولات، پی طعمه خواهد گشت...
Sadat

حجم

۱۸۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

حجم

۱۸۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

قیمت:
۴۷,۰۰۰
تومان