جملات زیبای کتاب هملت | طاقچه
تصویر جلد کتاب هملتsubscriptionAvailable

کتاب هملت

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۵۲ رأی)
انتشارات: 
انتشارات نمایش

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ملیکا بندعلیپور
۲۳۷
هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن
ملیکا بندعلیپور
۱۱۱
هر آنچه که امروز جان دارد، لاجرم روزی جان می‌سپارد. سرشت زندگی، مرگ است.
Mohammad
۹۵
گورکن نخست: کدام یکی خانه‌ی محکم‌تر می‌سازد: بنّا؟ کشتی‌ساز؟ یا نجّار؟ گورکن دوم: دارساز. چون هر چند نفر هم که به آن آویزان شوند، باز برپا‌ست.
Mohammad
۶۵
مبادا اندرزگویی کنی و خود بدان رفتار نکنی و چون کشیشان از خدا بی‌خبر، راه سربالای خارآگین بهشت را نشانم دهی، اما خودخواهانه و گستاخ، خودت در جاده‌ی[ سراشیب ]گل‌کاری شده‌ی هرزه‌گی و خوش‌گذرانی بخرامی. بی‌آنکه یادت باشد چه پندهایی به دیگران داده‌ای!
Ali
۶۲
بهتر است افکارم را بیرون ریزم و بنویسم که «انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
Kak Farhad
۵۱
برای مطالعه همه‌ قسمت‌ها لطفاً نسخه کامل کتاب را خریداری کنید.
ahmad_abbasi_1
۴۸
بیا پسرجان چند تا دعا و نصحیتت کنم. اندرزهایم را به خاطر داشته باشی ها!... هر چه می‌اندیشی را بر زبان نیار!... افکار نسنجیده را عمل نکن!... خوش‌برخورد باش، ولی ول‌انگار و سبک نباش!... دوستانی را که[ سفت و سخت ]آزموده‌ای و در دوستیشان تردید نداری، با چنگک‌های پولادین به خودت پیوند بزن!... ولی حیف کف دستی که بخواهد برای پذیرایی از دوست تازه به دوران رسیده، فرسوده شود!... با کسی گلاویز نشو و به گونه‌ای[ قوی ]رفتار کن که از تو حساب ببرند. هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن!... با همه از در مشورت درا، ولی نظر نهایی خود را بروز نده!... به اندازه‌ی سرمایه‌ات، جامه‌ی گران‌قیمت بپوش ولی عیّاش نباش! جامه‌ات ساده و فاخر باشد نه پر زرق و برق. چرا که مرد را به جامه‌اش می‌شناسند.
Kak Farhad
۲۷
ای قلب! به هم درشکن و بسوز!... زبان مگردان و دهان بدوز!
امیر
۲۶
خدایا!... ما می‌دانیم چیستیم و کیستیم، ولی نمی‌دانیم چه می‌شویم و که می‌شویم؟
MhSa
۱۸
اخلاق این آدم‌ها ]بنفشه‌ی اول بهار است که زود گل می‌کند و زود هم می‌پژمرد. نه خوش‌آب و رنگ است و نه پایدار.
MhSa
۱۵
به خون عیسا سوگند در این کشور، همه چیز غیر عادی و ابلهانه است. کاش فلسفه‌ی بردبارانه‌ای بتواند[ منطقش را احتمالاً ]درک کند!
عادل
۱۲
«انسان می‌تواند همچنان لبخند زنان، لبخند زنان و لبخند زنان، پست‌سرشت باشد.»
mahdieh.sarihi
۱۱
هنگامی که مصیبت‌ها روی می‌کنند، چون جاسوسان، فردفرد نمی‌آیند. بلکه فوج فوج هجوم می‌آورند.
سکوت
۱۰
یقین، در پی باورت می‌روی که هر چه بکاری، همان بدروی در اندیشه‌ات هر چه باشد، شود
کاربر ۸۶۳۳۳۶۲
۱۰
یعنی اگر گفت: «دوستت دارم» خردمندی حکم می‌راند حرفش را تا جایی باور کنی که او توان عمل به آن را دارد.
سکوت
۹
ما همه‌ی آفریده‌های دیگر را پروار می‌کنیم تا ما را چاق کنند، و آنگاه خود را می‌پروریم تا کرم‌ها را فربه سازیم
MhSa
۹
نه هرگز نیک انجامی، نه هیچ نیک فرجامی. ولی... ای قلب! به هم درشکن و بسوز!... زبان مگردان و دهان بدوز!
ملیکا بندعلیپور
۸
. با همه از در مشورت درا، ولی نظر نهایی خود را بروز نده!
m.mah
۸
هر آنچه که امروز جان دارد، لاجرم روزی جان می‌سپارد. سرشت زندگی، مرگ است.
۱۰۱۲۰۲۹۵
۸
هر سخنی را بشنو ولی با هر سخنی، موافقت نکن!...
نهال
۷
هملت: ریشخندم می‌کنی، هم‌شاگردی؟...[ سوگواری پدر؟ ]یا به گمان دیگر، برای تماشای جشن عروسی مادرم آمده‌ای.
m.mah
۷
[ آن ضجّه‌های بازیگرانه ]به راستی که نمایشند، و هر کس توان آن دارد تا بازی‌اش سازد. اینها کوشش در اندوهند، نه جوشش خود اندوه.
m.mah
۷
واژه‌هایی که خالی از اندیشه باشند، هرگز ره به آسمان نمی‌سپارند.
Meysam+Darvish
۶
هملت: «ماندن» یا «نماندن» ... چالش این است: آیا خرد، شکوهمند و آزادوارتر می‌داند که با فرار از زخمه‌های سنگ‌بار و خدنگ روزگار ستمکار، رنج دید و دم در کشید؟ یا با پندار پیروزی و پایان کار، برای کارزار، رو در روی امواج آزار و رنجش‌هایی که بدان دچار است، تیغ برکشید؟ مردن، خفتن، دیگر هیچ. و توگویی که با خوابمان، درد عاطفه‌ی قلب و هزاران ضربه‌ی هراسناک ناگهان جهان، که کالبد آدمیان وارثان آن است، را پایان می‌دهیم.
pegah farhang mehr
۶
چیست که بتواند مرا بترساند؟[ ترس از مرگ؟ هرگز ]من پشیزی این زندگی را بها نمی‌گذارم. روح من از مرگ چه باک بایدش باشد؟[ مگر نمی‌بینی؟ ]که آن روان رونده،[ هنوز پس از مرگ ]زنده است!...
امیر
۵
گوش‌هایی که از گوشت و خونند[ و در جهان میرا می‌زیند ]محمل شنیدن رازهای جهان مردگان[ نامیرا ]نیستند.
Saeed
۵
هملت: هر انسان می‌تواند با کرمی که شاهی را خورده است، ماهی بگیرد. و باز آن ماهی که کرم را خورده است، خود، بخورد. کلادیوس‌شاه: منظورت از این سخن چیست؟ هملت: هیچ. فقط می‌خواستم به شما نشان دهم که یک شاه، چگونه می‌تواند از آغاز تا انتهای روده‌ی یک گدا، پیشرفت کند!
m.mah
۵
در این روزگار، از میان ده‌هزار تن، تنها یک تن را می‌توان راست‌کردار یافت.
m.mah
۵
چه بسیار از ما به گفتار، خوب ولی در عمل، مثل سنگیم و چوب
m.mah
۵
آنچه که به گوش ابلهان می‌نشیند،[ فقط ]سخن چرند است.