کتاب هرمان و دوروته آ یوهان ولفگانگ فون گوته + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هرمان و دوروته آ

کتاب هرمان و دوروته آ

انتشارات:نشر گویا
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۸از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب هرمان و دوروته آ

کتاب الکترونیکی «هرمان و دوروته آ» نوشتهٔ یوهان ولفگانگ فون گوته با ترجمهٔ محمود حدادی در نشر گویا چاپ شده است. کتاب «هرمان و دوروته آ»  یک داستان عاشقانه است که مانند یک شعر حماسی روایت می‌شود. گوته ایدهٔ اصلی آن را از رویدادی عینی گرفته است، از آخرین بازتاب‌های جنگ عقیدتی میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها. این داستان تا چندین دهه مانند رنج‌های ورتر جوان از پرآوازه‌ترین آثار گوته بوداست که توسط یوهان ولفگانگ فون گوته، نویسنده آلمانی، بین سال‌های ۱۷۹۶ و ۱۷۹۷ سروده شده است

درباره کتاب هرمان و دوروته آ

هرمان، پسر مهمان‌خانه‌داری ثروتمند است که در شهر کوچکی در نزدیکی ماینتس، توسط مادرش فرستاده می‌شود تا برای پناه‌جویانی که در نزدیکی شهر خود اردو زده‌اند لباس و غذا ببرد. آن‌ها برای پناهنده‌شدن در ضلع شرقی از روستاهای خود در ضلع غربی رودخانه راین که اکنون توسط نیروهای انقلابی فرانسه اشغال شده است، فرار کرده‌اند. در راه رفتن به اردوگاه، هرمان با دوروته‌آ ملاقات می‌کند.

درباره یوهان ولفگانگ فون گوته

یوهان ولفگانگ فون گوته نویسنده و دولت‌مرد آلمانی بود. مجموعه کارهای وی شامل شعرهای حماسی و غزلیات است که در سبک‌های مختلف سروده شده‌اند. گوته در ۲۵ سالگی یک شخصیت مشهور ادبی بود و پس از موفقیت در اولین رمان خود، رنج‌های جوان ورتر، مورد احترام قرار گرفت. وی از شرکت‌کنندگان اولیه جنبش ادبی Sturm und Drang بود. گوته در ده سال اول حضور در ویمار، به‌عنوان عضوی از شورای خصوصی دوک خدمت کرد، در کمیسیون‌های جنگ و بزرگراه‌ها شرکت کرد، بر بازگشایی معادن نقره در ایلمنو مجاور نظارت کرد و یک سری اصلاحات اداری را در دانشگاه ینا انجام داد. وی همچنین به برنامه‌ریزی پارک گیاه‌شناسی ویمار و بازسازی کاخ دوکال آن کمک کرد که در سال ۱۹۹۸ با هم به‌عنوان میراث جهانی یونسکو تعیین شد.

 آثار باقی‌مانده از او عبارتند از: درام‌های منظوم و منثور؛ خاطرات؛ زندگینامه نقد ادبی و زیبایی‌شناسی؛ رساله‌های گیاه‌شناسی، آناتومی و رنگ و چهار رمان. علاوه بر این، بخش‌های متعدد ادبی و علمی، بیش از ۱۰۰۰۰ نامه و تقریباً ۳۰۰۰ نقاشی از وی موجود است. 

کتاب هرمان و دوروته آ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این اثر به علاقه‌مندان به آثار گوته و کسانی که به داستان‌های کلاسیک عاشقانه علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب هرمان و دوروته آ

لویی شانزدهم که در پیش این چشم‌انداز بخشی از قدرت خود را از دست رفته می‌دید، ابتدا خود به سرکوب انقلابیون لشکر به پاریس فرستاد. واکنش مردم، خیزش همگانی و حمله به زندان باستیل در تابستان ۱۷۸۹ بود. لویی شانزدهم در گامِ دومِ سرکوبِ انقلاب، در نامه‌هایی مخفیانه از دیگر پادشاهان اروپا، خاصه شاهان پروس و اتریش خواست در حمایت از او به کشورش فرانسه لشکر بکشند. و این پادشاهان که بیم داشتند شعارهای انقلاب، یعنی آزادی، برابری و برادری، در جان ملت‌های آن‌ها هم شوق و امید بیدار کند و در نتیجه آن‌ها را هم به خیزش بربیانگیزد، در پائیز سال ۱۷۹۲ به فرانسه حمله کردند و پس از چند پیروزی نخستین، در منطقهٔ والمی، در نبرد توپخانه‌ها از نیروهای انقلابی شکست خوردند و بازپس نشستند. به دنبال آن شورای انقلاب اعلام جمهوری کرد و لویی شانزدهم را نیز به تیغ گیوتین سپرد. گوته که مربی، مشاور و در این میان دوست شاه کارل آگوست، امیر زاکس- وایمار بود و این امیر هم یکی از فرماندهانِ لشکر پروس در این جنگ‌ها، در همراهی با او از نزدیک شاهد این رویارویی‌های خونین و خشونت‌های پی‌آیند آن بود که بیش از همه دامان مردم آلمان و فرانسه را گرفت و به جابه‌جایی توده‌ها، تبعید و آوارگی هزاران انسان، خاصه اشراف فرانسوی انجامید.

حال گوته در نگرش به تاریخ، در قبال هر آن جنبش تند اجتماعی، در قبال انقلاب و دعوت به سرزمین موعود، بدبین بود. در تراژدی فاوست، بخش اول، صحنه‌ای است که در آن چند جوان در توهمی ناشی از تأثیر جادو یکباره گمان به حضور در تاکستانی می‌برند با خوشه‌های سرشار انگور در دسترس‌شان. پس، از طمع این مائدهٔ مفت چنگ در بینی یکدیگر می‌اندازند و نزدیک است که به جای میوه، کارشان به کندن دماغ یکدیگر، یعنی که به آدمخواری بکشد. یادکرد از تاکستان در این‌جا اشاره دارد به سِفْر چهارم از اسفار چهارگانهٔ موسی، باب سیزدهم، آن‌جا که موسی در پیش درآمدِ خروج بنی اسرائیل از مصر، جاسوسانی به سرزمین کنعان گسیل می‌کند تا دریابند «چه‌گونه است زمین، فربه یا لاغر، درخت دارد یا نه... و آن وقت موسم نوبر انگور بود...»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

کسی که خوشبخت است، به معجزه باور ندارد. تنها در فلاکت است که آدم دست خداوند را می‌بیند، و اشارهٔ او را هم به آدم‌های خوب، که خوبی می‌کنند.
محمد عارف
احسانْ کارِ مردم ثروتمند است.
محمد عارف
«راستی که دل در سینه ندارد کسی که در این ساعت درد و رنج مردم آواره را حس نمی‌کند؛ و نه هیچ درکی هم در سرش، اگر که در این روزها صلاح شخص خودش را از صلاح وطن سوا می‌داند.
bread&roses
پای آن‌ها نباید که به این سرزمین باشکوه برسد. آن‌ها نباید در پیش چشم ما میوهٔ این سرزمین را به یغما ببرند، مردها را به یوغ بکشند و زنان و دختران را طعمهٔ خود کنند!
bread&roses
من، هر اندازه هم که آرام هستم و بودم، در سینه‌ام قلبی شکل گرفته است که از ناحق و بدی بیزار است، و خوب بلدم مسایل این جهانی را از هم تمییز بدهم.
bread&roses
«رنج ما، رنج کمی نیست، ما تلخی تمامی این سال‌ها را به کام چشیدیم، آن هم در ابعادی هولناک، چون در این میان دل خوشیِ امیدمان هم از کف رفت. آخر کدام انسان است که انکار کند قلب‌اش چه اعتلایی یافت و سینهٔ آزادش چه تپشِ نابی آن روز که دید اولین سپیدهٔ نو می‌دمد، آن روز که حرف از حقوق بشر شنید و از این‌که این حقوق گویا عامی و خاص نمی‌شناسد، از آزادی شوق‌انگیز شنید و از برابریِ ستودنی آدم‌ها. آن روز در هر دلی این امید جوانه زد که از این پس هر کس مختار زندگی خودش خواهد بود، به نظر می‌آمد آن زنجیری گسسته می‌شود که سررشته‌اش را بطالت و خودپرستی در دست داشت و بسیاری کشورها را به اسارت گرفته بود.
bread&roses
فقر پیوسته سنگین‌تر می‌شد، ظلم روز از پی روز شدیدتر و گوش‌ها بر هر فریادی بسته‌تر. این حضرات شده بودند اربابان نو. در این‌جا بود که خشم و غم خونسردترین روحیه‌ها را هم به جوش آورد. کینه در جان‌ها جوشید و هر کس قسم می‌خورد در واکنش به این همه توهین انتقام بگیرد، انتقام در واکنش به مرگِ تلخِ امیدی که فریبی دوگانه خورده بود.
bread&roses
اما مردِ فراری قانونی نمی‌شناسد، بلکه یگانه هدف‌اش پس زدنِ مرگ است. از این رو با شتاب و بی‌رعایتی هر آنچه را توشه کرده است، می‌خورد. شهوت‌اش شدت حرص به خود می‌گیرد و ناامیدی بی‌عفتیِ پنهان در کنه سینه‌اش را به روی روز می‌اندازد. دیگر هیچ چیزی برایش مقدس نیست، بلکه رو به چپاول می‌آورد. شهوتِ کورش با قهر و زور آوارِ زن می‌شود و لذت را بدل به وحشت می‌کند. همه جا مرگ را پیش چشم‌اش می‌بیند و بی‌رحمانه از آخرین لحظه هم کام می‌گیرد. از خون لذت می‌برد، به همان اندازه از آه و نالهٔ فلاکت‌زدگان هم.
bread&roses
همه هول می‌زنند بروند شعله‌ای را ببیند که بالا می‌گیرد و تباهی به بار می‌آورد، یا آن محکوم بی‌نوا را تماشا کنند که به پای دار می‌برند. حالا هم که رفته‌اند به تماشای فلاکت تبعیدی‌های معصوم و هیچ‌کدام فکر نمی‌کنند که سرنوشتی مشابه شاید که فردا یا پس‌فردا در انتظار خودشان هم باشد. من که این سَبُکی را نابخشودنی می‌دانم.
bread&roses
وقتی پول کافی در بساط نداشتی، از ارادهٔ صرف چه برمی‌آید اگر که بخواهی ظاهر و باطن خانه را تعمیر کنی؟ دست و بال مردم بسته است. کسی جنس خوب را، اگر هم که بشناسد، وسع‌اش نمی‌رسد! کیسه‌ها خالی است و نیازها هنگفت. این است که آدم وامی‌ماند. من هم بدم نمی‌آید دستی بر سر و روی خانه‌ام می‌کشیدم، ولی کی‌ست که از ترس هزینه، آن هم در این دور و زمانهٔ پرخطر پا پس نکشد.
bread&roses

حجم

۹۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۴ صفحه

حجم

۹۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۴ صفحه

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان