با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب مقدونیه از تهران دور نیست اثر نیره پازوکی

کتاب مقدونیه از تهران دور نیست

نویسنده:نیره پازوکیانتشارات:نشر برجسال انتشار:۱۳۹۹تعداد صفحه‌ها:۲۴۴ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۳از ۴ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر برج

سال انتشار۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها۲۴۴ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب مقدونیه از تهران دور نیست

رمان «مقدونیه از تهران دور نیست» نوشته نیره پازوکی روایت عشق، گریز و مهاجرت در میانه‌ی انقلاب‌، جنگ و نسل‌کشی‌ است. رمان نیره پازوکی قصه‌ٔ تجربه‌های شخصی خودش و مهاجرانی است که در این مسیر همراه او بوده‌اند. مهاجرت، عشق، مرز و ... از جمله مفاهیمی هستند که در نوشتن این‌کتاب مدنظر نویسنده بوده‌اند. رمان «مقدونیه از تهران دور نیست» در ۳۴ فصل نوشته شده و توسط نشر برج منتشر شده است.

درباره کتاب  مقدونیه از تهران دور نیست

در رمان مقدونیه از تهران دور نیست داستان زنی روایت می‌شود که در اوایل دهه‌ی شصت و روزهای پرالتهاب تهران، مردی را که دوست می‌دارد به اجبار در حبس جا می‌گذارد و خود را به مقدونیه می‌رساند. در آن جا تلاش می‌کند خود را با محیط جدید تطبیق دهد. با عشق صاحب خانواده‌ای تازه می‌شود، اما باز هم حوادث تاریخی محبوب را از او می‌گیرند و او با دختر خردسالش به تهران برمی‌گردد تا در جایی زندگی کند که این بار مهاجرت را از چشم دیگران می‌تواند ببیند. جاده‌ها و رفتن‌ها و دوباره آغازکردن‌ها ناهید را رها نخواهند کرد.

درباره نیره پازوکی

نیره پازوکی، متولد ۱۳۳۹ در تهران است. او پس از انقلاب به ناچار به اروپا مهاجرت کرد و تحصیلات خود در رشته داروسازی را در یوگوسلاوی سابق و سپس مقدونیه فعلی به پایان برد. در مدت تحصیل، پازوکی شاهد جنگ داخلی و سپس تجزیه یوگوسلاوی هم بود که اثرات این مشاهدات نیز در آثارش به چشم می‌خورند. خانم پازوکی، علاوه بر نویسندگی، نقاشی و عکاسی را هم دنبال می‌کنند. نیره پازوکی که روزگاری دانشجوی دانشگاه تهران بوده، سال ۶۲ واقعا در مقدونیه در یوگسلاوی سابق بوده و یک مهاجر محسوب می‌شده است. در نتیجه برای ادامه زندگی به تحصیل در رشته‌های نقاشی و سپس داروسازی می‌پردازد. او علاوه بر جنگ ایران، جنگ یوگسلاوی و تجزیه این‌کشور را هم دیده و با خود به این‌مساله فکر کرده که گویی هرجا پا می‌گذارد، جنگ می‌شود. «مقدونیه از تهران دور نیست» اولین اثر داستانی نویسنده آن است و  طرح قصه و داستانش برگرفته از زندگی و تجربیات شخصی وی هستند.

کتاب مقدونیه از تهران دور نیست را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام افرادی که به مقولهٔ مهاجرت و مشکلات ناشی از آن علاقه دارند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مقدونیه از تهران دور نیست

«خانم این مردم جنگ دیده‌اند. روی سر این مردم موشک انداخته‌اند. مردم گرسنگی و فلاکت و بدبختی و دربه‌دری کشیده‌اند. آن موقع شما کجا بودید؟ موقعی که روی سر این مردم موشک‌های نُه‌متری می‌انداختند، وقتی بچه‌های این مردم خون می‌دادند تا از مرزهای کشور دفاع کنند، شما کجا بودید؟»

داد می‌زند. خون دویده زیر پوست صورتش، دهانش کف کرده و گوشه‌های لبش سفید شده، رگ‌های شقیقه و گردنش بیرون زده و سایهٔ ریشی چندروزه گونه‌های سرخش را پوشانده است.

من هم داد می‌زنم: «جنگیدن که فقط توی جبهه نیست، آقا. من جبهه نرفتم، ولی بالاخره به هرجان‌کندنی بود درس خواندم. گرسنگی و فلاکت و بدبختی و دربه‌دری کم نکشیدم.»

هر دو نفس تازه می‌کنیم. به من زل می‌زند. موی‌رگ‌های قرمز دویده توی سفیدیِ چشم‌هاش، مردمک‌هاش از پشت شیشه‌های ضخیم عینک چپ‌وراست می‌شوند و می‌گوید: «گفتید اسمش چه بود؟ جایی را که درس خوانده‌اید می‌گویم.»

عرق از زیرلباسم تندتند چکه می‌کند و سُر می‌خورد روی تنم. اتاق پنجره‌ای رو به بیرون ندارد و به بزرگیِ یک میز فلزی و یک کارمند است. نور و هوا کم دارد. بوی ماندگی می‌دهد. هر یکی دو دقیقه کسی می‌آید، پرونده‌ای زیر بغل یا کاغذی می‌آورد، امضا می‌گیرد و می‌رود. صدای بازوبسته‌شدن درِ آسانسور توی راهرو قطع نمی‌شود. سانیا کنارم ایستاده و آستین لباسم را می‌کشد. آستینم را از دستش بیرون می‌کشم و رو به کارمند می‌گویم: «یوگسلاوی، مقدونیه. من مقدونیه درس خواندم، آقا. بعد از یک ماه انگار تازه مرا می‌بینید. هر دفعه هم که می‌آیم همین را می‌پرسید.»

نظرات کاربران

Fatemeh
۱۴۰۰/۰۸/۱۰

خیلی خوب بود، ارزش خوندن داره، داستان پردازی و جذابیت داستان همه خوب بود، توصیه میکنم بخونیدش

m.r
۱۴۰۱/۰۴/۱۱

نسخه‌ی چاپیش رو خوندم واقعا خوبه

abad
۱۴۰۰/۰۹/۲۵

سلام توصیه میکنم این کتاب بصورت صوتی هم ارائه شود ممنون از نویسنده ،انتشارات و مجموعه طاقچه

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است