معرفی و دانلود کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا

کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۹۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا

کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا که رسول جعفریان آن را گردآوری کرده است مجموعه‌ای از سفرنامه‌های عالیه خانم شیرازی در دوران قاجار است که با زبانی جزئی جذاب تمام خاطراتش را مکتوب کرده ایت.

درباره کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا

صد سال پیش وقتی وسایل ارتباط‌جمعی فراگیر نبودند، سفرنامه رسانه مهمی به حساب می‌آمد. عیار هر سفرنامه را هم نه تنها مسیر و مقصد و ماجراها بلکه دقت سفرنامه‌نویس تعیین می‌کرد. میزان کنجکاوی ذاتی مسافر و این‌که چقدر در نوشتن جزئیات وقت و حوصله صرف کرده، در ماندگاری متن مؤثر بود. سفرنامه‌هایی که در آن‌ها قلم نویسنده ریزترین اتفاقات را ثبت کرده، مرجع شناخت و قضاوت آیندگان شده است.

اگر عده محدودی را که در دوره قاجار برای فراگیری علوم جدید از ایران دور شدند کنار بگذاریم، می‌توانیم مسافرانی که دل به جاده می‌زدند را در سه دسته بگنجانیم: اشراف‌زادگانی که به دربار وابسته بودند و به همراه شاه یا با حکم او به کشورهای دیگر سفر می‌کردند، سیاحانی که هدف‌شان دیدن دنیا بود و دسته سوم مؤمنانی که استطاعت مالی داشتند و عازم سفر حج و عتبات می‌شدند.  این کتاب شرح سفرهای مذهبی در آن دوران است.

خواندن کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به تاریخ معاصر و سفرنامه و سفرنامه نویسی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا

امروز که روز یکشنبه است از بافت صبح سوار شدیم، با حالت تب و ضعف سرکار خانم. خداوند ان‌شاءالله شفایی کرامت فرماید. یک ساعت به غروب مانده وارد کشکوئیه شدیم ولی احوال سرکار خانم خیلی منقلب است. والله من که حالتی برایم باقی نمانده. الهی خداوند شفای عاجلی کرامت فرماید.

امروز که روز دوشنبه است سه ساعت به غروب سوار شدیم از کشکوئیه و شش ساعت از شب رفته وارد ده‌سرد یکی از بلوکات دشتاب شدیم. ولی با چه حالت، الهی خداوند نصیب کافر نکند. الهی خداوند را به حرمت انبیاء و اولیا قسم می‌دهم که به زودی شفای عاجلی کرامت فرماید.

صبح که از خواب بیدار شدیم، احوال سرکار خانم خیلی بد شد. امروز که سه‌شنبه است به این واسطه در ده‌سرد لنگ کردیم. اهل این ده به واسطهٔ ظلم و تعدی ابوالفتح‌خان پارسال فرار کردند، ده را لم‌یزرع گذارده‌اند. باغ‌های ایشان بی‌صاحب مانده. پارسال ملخ خورده بود، امسال هم ملخ زیادی در باغستان آن‌ها ریخته. خداوند محافظت فرماید. نه نان پیدا می‌شود، نه کاه و نه جو. چاره‌ای هم نداریم به جز ماندن. فردا هم با حالت مأیوس خیال مراجعت به کرمان داریم. خداوند ان‌شاءالله هیچ بنده‌ای را از درگاه خودش مأیوس نکند که بد دردی است. الهی به زودی زود شفای عاجلی کرامت فرماید. اول ظهر امروز الحمدلله رب العالمین خانم بنای عرق را گذاردند تا صبح.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابچادر کردیم رفتیم تماشا
موضوعادبیات عامیانه و محلی، تاریخ محلی ایران، سفرنامه
نویسندهعالیه خانم شیرازی
گردآورندهرسول جعفریان
ویراستارزهره ترابی
انتشاراتنشر اطراف
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۳/۱۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۱۹۴-۰۰-۶
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۸۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه کتاب باز، مجموعه نثر روایی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

fahime
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۸

این کتاب سفرنامه‌ی حج عالیه خانم از کرمان به بمبئی و بعد به مکه و مدینه و نجف و کربلا و بغداد و سامرا و نهایتا تهران و بازگشتش به کرمانه. در کل دوستش داشتم. عالیه خانم تا جایی که با...بیشتر

۰
k.t
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۸

از تموم شدنش به شدت ناراحتم، مثل هر سفر خوب دیگه. عالیه خانوم نه تنها من رو با خودش به تمام تکرارها و اتفاقات ریز درشت سفرش برد، بلکه حصار زمان و مکان رو برام شکست. شاید سبک نگارش کتاب حرفه...بیشتر

۴
« امید »
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۵

می‌بینم که به این کتاب توجه زیادی نشه از دست ندید ها بسیار شیرینه یک سفرنامه قدیمی با ریزبینی‌های زیاد

۰
miss_yalda
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۵

کتاب خوبیه از این جهت که می‌تونه ما رو در قالب خاطره با تاریخ عصر ناصری آشنا کنه. اول از سفر حج شروع میشه. از کرمان تا بندر، مسقط، بمبئی، یمن و عربستان. و بعد از اون تا عتبات عالیات...بیشتر

۰
ماری کوری
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

کتاب سفر مذهبی یک خانم کرمانی بدون خانواده از کرمان به هندوستان و از آنجا به مکه سپس به عراق می باشد در راه بازگشت مدت طولانی در تهران در دربار ناصرالدین شاه می ماند و حکایت‌هایی از دربار دارد...بیشتر

۰
fr
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۱

یک سفرنامه زیبا که شمارو به حال وهوای دوره قاجار میبره !!!

۰
nafi3_94
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

توصیف سبک سفر مردم در قرن سیزده (با قاطر و شتر) و توصیفات دربار ناصری، فضای اندرونی و آیین و رسوم دوره‌ی قاجار از دیدگاه یک خانم واسه من خیلی جذاب بود

۰
Zeina🌸💕
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

در کل کتاب خواندنی بود یکم اواسط که در تهران هست دچار تکرار میشه و مشکل بزرگش این بود که خیلی کلمات رو آدم متوجه نمیشه و پانویس هم نشده معناشون فقط بعضی کلمات هستن که اونم بخش آخر کتابه...بیشتر

۰
کاربر ۱۶۱۱۰۰۷
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۱

برای کسایی که سفرنامه دوست دارن و همین طور فضای زمان قاجار رو دوست دارن بدونن به نظرم کتاب جذاب و البته با صفایی باشه.

۰
پوریا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

سفر حجش دو سال و نیم طول کشید! چقدر سختی می کشیدن با اینکه نثر قدیمی بود ولی خیلی روان و خوب بود

۰
فاطمه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۴

من نسخه چاپی کتاب رو دارم بسیار جالب و خواندنی هست سفرنامه ای مربوط به ۱۳۰سال پیش هست که یک خانم نوشته که از کرمان حرکت میکنه تا به حج بره ، چیزهایی که درمورد دربار ناصرالدین شاه میگه و...بیشتر

۰
🌸فطرس🌸
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۸

این کتاب رو به همه کسانی که به نثر ویژه دوران قاجار علاقه دارن توصیه می کنم❤ و همچنین برای دوستانی که سفرنامه دوست دارن.... برای من بیشتر شیرین بیانی وشخصیت پر قدرت و ظریف عالیه خانم جذابیت داشت و تصویر...بیشتر

۰
bahar
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۶

توی مقدمه کتاب نوشته بود چون راوی یک خانم هست پس سفرنامه خیلی جذاب تره چون به جزییات توجه می کند.اما اصلا این طور نبود و هر روز را در سه خط توضیح میداد و فصل اخر هم کلا میهمانی...بیشتر

۱
لولی سرمست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۱

کتاب در مورد سفر یه خانم به حج و برگشتشه، که نوشتار روزمره و اتفاقات روزانه فردی در سفر در اون زمانه رو مینویسه، روزمرگیهاش خیلی چیزی نداره، صبح فلان زمان بیدار شدیم رفتیم فلان جا و فلان خوردیم و...بیشتر

۰
بهار صلواتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۸

کتاب بسیار جذاب و خوش خوانشی هستش در یک نشست خونده میشه اگر اهل سفرنامه هستید بشدت توصیه میکنم

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۴۵
خداوند ان‌شاءالله هیچ بنده‌ای را از درگاه خودش مأیوس نکند که بد دردی است.
k.t
۴۲
حالا امام حسین (ع) نیست ولی شمر و یزید بسیار است.
mohaddese
۱۸
خلاصه صبح پنج‌شنبه عاشورا جای همگی خالی است، رفتیم در روضات مطهره زیارت کردیم. در حضور حضرت فاطمه (س) روضه خواندند. گریهٔ بسیاری کردیم. الهی خداوند نصیب همه بکند و نصیب من هم یک دفعهٔ دیگر بکند که همچه روزی یک دفعهٔ دیگر مشرف شوم به حرم‌های مطهر.
Mary gholami
۱۲
حالا امام حسین (ع) نیست ولی شمر و یزید بسیار است.
fahime
۹
امروز که شنبه دوم ذی‌حجه است همه بنا کردند مذمت عروس را کردند که زشت است، حقیقت که خیلی زشت است. من بنای تعریف را گذاردم تا این‌که کم‌کم از دل داماد بیرون کردم. بیچاره یتیم بی‌پدر. حضرت والا را هم دیدم. عرض کردم چاره چه چیز است، نمی‌شود به این نقدی طلاق داد. این‌ها بیخود حرف می‌زنند. قبول کردند. بنده و شاهزاده حالا که حامی دختره شدیم. تا خداوند چه خواهد.
گیله مرد
۶
شاه این‌جا شب و روز پهلوی زن‌هایش می‌نشیند. منزل خاصی ندارد. گاهی این اتاق، گاهی آن اتاق، گاهی پشت زنبوری با زن‌ها صحبت می‌کند. دخترهای مردم را تماشا می‌کند، پول می‌دهد. مردم بی‌عار هم دخترها را می‌آورند نشان می‌دهند. دیروز تا حال شش هفت دختر سراغ دادند، پسند نکرده.
T
۵
ما در جایی منزل کردیم که دو گاو با گوساله، دو الاغ، گوسفند، مرغ، سگ، گربه، قریب ده نفر هم صاحب‌خانه هستند در یک اتاق، خیلی خوش می‌گذرد. خداوند سلامتی بدهد. همهٔ این‌ها می‌گذرد. آشپزی هم توی همین اتاق می‌کنم. صاحب‌خانه‌ها آب پختند، ماها پلو پختیم. چنان دود شده که چشم باز نمی‌شود. بنده هم کتاب‌نویسی می‌کنم.
fahime
۵
صبح هم یک ساعت از روز رفته از خواب بیدار می‌شود. تابستان‌ها دو و نیم، سه ساعت از روز گذشته بیدار می‌شود. اول که بیدار می‌شود پیانو می‌زند، همه می‌فهمند که شاه بیدار شده. چند نفری از زن‌ها می‌روند دم در خوابگاه پهلوی نرده‌ها می‌ایستند. شاه می‌آید پایین، می‌رود خانهٔ امین‌اقدس، می‌رود حمام، می‌آید بیرون. هر صبح اول سه دانه سیب می‌خورد. بعد یک فنجان چای یا آب گرم می‌خورد. بعد نان پنیر یا یک جوجه کباب می‌آورند، می‌خورد. یک ساعتی می‌نشیند، یا جواهر تماشا می‌کند یا کاغذی می‌خواهد پیدا می‌کند. آن وقت می‌رود بیرون.
n re
۵
بی‌طالع اگر مسجد آدینه بسازد یا سقف فرود آید و یا قبله کج آید
n re
۴
بایست با همهٔ بلاها ساخت. خداوند خودش وسیله بسازد.