«کسی که ویرانی خانهاش را دیده...»
«میداند که همهچیز ناپایدار است.»
«میداند که همهچیز ناپایدار است.»
«که ویرانی پشت همهچیز پنهان است.»
«که ویرانی پشت همهچیز پنهان است.»
«و جنگ موهبتی نیست که نتوان...»
«و جنگ موهبتی نیست که نتوان...»
«که نتوان از آن اجتناب کرد.»
«که نتوان از آن اجتناب کرد.»
«زیرا ویرانی و مرگْ گرسنگی و بیماری و آوارگی به دنبال دارد.»
«زیرا ویرانی و مرگْ گرسنگی و بیماری و آوارگی به دنبال دارد.»