معرفی و دانلود کتاب زوربای یونانی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زوربای یونانی

کتاب زوربای یونانی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۸ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زوربای یونانی

نیکوس کازانتزاکیس(۱۹۵۷-۱۸۸۳)، نویسنده یونانی است.

«زوربای یونانی» یکی از مشهورترین کتاب‌های این نویسنده است.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:

«تعدادی یونانی سوار کشتی شدند. انسان‌هایی شیطان صفت. با چشمانی شرور و فتنه‌خیز شبیه به دلالان بازار که با ظاهری فریبنده مشغول دسیسه‌بازی و ایجاد نزاع و دعوا هستند. شاید هم شبیه پیانوی کوک نشده‌ای بودند یا شبیه پیرزنانی غرغرو با صداهای ناهنجار و سخنانی نیش‌دار و ظاهری پاک و با تقوی. در اولین برخورد با آنها آرزو کردم که کاش قدرتی داشته و می‌توانستم کشتی را غرق کنم تا تمام این آدم‌های ناپاک و دورو در دریا غرق شوند و زمانی که کشتی از وجود ناپاک این افراد پاک شد کشتی را دوباره به حالت اول و بر سطح آب برگردانم.

در ادامه این افکار نوعی حس دلسوزی به من دست داد. یک دلسوزی و همدردی سرد و بی‌روح؛ این حس همدردی را نسبت به تمامی موجوداتی که با هم دعوا می‌کنند، گریه می‌‌کنند، امیدوار می‌شوند و متوجه این مسئله نیستند که همه اینها فقط توهمی است از عدم و نابودی داشتم. این حس دلسوزی را نسبت به همه یونانیان، معدن لیمینت، نوشته نیمه‌تمام درباره بودا و همه جلو‌ه‌های پوچ از نور و تاریکی که همه‌جا را ناپاک و آلوده می‌سازد، احساس می‌کردم.

زوربا روی بسته بزرگی از طناب در قسمت جلوی کشتی نشسته بود و لیمویی را که در دست داشت می‌بویید. به چهره گود افتاده و رنگ پریده‌اش نگاه می‌‌کردم، با گوش‌های بزرگش داشت به جر و بحث عده‌ای از مسافران گوش می‌داد. جر و بحث آنها بر سر شاه بود و سیاستمدار دیگری به نام ونیزلوش. زوربا با عصبانیت آب دهان را به زمین انداخت و با لحنی توهین‌آمیز گفت: این علف‌های خشکیده از خودشان خجالت نمی‌‌کشند!

ـ زوربا منظورت از علف‌های خشکیده چیست؟

ـ خب معلوم است دیگر همه فرمانرواها، دموکرات‌ها، ‌ وکلا و بقیه مزخرفات.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زوربای یونانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابزوربای یونانی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهنیکوس کازانتزاکیس
مترجممحمدصادق سبط‌الشیخ
انتشاراتانتشارات چلچله
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۷ مگابایت
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۵۷۹۱-۴۵-۷‬
تعداد صفحه‌ها۴۳۰ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه اقتباس سینمایی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Octtave
۱۳۹۷/۰۷/۲۶

کتابهای کازانتزاکیس رو فقط باید با ترجمه «محمد قاضی» خووند.

۰
Dentist
۱۳۹۶/۰۶/۱۸

کتاب درمورد مرد کرم کتاب و نویسنده ایه که با فردی به نام زوربا آشنا میشه.زوربا مرد بی سوادیه که فلسفه های خاص خودش رو برای زندگی داره. کتاب به نوعی تلاش میکنه نشون بده حقیقت زندگی اون چیزیه که...بیشتر

۳
Masoome Moqadam
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

توصیه میکنم کتابهای این نویسنده رو بخونید من کتابهای ایشان رو حدود بیست و پنج سال پیش خوندم و در اون زمان تفکر این نویسنده خیلی جلوتر از زمان خودش بود و هنوز هم کتابهای ایشان فراتر از زمان حال...بیشتر

۰
esmaeilnoroozi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

سلام. اگر مایل هستید داخل فضای داستان قرار بگیرید سعی نکنید کتاب رو بخوانید بلکه فایل صوتی همین کتاب با صدای فوق العاده ی آرمان سلطان زاده را گوش کنید. با صدای ایشون خیلی راحت با کتاب ارتباط برقرار می...بیشتر

۰
mojy
۱۳۹۶/۰۳/۱۹

کتاب خوبیه ولی انگار مشکل چاپ داره,بعضی صفحات جابجا هستن اصلن قابل خوندین نیست, لطفا اصلاح بشه

۱
Faraj Zare
۱۳۹۵/۱۲/۲۷

فضا سازی عالی داره این کتاب کتاب خوبی بود در ضمن اصلا خسته کننده نیست

۰
خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۰۹/۲۱

آخر من که تنها نیستم و نیروی بزرگی نیز که روشنایی است، گاه مغلوب و گاه غالب، در نبرد است، روشنایی مأیوس نمی شود. من هم دوشادوش او نبرد می کنم و امید می ورزم! ***** متن بالا از کتاب بود. من با ترجمه...بیشتر

۰
hamedaskarian
۱۳۹۶/۱۰/۱۳

صفحات کتاب جابجا هستن 😐 یعنی پولمون حروم شد 🙁😒 یا کتابو اصلاح کنید یا پولشو برگردونید به کیف پول طاقچه مون .

۳
کاربر 6333544
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۳

خوب

۰

بریده‌هایی از کتاب

کتابخون
۶
آها یادم آمد تو می‌گفتی می‌خواهی مردم را آگاه کنی! حالا برو چشم‌های عمو آناگنوستی را باز کن. حتماً ‌دیدی که زنش چگونه گوش به فرمان او بود. حالا اگر جرأت داری برو بگو زن هم باید از حقوق مساوی با مردان برخوردار باشد. برو بگو خوردن بخشی از حیوان که زنده از بدن او جدا شده قساوت و بی‌رحمی است. شکرگزاری از خدایی که همه چیز دارد اما تعدادی از مردم از گرسنگی در حال مرگ هستند دیوانگی است. فکر کن این عقاید تو واقعاً چه سودی برای خانواده عمو آناگنوستی خواهد داشت؟ جز اینکه این مهملات دردسرهای تازه‌ای برایشان درست کند و عامل دعواهای خانوادگی شود سود دیگری ندارد. ارباب ملت را به امان خدا ول کن، سعی نکن چشمشان را باز کنی چون جز بدبختی و بینوایی و هرج و مرج چیز دیگری برایشان ندارد. بگذار در بی‌خبری و نادانی باقی بمانند.
hoda.family
۵
ولی واقعیت این است که هیچ ندیده‌ای. مطلقاً هیچ چیز. من هم همین طور. دنیا خیلی بزرگتر از چیزی است که ما فکر می‌کنیم. مثلاً وقتی که ما به مسافرت می‌رویم و خشکی‌ها و دریاها را پشت سر می‌گذاریم. آیا واقعاً فکر و اندیشه و دید ما بیشتر از در کلبه‌مان می‌رود؟
کتابخون
۲
آها یادم آمد تو می‌گفتی می‌خواهی مردم را آگاه کنی! حالا برو چشم‌های عمو آناگنوستی را باز کن. حتماً ‌دیدی که زنش چگونه گوش به فرمان او بود. حالا اگر جرأت داری برو بگو زن هم باید از حقوق مساوی با مردان برخوردار باشد. برو بگو خوردن بخشی از حیوان که زنده از بدن او جدا شده قساوت و بی‌رحمی است. شکرگزاری از خدایی که همه چیز دارد اما تعدادی از مردم از گرسنگی در حال مرگ هستند دیوانگی است. فکر کن این عقاید تو واقعاً چه سودی برای خانواده عمو آناگنوستی خواهد داشت؟ جز اینکه این مهملات دردسرهای تازه‌ای برایشان درست کند و عامل دعواهای خانوادگی شود سود دیگری ندارد. ارباب ملت را به امان خدا ول کن، سعی نکن چشمشان را باز کنی چون جز بدبختی و بینوایی و هرج و مرج چیز دیگری برایشان ندارد. بگذار در بی‌خبری و نادانی باقی بمانند.
hoda.family
۲
آسمان و نه هفت طبقه‌ زمین برای جا دادن خدا کافی نیست ولی قلب انسان به تنهایی جای او را دارد. پس آلکسیس خیلی مواظب باش تا هیچ وقت دل کسی را نشکنی.
hoda.family
۲
حالا که دیگر پا به سن گذاشته‌ام می‌فهمم که این دیوانگی محض است که انسان به انسان دیگری حمله کند، به او آسیب بزند، گوشش را قطع و یا شکمش را سفره کند و بعد بگوید همه این کارها برای خداست و از خدا طلب یاری هم بکند
hoda.family
۱
چه خوش‌ شانسند کسانی که قبل از رفتن از این دنیا سعادتی نصیبشان شود
hoda.family
۱
باید دم را غنیمت شمریم، خوش باشیم و از بوستان زندگی گلی بچینیم. باید طوری زندگی کرد که گویا لحظة دیگر خواهی مرد، پس باید از هر لحظة زندگی استفاده کنیم.
fateme
۱
زوربا سرش را تکانی داد و گفت: آدمی گوشت گوسفند و مرغ و ماهی می‌خورد اما گویا تا گوشت انسان را نخورد سیر نمی‌شود.
hoda.family
۰
در جوانی از این جهان گذرا هرچه می‌خواهی بگیر، چون جوانی برنمی‌گردد. پس دل قوی دار و عقب‌نشینی نکن.
hoda.family
۰
وای بر کسی که در درون خودش خوشبختی را احساس نکند. وای بر کسی که به فکر رضایت خاطر دیگران باشد. وای بر کسی که فکر کند این زندگی و زندگی بعدی یکی نیستند.