نظرات درباره کتاب سنگ اقبال و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب سنگ اقبال

نظرات کاربران درباره کتاب سنگ اقبال

نویسنده:مجید قیصری
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۲.۶از ۷ رأی
۲٫۶
(۷)
سپیده اسکندری
این رمان رو به پیشنهاد یک دوست کتابخوان شروع کردم، با اینکه اهل خوندن رمان ایرانی معاصر نیستم مگر چند نویسنده نظیر مندنی‌پور،جولایی، و... بگذریم. داستان به دلم ننشست، شاید چون بعد از خوندن این همه شاهکار خواندن یک رمان متوسط رو به پایین بلحاظ نوشتار و نوع روایت و سادگی متن دلسردم کرد. گرچه محتوا می‌تونست کمک کنه نویسنده بهتر و قوی‌تر ظاهر بشه، اما نبود فضاسازی دقیق، کمبود پردازش روانکاوانه افراد مهم در این رمان، عدم شخصیت پردازی قوی که در قهرمان داستان بیشتر نمود داره، بطوریکه ما نمی‌دونیم کیه و از کجا اومده و علت «عذاب وجدانش»چیه. حتی درونیات فرد، و احساس ترسی که باید بشکلی ویژه به اون پرداخته بشه با وجود قطعیتش تحولی نداره و همواره با یک قهرمان خونسرد مواجهیم. یعنی تضاد بین درون فرد و ظاهرش که البته هنرمندانه نیست، بلکه نشانه ضعف نویسنده در پرداختن به اوست، گویا خود شخصیت هم رفته‌رفته سنگ شده. روایت داستان بیشتر حالت گزارش‌گونه دارد و به خواننده مجال تفکر نمی‌ده تا خودش ادامه ماجرا رو حدس بزنه، انگار صرفا در حال پر کردن صفحات یک روزنامه است. اینجاست که جمله کافکا در ذهنم بازتاب گسترده‌ای دارد: اگر کتابی که میخوانیم با وارد کردن ضربه‌ای به سرمان ما را بیدار نکند، اصلا چرا می‌خوانیمش؟ حکایت سنگ اقبال دقیقا همین است. تنها جنبه مثبت کتاب از دید من آگاهی به یک رسم خرافه بود و البته جایی که نویسنده زیرکانه اشاره کرد ملت، مردم و توده با خرافه حتی اگر تاثیری نداشته باشد به آرامش می‌رسند. همان افیون توده‌های معروف مارکس به شکلی دیگر. و یک جمله کوتاه کتاب: این مردم افسانه و دروغ را دوست دارند. کتاب رو به هیچ کتابخوان حرفه‌ای پیشنهاد نمیدهم
مهرداد محمدی
عمده ی کتاب را با هیجانی آمیخته با ترس و وحشت خواندم که نویسنده به خوبی توانسته بود با استفاده از عناصر متضاد این ترس و وحشت را برای خواننده ایجاد کند، اما پایان بندی کتاب گنگ و مبهم بود و به نظر من به ساختمان قصه ایراد وارد میکرد و شاید خواننده در انتها حس اتلاف وقت پیدا کند. اما علی ای حال ارزش خواندن را دارد، به نظرم کاری را که نویسنده بنا داشته انجام دهد، نویسنده رمان سیاگالش بهتر انجام داده است.
شاهدخت
سلام فقط می توانم بنویسم که ذهن من مدتها لابلای روستای پر گرد و غبار این داستان ماند. برای شما هولناک و کمس شیرین خواهد بود. توصیه می کنم اش.
Vahid Majidi
بیشتر شبیه یک کابوس بی سر و ته بود. من که مرز بین خیال و واقعیت را در این اثر پیدا نکردم. اینقدر پریشان بود که مطمئن شدم سطح کار حتما عمیق تر از اونی هست که در درک من بگنجه ولی با خوندن چند تا نقد دیدم که بقیه هم همین فهم را کرده اند. من ارزشی برای این مدل آثار قائل نیستم . این جور کارا بیشتر ژست هنری دارن مثل نقاشی هایی می مونن که چند تا قوطی رنگ پاشیدن روی بوم و با جو دادن تو حراجی ها به مخاطب تلقین هنری بودن می کنن. اگر قرار باشه توی رمانی انقدر رفتار ها و اتفاقات بدون توجیه وغیر منطقی باشن، باید یک مرز مشخصی بین خیال و واقعیت برای خواننده رسم بشه.حالا این مرز می تونه توسط یک اتفاق خاص در داستان و یا توسط هدایت کردن خواننده به سمت مفاهیم و معانی خاص باشه. من که بهره ای از این داستان سنگ بهره نبردم
نفس
کتاب رو دوست نداشتم، حجم زیاری از اطلاعات تاریخی، خصوصا ارجاع به شاهنامه داشت. نویسنده می تونست خیلی بهتر کتاب رو جمع کنه گسستگی و شتابزدگی خواننده رو از مطالعه ادامه متن منصرف میکنه

حجم

۲۲۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

حجم

۲۲۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
۶۵,۵۰۰
۵۰%
تومان