کتاب صوتی تفنگ برادرم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی تفنگ برادرم

دانلود و خرید کتاب صوتی تفنگ برادرم

نویسنده:رای لوریگا
انتشارات:رادیو گوشه
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب صوتی تفنگ برادرم

کتاب صوتی تفنگ برادرم (My Brother's Gun) نوشته رای لوریگا و ترجمه اسدالله امرایی با گویندگی مجید آقاکریمی توسط رادیو گوشه منتشر شده است. این رمان تلخ در باب نوجوانی، خشونت، خانواده و سرگشتگی است که در قالب داستانی پرتنش و با نگاه انتقادی به جامعه و رسانه‌ها نوشته شده است. روایت از زبان برادر کوچک‌تر، ماجرای فرار، قتل و آشفتگی‌های درونی یک خانواده را بازگو می‌کند و با نثری موجز و گاه طنزآلود به لایه‌های پنهان روابط انسانی و بحران‌های هویت می‌پردازد. نسخه‌ی صوتی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب صوتی تفنگ برادرم اثر رای لوریگا

کتاب صوتی تفنگ برادرم به قلم رای لوریگا یک رمان معاصر است که در فضایی شهری و خانوادگی در زمان معاصر می‌گذرد. نویسنده با نگاهی تیزبین به روایت فروپاشی تدریجی یک خانواده پس از وقوع جنایتی ناگهانی می‌پردازد. راوی نوجوان با زبانی صمیمانه و گاه بی‌پرده، خاطرات و احساسات خود را درباره‌ی برادرش که مرتکب قتل شده، بازگو می‌کند. ساختار این رمان مبتنی‌بر مونولوگ‌های درونی، دیالوگ‌های کوتاه و روایت‌های تکه‌تکه است که فضای ذهنی آشفته‌ی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهد. رای لوریگا در این کتاب صوتیْ مرز میان قربانی و مجرم، عشق و نفرت و حقیقت و دروغ را به چالش کشیده و نقش رسانه‌ها، قضاوت‌های اجتماعی و فشارهای خانوادگی را بر شکل‌گیری سرنوشت شخصیت‌ها برجسته کرده است.

این کتاب صوتی با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، خاطرات کودکی و تأثیرات خشونت بر انسان، تصویری چندلایه از بحران هویت و تنهایی نوجوانان ارائه داده است. پرسش‌هایی درباره‌ی مسئولیت، سرنوشت، عشق، خشونت و معنای خانواده در این اثر مطرح شده، اما هیچ پاسخ قطعی به آن‌ها داده نشده است. عنوان کتاب صوتی تفنگ برادرم در زبان مبدأ [اسپانیایی] عبارت است از Caídos del cielo و در انگلیسی با My Brother's Gun برابر است. کتاب حاضر از متن انگلیسی اثر به پارسی برگردانده شده است.

خلاصه داستان صوتی تفنگ برادرم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رمان با روایت نوجوانی آغاز می‌شود که برادرش به‌دلیل قتل دو نفر، خانواده را درگیر بحرانی عمیق کرده. داستان از زاویه‌دید برادر کوچک‌تر است که میان احساس گناه، دلسوزی و سردرگمی دست‌وپا می‌زند. برادر بزرگ‌تر پس از شلیک به نگهبان فروشگاه و مردی دیگر در پمپ بنزین، به‌همراه دختر فراری می‌شود. رابطه‌ی این سه شخصیت، خاطرات کودکی و دغدغه‌های هویتی و ترس‌هایشان به‌تدریج آشکار می‌شود. مادر خانواده زیر فشار رسانه‌ها و نگاه سنگین جامعه می‌کوشد ظاهر خانواده را حفظ کند، اما درونش متلاشی شده. رسانه‌ها با ساختن روایتی سطحی و قضاوت‌گرانه، خانواده را به نمایش می‌گذارند و شخصیت‌ها را به تیپ‌های کلیشه‌ای تقلیل می‌دهند. راوی با احساسات متناقض نسبت به برادرش، جامعه و خودش روبه‌روست. رمان با فرار برادر و دختر به‌سوی ناشناخته‌ها، مواجهه با پلیس و در نهایت مرگ تراژیک برادر در ساحل به پایان می‌رسد.

اقتباس‌های کتاب صوتی تفنگ برادرم

فیلم سینمایی تفنگ برادرم (La pistola de mi hermano) محصول اسپانیا در سال ۱۹۹۷ میلادی است که کارگردانی و نویسندگی آن را رای لوریگا، نویسنده‌ی کتاب حاضر بر عهده داشته است. این اثر نخستین تجربه‌ی او در ساخت فیلم بلند سینمایی به شمار رفته است. او این فیلم را با اقتباس از رمان حاضر به قلم خودش نوشته و تولید کرده است.

چرا باید کتاب صوتی تفنگ برادرم را بشنویم؟

رمان صوتی تفنگ برادرم با نگاهی بی‌واسطه و صادقانه به بحران‌های نوجوانی، فروپاشی خانواده و تأثیر رسانه‌ها بر زندگی افراد می‌پردازد. این کتاب صوتی شنونده را به دل تجربه‌های تلخ و شیرین یک خانواده می‌برد و با زبانی موجز و گاه طنزآلود، پیچیدگی‌های روابط انسانی را به تصویر می‌کشد. شنیدن این اثر فرصتی است برای تأمل درباره‌ی قضاوت‌های اجتماعی، نقش رسانه‌ها و معنای واقعی خانواده در دنیای معاصر.

شنیدن این کتاب صوتی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌هایی مانند بحران هویت، روابط خانوادگی، تأثیر رسانه‌ها بر زندگی شخصی و مسائل نوجوانان را دارند. همچنین این اثر صوتی برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر اسپانیا و قالب رمان با درون‌مایه‌های اجتماعی و روان‌شناختی مناسب است.

درباره رای لوریگا

رای لوریگا (Ray Loriga) زاده‌ی سال ۱۹۶۷ میلادی با نام کامل خورخه لوریگا ترنوا، نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان برجسته‌ی اسپانیایی است. پیش از انتشار نخستین رمانش، حرفه‌های مختلفی را تجربه و همزمان چند داستان در مجله‌های گوناگون منتشر کرد. دو رمان نخست او با عنوان‌های «از همه بدتر» و «قهرمان‌ها» به‌سرعت جایگاه این نویسنده را در میان نسل جوان تثبیت و او را به یکی از چهره‌های اصلی نسل اول نویسندگان اسپانیای دموکراتیک تبدیل کرد. نوآوری رای لوریگا در ادبیات اسپانیا در بیان احساسات و عواطف عمیق انسانی با زبانی نزدیک به گفتار روزمره مردم بوده که منجر به خلق نثری سیال، شخصیت‌هایی باورپذیر و لحنی طنزآلود و زنده شده است. سبک او اغلب با «رئالیسم کثیف اسپانیایی» مقایسه می‌شود. رای لوریگا در عرصه‌ی سینما در سال ۱۹۹۷ فیلم تفنگ برادرم را براساس رمان خودش نوشت و کارگردانی کرد. او در سال ۲۰۰۶ فیلم بلند «ترسا: تن مسیح» را ساخت که فیلم‌نامه‌ی آن را خود او براساس زندگی قدیس مسیحی، سانتا ترسا نوشته بود. او همچنین فیلم‌نامه‌هایی برای کارگردانان سرشناس اسپانیایی مانند دانیل کالپالسورو، کارلوس سائورا و پدرو آلمادوار نوشته است. آثار رای لوریگا به بیش از ۱۵ زبان ترجمه شده است.

درباره اسدالله امرایی

اسدالله امرایی در یک اردیبهشت ۱۳۳۹ به دنیا آمد. نوجوانی‌اش با مطالعه‌ی نشریه‌های روز آغاز شد؛ علاقه‌ای که به‌تدریج به یکی از عادت‌های اصلی زندگی او بدل شد. در همان سال‌ها، همسایه‌ای اهل فرهنگ و ادبیات نقش مهمی در آشنایی او با ادبیات داستانی ایفا کرد. این آشنایی سبب شد اسدالله امرایی از سال ۱۳۵۵ نوشتن را آغاز کند. اولین اثر او با عنوان سیگار خاموش در پیک نوجوان منتشر شد و برای او نخستین جایزه‌ی ادبی را به ارمغان آورد. از سال ۱۳۶۰ وارد حرفه‌ی روزنامه‌نگاری شد و بیش از سه دهه با نشریه‌های مختلفی مانند کیهان، اطلاعات، سروش، همشهری، گردون، کارنامه، آدینه، ایران جوان و آفتاب همکاری کرد و مدتی نیز در بخش روابط بین‌الملل سازمان هواشناسی کشور مشغول به کار شد. استعداد او در زبان انگلیسی نخستین‌بار در دوران دبیرستان کشف شد و تشویق‌های دبیرش باعث شد چند داستان کوتاه انگلیسی را ترجمه و مسیر ترجمه را جدی دنبال کند؛ سپس در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و مدرک کارشناسی گرفت. اولین ترجمه‌ی مهم او داستان امتحان رانندگی از آنجلیکا گیبز بود که در روزنامه‌ی اطلاعات منتشر شد و در سال ۱۳۶۸ نخستین کتاب ترجمه‌شده‌اش با عنوان خوش‌خنده و داستان‌های دیگر از هانریش بل منتشر شد. از برجسته‌ترین آثار ترجمه‌شده‌ی اسدالله امرایی می‌توان به مجموعه داستان مردان بدون زنان از ارنست همینگوی، خزان خودکامه از گابریل گارسیا مارکز، کتاب‌های کوری و بینایی از ژوزه ساراماگو، گل‌های میخک از ریموند کارور و سه‌گانه‌ی ایزابل آلنده شامل سرزمین اژدهای طلایی، شهر جانوران و جنگل کوتوله‌ها اشاره کرد. کتاب داستان‌های زنان درباره‌ی زنان از آثار مهم اسدالله امرایی بوده که داستان‌ها را گردآوری یا مستقیماً از نویسندگان دریافت کرده و به دغدغه‌ها و موضوعات زنان در سراسر جهان پرداخته است. او به‌واسطه‌ی این فعالیت‌ها یکی از چهره‌های برجسته‌ی ترجمه‌ی ادبیات معاصر جهان به پارسی محسوب می‌شود.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

رای لوریگا در آوریل ۲۰۱۷ میلادی برای نگارش رمان تسلیم موفق به دریافت جایزه‌ی آلفاگوارا شد. این جایزه یکی از معتبرترین و پردرآمدترین جوایز ادبی به زبان اسپانیایی به شمار می‌رود.

نظر افراد یا مجله‌های مشهور درباره این کتاب چیست؟

kirkusreviews.com: این کتاب کم‌حجم اما بسیار سرگرم‌کننده، درباره‌ی یک جوان جذاب و جامعه‌ستیز است که نگهبانی را می‌کشد، ماشینی می‌دزدد و نوجوانی با تمایلات جنسی زودرس را می‌رباید. رای لوریگا یکی از موفق‌ترین نویسندگان جوان اسپانیاست که توانسته چرخشی هوشمندانه به یک داستان نوآر بدهد. همه‌چیز در این رمان، کمی واضح است، اما این اثر، تجربه‌ای سرگرم‌کننده و جذاب است.

publishersweekly.com: کتاب تفنگ برادرم خبرنگاران، برنامه‌های گفت‌وگو در تلویزیون و پلیس‌ها را به سخره می‌گیرد؛ زیرا آن‌ها داستان یک مجموعه جنایت را تحریف می‌کنند و پیوسته گمانه می‌زنند. رای لوریگا با فیلترکردن رویدادها از ذهن برادر ظاهراً نرمال، تصویری قانع‌کننده از روابط غیرقابل پیش‌بینی ترسیم کرده است.

بخشی از کتاب صوتی تفنگ برادرم

«خب اگر کسی مثل بچه‌های تلویزیون دربارهٔ او سؤال کند، می‌گویم به نظرم کار درستی نکرده. راستش غیر این هم نیست. به‌هرحال، اگر غیر از این بگویم مادرم سکته می‌کند. اما خب به تو که نمی‌شود دروغ بگویم، خیلی هم بچهٔ بدی نبود. از همهٔ این‌ها گذشته، لامذهب برادرم بود. گزارشگران تلویزیون واقعاً به تمام معنی اسکل‌اند. فکرش را بکنید، آخر این هم سؤال است: اصلاً شده بود که به روی من هفت‌تیر بکشد؟ برادر خودم؟ زده به سرت؟ آره، با این نشانه‌گیری‌اش احتمالاً تا الآن هفت کفن پوسانده بودم؛ مثل سگ پیرِ مرده‌مان، دارک. به خاطر فیلم دارکمن اسمش را گذاشته بودیم دارک، یعنی سیاه. می‌دانی، همان فیلمی که طرف مدام تغییر قیافه می‌داد و به همه‌چیز و هر چیزی بدل می‌شد. برادرم هم فیلم را دوست داشت و هم سگ را. کامیونی زیرش گرفت.»

نظرات کاربران

تندبادنیمه شب
۱۴۰۴/۱۰/۰۲

یک داستان خوب ، پلات داستان براتون آشنا خواهد بود. خود نویسنده با شجاعت در اواسط رمان پایان کار رو لو می ده چون می دونه کارش عمیق تر از اونه که خواننده فقط مصرف کننده هیجان داستان باشه ،

- بیشتر

زمان

۳ ساعت و ۱۵ دقیقه

حجم

۱۸۰٫۲ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۳ ساعت و ۱۵ دقیقه

حجم

۱۸۰٫۲ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۹۸,۰۰۰
تومان