
دانلود و خرید کتاب صوتی معجزه های خواربارفروشی نامیا
معرفی کتاب صوتی معجزه های خواربارفروشی نامیا
کتاب معجزههای خواربارفروشی نامیا نوشتهی کیگو هیگاشینو با ترجمهی نفیسه خسروجردی و سبحان خسروجردی، یکی از آثار پرطرفدار ادبیات ژاپن است که توسط نشر میلکان منتشر شده و نسخهی صوتی آن با گویندگی محمدرضا غفاری در دسترس قرار گرفته است. این کتاب صوتی با فضایی رازآلود و روایتی چندلایه، شنونده را به دنیای یک خواربارفروشی متروکه میبرد؛ جایی که سه جوان فراری به طور اتفاقی وارد آن میشوند و با پدیدهای عجیب روبهرو میشوند: جعبهای که نامههای درخواست کمک را از گذشته دریافت میکند و پاسخهایی از زمان حال به آنها میرسد. رادیو گوشه این اثر را بهصورت صوتی منتشر کرده است. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب معجزه های خواربارفروشی نامیا
کتاب معجزههای خواربارفروشی نامیا اثر کیگو هیگاشینو، داستانی معمایی و احساسی را روایت میکند که در مرز واقعیت و خیال حرکت میکند. این کتاب با محوریت سه جوان که بهدلیل سرقت و خرابی ماشینشان مجبور به پناهگرفتن در یک خواربارفروشی متروکه میشوند، آغاز میشود. اما ماجرا زمانی رنگ و بوی دیگری میگیرد که آنها با جعبهای روبهرو میشوند که نامههایی از گذشته دریافت میکند و امکان پاسخدادن به مشکلات و دغدغههای افرادی را که سالها پیش زندگی میکردهاند، فراهم میکند. هیگاشینو در این کتاب با بهرهگیری از عناصر جادویی و بازی با مفهوم زمان، به بررسی موضوعاتی چون همدلی، مسئولیتپذیری، انتخاب و تأثیر تصمیمات فردی بر زندگی دیگران پرداخته است. هر فصل با یک داستان مستقل اما مرتبط، به زندگی افرادی میپردازد که به امید یافتن راهحل برای مشکلاتشان به خواربارفروشی نامیا نامه مینویسند. این ساختار اپیزودیک، به شنونده اجازه میدهد با شخصیتهای مختلف و دغدغههای گوناگون آنها آشنا شود و در عین حال، پیوندی عمیق میان گذشته و حال را تجربه کند. کتاب معجزههای خواربارفروشی نامیا با نثری ساده و فضاسازی ملموس، شنونده را به سفری درونی و تأملبرانگیز دعوت میکند؛ سفری که در آن، مرز میان کمککردن و کمکگرفتن، گذشته و حال، و حتی واقعیت و خیال، بارها جابهجا میشود.
خلاصه کتاب معجزه های خواربارفروشی نامیا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان معجزههای خواربارفروشی نامیا با ورود سه جوان به نامهای آتسویا، شوتا و کوهی به یک خواربارفروشی متروکه آغاز میشود. آنها پس از خرابشدن ماشین دزدیشان، برای پنهانشدن از پلیس، شب را در این مغازه قدیمی میگذرانند. اما خیلی زود متوجه میشوند که این مکان عادی نیست؛ جعبهای چوبی در آن وجود دارد که نامههایی عجیب از گذشته دریافت میکند. اولین نامه از زنی با نام مستعار «خرگوش ماه» است که درگیر تصمیمی دشوار میان عشق و رؤیای المپیک است. سه جوان، که خودشان درگیر مشکلات و بیهدفیاند، ناخواسته وارد گفتوگویی نامهای با این زن میشوند و تلاش میکنند به او مشاوره دهند. در روند داستان، آنها درمییابند که این ارتباط فراتر از یک شوخی یا تصادف است و دریچهای به گذشته باز شده که میتواند سرنوشت افراد را تغییر دهد. هر نامه، داستانی مستقل اما مرتبط با موضوعات انسانی چون عشق، فداکاری، انتخاب و پشیمانی را روایت میکند. در این میان، شخصیتها با چالشهای اخلاقی و احساسی روبهرو میشوند و بهتدریج، نگاهشان به زندگی و مسئولیت تغییر میکند. روایت کتاب با نامههای متقابل میان گذشته و حال، شنونده را به سفری میان زمانها و احساسات میبرد و نشان میدهد که حتی کوچکترین تصمیمها میتواند تأثیری عمیق بر زندگی دیگران بگذارد.
چرا باید کتاب معجزه های خواربارفروشی نامیا را بشنویم؟
معجزههای خواربارفروشی نامیا اثری است که شنونده را با مفاهیمی چون همدلی، مسئولیت و قدرت انتخاب روبهرو میکند. این کتاب صوتی با روایت چندلایه و فضایی رازآلود، فرصتی فراهم میکند تا شنونده به تأثیر تصمیمات فردی بر زندگی دیگران بیندیشد و با شخصیتهایی از طبقات و زمانهای مختلف همذاتپنداری کند. ویژگی شاخص این اثر، تلفیق عناصر معمایی با دغدغههای انسانی است؛ هر نامه و هر پاسخ، دریچهای به دنیای احساسات و انتخابهای دشوار باز میکند. شنیدن این کتاب، نهتنها تجربهای سرگرمکننده و پرکشش است، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای کمککردن، شنیدهشدن و تأثیرگذاری بر سرنوشت دیگران فراهم میآورد. همچنین، ساختار اپیزودیک و روایت نامهای، باعث میشود شنونده بتواند با هر بخش، تجربهای تازه و متفاوت داشته باشد و در عین حال، پیوند میان گذشته و حال را بهخوبی لمس کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای معمایی و احساسی علاقه دارند، دغدغه انتخابهای اخلاقی و تأثیر تصمیمات بر زندگی دیگران را در ذهن دارند یا دوست دارند با روایتهایی درباره همدلی، مسئولیت و ارتباط میان گذشته و حال مواجه شوند. همچنین، برای علاقهمندان به ادبیات ژاپن و دوستداران داستانهایی با فضای رازآلود و چندلایه، این اثر انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب معجزه های خواربارفروشی نامیا
«شوتا بود که آلونک سر راه را پیشنهاد داد. «آلونک سر راه؟ از چه کوفتی حرف میزنی؟» این سؤال را آتسویا پرسید که از شوتا قدبلندتر و درشتهیکلتر بود و از آن بالا به هیکل لاغر و چهرهی جوان شوتا نگاه میکرد. شوتا در جواب گفت: «آلونک دیگه! منظورم اینه که جای عالی و مناسبی برای مخفیشدنه. وقتی اومدم سروگوشی آب بدم پیداش کردم، اما فکرش رو نمیکردم واقعاً مجبور بشیم ازش استفاده کنیم.» کوهِی خودش را جمعوجور کرد و به تویوتا کراون دربوداغانی که کنارشان پارک شده بود نگاه حسرتآمیزی انداخت: «شرمنده بچهها! انتظار نداشتم از بین اینهمه جا، باتری اینجا از کار بیفته.» آتسویا آهی کشید: «کاریه که شده. دیگه فکرکردن بهش فایدهای نداره.» کوهِی: «جدی میگم. نمیدونم چرا اینطوری شد. توی جاده هیچ علامت هشداری نداد. چراغ ماشین رو هم که روشن نذاشته بودیم.» شوتا سری تکان داد: «دیگه نفسهای آخرش بود. خودت که کیلومترشمار رو دیدی؛ بالای صدوشصتهزار تا. این ماشین مثل پیرزنهای خرفته. وقتی پیداش کردیم به روغنسوزی افتاده بود. تا همین جا هم خوب راه اومد. از اول هم گفتم؛ ما که میخواستیم ماشین بدزدیم، باید ماشین مدل بالاتری میدزدیدیم.» کوهِی نالهای کرد و دستبهسینه ایستاد: «ماشینهای جدید همهشون آژیر دارن.» آتسویا دستش را تکان داد: «دیگه کافیه. شوتا، این خونهی متروکه یا همونی که گفتی، همین نزدیکیهاست؟» شوتا سرش را یکوری کرد: «بهگمونم اگه بدوبدو بریم، تقریباً بیست دقیقه راهه.»
زمان
۱۲ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۶۹۲٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۲ ساعت و ۲۹ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۶۹۲٫۰ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد