
دانلود و خرید کتاب صوتی حوض سلطان، پایان کار مغان رضا
معرفی کتاب صوتی حوض سلطان، پایان کار مغان رضا
کتاب صوتی «حوض سلطان، پایان کار مغان» نوشتهٔ رضا جولایی و با صدای اشکان عقیلیپور توسط رادیو گوشه منتشر شده است. این اثر در دستهٔ رمانهای تاریخی قرار میگیرد و با نگاهی به وقایع و شخصیتهای ایران در دوران جنگ جهانی اول، روایتی پرجزئیات و پرشخصیت از یک ضیافت اشرافی در قصر حاشیهٔ دریاچهٔ حوض سلطان ارائه میدهد. جولایی با بهرهگیری از زبان و لحن خاص خود، فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن دوران را بازآفرینی کرده است. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حوض سلطان، پایان کار مغان رضا
«حوض سلطان، پایان کار مغان» اثری داستانی و بلند از رضا جولایی است که در قالب رمان تاریخی روایت میشود. داستان در بستر سالهای پایانی جنگ جهانی اول و اوضاع آشفتهٔ ایران آن دوران شکل گرفته و با حضور شخصیتهایی از طبقات مختلف اجتماعی، بهویژه اشراف و درباریان، پیش میرود. جولایی در این کتاب با استفاده از راوی اولشخص، یعنی میرزا علیاکبرخان عکاسباشی، مخاطب را به ضیافتی هفتروزه در قصری مجلل در کنار دریاچهٔ حوض سلطان میبرد. ساختار رمان مبتنی بر روایت خاطرات و مشاهدات راوی است که با جزئیات فراوان، فضای قصر، مهمانان، مناسبات قدرت و روابط انسانی را ترسیم میکند. اثر، علاوهبر بازنمایی زندگی اشراف و تضادهای اجتماعی، به مسائل سیاسی، بحرانهای ملی، و تأثیر جنگ و قحطی بر جامعهٔ ایران میپردازد. روایت کتاب با طنز تلخ، نقد اجتماعی و پرداختن به زوایای پنهان تاریخ معاصر ایران همراه است و شخصیتهای واقعی و خیالی را در کنار هم قرار میدهد تا تصویری چندلایه از یک دورهٔ پرآشوب ارائه دهد.
خلاصه کتاب حوض سلطان، پایان کار مغان رضا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «حوض سلطان، پایان کار مغان» با دعوت میرزا علیاکبرخان عکاسباشی به ضیافتی هفتروزه در قصری کنار دریاچهٔ حوض سلطان آغاز میشود. او به همراه جمعی از اشراف، رجال سیاسی، هنرمندان و مهمانان خارجی، در میانهٔ بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران، به این میهمانی فراخوانده میشود. روایت از زبان عکاسباشی، با نگاهی انتقادی و گاه طنزآمیز، جزئیات سفر، ورود به قصر، آشنایی با مهمانان و مناسبات میان آنها را شرح میدهد. در پس ظاهر پرزرقوبرق ضیافت، نشانههایی از زوال اشرافیت، بحرانهای اقتصادی، قحطی، بیماری و تهدید نیروهای بیگانه دیده میشود. مهمانان هرکدام دغدغهها و رازهای خود را دارند و در خلال گفتگوها و رخدادها، لایههایی از فساد، رقابت، ترس و امید به آینده آشکار میشود. حضور شخصیتهایی چون شاهزادهخانم افتخارالسلطنه، ملکمخان، عارف قزوینی و عزیزالسلطان، فضای داستان را به عرصهای برای بازتاب کشمکشهای سیاسی و اجتماعی بدل میکند. در طول این هفت روز، وقایع عجیبی رخ میدهد؛ از نمایشهای جادویی و شعبدهبازی تا ماجراهای عاشقانه و رقابتهای پنهان بر سر قدرت و ثروت. راوی، در کنار ثبت تصاویر و خاطرات، شاهد فروپاشی تدریجی نظم قدیم و ظهور نشانههایی از تغییر است. داستان با تعلیق و ابهام پیش میرود و سرنوشت برخی شخصیتها و رازهای قصر تا پایان روشن نمیشود، اما فضای ناامنی، بیثباتی و حس پایان یک دوران، بر کل روایت سایه انداخته است.
چرا باید کتاب حوض سلطان، پایان کار مغان رضا را بشنویم؟
این کتاب با بازآفرینی فضای ایران در آستانهٔ فروپاشی نظم قاجاری، تصویری زنده و چندوجهی از جامعهٔ اشرافی، مناسبات قدرت و بحرانهای اجتماعی و سیاسی ارائه میدهد. روایت از زاویهٔ دید یک عکاسباشی، امکان مشاهدهٔ جزئیات و لایههای پنهان روابط انسانی و اجتماعی را فراهم میکند. حضور شخصیتهای تاریخی و خیالی در کنار هم، به مخاطب فرصت میدهد تا با فرازونشیبهای یک دورهٔ حساس از تاریخ ایران آشنا شود و در عین حال، طنز تلخ و نگاه انتقادی نویسنده، خواندن اثر را به تجربهای تأملبرانگیز بدل میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای تاریخی، دوستداران ادبیات معاصر ایران و کسانی که به شناخت تحولات اجتماعی و سیاسی ایران در دورهٔ قاجار و جنگ جهانی اول علاقه دارند، مناسب است. همچنین برای کسانی که دغدغهٔ فهم مناسبات قدرت، زوال اشرافیت و تأثیر بحرانهای ملی بر زندگی فردی و جمعی را دارند، شنیدن این اثر پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب حوض سلطان، پایان کار مغان رضا
«اکنون که سالها از آن ضیافت میگذرد خود را مکلف میدانم، بیهراس از مؤاخذهٔ آحاد اشخاصی که در آن وقایع همراه من بودند، ماوقع را بیکموکاست شرح دهم، زیرا بسیاری از آن میهمانان به دیار باقی شتافتهاند و چند تنی که زندهاند در دیار فرنگ روزگار میگذرانند. در طی آن هفت شبانروز وقایع فراوانی را شاهد بودم، هر چند ذهن خستهٔ من نمیتواند جزئیات را به خاطر آورد، اما اگر در روزهای آخر ترسِ جان مُسخّرم نکرده بود، میتوانستم بگویم ساعات بسیار خوشی را تجربه کردم که شاید برای اعیان و اشراف از جمله امور یومیه باشد، اما برای بندهٔ حقیر پر بود از تجربههای جدید و لذتبخش و سرآخر ترسناک. تصور بفرمایید هفت شبانروز ــ که مثل برق گذشت ــ در قصری پر از تجملات، با مأکولات و مشروباتی که به عمرتان نخوردهاید، از معاشرت با آقایان و بانوانی که هر یک وجوهی از ذات آدمیزاد را به نمایش میگذارند لذت ببرید و گاه هم بترسید و دائم مناظری بدیع و وقایعی غریب پیشِ رویتان باشد؛ هر چند در عمق وجودم هراس از آن قصر و دریاچه جای گرفته و گاه در رؤیاهایم خود را میان آن مه و برف و آبهای خاکستری میبینم، تو گویی قرار است چیزی، چیزی که نمیتوانم نامی بر آن بگذارم و هراسناک است، بیرون بیاید…»
زمان
۸ ساعت و ۳۷ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۱۶۰٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۸ ساعت و ۳۷ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۱۶۰٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد