با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی اثر جیمز موریه

دانلود و خرید کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی

۴٫۰ از ۷ نظر
۴٫۰ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی  نوشته  جیمز موریه  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

دیگران دریافت کرده‌اند

معرفی کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی

کتاب صوتی «سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی» نوشتهٔ جیمز موریه با ترجمهٔ میرزا حبیب اصفهانی و گویندگی امید تقوی در آوانامه منتشر شده است. جیمز موریه مأمور سیاسی دولت انگلستان در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه است. این داستان در سال ۱۸۲۴ میلادی در لندن منتشر شده است. موریه چهار سال بعد کتاب دیگری با عنوان حاجی‌بابا در لندن را منتشر ساخت که در واقع قسمت دوم این مجموعه است.

درباره کتاب صوتی سرگذشت حاجی ‌بابای اصفهانی

کتاب حاجی‌بابا به‌صورت قصه داستان نوشته شده است. از این کتاب نسخه‌های مختلفی از جمله حروفی و سنگی در تهران، ترکیه، باکو، تفلیس، انگلستان و هند به چاپ رسیده است. نخستین کتاب موریه با عنوان «سفر از راه ایران، ارمنستان و آسیای صغیر به قسطنطنیه» و دومین سفرنامه‌اش با عنوان «سفر دوم از راه ایران به قسطنطنیه» در لندن چاپ شد.

مجتبی مینوی در اینکه موریه نویسندۀ حاجی‌بابا باشد، اظهار تردید می‌کند. سعید نفیسی نیز کمابیش همین عقیده را ابراز می‌کند و احتمال فارسی بودن اصل کتاب و ترجمۀ آن از سوی موریه به انگلیسی را منتفی نمی‌داند.

در سال ۱۹۵۴ فیلمی به همین عنوان ساخته شد. به جز عنوان، بخشی از این فیلمنامه نیز از داستان حاجی‌بابا اقتباس شده است اما در فیلم به ماجرای زندگی پرنسس فوزیه، پرنس نصرالدین و خلیفه می‌پردازد به‌طورکلی خارج از داستان کتاب است. در این فیلم جان درک در نقش حاجی‌بابا، الین استوارت در نقش پرنسس فوزیه، آماندا بلیک در نقش سرکرده ترکمن‌ها و توماس گومز در نقش عثمان‌آقا به ایفای نقش پرداخته‌اند.

رمان شرح احوالات دلاک‌زادهٔ ادب آموخته‌ای است از اهالی اصفهان که در جوانی به خدمت یک تاجر ترک درآمده و پس از ماجراهایی طولانی به دربار قاجار راه می‌یابد و گزارشی از فساد اداری و شرایط اجتماعی این دوره به دست می‌دهد. این حاجی‌بابا میرزا ابوالحسن خان ایلچی است که یکی از رجال معروف دوران قاجار است. میرزا ابوالحسن خانواده‌اش از مردم مهاباد اردستان بودند. خانواده او از مهاباد اردستان به اصفهان نقل‌مکان کرده‌اند به سبب اینکه دایی او در دستگاه صدر اصفهانی، صدراعظم فتحعلی‌شاه صاحب مقام والایی بود، میرزا ابوالحسن را که جوان هوشیار و زیبایی بود به‌وسیله دایی خود وارد دستگاه دولت کرد. به‌واسطه چندین مأموریت به دربار روس و انگلیس که به او داده شد به ایلچی معروف شد و از خانه او که در محله درخونگاه بود هنوز اثری به جاست. سفر وی در سال ۱۲۲۴ و ۱۲۲۵ از راه روم (عثمانی) به انگلستان و مراجعت از طریق بحر و خشکی به دنیای نو و بندر منبی در آن درج کرده است. در این سفر جیمز موریه مأمور سیاسی دولت انگلستان در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار به همراه او بوده و مکرر از او نام برده است.

این کتاب به شرح بعضی از وقایع اجتماعی و سیاسی ایران در آغاز قرن ۱۳ و توصیف رفتار و اخلاق سخیف قشری از درباریان و زورمندان تازه به دوران رسیده زمان فتحعلی‌شاه قاجار می‌پردازد. همچنین شیوه زندگی و آداب‌ورسوم توده مردم ستمدیده و خرافه‌پرستی‌های گروهی از مردم و رجالِ واپس‌گرای قاجار نیز در این اثر به‌خوبی ترسیم شده است. برای خوانندۀ امروزی، سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی از دو لحاظ جالب‌توجه است: اول از نظر موضوع توصیف که فضای اجتماعی ایران در دورۀ فتحعلی‌شاه قاجار است و دوم از نظر شیوهٔ توصیف که همراه با نگاهی انتقادی و بهره‌گیری از طنز است.

نویسنده به‌خوبی از عهدهٔ شخصیت‌پردازی این اثر برآمده است. در این کتاب فتحعلی‌شاه، «در باطن صوفی و اهل حال و در ظاهر متشرع و اهل قال» با طمع، خست، تجمل دوستی، علاقه شدید به زن‌ها، میل به شنیدن تملق‌های دروغ درباریان و رعایت احتیاط به علما، وزیر اعظم (میرزا شفیع) با اندام نحیف و اخلاق کثیف، پسر سبزی‌فروش اصفهان (حاجی محمدحسین امین‌الدوله) با هیکل درشت و کردار زمخت که «صندوق‌های شاه را از طلا می‌انبارد و ظاهراً از خود را هم خالی نمی‌گذارد»، سفیر فرانسه (ژنرال گاردن فرستاده ناپلئون)، میرزا احمق (میرزا احمد، حکیم باشی‌شاه)، ملک‌الشعرا (فتحعلی‌خان صبای کاشانی) و میرزا فیروز (میرزا ابوالحسن‌خان، ایلچی کبیر ایران در دربار انگلستان و پسر خواهر و داماد حاج ابراهیم‌خان کلانتر شیرازی) ... همه با مهارت و هنرمندی توصیف شده‌اند. موریه توجهی ویژه به نشان‌دادن عادات و ویژگی‌های شخصیت‌های اصلی داستان خود دارد و بر توصیف مناظر شهرها و چشم‌اندازهای طبیعت نیز تأکید بسیار می‌ورزد. تصویری که او از ایران در میانۀ دورۀ قاجار به دست می‌دهد از سفرنامه‌های آن زمان، زنده‌تر و گیراتر است. برای نمونه، آنچه او از دلاک و سقا و قلیان‌فروش و درویش و میرغضب و محرر و تاجر و منشی سفارت و عمله‌های مُتعه‌خانه وصف می‌کند، کم‌نظیر و حتی گاهی بی‌نظیر است.

کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

سرگذشت حاجی بابای اصفهانی به دوستداران مطالعهٔ نخستین کتاب‌های تألیفی و ترجمه در ادبیات داستانی نوین ایران پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب صوتی سرگذشت حاجی بابای اصفهانی

«من به ایران می‌روم، به التفات شاه مطمئن نیستم. اگر مرا معزول سازند و در میانه نوشته جات من، این کتاب را ببینند، شاید به جهت راستی و درستی ای که در مضامین و مطالبش است… موجب خانه خرابی من شود.»

«در آن ایام، پادشاه با صادق خانِ شقاقی که به سرکشی برخاسته بود مبارزاتی نمود و غالب آمد. فتحنامه‌ای ساختم. در فتحنامه، رستم در میانِ ابرها به میدانِ کارزار نگاه می‌کند، یاغی از او فرود آمدن و یاری کردن می‌خواهد، رستم در جواب می‌گوید «جایِ من در اینجا خوب است. اگر به زیر آیم، یُمکِن که از ضربِ سرپاشِ شاه خُرد و خشخاش شوم. لاجَرَم، پایین را به دشمنانِ شاه واگذاشتم.» در این قبیل نکات و دقایق در آن قصیده بیداد کردم. در آخر، گفتم به هر حال صادق خان و لشکرش را از زمانه جایِ شکایت نیست: با این که از دستِ پادشاه پای‌مال شدند، سرشان به آسمان افراشت، یعنی پادشاه سرشان را به نیزه کرد. این قصیده به گوشِ میمونِ پادشاه رسید، سخت نیکو پسندید و مرا از گُزیدگانِ شعرا ساخت و در حضورِ اَعیان دهانم را با طلا انباشت.»

«از جانبِ سَنیُ‌الجوانب دستوری ارزانی شد. من دست به کارِ «شهنشاه‌نامه» سازی شدم. هر که معنیِ طُمطُراق الفاظ و غرابتِ معنی خواهد، آن کتاب ببیند. چون این بیت را ساختم، «گَوِ گَودلِ گَوسرِ گَونهاد/ گَو آیینِ گَو کیشِ گَوگَونژاد» همه گفتند «فصاحت و بلاغتِ الفاظ تمام شد!» و چون این بیت را نظم کردم که «خراشید و پوشید شبرنگِ شاه/ ز سُم پُشتِ ماهی، ز دُم روی ماه» همه کس گفت: «ریشهٔ معنی خشک شد!»

«قصیده‌ای برای امین‌الدوله ساختم، الفاضش همه ذومعنیَین و ذو وجهین و اکثر عربی، چنانچه از کم سوادی همه را به مدحِ خود حمل کرد، و در حقیقت همه ذَم، بل که دشنامِ او بود. آری، بالای معنایِ رکیکه را چون لباسِ الفاظِ عربی پوشانند، رکاکتِ آنها اِزاله گردد.»

«خواستم میمونی یا خرسی بخرم و لوطی شوم، دیدم تعلیمِ خرس خیلی زحمت و لوطی‌گری خیلی هنر و بی‌حیایی لازم دارد. خواستم روضه‌خوان و تعضیه‌گردان شوم، دیدم در این کار بی‌حیاییِ بیشتر لازم است. خواستم واعظ شوم، دیدم که اَحادیث و اَخبار باید جعل کنم و عربی نمی‌دانستم. خواستم فالگیر شوم، دیدم فالگیر در مشهد از سگ بیشتر است و همان می‌خورند که مرغِ خانگی می‌خورد. خواستم باز دلاک شوم، دیدم که پابند می‌شوم و مشهد جای ماندن نیست. دیدم که چَرسی و بَنگی در مشهد فراوان است و من هم از آن جَرگه بدم نمی‌آید، این بود که عاقبت‌الامر قرارِ کار را به قلیان فروشی دادم.» 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
پیمان ظفریان
۱۴۰۱/۰۵/۱۲

قشنگ احوالات ایرانیان رو از زبان یه خارجی توضیح میده، خوندن این کتاب میتونه در شناخت افراد جامعه و بالا بردن سطح فرهنگی خودمون کمک کنه

کاربر ۳۹۹۸۶۷۹
۱۴۰۱/۰۶/۲۳

لطفاً جلد دوم سرگذشت حاجی بابا در لندن رو با صدای همین گوینده بزارید

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۱۷ ساعت و ۲۳ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۴۳۴٫۸ مگابایت
زمان۱۷ ساعت و ۲۳ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۴۳۴٫۸ مگابایت