با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب صوتی دوست بازیافته اثر فرد اولمن

دانلود و خرید کتاب صوتی دوست بازیافته

۴٫۰ از ۹ نظر
۴٫۰ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی دوست بازیافته  نوشته  فرد اولمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی دوست بازیافته

کتاب صوتی «دوست بازیافته» نوشتهٔ فرد اولمن با ترجمهٔ مهدی سحابی و گویندگی مهدی صفری در آوانامه منتشر شده است. «دوست بازیافته» داستانی است در دل جنگ جهانی که فرد اولمن، نویسنده و نقاش آلمانی در آن رابطه پرفراز و نشیب دو دوست به نام‌های هانس و کنراد در زمان حکومت نازی‌ها و شیرینی و تلخی یک دوستی و سرانجام غافلگیرکنندهٔ آن را روایت می‌کند.

درباره کتاب دوست بازیافته

این رمان کوتاه ۱۹ فصل دارد و  در این کتاب نویسنده به خوبی توانسته با فضاسازی‌های جزئی و قابل‌تأمل، جنگ و تاثیرات آن بر زندگی مردم را به خوبی نشان دهد. در زمان پرآشوب و پرتشویش جنگ جهانی دوم که نظام هیتلری در آلمان مستقر شده است، دو نوجوان هم مدرسه‌ای به نام هانس و کنراد با یکدیگر آشنا می‌شوند. آن‌ها زندگی به ظاهر آرام و بی‌دغدغه‌ای دارند و همه‌چیز خوب و آرام است. هانس از خانواده‌ای یهودی است و کنراد از خانواده‌ای ثروتمند و اشرافی؛ اما بعد از مدتی دوستی و آشنایی این دو نوجوان تحت تاثیر کشمکش‌ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی زمان هیتلر کم‌کم سست می‌شود. سرنوشت برای آن‌ها جدایی از یکدیگر را رقم می‌زند. سرنوشت یکی تبعید و مهاجرت ناخواسته می‌شود و دیگری رو به ترقی و پیشرفت می‌آورد. راوی داستان هانس شوارتس حالا وکیل حاذقی شده و در آمریکا زندگی می‌کند. او از فوریه سال ۱۹۳۲ روایت خود را آغاز می کند. در واقع این رمان روایت هانس از شروع جنگ جهانی اول تا بر روی کار آمدن هیتلر در آلمان است. پایان کتاب غافلگیرکننده است.

کتاب دوست بازیافته را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های بلند با درون‌مایهٔ تاریخی و جنگ جهانی و حکومت نازی‌ها در آلمان پیشنهاد می شود.

بخشی از کتاب دوست بازیافته

همهٔ جزییات آن روز را به یاد می‌آورم: کلاس با میزها و نیمکت‌های چوبی سنگین؛ بوی تند چهل بالاپوش زمستانی نمناک؛ لکه‌های خیس برف آب‌شده بر زمین؛ چهارگوش‌های زرد بر دیوارهای خاکستری که از تصویرهای قیصر ویلهلم دوم و شاه ووتمبرگ، که پیش از انقلاب به دیوار آویخته بودند، به جا مانده بود. هنوز هم می‌توانم چشمانم را ببندم و تصویر همشاگردی‌هایم را که از پشت می‌دیدم، در برابر خود مجسم کنم. بسیاری از آنان بعدها در استپ‌های سرزمین روسیه و در شنزارهای العلمین جان باختند. هنوز صدای بی‌رمق و یأس‌آمیز هِر زیمرمان۴ را می‌شنوم که محکوم بود عمری را به آموزگاری بگذراند و به این سرنوشت خود با بردباری غم‌آلودی تن داده بود. زردچهره بود و موها، سبیل و ریش نوک‌تیزش به خاکستری می‌زد. از پس آن عینک پنسی که روی نوک بینی‌اش نشسته بود همه‌چیز را با حالت سگ ولگردی که در جست‌وجوی غذا باشد نگاه می‌کرد. با آن‌که بدون شک بیش از پنجاه سال نداشت، به چشم ما هشتادساله می‌آمد. ما همه تحقیرش می‌کردیم زیرا مهربان و فروتن بود و بوی خاص مردمان فقیر را می‌داد. خانهٔ دواتاقه‌اش شاید حمام هم نداشت. سرتاسر پاییز و زمستان طولانی را کت وشلواری وصله‌پینه‌شده می‌پوشید که رنگی سبزگون داشت و برق می‌زد (یک دست کت وشلوار دیگر هم داشت که در بهار و تابستان می‌پوشید). رفتارمان با او تحقیرآمیز، و گه‌گاه بی‌رحمانه بود؛ بی‌رحمی سنگدلانه‌ای که نوجوانان مرفه در رفتار با تهیدستان، پیران و انسان‌های بی‌دفاع از خود نشان می‌دهند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
شادی اسلوب
۱۴۰۰/۱۰/۳۰

درخشان درخشان درخشان. و ذهن فریب می‌خورد اما حقیقت چیز دیگری‌ست.

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۲ ساعت و ۳۵ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۱۵٫۳ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۲ ساعت و ۳۵ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۱۵٫۳ مگابایت