معرفی و دانلود کتاب محاکمه خوک + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب محاکمه خوک
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب محاکمه خوک

نوع کتاب
۳.۵(از ۴۴ امتیاز)
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب محاکمه خوک

کتاب محاکمه خوک داستانی از اسکار کوپ فان است که با ترجمه ابوالفضل الله دادی می‌خوانید. این داستان عجیب که در تلاش است تا نقدی بر سیستم قضایی کرده باشد، ماجرای خوکی است که نوزادی را به قتل می‌رساند و حالا باید در برابر دادگاه حاضر شود. 

درباره کتاب محاکمه خوک

محاکمه خوک، داستانی عجیب و غریب از اسکار کوپ فان است. نویسنده‌ای که برای کتاب دیگرش، هتل زنیت، جایزه دفلور را از آن خود کرده است. داستان درباره خوکی است که به جرم کشتن یک نوزاد، در برابر دادگاه قرار می‌گیرد. 

اسکار کوپ فان، در بخشی از مقدمه کتاب به این موضوع اشاره می‌کند که حتی در گذشته هم محکمه برگزار کردن برای خوک‌ها مرسوم بوده است. او می‌گوید که سوژه این داستان را خودش خلق نکرده است، بلکه حقیقت این است که از قرن سیزده تا هجده میلادی در اروپا و خاصه فرانسه، انسان‌ها دادگاه‌هایی برای محاکمه حیوانات برگزار می‌کردند و چندین مورد محاکمه خوک هم در میان آن‌ها به چشم می‌خورد. این محکمه‌ها درست همانطور بوده‌اند که گویی یک انسان را به دادگاه کشانده‌اند. حیوان، همراه با وکیل مدافعش، در برابر قاضی، دیوان هیئت منصفه و حاضران، حاضر می‌شده است...

 این داستان که در فرمی بدیع و تلفیقی از داستان و نمایشنامه روایت می‌شود، نقدی است بر سیستم قضایی روزگار ما.

کتاب محاکمه خوک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

محاکمه خوک برای طرف‌داران ادبیات داستانی و رمان‌های خارجی جذاب و دلنشین است. 

بخشی از کتاب محاکمه خوک

جسد مصادره شد. نگران نباشید، جسد را به شما برمی‌گردانند. اجساد مقتول‌ها نخست به حکومت تعلّق دارد. آیین دادرسی همین است. باید به‌تفصیل و خونسرد بحث می‌شد تا با هم کنار بیایند. زنْ بی‌رمق سرانجام غنیمت را رها کرد.

شکمِ کوچک و گوشت پخش‌وپلا در ملافه ضخیمی بسته‌بندی شد و با احتیاطِ تمام منتقل شد. هیچ اشاره‌ای به کالبدشکافی نشد.

زن خودش را تنها یافت. شوهرش باید به‌زودی از راه برسد، حتماً کسی خبرش کرده است. مصیبت‌ها خانوادگی تحمّل می‌شوند.

دخترشان مثل همیشه در این ساعت بوی چسب و مُرکب را در سالن گرم و کوچک مدرسه بخش نفس می‌کشید.

زن در آشپزخانه نشست سیگاری پیچید. دست‌هایش به‌طرز عجیبی آرام بود. هیچ لرزشی انگشت‌هایش را آشفته نمی‌کرد. بی‌تکلّف و با نگاهی مبهم سیگار دود می‌کرد. تنباکوی ارزان‌قیمت از مدّت‌ها قبل دیگر گلویش را نمی‌سوزاند. به آن تنباکو عادت کرده بود.

در حالی که سعی می‌کند بفهمد چه رخ داده، شیر در سینه‌هایش می‌جوشد. جسمش هنوز نمی‌داند که دیگر دهانی ندارد برای غذادادن. شاید باید شیر را بدوشد بدهد به گربه. نکند می‌شود گیاهان را با جسم یک زن سیراب کرد؟ در این لحظه پیشبندش تا خرخره شیر می‌خورد. برای دختر و شوهرش سیب‌زمینی پوست می‌کند.

جابه‌جاییِ جانی بی‌دردسر پیش رفته بود. محض جلوگیری از بروز خشمِ مردمْ کار سریع انجام شده بود. کسی هرگز نمی‌داند چه اتّفاقی ممکن است بیفتد، آب‌دهن‌ها یا سنگ‌ها، گلوله‌های تپانچه یا تحرکات جمعی. در طول آموزش این موضوع هم یاد داده می‌شود؛ یک ژاندارم همچنین باید بلد باشد انتقام را مهار کند. تا وقتی دادرسی انجام نشده، حتی اگر مدارک متهم را محکوم کنند، باید همچون یک بی‌گناه با او رفتار شود. از او محافظت می‌شود تا زمانی که ترازوی عدالت قاطعانه تصمیم بگیرد. باید تحقیق شود، پرونده‌ای شکل بگیرد و مدارک آنجا ثبت شود. جست‌وجو و تجسس و بازجویی انجام می‌شود.

این بار متهم حرف نمی‌زند. از این لحاظ هیچ انتظاری نمی‌شود داشت. پس رشته کلام به دست بقیه می‌افتد، پیکر قربانی و محل جنایت، ردپاها، لکه‌ها و شاهدان. همه این نشانه‌های کوچکِ پوچِ همچون گل و لای حالا باید رمزگشایی شوند. زبانِ دیگری به کار گرفته می‌شود. پزشکان از آن استفاده می‌کنند. به کارشناس‌ها اعتماد می‌شود.

چندین مرد به جنگل فرستاده شده بودند و بقیه در باغ محل فاجعه بودند تا سرنخ‌ها را جمع‌آوری کنند. زندانبانی جلو قفسِ متهم گماشته شد. بعد بین درجه‌دارها که منتظر گزارش پزشکی قانونی بودند بحثی درگرفت.

در دخمه‌های ژاندارمری همان مشتری‌های همیشگی حضور داشتند: دله‌دزدها یا شیادان حقه‌باز، دائم‌الخمرها، خروس‌جنگی‌ها و فاحشه‌ها. آن روز همه از حضور کسی متعجّب شده بودند که حالا صدایش می‌زدند لُپ‌خور. هرگز هیچ متهمی را چنین آرام و بی‌خیال ندیده بودند. بی‌گلایه و شکایت می‌گذاشت افسارش را بکشند. با این همه، هیچ همدلی‌ای برنمی‌انگیخت، نه در آژان‌ها و نه در تبهکاران؛ یحتمل مسئله بو و ریخت و قیافه‌اش بود. ورندازش می‌کردند. هرگز جزئی از خانواده نمی‌شد. در این باب البته جنایتش نقش داشت؛ جنایتی که نابخشودنی‌ست. ولی طبقه و گونه‌اش اینجا تعیین‌کننده بود؛ لُپ‌خور نشان آنهایی را داشت که تحقیر می‌شوند.

چیزی از او نمی‌دانستند؛ نه اسمش، نه سنش. وارسی‌اش کردند، نه خبری از خالکوبی بود، نه نشانه ناجوری. بعد کوشیدند هرطور که می‌توانند به او انگی بزنند. ستیزه‌خو نبود. خشمی نداشت. کمی گیج‌کننده بود. شاید ترجیح می‌دادند سر به شورش بردارد و هلاک شود و بتوانند به او تجاوز کنند و او را زیر یوغ خود بکشانند امّا به نظر می‌رسید حواسش به این چیزها نیست. هرگز نه نمی‌گفت؛ هیچ‌وقت بله هم نمی‌گفت.

همان‌طور که آیین دادرسی می‌طلبید، به حبسش فرستادند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب محاکمه خوک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:محاکمه خوک
موضوع:داستان خارجی
نویسنده:اسکار کوپ فان
مترجم:ابوالفضل الله‌دادی
انتشارات:نشر نو
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۲۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۹۰۱۴۷۵
تعداد صفحه‌ها:۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۴۲۳۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کتابخوان اعظم(جمشید)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۷

اولش که موضوع کتاب رو دیدم که نوشته بود محاکمه خوک خندم گرفت و برای مادرم داستان کتابو گفتم مادرم هم خندش گرفت اما وقتی شروع کردم به خوندن کتاب فهمیدم که اصلا خنده دار نیست خیلی تکان دهنده و...بیشتر

۰
Soheil.mn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۳۱

روایت بسیار متفاوت و خاصی بود ... همه چیز در ذهن نویسنده خوب پردازش شده و در نهایت تبدیل به نوشتاری جذاب شده که البته ترجمه عالی این اثر کمک شایانی در درک درست این کتاب برای ما داره من خودم به...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۷

متفاوت، واقعی،تلخ وتکان دهنده، کتابی که حتمن بایدخوانده شود.

۰
م.م.م
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۸

با خوندن همچین اثری متوجه انسان بودن خودمون می شویم. اینکه هم میشه خوب بود هم شیطان

۰
ائمه
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۴

قسمت تلخش اینکه این داستان تا این حد دلخراش واقعیه

۰
کاربر ۷۰۵۲۳۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۶

گذشته از دردناکی ماجرا کتاب جالبی بود و نویسنده و هم مترجم در کار خود چیره دست و خبره محسوب می شوند شخصیت پردازی کتاب واقعا عالی بود و احساسات و افکاری که برای مجازات یک مجرم هرشخصی بروز داده...بیشتر

۰
شادی اسلوب
۱۴۰۰/۱۱/۲۹

خیلی در ذهنم موند به واسطه دید تازه، نوع داستان‌پردازی و روایت جذاب.

۰
Hopefull_librarian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

این کتاب دقیقا مصداقی بود از تبری که بر مغز من فرود اومد و اقیانوس منجم درونم را شکافت.

۰
یک دبیر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

کتاب خوبی بود. داستان جالبی داشت

۰
کاربر 4837385
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۳

قابل تأمل بود

۰
بالاجا کیشی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۲

خوک در حینِ گذر از کوچه پس‌کوچه‌های آبادی، پسربچه‌ای را کشته و در جنگل آن اطراف گم‌وگور شده بود. خوک، حیوانی نیست که بتواند به راحتی در برود، از این‌رو اهالی آبادی بالاخره پیدای‌اش می‌کنند. حالا او را به دست قضا و...بیشتر

۰
peymaneh_book
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

بی سر و ته . پشت خم فقط شخصیت اضافه میشه نویسنده یه ایده داشته فقط نمیدونسته چیکار باید کنه من که ۷۰ درصد شو خوندم ولی ول کردم ادامه ندادم

۰
امیر شیرازی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۵

کتاب عالی با مفهوم عمیق وحشی گری انسان و وحشیانه رفتار کردنش، اینست نماد تمدن فقط ترجمه خوب نبود ولی ارزش تحمل کردنش را داشت

۰
مسعود
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۹

موضوع کتاب خیلی جالب و عجیب بود اما نحوه نگارش کتاب جوریه که انگار نویسنده می‌خواسته پانچ‌لاین‌هاش و جملاتش تبدیل به کوت بشه اما درکل جالب و قابل تامل بود

۰
Mehrab
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۷

بیشتر به‌نظر میاد نوعی طبع‌آزمایی باشد تا یک داستان. از آنجا که خیلی کوتاه است قابل خواندن بود وگرنه اگر مثلا دوبرابر این حجم داشت حتما نیمه‌کاره رهایش میکردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

Fatima Golzar
۱۵
زندگی‌اش را تصوّر کنید. برهنه در جاده‌ها پرسه می‌زند. کتکش زدند و طردش کردند. همهٔ زندگی‌اش تحقیرش کردند. هرگز به‌شکلی شایسته با او برخورد نشد -و حالا عقیده داریم که مستحق این است که قضاوت شود! نه، این‌طور نمی‌شود. هرگز به او احترام گذاشته نشد. سعی کرد کج‌دار و مریز با همهٔ حماقت و همهٔ ضربه‌هایی زنده بماند که انسان‌ها حواله‌اش کردند. پس اگر شایستهٔ زیستن زندگی‌ای آسوده نبوده، مستحق تجربهٔ زندگی جنایتکارانه هم نیست.
پویا پانا
۹
جان‌های رام و خاموش اغلب حوصلهٔ وحشی‌ها را سر می‌برند.
Fatima Golzar
۸
درد شاید زیادی شدید است. بعضی دردها اشک را می‌خشکاند.
Mr.Tahmasebi
۴
مصیبت‌ها خانوادگی تحمّل می‌شوند.
javadazadi
۳
ژان قبل از اینکه انسان باشد، مأمور اعدام است. پس این مسئله‌ای نیست که بدون باقی‌گذاشتن هیچ ردّی محو شود. مشاغلی مثل این آثاری به‌جا می‌گذارند. آدم آلوده می‌شود. با خودش بذرهای مرگ را می‌بَرَد و می‌آورد.
مسعود
۳
آیا نعره‌هایی که چون دهان‌دره‌ای در سالن سخنرانی منتشر می‌شد، شیوه‌ای بود برای اینکه وادار به سکوت شود یا واکنشی غریزی؟
پویا پانا
۳
چهره‌های غم‌زده احترام برمی‌انگیزند.
javadazadi
۲
زندگی ما محکوم است به نیستی. افسوس، غم‌انگیز است. دست‌کم ما آن را همچون واقعه‌ای ناگوار درک می‌کنیم. امّا یک زندگیِ ازدست‌رفته به‌معنای پیروزی شر نیست. دنیای ما، همهٔ اطرافمان، حرکتش را ادامه خواهد داد.
javadazadi
۱
هر بار که بیدار می‌شود بسترش را ترک می‌کند و می‌رود جایی دیگر. شاید می‌توانست نظمی به خودش بدهد اینجا و آنجا کمی استراحت کند امّا ترجیح می‌دهد راهش را از سر بگیرد. حتماً این خشونتی را که خورند وجودش است دوست دارد؛ این تکراری ابدی است. هرگز صندلی‌ای به او پیشکش نشد؛ خودش هم پی آن نبود. آیا نظری راجع به نشستن دارد؟
نسیم رحیمی
۱
بعضی دردها اشک را می‌خشکاند.