زندگیاش را تصوّر کنید. برهنه در جادهها پرسه میزند. کتکش زدند و طردش کردند. همهٔ زندگیاش تحقیرش کردند. هرگز بهشکلی شایسته با او برخورد نشد -و حالا عقیده داریم که مستحق این است که قضاوت شود! نه، اینطور نمیشود. هرگز به او احترام گذاشته نشد. سعی کرد کجدار و مریز با همهٔ حماقت و همهٔ ضربههایی زنده بماند که انسانها حوالهاش کردند. پس اگر شایستهٔ زیستن زندگیای آسوده نبوده، مستحق تجربهٔ زندگی جنایتکارانه هم نیست.