
٪۶۰
معرفی کتاب جمجمهای در کانهمارا
«جمجمهای در کانهمارا» نمایشنامهای از مارتین مکدونا، نمایشنامهنویس و کارگردان ایرلندی انگلیسی است.
در بخشی از این نمایشنامه که از مجموعه «نمایشنامههای اروپایی» نشر بیدگل چاپ شده است میخوانیم:
«مِری: پس دلت براش تنگ نشده.
میک: واقعاً دلم براش تنگ شده. منظورم اینه که قضیهی نیمرو که واقعاً خیلی مهم نبود. فقط اینکه دیگه هوسِ نیمرو خوردن نمیکردیم دیگه، میدونی؟ (مکث) دلم برا حرف زدنش تنگ شده. اونا میتونست خونه رو با حرفهاش بذاره رو سرِش. جلوی آدمها هم همیشه پشتسرِ من درمیاومد. میدونی، اگه دعوایی چیزی بود، یا اگه آدمها داشتن پشت سرِ من حرف میزدن، اگه میشنید دارن تو شهر میگن من از قصد کُشتهمش، اولین کسی بود که درمیاومد ازم دفاع کنه.
مِری: آدم متأسف میشه که اونجور مُرد. (مکث) موندهم کی جنازهشو کف رفته؟
میک: اِهه؟
(تامِس در میزند و با کیسهای کوچک در دست، میآید تو. )
مِری: عصر بهخیر تامِس. سرده ها.
تامِس: تو اینجا چیکار میکنی؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جمجمهای در کانهمارا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | جمجمهای در کانهمارا |
|---|---|
| موضوع | نمایشنامه، طنز |
| نویسنده | مارتین مکدونا |
| مترجم | بهرنگ رجبی |
| ویراستار | امین عظیمی |
| انتشارات | نشر بیدگل |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۴/۰۲/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۹ مگابایت |
| شابک | -۹۷۸-۶۰۰-۵۱۹۳-۹۸-۵ |
| تعداد صفحهها | ۱۰۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۴۸۰۰۰ تومان |
| برچسب | نمایشنامه انگلیسی |
غرب غمزده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مارتین مکدونا
اولئانادیوید ممت
یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاهمارتین مک دونا
جن زدگانهنریک ایبسن
خدای دوزخ (نمایشنامه در سه پرده)سام شپرد
آیُلف کوچولوهنریک ایبسن
خرس، خواستگاری، تاتیانا رپیناآنتوان چخوف
مأمورهای اعداممارتین مکدونا
مرگ/ خداوودی آلن
شکار مرگآیرا لوین
الکترااوریپید
بین دیوانه و رودخانهعلی مجتهدزاده
هاروی: کمدی در ۳ پردهمری چیس
دوازده قطعه کوتاهساموئل بکت
آرامسایشگاهبهمن فرسی
مراسم قطع دست در اسپوکنمارتین مک دونا
جشن تولدشعله آذر
وقتی ما مردگان سر برداریمهنریک ایبسن
تشنگی و دو نمایشنامه دیگریوجین اونیل
هدا گابلرهنریک ایبسن
مراسم قطع دست در اسپوکن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مارتین مکدونا
مامورهای اعداممارتین مکدونا
غرب غمزدهمارتین مکدونا
مراسم قطع دست در اسپوکنمارتین مک دونا
مأمورهای اعداممارتین مکدونا
غرب غمزدهمارتین مکدونا
یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاهمارتین مک دونا
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوریمارتین مک دونا

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
جلد دوم از سه گانه ی لی نین. نمایشنامه ای در چهار پرده و با چهار شخصیت. داستان پیرمردی که موظفه استخوان مرده هایی رو که سال ها پیش دفن شدن رو از خاک بیرون بیاره و نابود کنه. مردی که...بیشتر
در اغلب نمایشنامههای مارتین مکدونا خشونت، جنایت و خونریزی به شکلی مضحک و خنده دار به تصویر کشیده میشه. شخصیتهای اصلی گذشتهٔ رازآلود و دردناکی دارن که آزارشون میده. این ویژگیها رو در کتاب پیش رو میشه به خوبی دید. خلاقیت...بیشتر
به نظرم تو نمایشنامه نویس های مدرن هیچ کس مثل مک دونا موقعیت رو بسط نمیده..تسلط و کنترلش بر موقعیت دراماتیک فوق العاده است..اگر چه به نظرم تمرکز بیش از حدش بر ادبیات خشونت و تصویرسازی های بعضا تا حدی...بیشتر
یه طنز خاصی داره که اگه بتونید باهاش ارتباط برقرار کنید لذت میبرید.
من اولین بارم بود که نمایشنامه میخوندم و خب خیلی دوسش داشتم. اما طبق نظرات انگار کارای دیگهی مک دونا خیلی خفنتره و این کار به نسبت ضعیفتر بوده؛ کنجکاو شدم یه چندتا نمایشنامهی دیگه هم از مک دونا بخونممم.
چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم در رابطه با این نمایشنامه نگاه جالب وطنز آمیزی بود که به مرگ داشت. در واقع انگار سعی داشت حواس خواننده رو با شوخی و طنز از بخش ترسناک مرگ پرت کنه. جذابیت روایی...بیشتر
خوب بود کلا سبکشو دوس دارم ولی مردبالشی و ستوان آینشمور را بین همه کاراش از همه بیشتر دوس دارم اینکه با عادی نشون دادن خشونت داره خشونت رو نقد میکنه جالبه و هیجانی که تو داستاناش داره رو...بیشتر
مارتین مک دو نا نابغه ی بددهن چنش اور . مثل بقیه کارها قوی و فوق العاده با طنز خاص خودش . البته که مرد بالشی ،مراسم قطع دست در اسپوکن و سه بیلبورد خارج میزوری بهتر بودن بنظرم
اخرش واقعا اعصاب خورد کن بود
خیلی خوب بود واقعا عالی
🌿🌸🌿 خیلیییی خوبه.من اصلا فکرشو هم نمیکردم یه روزی از خوندن نمایشنامه لذت ببرم.هم جدیه هم طنز. 📚تیکه هایی از متن: میرتین:جمجمه شو بده بهم میخوام مقایسشون کنم. میرتین:جمجمه واقعا چیز خفنیه.آدم باورش نمیشه خودشم یکی ازینا تو کلش داشته باشه. میک:آره واقعا سخته آدم...بیشتر
مشابه کارهای دیگه از مکدونا بود همون ویژگیهای کاری و مهارتهای درخشان نویسندگی که داره رو توی این نمایشنامه هم میبینیم اما جدا از اینها به نظرم مکدونا رو بیشتر از چیزی که هست بزرگش کردن. مثلن اینکه اونو شکسپیر...بیشتر
جدا از کمدیه سیاه مکدونا، چیزی که توی این کتاب و کتاب مامورین اعدام واسم جالب بود، پایانشون بود...
سلام نمایشنامه های آقای مک دونا شاهکاره ادبیات جهانه لطفا نمایشنامه ستوان آینیشمور را در طاقچه بگزارید متشکرم از مدیریت طاقچه
عالی و بسیار تکان دهنده