با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
یه جا برام نگه دار

دانلود و خرید کتاب یه جا برام نگه دار

۴٫۳ از ۴ نظر
۴٫۳ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب یه جا برام نگه دار  نوشته  سارا ویکس  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب یه جا برام نگه دار

کتاب یه جا برام نگه دار نوشته سارا ویکس و ترجمه میترا امیری است. کتاب یه جا برام نگه دار را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب یه جا برام نگه دار

جو و راوی در دو سرزمین بسیار دور متولد شده‌اند اما حالا هم‌مدرسه‌ای هستند. راوی اهل هندوستان است و تازه به آمریکا آمده. او در هند بسیار دانش‌آموز باهوش و موفقی بوده اما کسی در آمریکا متوجه لهجه او نمی‌شود. جو یک دانش‌آموز آرام است که به دلیل اختلال شنوایی نمی‌تواند با کسی دوست شود. آن دو خیلی به هم نزدیک نیستند اما حضور یک قلدر در مدرسه که هر دو را اذیت می‌کند آنها را به هم نزدیک می‌کند. حالا باید با هم حساب قلدر را برسند. کم‌کم جو و راوی به بهترین دوست‌های هم تبدیل می‌شوند. 

کتاب یه جا برام نگه دار روایت دوستی است و اینکه آدم‌ها با تفاوت‌های زیاد هم می‌توانند بهترین دوست‌های هم باشند.

خواندن کتاب یه جا برام نگه دار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب یه جا برام نگه دار

بیشتر آمریکایی‌ها نمی‌توانند اسم من را تلفظ کنند.

اولین روز مدرسهٔ جدیدم، معلمم، «خانم بیم» شجاعت به خرج می‌دهد و می‌خواهد اسمم را تلفظ کند.

همان‌طور که سعی می‌کند آن را بخش کند، ابروهایش در هم می‌رود و می‌گوید: «سور-یان-یای-نای»

آرام می‌گویم: «سو-ری-یا-نا-را-یا-نان.»

دوباره تلاش می‌کند، اما بهتر نمی‌شود.

با خنده می‌گوید: «باید روش کار کنم.»

من هم می‌خندم.

«سوریانارایانان» فامیلی من است. اسم کوچکم «راوی» است. راوی تلفظ می‌شود؛ با یک «را» ی آرام و «ویِ» محکم. این اسم در زبان سانسکریت به معنی «خورشید» است. در آمریکا، مردم من را «را-وی» صدا می‌زنند، با تکیه بر هجای اول؛ که این اصلاً معنی ندارد.

آمّا بیشتر وقت‌ها به من یادآوری می‌کند که «صبر یک فضیلت است.»

او معتقد است با گذشت زمان کم‌کم مردم یاد می‌گیرند چطور اسم ما را صحیح تلفظ کنند. مادربزرگم به او می‌گوید که به همین خیال باشد!

ما چند ماه پیش – دقیق‌تر بگویم ۱۳ مِی- به شهر همیلتون در ایالت نیوجرسی اسباب‌کشی کردیم. به قول بقیه من یک مهاجر تازه‌وارد هستم. پدرم در شرکت آی‌تی اش در بَنگلور ترفیع گرفت. به خاطر همین هم آن‌ها او را به آمریکا فرستادند. در هند، آمّا و آپّا و من در خانهٔ خودمان زندگی می‌کردیم؛ با یک آشپز و یک باغ بزرگ. حتی یک راننده هم داشتیم که ما را هرجا می‌خواستیم، می‌بُرد. پدربزرگ و مادربزرگم در آپارتمان خودشان در همان دور و اطراف زندگی می‌کردند. حالا همهٔ ما توی یک خانهٔ شهری زندگی می‌کنیم؛ در محله‌ای به نام «همیلتون میوز.»

اینجا توی آمریکا اوضاع با هند خیلی فرق دارد. آپّا با قطار سر کار می‌رود. از آشپز هم دیگر خبری نیست؛ برای همین آمّا مجبور است خودش همهٔ وعده‌ها را آماده کند. خانهٔ جدیدمان از خانهٔ قدیمی‌مان خیلی کوچک‌تر است. طبقهٔ بالا فقط یک دست‌شویی دارد که من و پدربزرگ و مادربزرگم شریکی از آن استفاده می‌کنیم. خیلی اذیت نمی‌شوم، غیر از وقت‌هایی که پریپّا دوست دارد حمامش را طول بدهد و پریمّا شب‌ها دندان‌هایش را توی لیوان کنار روشویی می‌گذارد.

وقتی خیلی کوچک بودم انگلیسی را یاد گرفتم. توی خانه بیشتر انگلیسی صحبت می‌کنیم و من هم به مدرسهٔ انگلیسی‌زبان می‌رفتم؛ اما نمی‌دانم چرا مردم نیوجرسی در فهمیدن حرف‌هایم مشکل دارند. دارم تلاش می‌کنم یاد بگیرم چطور زبانم را در دهانم بچرخانم تا بیشتر شبیه آمریکایی‌ها باشم.

مادربزرگم از این کار خوشش نمی‌آید. به من می‌گوید: «به چیزی که هستی افتخار کن و یادت باشه از کجا اومدی. اگه حواست رو جمع نکنی، تو هم می‌شی یکی از اون‌ها. پدربزرگت توی مزرعهٔ چایی جون نکَند که نوهٔ یکی‌یه‌دونه‌ش این‌جوری گستاخ و خپل و گوشتِ‌گاوخور۱ بشه.»

فکر نکنم پریمّا از آمریکا خوشش بیاید.

اسم مدرسه‌ام در هند «ویدیا مندیر» بود که یعنی «معبدِ دانش». مدرسهٔ جدیدم «مدرسهٔ ابتدایی آلبرت انیشتین» نام دارد. پریمّا دل توی دلش نیست که به همهٔ دوستانش در هند پز بدهد که نوه‌اش در مدرسه‌ای قبول شده که اسم یک نابغهٔ علمی روی آن است.

من نابغهٔ علمی نیستم؛ اما دانش‌آموز خوبی هستم. درس‌های مورد علاقه‌ام ریاضی، انگلیسی و ورزش‌اند؛ مخصوصاً کریکت.

خانم بیم بعد از حضور و غیاب می‌گوید: «پسرها، دخترها! به شاگرد جدیدمون «را-وی» خوشامد بگین! اون این همه راه از هند اومده پیش ما! هیجان‌انگیز نیست؟»

خانم بیم قدکوتاه و گرد است. وقتی لبخند می‌زند ابروهایش می‌روند توی همدیگر.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
📚نینجا کتاب📚
۱۴۰۰/۰۳/۲۵

خیلی قشنگ بود. این نوع کتاب ها خاطرات بچه هایی که مشکل دارند، یا نمی تونند با مشکلاتشون کنار بیان هست. شاید برای بعضی ها داستان هایی که توشون اتفاق خاصی نمی افته قشنگ نباشه. ولی من خودم از این کتاب خوشم اومد. کتاب

- بیشتر
مبینا
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

راستش رو بخواهید خیلی کتاب جالبی نبود و من ازش لذت نبردم انتظار داشتم یک اتفاقی بیافتد ولی هیچ نقطه ی اوجی برای داستان مشخص نشده بود

دختر کتابخون📖
۱۳۹۹/۱۲/۲۳

محشر بود💕🌻 من خیلی دوستش داشتم❤️🌈

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۸۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۰۹۷-۰
تعداد صفحات۱۸۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۰۹۷-۰