معرفی و دانلود کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالیsubscriptionAvailable

کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۳۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی

کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی نوشته جاناتان آکسیر و ترجمه محمدرضا شکاری است. کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی

نن دختری است که از زندگی قبلی خود فقط یک تکه زغال به یادگار دارد. زغالی که به او انرژی می‌دهد. او یک دودکش پاک‌کن است و یک روز در یک دودکش داغ گیر می‌کند. او فکر می‌کند دیگر زنده نخواهد ماند اما چیزی نمی‌گذرد که با کمال تعجب خودش را در دنیای دیگری می‌بیند. در دنیایی دیگر با موجودی رازآلود.

این کتاب دنیایی پر از تخیل و شگفتی را به روی شما می‌گشاید.. داستانی درباره عشق و علاقه به دیگران و تاثیرش در زندگی انسان.

خواندن کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای نوجوانان بالای ۱۲ سال نوشته شده است.

 بخشی از کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی

آدم اول صبح ممکن است انواع و اقسام چیزهای شگفت‌انگیز را ببیند؛ ممکن است پدر و مادرت را ببینی که خوابیده‌اند. ممکن است پرندهٔ جاه‌طلبی را ببینی در حال گرفتن یک کرم. ممکن است سکهٔ بی‌صاحبی را کف پیاده‌رو ببینی یا شاهد اولین پرتوهای سپیده‌دم باشی و اگر زیادی خوش‌شانس باشی، حتی ممکن است چشمت بخورد به دختر و دودکش‌پاک‌کنش۱.

نگاه کن! همین حالا هم این‌جا هستند، از میان مه صبحگاهی نزدیک می‌شوند؛ مردی لاغر با جارویی دراز بر شانه‌اش که با هر قدم او انتهای جارو بالا و پایین می‌پرد و پشت سرش، دختربچه‌ای سطل به دست که آن مرد را بیشتر از هر کسی در دنیا دوست دارد.

دختر مثل سایه به مرد چسبیده است. اگر مرد از روی چالهٔ آبی بپرد، دختر هم می‌پرد. اگر مرد جست‌وخیزکنان از کنار نرده‌ای بگذرد، دختر هم همان کار را می‌کند. با یک نگاه به آن‌ها می‌شود فهمید که دختر به مرد تعلق دارد و مرد به دختر. همچنان که از بین خانه‌های غرق در خواب رد می‌شوند، بلندبلند آواز می‌خوانند:

با برس و سطل و دوده و آواز

هر روزه خوش‌شانسی می‌آورد باز

دودکش‌پاک‌کن دراز!

نه این آواز آن‌قدر خاص است و نه صداهایشان آن‌قدر دلپذیر، اما با هم که می‌خوانند، عجیب‌ترین اتفاق ممکن رخ می‌دهد؛ مردم به جای این‌که پنجرهٔ خانه‌هایشان را به روی این صدا ببندند، یکی‌یکی از تختخواب‌هایشان بلند می‌شوند، پرده‌ها را کنار می‌زنند و تصمیم می‌گیرند دنیا را کمی بیشتر دوست بدارند. پدر و مادرها یک‌دفعه دلشان برای بغل کردن فرزندانشان پَر می‌کشد و فرزندان هم با شوق و اشتیاق، آغوش آن‌ها را می‌پذیرند.

و همهٔ آدم‌ها، پیر و جوان، باقی روز را با زمزمهٔ ملایم آواز دختر و دودکش‌پاک‌کنش می‌گذرانند.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختر خاکستر و هیولای زغالی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختر خاکستر و هیولای زغالی
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهجاناتان آکسییر
مترجممحمدرضا شکاری
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۵۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۳۶۲-۹
تعداد صفحه‌ها۳۱۲ صفحه
قیمت کتاب۲۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

⚡Melika.jr⚡
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

اخی ! این کتاب . اولین کتابی بود که من از انتشارات پرتقال گرفته بودم 😶😶😶 خیلی قشنگ بود 😊😊😊

۳
B.A.H.A.R
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۱

واووو وو🥺😍 خیلی قشنگ بود داستان نن و هیولای محافظش( چارلی) و دوکش پاک کن ...........

۰
Dr.Kimiya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۸

کتاب بسیار زیبایی بود و مارو به وسوسه میکرد که کتاب رو بخونیم انتشارات پرتقال کتاب های زیبایی داره حتما مطالعه کنید ارزش اینکه وقتتون رو بزارید و بخونید رو داره🤩😇📚

۰
AMIr AAa i
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

واقعاً کیف کردم با این کتاب⁦👌🏻⁩

۰
ヅ𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۷

قشنگ بود دوسش داشتم 🍀 نن ی دختر دودکش پاک کنه از زندگی قبلیش ی تیکه ذغال مونده ک تو ی حادثه ای ذغال زنده میشه🪄 و.... کتاب باغبان شب این نویسنده هم محشره 👌

۰
starlight
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۸

این کتاب به معنای واقعی دلنشینه... غم انگیزه ولی در عین حال زیباست ... ( و پر از شگفتی😉 ) از اون کتاباست که بعدا دلت میخواد باز بیای سراغش و دوباره و دوباره بخونیش🌠💙 پیشنهاد می کنم حتما آثار دیگه این...بیشتر

۱
ن. عادل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۶

😍😭😍😍😍😍

۰
me
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۵

این کتاب رو به همه گروه های سنی ، پیشنهاد میکنم داستان جالب زیبا و پایان درامی داشت 💖💖🌹

۰
mochi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۲

من این کتاب روبه شدت توصیه میکنم. توصیف کاراکتر ها وشخصیت های داستان فوقلعاده بود . حس حال خیلی خوبی داره . شخصیت های مورد علاقه ی من توبی ، نن و چارلی هستن . حتما بخونیننننن :)))♡

۰
sana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۸

اصلا مثل اون چیزی که فکر میکردم نبود بلکه خیلی بهتر بود خود داستان یه جنبه غمناک داشت من چند جا اشکم در اومد واقعا که داستان جذاب،غمناک و زیبایی بود خیلی چیزها وجود داره ما با بی‌تفاوتی از کنارشون رد...بیشتر

۰
F.Ch
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۳۰

کتاب خیلی خوبی هست، و این کتاب رو به کسانیکه به ژانر فانتزی علاقه دارن، پیشنهاد می کنم که حتما بخوانند.

۰
میم‌ بانو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۸

زنده موندن کافی نیست تو باید یه کاری بکنی ، تو به یه هدف احتیاج داری

۰
daisy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۱

عالی بود عالی😭😭❤

۰
کاربر 3031104
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۲

عجیب بود. به طرز عجیبی عجیب بود. داستانی درباره ی امید، مرگ و محبت... و زندگی. از اونهایی که بعد خوندنش غرق فکر و احساس میشین. لحن آروم و عمیقی داشت.

۰
بلاتریکس لسترنج
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۱

محشر بود محشر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Book
۵۴
«شهامت یعنی این‌که بترسی اما مستقیم باهاش روبه‌رو بشی.»
Book
۴۸
«مگه زشت‌تر از این هم داریم که اجازه بدی چیزی رو باور کنی که می‌دونی حقیقت نداره؟»
Book
۳۴
چون می‌خندم و خوشحالم به خیالشان آسیبی به من نزده‌اند
Bi-Eb
۳۱
ما با نجات دادن بقیه نجات پیدا می‌کنیم.»
B.A.H.A.R
۲۵
کل عمرم مردم جوری باهام رفتار کردن که انگار هیچی نبودم؛ فقط به خاطر قیافه‌م. شاید مشکل همین باشه. اگه همه‌مون بتونیم به ظاهر بقیه اهمیت ندیم، اون‌وقت می‌تونیم بفهمیم که واقعاً چه شکلی هستن.»
B.A.H.A.R
۲۱
«فکر کنم می‌خواست من رو نجات بده.» «با دادن کیف به تو؟» توبی گفت: «نه، خنگول. با دادن یه هدف به من. از اون لحظه به بعد، من باید زنده می‌موندم، مهم نبود اوضاع چه‌قدر بد می‌شد، چون اگه می‌مردم، اون‌وقت کسی نبود حواسش به نَن اسپارو باشه.» به آسمان نگاه کرد. هوا آن‌قدری صاف بود که نور ضعیف مهتاب دیده شود. «همیشه این‌طوریه دیگه، نه؟ ما با نجات دادن بقیه نجات پیدا می‌کنیم.»
B.A.H.A.R
۱۹
ترجیح می‌داد یک علف هرز باشد تا یک گل احمق.
Book
۱۵
زنده موندن کافی نیست. تو باید یه کاری بکنی. به یه هدف احتیاج داری.
Book
۱۴
«همیشه این‌طوریه دیگه، نه؟ ما با نجات دادن بقیه نجات پیدا می‌کنیم.»
Book
۱۱
«چرا وقتی می‌خوام بخوابم، نمی‌تونم؟ اما وقتی می‌خوام بیدار بمونم، خوابم می‌گیره.»