معرفی و دانلود کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارمsubscriptionAvailable

کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارم

اردوی شبانه

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، لورن میریکال، اِمیلی جنکینز... بیشتر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارم

اردوی شبانه جلد چهارم از مجموعه جادوی چپکی است. این مجموعه نوشته سه نویسنده مشهور نیویورک تایمز سارا ملانسکی و لورین میریکال و امیلی جنکینز است که با ترجمه‌ی مهناز بهرامی منتشر شده است.

مجموعه جادوی چپکی را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

مجموعه جادوی چپکی داستان نری، الویت، آندرس و بکس است که شاگردان کلاس جادوی وارونه هستند، کلاسی که درس‌هایش عجیب است و دانش آموزانش غیر قابل پیش بینی هستند. داستان جایی جذاب می‌شود که جادوهای این بچه‌ها دقیقا در بدترین جای ممکن چپکی می‌شود و همه چیز به هم می‌ریزد.

کودکان با مجموعه جادوی چپکی به دنیای خیالات عجیب سفر می‌کنند و اتفاقات جالبی را می‌سازند.

خواندن مجموعه جادوی چپکی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان‌های عجیب پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارم

پپر شانه‌هایش را بالا انداخت. «طوری نیست، عوضش چند روز مدرسه نمی‌رم. به جای منم خوش بگذرون، باشه!» و خیلی کوتاه و سریع نُری را بغل کرد و رفت؛ جوری که نُری فرصت نکرد او را بغل کند.

نُری، ماری‌گلد و الیوت برای لحظه‌ای ساکت و جدی شدند. بعد، نُری سعی کرد به چیزهای خوب فکر کند. از دوستانش پرسید: «به نظرتون می‌تونیم شب‌ها تا دیروقتِ دیروقت بیدار بمونیم؟»

الیوت سرش را به نشانهٔ تأیید تکان داد و گفت: «ما پسرها که قراره یه شب تا صبح رو توی خوابگاه راجع‌به اشباح حرف بزنیم.»

نُری گفت: «ما هم قراره خانم استار رو با پیژامه ببینیم!» و رو کرد به ماری‌گلد. «به نظرت لباس چه رنگی می‌پوشه؟»

الیوت گفت: «صورتیِ جیغ.»

ماری‌گلد گفت: «قرمز آلبالویی.»

خانم استار همیشه لباس‌های رنگ روشن می‌پوشید. آن روز هم یک جفت کفش ورزشی سبز روشن، شلوار لی آبی و کاپشن نارنجی براق به تن داشت که خیلی به پوست تیره‌اش می‌آمد. بالای سرش هم آندرس پادیلو با یک طناب توی هوا معلق بود.

آندرس یک پروازی وارونه بود. او هم مثل پروازی‌های معمولی می‌توانست پرواز کند، ولی نسبت به پروازی‌هایِ هم‌سن‌وسالش، خیلی بالاتر می‌رفت. قسمت وارونهٔ جادویش این بود که نمی‌توانست خودش را کنترل کند و همین‌طور بالا می‌رفت.

بالا و بالاتر.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جادوی چپکی؛ جلد چهارم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابجادوی چپکی؛ جلد چهارم
عنوان دیگراردوی شبانه
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهسارا ملانسکی، لورن میریکال، اِمیلی جنکینز
مترجممهناز بهرامی
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۱۸۶-۱
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۱۷۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه جادوی چپکی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

rosete
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۳۰

بسیار زیبا بود و به آدم نشون می داد که بعضی ها همدیگه رو دوست دارند ولی گاهی ابراز احساسات اون ها باعث ناراحتی شخص میشه

۰
💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

قشنگه ، من کتابش را دارم😉😊🌹🌷🌺

۶
f-a
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۳

من فیلمش رو دیدم اسم انیمیشنش جادوی وارونه است پیشنهاد میکنم ببینید من عاشق فیلمشم 3بار فیلمش رو دیدم

۱
unikorn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۳

خیلی قشنگ بود و احساس احمیت به خانواده رو گفت شاید کنار آون نبوده ولی بازم خیلی با ارزشه😊

۰
Hadis
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۸

فوق العاده عالی بود حتما بخونیدش

۰
محسن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۹

فیلمی از روی این کتاب هم ساخته شده اما کتابش بهتره🙂🙃 پارادایس هستم💜

۲
💫🌈Yasaman🌈💫
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۷

خوب بود خوشم اومد

۰

بریده‌هایی از کتاب

alameda
۱
نُری پرسید: «چرا؟» و برای الیوت و فرد که داشتند می‌رفتند به سمت ساختمان پسرها دست تکان داد. میتالی گفت: «باید لباس فرم بپوشیم. مدیرمون خیلی سختگیره. برای ورزش باید لباس ورزشی بپوشیم، ولی برای رفتن به سالن غذاخوری باید پیرهن سفید و کت بپوشیم.» آنمنی گفت: «همه چیز هم باید تمیز و مرتب باشه. مدرسه‌مون شبانه‌روزی و خصوصیه.» نُری شانه بالا انداخت. مدرسهٔ خواهر و برادر خودش هم همین‌طوری بود؛ مدرسهٔ دانا؛ مدرسه‌ای که پدرش آن‌جا کار می‌کرد. آن‌ها هم لباس فرم می‌پوشیدند. «منتظر می‌مونم تا عوض کنین.» کسی توی حیاط کنار اتاق‌ها نبود. نُری همان‌طور که منتظر بود، چندتا کله‌معلق روی چمن‌ها زد. خیالش راحت بود که با این بچه‌های جدید احساس راحتی می‌کرد؛ هر چند معلوم نبود بقیهٔ هم‌کلاسی‌هایشان هم همان‌طور باشند یا نه. وقتی میتالی و آنمنی از اتاق بیرون آمدند، دامن‌های خاکستری اتوکشیده، کفش‌های مشکی دخترانه، بلوزهای سفید و کت‌هایی آبی بر تن داشتند. روی کت‌هایشان علامتی گل‌دوزی شده بود.
rosete
۱
ارنستو تلپی روی یکی از پهلوهایش افتاد؛ طوری که شکمش رو به غرغرو باشد. میا که همان‌طور معلق بالای سرشان ایستاده بود رو به آندرس و نُری بلند گفت: «این حرکت نشونهٔ دوستی و اعتماده.»