معرفی و دانلود کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفیsubscriptionAvailable

کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۱۰۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، سارا فرازی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی

کتاب قصه‌ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی یکی از کتاب‌های مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند نوشته سارا ملانسکی است که با ترجمه سارا فرازی در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است.

درباره مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند داستان یک خواهر و برادر است که یک آینه‌ جادویی دارند. پری‌ای که در آینه زندگی می‌کند هربار آنها را به درون یک قصه قدیمی می‌فرستد. هربار هم بچه‌ها قصه را تغییر می‌دهد.

پری توی آینه این بار برای آن‌ها قصه‌ سفیدبرفی را آماده کرده است و بچه‌ها قرار است این‌بار پا به دنیای این قصه بگذارند و آن را زندگی کنند.

خواندن مجموعه قصه ها عوض می‌شوند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی

وقتی زنگ تفریح می‌خورد، بچه‌های کلاس پنجمِ مدرسهٔ جدیدم تصمیم می‌گیرند گرگم به‌هوا بازی کنند. «هرکی تک بیاره» بازی می‌کنیم و من گرگ می‌شوم؛ من، دانش‌آموز جدید کلاس! عالیه!

نه، عالی نیست.

چشم‌هایم را می‌بندم. بچه‌ها ۱۰ ثانیه (خیلی خب! ۵ ثانیه) فرصت دارند تا بازی را شروع کنند. اول پِنی را می‌بینم که قدش خیلی بلند است؛ یعنی بلندتر از من. البته بیشترِ آدم‌ها از من قدبلندترند. پِنی یک ژاکت نارنجی پوشیده که حسابی تابلو است. اسم همهٔ بچه‌ها را نمی‌دانم، ولی اسم پِنی راحت یاد آدم می‌ماند، چون همیشه موهایش را دم‌اسبی می‌بندد و من، توی ذهنم این‌جوری صدایش می‌کنم: کره‌اسبی به نام پِنی!

می‌دوم و به بازویش ضربه می‌زنم: «حالا تو گرگی، کره‌اسب خانوم! چیز ... یعنی ... پِنی خانوم!»

با تعجب نگاهم کرد: «نه! من الان یخ زدم!»

هان؟ هوا که آن‌قدرها سرد نیست. تازه ژاکت نارنجی‌اش هم به‌نظر گرم می‌آید.

می‌پرسم: «چی؟»

پِنی اخم می‌کند: «تو به من دست زدی، پس من الان یخ زدم و دیگه نمی‌تونم فرار کنم.»

آرام جواب می‌دهم: «نههههه! من گرگ بودم. گرفتمت و بهت دست زدم. حالا تو گرگی. باید به یکی دیگه دست بزنی تا اون گرگ بشه. واسه همین اسمش گرگم به‌هواست.»

پِنی می‌گوید: «اونی که گرگه باید همه رو بگیره و به همه دست بزنه.» یک جوری حرف می‌زند انگار خیلی بیشتر از من دربارهٔ این بازی می‌داند. گونه‌هام سرخ می‌شوند. اصلاً هم بیشتر از من نمی‌داند و ادامه می‌دهد: «وقتی گرگ بهت دست می‌زنه، تو یخ می‌زنی، یعنی نمی‌تونی تکون بخوری و آخرین نفری که گرگ می‌گیردش و بهش دست می‌زنه، می‌شه گرگِ بعدی، فهمیدی؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقصه ها عوض می شوند؛ سفیدبرفی
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهسارا ملانسکی
مترجمسارا فرازی
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۳۴۷-۸۴-۲
تعداد صفحه‌ها۱۴۴ صفحه
قیمت کتاب۱۶۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

من نسخه چاپیش رو دارم🙂 خیلییییی عالی😍😍 بی نظیر💋💋💋داستانی فوق العاده😍🥰🥰 هر چی ازش تعریف کنم بازم کمه😘😘❤️ حتما حتما حتما این داستان هیجان انگیز رو بخونید🤩🤩😛😻😻 من که عاشقش شدم😇😻😻

۷
𝘼𝙂𝘿`𝘚𝘶𝘨𝘢
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۳

عالی و زیبا بود👌🏻👌🏻🌺🌺 من مجموعه ی قصه ها عوض میشوند رو خیلی دوست دارم و همه ی جلد نسخه چاپی اش را دارم عالییی هست❤❤ ممنون از نشر پرتقال و طاقچه🙏🏻🙏🏻💖💖🌸🌹

۰
yeganeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۸

عالی بود عالی بببببببههههههتتتترررریییینننن کتابی بود که تو عمرم خوندم

۰
zeynab
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۳۰

وای خیلی از کتابش خوشم اومد واقعا خوب بود

۰
JENNIE
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۱

یه ایدی ی کاملا نوئه. اینکه یک آینه ی جادویی وجود داشته باشه و ایبی و جونا رو به سرزمین قصه ها بفرسته خییلی ایده ی نابیه. مرسی طاقچه💝

۴
یاسمن
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۷

اخ که چقدر جونا من رو یاد برادر کوچکتر خودم میندازه جونا یه برادر کوچولو واقعی

۰
Faezeh
۱۳۹۹/۱۲/۰۲

من چاپش رو دارم و هدیه ۸ سالگیم بود 🌹 این کتاب عالی هست مثل بقیه جلد هاش و آدم از خوندنش لذت می بره 🌺 این کتاب رو اگه تونستید تهیه کنید و یا از طاقچه بگیرید 🌸

۱
Maryam
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

زیبا البته برای زیر 13 ساله ها 😶من که خوندم خوشم دیگه بقیه خود دانند

۵
♥💗🐞لیدی باگ🐞💗♥
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۳۰

عالییییییییییییی💜💜💜💜💜🍓🍓🍓🍓🍓🍒🍒🍒🍒🍒💙💙💙💙💖💖💖💖

۰
📚book📚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۴

عاااااااااااااااالی بود. اول نمی خواستم بخونم ولی بعد نظرم عوض شد. واقعا جذاب بود👏💫

۰
HAROKO
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۷

خیلی عالی مثل خود داستان های تکراری سفید برفی و اینا نیست تغیرش داده

۰
Tannaz
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۳

دوست داشتم

۱۰
💫🌈Yasaman🌈💫
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۸

عالی 💖💜💚❤💟💛💙مگه میشه بد باشه😄😘😗✧༺♥༻✧ ‧͙⁺˚*・༓☾ ☽༓・*˚⁺‧͙ ♡➷✾✾✾✾ ♥*♡∞:。.。 。.。:∞♡*♥

۱
ن. عادل
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۳

خیلی باحاله! 😂😂😂

۰
bookworm📚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۳

من خودم عاشق این کتابم و بنظر من خیلی جالب و بامزست مخصوصا اینکه تصوری که ما از یکسری داستان های معروف مثل سفیدبرفی داریم رو عوض می کنه و باعث میشه تخیل ما بره بالا و من که خودم از...بیشتر

۲

بریده‌هایی از کتاب

🌈maryaysa🌈
۲۲
تغییر سخت است، اما همیشه هم بد نیست. مثلاً همین سفیدبرفی. الان داستانش عوض شده، اما هنوز هم قصهٔ خوبی است.
Maria:)
۱۳
تغییر سخت است، اما همیشه هم بد نیست.
F.Sh
۶
اما از لحظه‌ای که وارد اتاق کامپیوتر می‌شوم دنیا قشنگ‌تر می‌شود. نفس عمیقی می‌کشم. آخیش! درست است که توی اسمیت‌ویل به اتاقی که یک‌عالمه کتاب داشته باشد، اتاق کامپیوتر می‌گویند، اما اینجا درست بوی کتابخانهٔ مدرسهٔ قبلی‌ام را می‌دهد. مدرسهٔ عادی قبلی! بوی کاغذ و کمی گرد و خاک. کتاب‌های توی قفسه‌های کتابخانهٔ مدرسه – یا همان اتاق کامپیوتر، اه! – کتاب‌های آشنایی هستند؛ کتاب‌هایی که قبلاً چندین بار ورق زده‌ام.
بهار
۵
۱. توی اسمیت‌ویل مردم به همهٔ نوشابه‌ها می‌گویند «نوشیدنی!» مسخره است، مگه نه؟ نوشابه اسم بهتری است. نوشابه! نوشابه! نوشابه! ۲. اینجا آدم‌ها بلد نیستند ساندویچ کرهٔ بادام‌زمینی و موز درست کنند. روش درستش این است: اول موز را تکه‌تکه می‌کنی، بعد یکی‌یکی می‌گذاری روی کرهٔ بادام‌زمینی. بهتر است مرتب و منظم کنار هم چیده بشوند؛ اما بچه‌های این مدرسه موز را له می‌کنند و با یک قاشق کرهٔ بادام‌زمینی قاتی می‌کنند. بعد این چیزِ آبکی را می‌مالند روی نان. چرا؟ آخر چرا باید همچین کاری بکنند؟ ۳. حالا هم که به‌جای گرگم به‌هوا، این بازی عجیب‌وغریب را انجام می‌دهند: «بیاین تا اِیبی می‌دوئه و می‌دوئه و می‌دوئه، ما ادای مجسمه‌های بی‌حرکت رو در بیاریم!»
راحله فتح اللهی
۴
اسم من را صدا زدند؟ باید بروم پایین و ببینم و چه اتفاقی افتاده؟ ممکن است سفید باشد؟ شاید می‌خواهد چیزی به من بگوید. شاید هم گابریل یا ماری رز باشند. اصلاً ماری رز کیه؟ کجاست؟ توی آینهٔ زیرزمینه؟
yeganeh
۴
سر راهم یک صدای عجیب می‌شنوم و دم در زیرزمین می‌ایستم. «اِیبی ....» اسم من را صدا زدند؟ باید بروم پایین و ببینم و چه اتفاقی افتاده؟ ممکن است سفید باشد؟ شاید می‌خواهد چیزی به من بگوید. شاید هم گابریل یا ماری رز باشند. اصلاً ماری رز کیه؟ کجاست؟ توی آینهٔ زیرزمینه؟ می‌خواهم در زیرزمین را باز کنم که مامانم را می‌بینم. از پله‌ها پایین می‌آید و می‌گوید: «چی‌کار می‌کنی؟ برو حاضر شو. دلم نمی‌خواد دیر برسین.» دستگیرهٔ در را ول می‌کنم. با خودم می‌گویم: «امشب...» امشب می‌فهمم که چرا آینهٔ توی زیرزمین، ما را به سرزمین افسانه‌ها برد... صدای هیسسسسس می‌آید. حتماً امشب می‌فهمم.
یـ★ـونا
۴
تغییر سخت است، اما همیشه هم بد نیست. مثلاً همین سفیدبرفی. الان داستانش عوض شده، اما هنوز هم قصهٔ خوبی است.
یـ★ـونا
۳
روزی روزگاری زندگی من معمولی بود. بعد آینهٔ توی زیرزمین، ما را خورد.
𝘱𝘦𝘵𝘪𝘵★𝘱𝘪𝘴𝘴𝘢𝘯𝘭𝘪𝘵
۳
تغییر سخت است، اما همیشه هم بد نیست.
آی‌ناز
۳
من ترجیح می‌دهم به‌جای آنکه تمام تلاشم را بکنم، دقیقاً بدانم که چه باید بکنم.