معرفی و دانلود کتاب قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفیsubscriptionAvailable

کتاب قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی

نوع کتاب
۴.۸(از ۵۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سارا ملانسکی، سارا فرازی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی

کتاب قصه‌ها عوض می شوند؛ ملکه برفی یکی از کتاب‌های مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند نوشته سارا ملانسکی است که با ترجمه سارا فرازی در انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند داستان یک خواهر و برادر است که یک آینه‌ جادویی دارند. پری‌ای که در آینه زندگی می‌کند هربار آنها را به درون یک قصه قدیمی می‌فرستد. هربار هم بچه‌ها قصه را تغییر می‌دهد.

پری توی آینه این بار برای آن‌ها قصه ملکه برفی را آماده کرده است و بچه‌ها قرار است این‌بار پا به دنیای این قصه بگذارند و آن را زندگی کنند.

خواندن مجموعه قصه ها عوض می‌شوند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره سارا ملانسکی

سارا ملانسکی، متولد ۴ ژانویه ی ۱۹۷۷، نویسنده کانادایی است. سارا، دختر نویسنده‌ای مشهور به نام الیسا آمبروز است. پدر و مادرش از هم جدا شده‌اند و او همواره همراهی یک خواهر و یک خواهرخوانده را در زندگی احساس می‌کرد. ملانسکی، در دانشگاه در رشته‌ ادبیات انگلیسی در دانشگاه مک‌گیل تحصیل کرد. او پس از تحصیل به تورنتو نقل مکان کرد و اولین رمان خود را نوشت که در شانزده کشور منتشر شد و به فروشی بیش از ششصد هزار نسخه رسید. ملانسکی پس از انتشار دومین رمانش به نیویورک رفت و نویسنده تمام وقت شد.

بخشی از کتاب قصه ها عوض می شوند؛ ملکه برفی

چی؟!

با تعجب می‌گویم: «نه! از کِی تاحالا اون بهترین دوستت شده؟!»

رابین می‌گوید: «از الان!»

«ما بهترین دوستای توئیم؛ من و فرانکی. نه پِنی! پِنی دختر خوبی نیست.»

«ولی به نظر من خیلی باحاله.»

دست‌هایم را به سینه می‌زنم. «باحال بودن نشونهٔ خوب بودن نیست! تو نمی‌تونی هم بهترین دوست پِنی باشی و هم بهترین دوست ما!»

رنگ از روی رابین می‌پرد؛ «چرا نمی‌تونم؟»

با صدای بلند می‌گویم: «چون من می‌گم! باید بین ما و پِنی، یکی رو انتخاب کنی!»

رابین چشم‌هایش را باریک می‌کند و می‌گوید: «اگه مجبورم کنی که انتخاب کنم... انتخاب من پِنیه!»

جا می‌خورم! هم ناراحتم و هم خیلی‌خیلی عصبانی! من هم چشم‌هایم را باریک می‌کنم و می‌گویم: «پس گردنبندت رو دربیار!»

دهان رابین از تعجب باز می‌ماند. «گردنبند فرام رو؟»

صدایم می‌لرزد؛ «بله! تو دیگه بهترین دوست ما نیستی. نمی‌تونی اون گردنبند رو بندازی گردنت. می‌تونی بری با دوست جدیدت گردنبند بسازی و اسمش رو بذاری رَپ! هه هه! رابین و پنی؛ رَپ!»

رَپِ آخر را بلند می‌گویم و پیش خودم حس می‌کنم مسخره‌ترین کلمهٔ دنیاست.

رابین آرام می‌پرسد: «الان دَرِش بیارم؟»

سرم را تکان می‌دهم؛ می‌ترسم اگر دهانم را باز کنم، بُغضم بترکد.

بند چرمی را از سرش درمی‌آورد و گردنبند را به‌طرفم پرت می‌کند؛ «باشه! مال خودت.»

گردنبند را توی کیفم می‌گذارم و می‌روم دنبال فرانکی.

قلبم درد می‌کند... فرا تمام شد. از حالا به بعد، فقط فا هستیم؛ فرانکی و اِیبی!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:قصه‌ ها عوض می شوند؛ ملکه برفی
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:سارا ملانسکی
مترجم:سارا فرازی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۱.۹ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۰۳۱-۴
تعداد صفحه‌ها:۱۳۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۹۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه قصه‌ها عوض می‌شوند

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۵

انقدر قشنگ بود که واقعا نمیدونم چی بگم فقط در یه کلمه عالی💥❤️

۰
zeynab
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۳۰

بینهایت خوب بود

۶
roses-are-rosie
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۶

این کتاب بسیار جالب و هیجانی است و حتما پیشنهاد میکنم بخوانید من ملکه برفی و ایبی در سرزمین عجایب را دارم و واقعا زیبا بود مخصوصا ایبی در سرزمین عحایب اما نمیدونم چرا این جلدش را در اینجا نزده.واقعا...بیشتر

۰
yekta
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۸

🎹یعنی بهترین کتاب دنیا بود من چاپیش رو داشتم و خیلی از این کتاب لذت بردم توصیه می کنم چاپیش رو بخرید به هرحال عالی بود🎹

۱
シ︎دختر کتابخونシ︎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

عالییییییییی

۰
♥💗🐞لیدی باگ🐞💗♥
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۱

خیلی عالی هست💜💜💜💜💜💜💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

۰
Emily
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

این کتاب عالیه بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخوانید من ۷ جلد از این کتاب رو دارم و این اولین کتابی هست که از طاقچه می خرم کتاب متن روانی داره و ذهن دختر ۱۰ ساله ای هست که با برادرش...بیشتر

۰
Book worm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۶

مجموعه داستان های قصه ها عوض می‌شوند معرکه است✌️😉

۰
Hosna
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۶

همه چیش عاااالی بود اینقدر خوب نوشته شده بود که احساس می‌کردم پشت درخت قائم شدم و توی آن لحظه ها دارم ایبی، جونا و گردا و کای و میدیدم که دارن یخ میزنن. خیلی خوب بود. ✔️✔️❤️ از دستش ندیدن.

۰
JENNIE
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۱

خوب بود💝💗

۰
Tannaz
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

بسیار عالی💖💖

۷
R_e_y_h_a_n_e
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۰

خیلی خوبه من 5 جلدش رو دارم

۰
ayda :)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۳

مث بقیه جلدهاش عالی بود💙🦋 البته این کتاب از بقیه هیجان انگیز تر بود🤩 ولی کاش جونا همه چی یادش بیاد... این خیلی بد شد ک جونا همه چی از یادش رفته😕امیدوارم تو جلد بعدی یادش بیفته :)🍜

۰
unikorn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

عالی بود و خیلی هم جدا بود😋😋😍😍😘😗😗😙😙😚😚😚😄😄😄

۰
L.B
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

کتاب خوبیه🙂🍂

۰

بریده‌هایی از کتاب

yekta
۵
«آره! تو هم می‌تونی. چیه؟ لابُد حالا انتظار داری بهمون مدال افتخار بِدَن!»
کاربر ۲۱۳۷۳۶۸
۴
من دوست دارم نصفه‌شب‌ها پا شم خوراکی بخورم
rozhin
۳
جونا ذوق‌زده است. «منم شنیدم! تو می‌تونی حرف بزنی؟» «آره! تو هم می‌تونی. چیه؟ لابُد حالا انتظار داری بهمون مدال افتخار بِدَن!»
راحله فتح اللهی
۲
از جایش می‌پرد. جونا کنار من نشسته، رالف هم چُرت می‌زند. گِردا می‌گوید: «من گرسنه نیستم. فقط آماده‌م که بریم. بریم، بریم. رالف! پاشو. داریم می‌ریم.» رالف خمیازه‌ای می‌کشد و چشم‌هایش را باز می‌کند. شارون می‌پرسد: «کجا بریم؟» گِردا چانه‌اش را جلو می‌دهد. «خودت گفتی من می‌تونم برم. یادته؟ تو دلت برای من و دوستم کای سوخت و گفتی امشب می‌تونم از اینجا برم.»
rozhin
۲
«لیز... بخوریم؟... مثل... سورتمه؟» «آره، ولی بدون سورتمه!» «پس روی چی لیز بخوریم؟» «روی شیکممون.» «نه نه نه! دماغمون می‌شکنه.»
rozhin
۲
«ولی اگه تکون نخورم، چطوری خودم رو از این دریاچه که داره می‌شکنه، نجات بدم؟»
rozhin
۲
سیبیل بهترین راه برای تغییر قیافه‌ست
rozhin
۲
اصلاً فراموش کن که چانه داری. چونه؟ چونه چیه؟ من که ندارم.
بهار
۲
دست‌هایم را به سینه می‌زنم. «باحال بودن نشونهٔ خوب بودن نیست! تو نمی‌تونی هم بهترین دوست پِنی باشی و هم بهترین دوست ما!» رنگ از روی رابین می‌پرد؛ «چرا نمی‌تونم؟» با صدای بلند می‌گویم: «چون من می‌گم! باید بین ما و پِنی، یکی رو انتخاب کنی!» رابین چشم‌هایش را باریک می‌کند و می‌گوید: «اگه مجبورم کنی که انتخاب کنم... انتخاب من پِنیه!» جا می‌خورم! هم ناراحتم و هم خیلی‌خیلی عصبانی! من هم چشم‌هایم را باریک می‌کنم و می‌گویم: «پس گردنبندت رو دربیار!»
بهار
۲
با تعجب می‌گویم: «شما دارودستهٔ دزدها هستین.» هر چهارتایشان لبخند مرموزی می‌زنند. جونا می‌گوید: «عه! پس دارودسته شمائین؟» وای! پس این لباس‌های درختی و خرسی و پنگوئنی برای همین بود؛ برای اینکه بتوانند قایم شوند و به‌موقع دزدی کنند. حتماً موقعی که ما توی دریاچه بودیم، این‌ها مشغول دزدی بودند. مادرِ یک‌چشم گفت: «آره، ما چیزمیزا رو کِش می‌ریم. حالا هم می‌خوایم شماها رو بدزدیم. شماها هم‌سن‌وسال اون‌یکی زندونی مائین.»