معرفی و دانلود کتاب استخوان مردگان را شخم بزن + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب استخوان مردگان را شخم بزن
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب استخوان مردگان را شخم بزن

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۶۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب استخوان مردگان را شخم بزن

کتاب استخوان مردگان را شخم بزن نوشته الگا توکارچوک و ترجمه هانیه مهر مطلق، رمانی جذاب و پر ماجرا درباره سری قتل‌هایی است که در دهکده‌ای اتفاق می‌افتد و هیچ سرنخی برای حل معمایش وجود ندارد. 

درباره کتاب استخوان مردگان را شخم بزن

الگا توکارچوک درکتاب استخوان مردگان را شخم بزن، از زندگی یانینا دوشیکو، زنی میان‌سال و عجیب‌وغریب صحبت می‌کند. او در جنگلی دورافتاده در غرب لهستان زندگی‌ می‌کند. یانینا عاشق ویلیام بلیک، شاعر بریتانیایی و عاشق طالع‌بینی است. ماجراها زمانی آغاز می‌شود که او شاهد مرگ مرموز شماری از ساکنان منطقه، اعم از انسان و حیوان، می‌شود و تصمیم می‌گیرد درباره این مرگ‌ها تحقیق کند. اما هیچ سرنخ قابل قبولی پیدا نمی‌کند. علاوه بر ماجراهای داستان، توانایی نویسنده در توصیف طبیعت بکر و زیبای جنگل‌ها، یکی از نقاط قوت این کتاب است.  

نویسنده در این داستان تلاش کرده است تا ارتباط میان قدرت، پول و مردسالاری را بررسی کند از بحران‌های زیست‌محیطی و سیاسی دنیای امروز ما‌ بگوید. این کتاب در زمره کتاب‌هایی قرار می‌گیرد که خوانندگانش را به تفکر درباره حقوق زنان وا می‌دارد و از حقوق حیوانات هم دفاع می‌کند.  

کتاب استخوان مردگان را شخم بزن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و دوست‌داران رمان‌های جنایی از خواندن کتاب استخوان مردگان را شخم بزن لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب استخوان مردگان را شخم بزن

خل‌وچل از قبل روی کاناپهٔ تختخواب‌شو جا باز کرده بود و داشت آستین‌های پلیورش را بالا می‌زد. با آن چشمان بی‌فروغش نگاه نافذی به من انداخت و گفت: «کسی دلش نمی‌خواد این‌طوری پیدایش کنند، مگه نه؟ در همچین شرایطی. خیلی غیرانسانیه»

اوه بله بدن انسان قطعاً غیرانسانی است. مخصوصاً یک بدن بی‌جان. آیا عجیب و بدشگون نبود که ما مجبور شده بودیم به جسد پاگُنده رسیدگی کنیم و او آخرین دردسر و زحمتش را هم برایمان درست کرده بود؟ برای ما، برای همسایگانش، برای کسانی که او هرگز احترامشان را نگه نداشت، هرگز دوستشان نداشت و هرگز اهمیتی به آن‌ها نداد.

به نظر من، مرگ باید با نیست و نابود شدن کامل جسم همراه باشد. این بهترین راه‌حل برای یک جسد است. در آن صورت، وقتی اجساد از بین می‌روند، می‌توانستند مستقیماً به درون سیاه‌چاله‌هایی برگردند که زمانی ازآنجا آمده بودند و ارواح نیز با سرعت نور به سمت نور حرکت می‌کردند. البته اگر چیزی به‌عنوان روح وجود داشته باشد.

با غلبه بر مقاومت سرسختانه‌ام، همان کاری را کردم که خل‌وچل از من خواسته بود. جنازه را از پاها و بازوها گرفتیم و آن را روی کاناپه قرار دادیم. در کمال تعجب متوجه شدم که جنازه سنگین بود. هنوز کاملاً غیرقابل حرکت نشده بود، ولی در عوض بدنش شدیداً منقبض شده بود، شبیه به ملافه‌های آهارخورده‌ای که به‌تازگی از زیر دستگاه اتو بیرون آمده باشند. چشمم به جوراب‌هایش افتاد، یا آنچه به‌عنوان جوراب به پاهایش بود- تکه پارچه‌هایی کثیف بودند. پاپوش‌هایی بودند که از نوارهای بریده‌شده از ملافه درست شده بود و حالا خاکستری و چرک شده بودند. نمی‌دانم چرا، ولی دیدن آن پاپوش‌ها چنان کوبشی در سینه‌ام و در قسمت دیافراگم و در کل بدنم ایجاد کرد که دیگر نتوانستم جلوی هق‌هق گریه‌ام را بگیرم. خل‌وچل نگاه سرد و کوتاهی به من انداخت که آشکارا سرزنش‌آمیز بود.

خل‌وچل گفت: «باید قبل از اینکه پلیس‌ها برسند، به او لباس بپوشونیم» و من متوجه شدم که با دیدن این فلاکتِ انسانی چانهٔ خل‌وچل به لرزش افتاده بود (اگرچه به دلایلی از پذیرفتن این حقیقت خودداری می‌کرد).

ابتدا سعی کردیم ژیلهٔ کثیف و بد بوی پاگنده را دربیاوریم، اما آن ژیله در برابر بیرون کشیده شدن از سر پاگُنده سرسختانه مقاومت می‌کرد. برای همین خل‌وچل یک چاقوی جیبی حرفه‌ای را از جیبش بیرون آورد و ژیله را از وسط سینه پاره کرد. حالا پاگنده مثل یک جن کوتولهٔ پشمالو به‌صورت نیمه عریان در مقابل ما روی کاناپه افتاده بود. زخم‌هایی بر روی سینه و بازوها داشت و پوستش پر از خال‌کوبی‌هایی بود هیچ‌کدامشان برایم معنا و مفهومی نداشت. تا هنوز جنازه‌اش برای همیشه سخت و منقبض نشده بود و به اصالتش- بخشی از ماده- بازنگشته بود، مشغول پیدا کردن لباسی آبرومند در داخل کمد لباسِ شکسته شدیم و در همان حال پاگُنده نیز به حالت طعنه‌آمیزی، زیرچشمی ما را می‌پایید. زیرشلواری پاره‌اش از زیر پاچه‌های شلوار ورزشی نقره‌ای جدیدش بیرون زده بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب استخوان مردگان را شخم بزن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباستخوان مردگان را شخم بزن
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهاولگا توکارچوک
مترجمهانیه مهرمطلق
ویراستارعلی سلامی
انتشاراتنشر گویا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۵/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۰۹۴-۰۰-۸
تعداد صفحه‌ها۳۶۸ صفحه
قیمت کتاب۱۶۶۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

wilhelmina
۱۳۹۹/۱۰/۲۶

اگه حامی و طرفدار حقوق حیوانات هستین مثل من ،این کتاب بهتون پیشنهاد میشه، یه داستان جنایی هست در کشور لهستان که قهرمان داستان یه خانم مسن هست و جریان چند فقره قتل و شکار بی رحمانه حیوانات، ترجمه هم...بیشتر

۰
مبینا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۷

چندان کتاب جالبی نیست، کشش نداره و تو یه مسیر مستقیم کسل کننده داستان پیش میره. واقعا نمیدونم میشه گفت تو چه ژانریه، اما مطمئنم که این رو هم نمیگم یه کتاب جناییه.

۰
Masoud Booshadi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۰

عالی و از بهترین‌هایی بود که توی دو سه سال گذشته خوندم. با اینکه خودم گیاه خوار نیستم، متاسفانه! و فعالیت منسجمی برای حفاظت طبیعت ندارم اما کاملا درگیر عشقی که کتاب نسبت به طبیعت داره شدم. دوست داشتن یه آهوی...بیشتر

۱
Shantya
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

فالی عالی بهتر از این نمیشه

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۳

من نتونستم باکتاب ارتباط برقرارکنم،منتظربودم ازیه جایی به بعدداستان جذاب بشه ولی نشد،گاهی ازحوصله خارج میشه کلی مطالب جانبی که به فقط بدردبعضیها میخوره وموردپسندهمه نیست،برای من اصلاجالب نبود

۴
مریم
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۲

یک داستان متوسط رو به ضعیف با ترجمه‌ای بد و سرشار از اشتباهات نگارشی و ویرایشی. داستان فاقد چارچوب و روایت است. از نیمه داستان به‌راحتی می‌توان قاتل را شناخت. بیشتر شبیه بیانیه است تا داستان. نویسنده یک قصه کوتاه را...بیشتر

۰
رها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۲۳

این کتاب می‌تونه جذاب باشه برای شمایی که: به طبیعت و حیوانات علاقه دارید(به خصوص اگر گیاه‌خوارید)/ نقاشی‌های سبک رمانتیک رو دوست دارید/ داستان‌های جنایی رو دنبال می‌کنید/ طالع بینی براتون جالبه این کتاب نمی‌تونه جذاب برای شمایی که: داستان‌های با...بیشتر

۰
booklover
۱۴۰۰/۰۲/۲۸

داستانی متفاوت و جذاب. یک جاهایی زیاده گویی داشت اما در کل دوست داشتم

۰
جمشید فرشباف
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۷

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بود

۰
محمد جواد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۶

شماره 30 اگه دنبال یه داستان هیجانیِ جنایی هستید نخونیدش؛ حوصلتون سر میره چون بیشتر از اینکه یک داستان جنایی باشه ، داستان زندگی و روزمرگی های یک پیرزن بسیار خرافاتیه البته ترجمه خیلی روان و خوبی داره. توصیف های داستان هم بعضی جاها...بیشتر

۰
کاربر ۲۸۵۷۹۰۱
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

عالی greatt

۱
kamand
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

خیلی خیلی اطراف و محیط و طبیعت توصیف می‌کنه کسل کننده بود مثلاً اول توصیف هاش ۱۰صفحه بزنی جلو بازم اتفاق خاصی نمیوفته و بازم همون توصیف ادامه میده من نتونستم کتاب بعد از ۲۰درصد ادامه بدم

۰
آلیس در سرزمین نجایب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

چه کسی تعیین می‌کند روح انسان والاتر و جان انسان ارزشمندتر از حیوان است؟ این کتاب جنایی است اما نه جنایتی که به سر انسان میاد، بلکه جنایتی که در حق حیوانات روا داریم‌. از کشتار و قتل و خوردن موجودات...بیشتر

۱
شاهرخ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

👍🏼🍀

۰
کاربر 5987702
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۹

در کل کتاب خوبی بود اما اون حس رمان جنایی را منتقل نمیکرد بیشتر حمایت از حقوق حیوانات را پررنگ میکرد

۰

بریده‌هایی از کتاب

فریبا
۵۳
بهترین نوع گفتگو، با خودِ آدم است. حداقل خطر ایجاد هیچ سوءتفاهمی وجود ندارد.
Hopefull_librarian
۳۴
«حیوانات هر کشوری، حقایق موجود در اون کشور رو نشان می‌دهند. منظورم رفتاریست که در اون کشور با حیوانات می‌شه. اگه مردم رفتار وحشیانه‌ای با حیوانات داشته باشند، هیچ شکلی از دموکراسی نمی تونه به اون ها کمک کنه، درواقع هیچی نمیتونه به دادِشون برسه.»
narjes.nmD
۲۲
همه‌چیز می‌گذرد. یک انسان خردمند این حقیقت را از همان ابتدا می‌داند و بر آن افسوس نمی‌خورد.
ریحانه باقریه
۱۹
من معتقدم که هرکدام از ما فرد دیگر را به‌گونه‌ای خاص می‌بینیم. برای همین باید او را با نامی صدا بزنیم که در نظر خودمان شایسته و مناسب است. بنابراین همه ما چند اسمی هستیم. درواقع ما به تعداد افرادی که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم، اسم داریم.
ریحانه باقریه
۱۷
سپری کردن سال‌ها بدبختی و نارضایتی، بیشتر از یک بیماری کشنده آدم را خوار و خفیف می‌کند.
رها
۱۴
چه کسی این دنیا را به دودستهٔ بی‌فایده و بافایده تقسیم کرده است و به چه حقی؟ آیا یک بوتهٔ خار یا موشی که دانه‌های انبار را می‌خورد، حق زندگی کردن ندارند؟ زنبورهای عسل و زنبورهای بی عسل، علف‌های هرز و یا گل‌های رز چطور؟ چه کسی و با چه عقلی جرئت کرده است بین این‌که چه کسی بهتر است و چه کسی بدتر، قضاوت کند؟
رها
۱۲
خوشبختانه برنامه خوابیدن من دوباره داشت تغییر می‌کرد؛ هنگام سپیده صبح می‌خوابیدم و بعدازظهرها از خواب بیدار می‌شدم. احتمالاً این وضعیت، یک شیوه دفاعی طبیعی در مقابل روشنایی روز بود یا به‌طورکلی در برابر روز و هر چیزی که به آن مربوط می‌شد.
narjes.nmD
۱۱
بعضی از افراد هستند که فقط یک نگاه به آن‌ها کافیست تا بغض گلوی آدم را بگیرد و چشم‌ها را پر از اشک شوق کند. این افراد باعث می‌شوند آدم حس کند که انگار خاطرهٔ پررنگی از معصومیتِ پیشین خودِ ما، در وجودِ آن‌ها باقی مانده است؛ انگار آن‌ها جزو معجزات عجیب طبیعت هستند که با وجودِ هبوط انسان، هنوز کاملاً از بین نرفته‌اند.
مانی
۱۰
بهترین نوع گفتگو، با خودِ آدم است. حداقل خطر ایجاد هیچ سوءتفاهمی وجود ندارد.
فریبا
۵
کاری مرگ مثل کاری است که مایع گندزدایی یا یک جاروبرقی انجام می‌دهد. اعتراف می‌کنم که من واقعاً در آن لحظه به چنین موضوع فکر کردم و در حال حاضر هنوز هم همان نظر و عقیده را دارم.