جملات زیبای کتاب استخوان مردگان را شخم بزن | طاقچه
تصویر جلد کتاب استخوان مردگان را شخم بزن
off
٪۸۰
subscriptionAvailable

کتاب استخوان مردگان را شخم بزن

نوع کتاب
۳.۵(از ۶۸ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فریبا
۵۲
بهترین نوع گفتگو، با خودِ آدم است. حداقل خطر ایجاد هیچ سوءتفاهمی وجود ندارد.
Hopefull_librarian
۳۴
«حیوانات هر کشوری، حقایق موجود در اون کشور رو نشان می‌دهند. منظورم رفتاریست که در اون کشور با حیوانات می‌شه. اگه مردم رفتار وحشیانه‌ای با حیوانات داشته باشند، هیچ شکلی از دموکراسی نمی تونه به اون ها کمک کنه، درواقع هیچی نمیتونه به دادِشون برسه.»
narjes.nmD
۲۲
همه‌چیز می‌گذرد. یک انسان خردمند این حقیقت را از همان ابتدا می‌داند و بر آن افسوس نمی‌خورد.
ریحانه باقریه
۱۹
من معتقدم که هرکدام از ما فرد دیگر را به‌گونه‌ای خاص می‌بینیم. برای همین باید او را با نامی صدا بزنیم که در نظر خودمان شایسته و مناسب است. بنابراین همه ما چند اسمی هستیم. درواقع ما به تعداد افرادی که با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم، اسم داریم.
ریحانه باقریه
۱۶
سپری کردن سال‌ها بدبختی و نارضایتی، بیشتر از یک بیماری کشنده آدم را خوار و خفیف می‌کند.
رها
۱۴
چه کسی این دنیا را به دودستهٔ بی‌فایده و بافایده تقسیم کرده است و به چه حقی؟ آیا یک بوتهٔ خار یا موشی که دانه‌های انبار را می‌خورد، حق زندگی کردن ندارند؟ زنبورهای عسل و زنبورهای بی عسل، علف‌های هرز و یا گل‌های رز چطور؟ چه کسی و با چه عقلی جرئت کرده است بین این‌که چه کسی بهتر است و چه کسی بدتر، قضاوت کند؟
رها
۱۲
خوشبختانه برنامه خوابیدن من دوباره داشت تغییر می‌کرد؛ هنگام سپیده صبح می‌خوابیدم و بعدازظهرها از خواب بیدار می‌شدم. احتمالاً این وضعیت، یک شیوه دفاعی طبیعی در مقابل روشنایی روز بود یا به‌طورکلی در برابر روز و هر چیزی که به آن مربوط می‌شد.
narjes.nmD
۱۱
بعضی از افراد هستند که فقط یک نگاه به آن‌ها کافیست تا بغض گلوی آدم را بگیرد و چشم‌ها را پر از اشک شوق کند. این افراد باعث می‌شوند آدم حس کند که انگار خاطرهٔ پررنگی از معصومیتِ پیشین خودِ ما، در وجودِ آن‌ها باقی مانده است؛ انگار آن‌ها جزو معجزات عجیب طبیعت هستند که با وجودِ هبوط انسان، هنوز کاملاً از بین نرفته‌اند.
مانی
۱۰
بهترین نوع گفتگو، با خودِ آدم است. حداقل خطر ایجاد هیچ سوءتفاهمی وجود ندارد.
فریبا
۵
کاری مرگ مثل کاری است که مایع گندزدایی یا یک جاروبرقی انجام می‌دهد. اعتراف می‌کنم که من واقعاً در آن لحظه به چنین موضوع فکر کردم و در حال حاضر هنوز هم همان نظر و عقیده را دارم.
motahhare bagheri
۵
حالا برایم مشخص شده بود که چرا اسم آن بُرج‌های مخصوص شکار که شباهت بسیاری هم با برج‌های دیدبانی در اردوگاه‌های کار اجباری دارند را «منبر» گذاشته بودند. در بالای یک منبر، آدمیزاد خود را بالاتر از موجودات دیگر قرار داده و این حق را به خود می‌دهد که در خصوص زندگی و مرگ آن‌ها تصمیم‌گیری کند. در این حالت آدمیزاد تبدیل به یک حاکم ستمگر و غاصب می‌شود.
Zohreh
۵
آدم می‌تواند مسائل کوچکی که ناراحتی و نگرانی ناچیزی ایجاد می‌کنند را تحمل کند، اما نمی‌شود در مقابل ظلم و ستم بی‌رحمانه‌ای که همه‌جا را فراگرفته ساکت بود.
محمد جواد
۴
می‌گویند اگر یک زاغ ببینی، اتفاق بدی می‌افتد و اگر دوتا ببینی، اتفاقی خوبی می‌افتد.
Zohreh
۴
زندان واقعی در آن بیرون نیست، بلکه در درون هر یک از ماست. شاید ما فقط نمی‌دانیم چطور بدون آن زندگی کنیم.
Zohreh
۴
اینجا سرزمین آدم‌های عصبی و ازخود راضی‌ای است که هرکدامشان به‌محض این‌که در میان مردم قرار بگیرند، شروع می‌کنند به درس دادن به دیگران و انتقاد کردن و رنجاندن آن‌ها و به رخ کشیدن برتریِ بی‌چون‌وچرا خودشان.
آفتاب
۴
داستان‌های زندگی افراد موضوعی نیست که بشود درباره‌اش بحث کرد. آدم باید آن‌ها بشنود و در مقابل از داستان زندگی خودش برای آن‌ها بگوید.
فریبا
۳
این فکر به ذهنم رسید که مرگِ پاگُنده تا حدودی اتفاق خوبی بود. از آن وضعیت نابسامان دوران زندگی‌اش رها شده بود. و سایر موجودات زنده نیز از سر او راحت شده بودند.
فریبا
۳
گاهی وقت‌ها، وقتی خون آدم به جوش می‌آید، همه‌چیز ساده و بدیهی به نظر می‌رسد. خشم همه‌چیز را نظم می‌بخشد و کُل دنیا را یکجا به آدم نشان می‌دهد؛ خشم، قابلیتِ شفاف دیدن را دوباره بازسازی می‌کند، چیزی که رسیدن به آن در هر موقعیت دیگری دشوار است.
فریبا
۳
اندوه کلمهٔ پراهمیتی برای معنی کردنِ این دنیا است. اندوه در پایه و اساس هر چیزی وجود دارد و همان عنصر پنجم یعنی اثیر است.
shirin shakeri
۳
«حیوانات هر کشوری، حقایق موجود در اون کشور رو نشان می‌دهند. منظورم رفتاریست که در اون کشور با حیوانات می‌شه. اگه مردم رفتار وحشیانه‌ای با حیوانات داشته باشند، هیچ شکلی از دموکراسی نمی‌تونه به اون‌ها کمک کنه، درواقع هیچی نمی‌تونه به دادِشون برسه.»
Hopefull_librarian
۳
وقتی از جلوی پنجرهٔ یک مغازه رد می‌شی و تیکه‌های بزرگ و قرمزرنگ اندام‌های قصابی شده رو در معرض نمایش می‌بینی، آیا به این فکر می‌کنی که این‌ها واقعاً چی هستند؟ حتی یک‌لحظه هم درباره‌اش شک نمی‌کنید، مگه نه؟ یا وقتی گوشت کبابی یا گوشت با استخوان سفارش می‌دید- واقعاً چی دارید می‌گیرید؟ به‌هیچ‌وجه براتون ناخوشایند و زننده نیست. جنایت دیگه عادی شده، مثل یه کار روزمره شده. هرکسی دست به جنایت می‌زنه. اگه اردوگاه‌های کار اجباری هم عادی می‌شد، الآن دنیا شبیه به همین شرایط می‌بود. ازنظر کسی هم ایرادی در اون نمی‌بود.»
Zohreh
۳
«موجود مفید یا غیرمفید که توی طبیعت نداریم. این فقط یه وجه تمایز مسخره‌ست که آدم‌ها در نظر می‌گیرند.»
ریحانه باقریه
۲
به نظرم رسید که آن چیزی که بدن ما را ترک می‌کند، بخشی از این دنیا را مانند شهدی می‌کشد و با خود می‌برد. مهم نیست آن چیز چقدر خوب بوده یا بد و چقدر گناهکار بوده یا بی‌گناه، درنهایت خلأ عظیمی را از خود به جا می‌گذارد.
motahhare bagheri
۲
«می‌دونید چیه، بعضی‌اوقات به نظرم میاد ما داریم در دنیایی زندگی می‌کنیم که خودمون برای خودمون می‌سازیمش. ما خودمون تصمیم می‌گیریم که چی خوبه و چی نیست، این ماییم که نقشهٔ مفاهیم رو برای خودمون ترسیم می‌کنیم... و بعد کل زندگی‌مون رو صرف درگیری با چیزی می‌کنیم که خودمون اون رو به وجود آوردیم. مشکل اینجاست که هر کدوم از ما نسخهٔ خاص خودمون رو از این نقشه داریم، برای همین هم هست که آدم‌ها سخت می‌تونند همدیگر رو درک کنند.»
Hopefull_librarian
۲
همه‌چیز می‌گذرد. یک انسان خردمند این حقیقت را از همان ابتدا می‌داند و بر آن افسوس نمی‌خورد.
Zohreh
۲
فقط در هنگام غروب است که جالب‌ترین پدیده‌ها رخ می‌دهد، زیرا غروب زمانی است که کوچک‌ترین تفاوت‌ها از بین می‌روند. من می‌توانم در غروبی ابدی زندگی کنم.
Zohreh
۲
«وقتی کسی نمی‌تونه صحبت کنه، باید بنویسه.» و اضافه کرد: «کمک زیادی می‌کنه.»
Zohreh
۲
خیلی عجیب است که تاریکی شب، رنگ‌های روز را این‌چنین از بین می‌برد؛ به نظر می‌رسد که شب هیچ‌گونه اهمیتی به تجملات موجود در این دنیا نمی‌دهد.
Zohreh
۲
به فکرم رسید که با وجود همهٔ این‌ها و به‌رغم آسیب‌پذیری و جهالت و نادانی‌ای که ما داریم، بازهم ما یک مزیت باورنکردنی نسبت به ستاره‌ها داریم- و آن‌هم این است که زمان در زندگی ما تأثیرگذار است نه برای ستاره‌ها و همین موضوع فرصت بزرگی را در اختیارمان می‌گذارد تا درد و رنج موجود در دنیا را به شادی و صلح و آرامش تبدیل کنیم.
Zohreh
۲
«دوستی واقعی در تضاد و تقابل است.»