با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
همه‌ چیز، همه ‌چیز

دانلود و خرید کتاب همه‌ چیز، همه ‌چیز

۴٫۴ از ۹ نظر
۴٫۴ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب همه‌ چیز، همه ‌چیز  نوشته  نیکولا یون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب همه‌ چیز، همه ‌چیز

کتاب  همه چیز همه چیز، نوشته‌ی نیکولا یون داستان زندگی مادلین است. دختری که به بیماری نادر نقص ایمنی مرکب مبتلا است و به همین دلیل تا به حال از خانه خارج نشده است. زمانی که همسایه‌ی جدیدی به خانه‌ی بغلی آن‌ها اسباب‌کشی می‌کنند همه‌چیز تغییر می‌کند. 

درباره‌ی کتاب همه چیز همه چیز

نیکولا یون در کتاب همه چیز همه چیز، داستان زندگی مادلین را نوشته است. مادلین هفده سال دارد و باید مثل بقیه‌ی هم سن و سال‌هایش پر از انرژی و سرشار از تجربه باشد. اما مادلین تا به حال از خانه خارج نشده است و به جز مادر و پرستارش، کسی را ندیده است. مادلین به بیماری نادری مبتلا است. نقص ایمنی مرکب. به همین دلیل نمی‌تواند در محیط‌های عمومی حضور پیدا کند یا با چیزهای غیر بهداشتی تعامل داشته باشد. زندگی او به مادر، پرستار و کتاب‌هایش خلاصه شده است. اما یک روز مادلین متوجه می‌شود که همسایه‌ی جدیدی به خانه‌ی کنار آن‌ها اسباب‌کشی کرده است. بعد از گذشت مدت کوتاهی، مادلین باپسر خانواده رابطه‌ی دوستانه‌ای برقرار می‌کند. این بزرگترین ریسکی است که مادلین در زندگی‌اش انجام داده است.

کتاب همه چیز همه چیز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر دوست دارید داستان‌های ترجمه شده و پرفروش از نویسندگان خارجی بخوانید، کتاب همه چیز همه چیز گزینه‌ی مناسبی برای شما است.

درباره‌ نیکولا یون

نیکولا یون در سال ۱۹۷۲ در جاماییکا متولد شد. شهرت او بیشتر به واسطه‌ی کتابش همه چیز همه چیز است. در سال ۲۰۱۶ نیز کتابی با عنوان خورشید هم یک ستاره است نوشت که آن هم به زودی به فیلم تبدیل شد.

بخشی از کتاب صوتی همه چیز همه چیز

بیماری من همان اندازه که نادر است، شهرت دارد. در واقع یک نوع نقص ایمنی ترکیبی شدید است، اما شما آن را به اسم «مریضی بچهٔ حبابی» می‌شناسید.

در یک کلام من به همهٔ جهان آلرژی دارم. هر چیزی می‌تواند مریضم کند. حالا این چیز می‌تواند مادهٔ شیمیایی توی یک پاک‌کننده باشد؛ کافی است با آن میز را تمیز کنیم و بعد من دستم به آن میز بخورد. می‌تواند عطر یک نفر دیگر باشد یا ادویهٔ متفاوت غذایی که خوردم. می‌تواند یکی، یا همه، یا هیچ‌کدام از این‌هایی که گفتم باشد. یا اصلاً یک چیز دیگر. هیچ‌کس نمی‌داند محرک‌ها چه هستند، اما همه خوب می‌دانند چه عواقبی در پی دارند. مادرم می‌گوید نوزاد که بودم، تا یک‌قدمی مرگ رفتم. و این‌طوری شد که من ماندم و اس. سی. آی. دی۴. از خانه‌ام پا بیرون نمی‌گذارم، هفده سال است که پایم را از خانه بیرون نگذاشته‌ام. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
نسترن
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

کتاب جالبی هست ولی باید اینو در نظر بگیرین که بیشتر مناسب برای رده سنی دبیرستان هست ... و برای همین شاید برای خیلیا جذابیت لازم رو نداشته باشه ... اخر های کتاب جذابتر میشه 🌻

Nazanin
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

کتاب خوبی بود👌

glory
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

من این رمان رو توی یک سال دو بار خوندم باز هم موقعیتش پیش بیاد میخونم پیشنهاد میکنم حتما فیلمش رو هم ببینید

سمیعی
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

NXMJM74EXYP کد تخفیف 60 درصد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱)
می‌گوید: «هیچ اتفاقی برات نمی‌افته.» دستم را دراز می‌کنم و دستش را می‌گیرم. تنها چیزی که به فکرم می‌رسد بگویم این است: «ممنونم.» می‌خواهم به او بگویم تقصیر اوست که من این بیرون هستم. بگویم عشق درهای دنیا را به سمت آدم باز می‌کند. قبل از این‌که با او آشنا شوم، خوشحال بودم. اما حالا زنده‌ام، و این دوتا با هم فرق می‌کنند.
Naz_stt
قول (qol): اِ. ج. ۱. دروغی که می‌خواهی به آن ادامه بدهی. [۲۰۱۵، ویتییر]
Naz_stt
نفسی صدادار می‌کشد. «مامانم می‌گه عشق آدم‌ها رو دیوونه می‌کنه.» «به این حرف اعتقاد داری؟» «آره. نه. شاید.» می‌گویم: «قرار نیست از همهٔ جواب‌ها استفاده کنی.» توی تاریکی لبخند می‌زند. «آره، بهش اعتقاد دارم.» «چرا؟» «این همه راه تا هاوایی با تو اومدم. برام آسون نیست که اون‌ها رو پیش بابام تنها بذارم.» احساس گناهم را قبل از این‌که بتواند خودش نشان بدهد، سرکوب می‌کنم. می‌پرسد: «تو بهش اعتقاد داری؟» «آره. قطعاً.» «چرا؟» حرف‌های او را تکرار می‌کنم و می‌گویم: «این همه راه تا هاوایی با تو اومدم. اگه تو نبودی هیچ‌وقت خونه‌مون رو ترک نمی‌کردم.» می‌گوید: «که این‌طور.»
Naz_stt
و به همین دلیل است که آدم‌ها همدیگر را لمس می‌کنند. گاهی کلمات کافی نیستند.
melik
داشتم سعی می‌کردم که یک لحظهٔ تأثیرگذار که زندگی‌ام را به مسیرش برگرداند، پیدا کنم. لحظه‌ای که به این سؤال پاسخ دهد: چطور شد که به این‌جا رسیدم؟ اما فقط یک لحظه نیست. مجموعه‌ای از لحظه‌هاست. و زندگی شما از هر کدام از این لحظه‌ها، می‌تواند به هزاران مسیر منشعب شود. شاید برای همهٔ انتخاب‌هایی که داشتید و نداشتید، یک مدل زندگی وجود داشته باشد.
Yasaman
رویم را از پنجره برمی‌گردانم. افسوس چه چیزی را می‌خورم؟ این‌که بیرون رفتم، دنیا را دیدم و عاشقش شدم. این‌که عاشق اُلی شدم. حالا که می‌دانم تمام آن چیزها را از دست داده‌ام، چطور می‌توانم بقیهٔ عمرم را در این حباب بگذرانم؟ چشم‌هایم را می‌بندم و سعی می‌کنم بخوابم. اما تصویر صورت چند لحظه قبل مادرم، تمام آن عشق ناامیدانهٔ توی چشم‌هایش، دست از سرم برنمی‌دارد. بعد به این نتیجه می‌رسم که عشق چیز بسیار وحشتناکی است. دوست داشتن زیاد کسی آن‌طور که مادرم دوستم دارد، باید مثل این باشد که قلبت بیرون از بدنت باشد، بدون این‌که پوست، استخوان یا هرچیز دیگری از آن محافظت کند. عشق چیز وحشتناکی است و تازه نبودنش بدتر هم هست. عشق چیز وحشتناکی است و من می‌خواهم کاری با آن نداشته باشم.
Naz_stt
«به هر حال آدم‌های زیادی نیستن که به بالا نگاه کنن.»
melik
دوباره نگاهی به فضانوردم می‌اندازم. اصلاً به ذهنم نرسید که بخواهد غذاها را بخورد.
melik
اشتعال خودبه‌خود حقیقت دارد. مطمئنم.
melik
خواستن، خواستنِ بیشتر می‌آورد. میل و اشتیاق هیچ نهایتی ندارد.
melik

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۳۲۳-۱-۷
تعداد صفحات۲۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۳۲۳-۱-۷