معرفی و دانلود کتاب دختر انار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دختر انارsubscriptionAvailable

کتاب دختر انار

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۷۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
ایشا سعید، فاطمه پارسا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختر انار

کتاب دختر انار نوشته ایشا سعید است که با ترجمه فاطمه پارسا منتشر شده است. این کتاب روایت دختر کوچکی به نام اَمَل، در دهكده‌ای کوچک در پاكستان است. دهکده‌ی کوچک امل به اندازه‌ی یک نقطه روی نقشه هم نیست. امل عاشق یاد گرفتن است و مدرسه را دوست دارد همیشه در مدرسه مس‌ماند و به معلم کمک می‌کند. 

 او تشنه­‌‌ی خواندن و ياد گرفتن و عاشق شعر خواندن و نوشتن است. رویای امل این است که بتواند در آینده معلم شود. مادر امل بعد از به‌دنیا آوردن چهار دختر افسردگی گرفته است و همیشه خودش را در اتاق حبس می‌کند. امل از پدرش می‌خواهد به مدتی به مدرسه نرود و مراقب مادرش باشد اما همین تصمیم زندگی او را ناگهان تغییر می‌دهد.

خواندن کتاب دختر انار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به داستان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب دختر انار

دوان‌دوان از حیاطِ شنیِ مدرسه گذشتم تا به سیما و حفصه برسم. خورشیدِ سوزان بر سرمان می‌تابید و چادر و موهایم را که زیر آن پنهان بود، گرم می‌کرد.

حفصه غرغرکنان گفت: «می‌خوام یکی از اون زنگ‌ها که تلویزیون نشون می‌ده برای خانم سعدیه بخرم. می‌دونین کدوم رو می‌گم؟ از همون‌ها که وقتی کلاس تموم می‌شه زنگ می‌زنه.»

من اعتراض کردم: «ولی همیشه که تا دیروقت توی کلاس نگهمون نمی‌داره.»

حفصه گفت: «هفتهٔ قبل رو یادته؟ هی دربارهٔ صور فلکی حرف زد و حرف زد. وقتی رسیدم خونه، برادرهام لباس‌هاشون رو عوض کرده بودن و نصف مشق‌هاشون رو هم نوشته بودن.»

پرسیدم: «ولی به نظرت جالب نبود؟ این‌که وقتی گم می‌شیم ستاره‌های آسمون کمک می‌کنن راهمون رو پیدا کنیم و این همه داستان قشنگ درباره‌شون هست؟»

حفصه گفت: «آخه وصل کردنِ چندتا نقطه توی آسمون به چه درد من می‌خوره؟ من می‌خوام اولین دکترِ خونواده‌مون باشم، نه اولین ستاره‌شناس.»

من و حفصه خیلی وقت بود که با هم دوست بودیم. از زمانی که او را نمی‌شناختم چیزی به یاد نمی‌آوردم. ولی وقتی این‌طور حرف می‌زد اصلاً درکش نمی‌کردم. برخلاف حفصه، من می‌خواستم همهٔ دانستنی‌ها را بدانم؛ مثلاً این‌که هواپیماها با چه سرعتی حرکت می‌کنند؟ چرا بعضی از آن‌ها دنبال خودشان ردی شبیه ابر باقی می‌گذارند و بقیه این‌طور نیستند؟ کفش‌دوزک‌ها هنگام باران‌های شدید کجا می‌روند؟ راه رفتن در خیابان‌های پاریس۹ یا نیویورک۱۰ یا کراچی۱۱ چه حسی دارد؟ چیزهایی که نمی‌دانستم آن‌قدر زیاد بودند که اگر همهٔ زندگی‌ام را هم وقف یادگیری می‌کردم فقط می‌توانستم ذره‌ای از آن‌ها را یاد بگیرم.

حفصه پرسید: «مامانت حالش چه‌طوره؟ مادرم می‌گفت کمرش درد می‌کنه.»

گفتم: «بدتر شده. دیروز اصلاً نمی‌تونست از رختخواب بیرون بیاد.»

حفصه گفت: «مادرم می‌گفت این نشونهٔ خوبیه. کمردرد یعنی بچه پسره. می‌دونم که اگه پسر باشه پدر و مادرت خوشحال می‌شن.»

گفتم: «برادر داشتن خوبه.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختر انار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختر انار
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهایشا سعید
مترجمفاطمه پارسا
انتشاراتانتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۵۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۳۶۶-۷
تعداد صفحه‌ها۲۱۶ صفحه
قیمت کتاب۱۷۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۳۱

آخه یه کتاب چقدر میتونه قشنگ باشه😮😕❤️ یه ماجرای فوق العاده که از خوندنش سیر نمیشی🌵🍒🍭 انقدر جذاب بود که حتی نتونستم موقع غذا خوردن کنار بذارمش😅🐿️ قطعا یکی از بهترین کتاب های پرتقال هست📚🐥

۹
bookisland_fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

بی نظیر بود... موضوعش مثل منم ملاله بود و درباره ی دختری به نام اَمَل که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کرد... حتما مطالعه کنید.

۰
دنیا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۵

این کتاب درمورد جسور بودن و شجاعت دختری به نام اَمَل رو نشون میده که تصمیم میگیره .......... بگذارید از اول داستان نقل کنم ........ مردی که تمام آن اهالی از آن میترسند جواد صاحب است مردی که حرف او باید...بیشتر

۰
Dr.Kimiya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۳۰

عالی بود یک دختر حتما باید این کتاب رو حداقل یک بار بخونه.

۰
𝒓𝒐𝒛𝒂
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

هر چقدر بگم کمه😍 عالی بود❤ مخصوص کسانی که رئال دوست دارن🥺😍 به همه ی پرتقالیا پیشنهاد میکنم☁️🥂

۰
nazi87
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

خیلی کتاب قشنگی هست واقعا ادم با خوندن این کتاب میره تو حس و امل شخصیت اصلی داستان ملاله هست یکم یعنی بعضی از مشکلات اش با ملاله مشترک هست امل

۱
mthr
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۲

با صراحت میتونم بگم جزو بهترین ها بود🙂♥️ انقدر قشنگ شجاعت دختران محدود شده سرزمین ها رو توصیف کرده بود که نمیدونم چی بگم:) چقدر زیبا توصیف کرد دختران سرزمین ما رو که با وجود دست و پنجه نرم کردن با مشکلات...بیشتر

۰
𝘱𝘦𝘵𝘪𝘵★𝘱𝘪𝘴𝘴𝘢𝘯𝘭𝘪𝘵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۱۱

عاشقشم ۱۰۰ بار هم بخونم برام تازه است البته من نسخه چاپی رو دارم ولی عالیه😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰

۰
Heartache
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۳

واقعا کتاب عالی هست من خود کتاب رو دارم و لذت خوندش از نسخه الکترونیک بیشتره خیلیییییییی عالی حتما بخونید

۰
باران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۴

خیلی خیلی قشنگ بود و توصیفاتش از احساسات شخصیت ها انقد خوب بود که من هم زمان اون احساسات رو تجربه میکردم 💚🌱

۰
venus
۱۴۰۱/۰۱/۲۹

یکی از بهترین کتابهایی که خوندم بود . از خوندنش لذت بردم.

۰
mohanna
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۴

یک کتاب عالی که میتونه منتقل کننده ی این پیام باشه که خانواده ها و جوامع نباید هیچ فرقی بین دختر و پسر قائل بشن! البته الان تو این عصر، تبعیض ها خیلی کمتر شده ولی نه اینکه کلا نباشه. این کتاب...بیشتر

۰
موجا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۵

جدیدا که به دنبال کتاب های روان هستم به رمان نوجوان رو آوردم و این کتاب جزو بهترین ها بوده، داستان دخترک جسور و در عین حال صبور و عاقلی که تونست مشکل بزرگی رو با درایت از سر راه...بیشتر

۰
گردآفرید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۴

خیلی وقت پیش این کتاب رو خوندم ولی جز بهترین کتاب هایی هست که خوندم بخونید ضرر نمی کنید

۰
j
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۲

کتاب بسیار قشنگی بود🙂 کمی در توصیف شخصیت ها ضعیف بود نویسنده ولی توصیف مکانیش فوق العاده بود و قشنگ میتونستم اون بازار پر از ادویه و اون عمارت بزرگ رو با جون و دل حس کنم در عین سادگیش خیلی واسم...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

ROZA
۴۱
از آخرین بعدازظهری که در مدرسه گذراندم این‌ها در خاطرم مانده: بوی تخته‌سیاهِ پُر از گردوخاک، صدای بچه‌هایی که پشت در ایستاده بودند و بیش از همه، این‌که چه‌قدر به زندگی معمولی‌ام عادت کرده بودم.
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۲۰
من پسر بودم، باز هم مجبور بودم در خانه بمانم و لباس‌ها را تا بزنم و اتو کنم؟ اگر پسر بودم، پدرم باز هم به همین راحتی از من می‌خواست که رؤیاهایم را فراموش کنم؟
کاربر samin
۱۷
زندگی عادلانه نیست. شاید این حرف درست بود اما نباید با این توجیه همه‌چیز را می‌پذیرفتیم و با هر شرایطی کنار می‌آمدیم.
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۱۶
بیشتر مردمِ این اطراف با دیدن دختری که دوچرخه‌سواری می‌کند، چهره در هم می‌کشیدند. پدر و مادرِ حفصه هم درست‌وحسابی به او فهمانده بودند که دوست ندارند دخترشان دوچرخه‌سواری کند. او گفت: «وقتی برادرهام می‌تونن دوچرخه‌سواری کنن، من هم باید بتونم.
مریم قاسم پور
۱۵
همیشه انتخاب دیگه‌ای هم هست. اما تو چیزی رو انتخاب کردهٔ که ازش می‌ترسی، چون می‌دونی که کار درستیه، شجاعت یعنی همین.»
Mahdokht
۸
بعضی وقت‌ها دلم می‌خواست آن‌قدر موشکافانه به همه‌چیز توجه نمی‌کردم. شاید در آن صورت، هرگز نمی‌فهمیدم که به نظر آن‌ها، دختر بودن تا این اندازه بد است.
ن. عادل
۵
«خواهر من هم یه بار همین اشتباه رو کرد. اون‌قدر جست‌وخیز کرد که در نوشابه از جا پرید. لکه‌های نوشابهٔ گازدار هنوز روی سقف خونه‌مون هستن.» نبیله به من لبخند زد، به طرف ممتاز برگشت و گفت: «می‌بینی؟ من تنها کسی نیستم که این کار رو کرده. خیلی‌ها این اشتباه رو می‌کنن.» من هم به او لبخند زدم. به او نگفتم که وقتی این اتفاق افتاد، صفا فقط دو سالش بود.
mahtab
۴
چه فایده داشت که تا این اندازه ثروتمند باشد و این‌همه آدم زیر دستش کار کنند، اما نتواند در باغچهٔ خودش باغبانی کند؟ این‌که آزادی نبود!
Mahdi
۴
او بخشی از وجودم بود. من نمی‌توانستم به این قانون عمل کنم. عُمَر هم نمی‌توانست. پس پنهانی یکدیگر را می‌دیدیم و با هم حرف می‌زدیم،
Mahdi
۴
«وقتی برادرهام می‌تونن دوچرخه‌سواری کنن، من هم باید بتونم. تازه، شاید یه روزی من پا جای پای زینت عرفان بذارم و همهٔ پاکستان رو با دوچرخه بگردم.»