معرفی و دانلود کتاب جنوب بدون شمال + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جنوب بدون شمال

کتاب جنوب بدون شمال

داستان‌های زندگی مدفون

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۴۲ رأی)
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جنوب بدون شمال

کتاب جنوب بدون شمال نوشته چارلز بوکوفسکی است. نویسنده خصلت هنجار شکنی و نوشتن به سبک رئالیسم کثیف را به او نسبت داده‌اند، در مجموعه داستان جنوب بدون شمال – داستان‌های زندگی مدفون نیز مانند سایر آثارش به زندگی طبقه‌ی فقیر افراد حاشیه‌ای جامعه، بیکاری، می‌خوارگی و روابط اجتماعی آدم‌ها در آمریکا می‌پردازد. این مجموعه داستان را شهرزاد لولاچی ترجمه کرده و نشر افق آن را منتشر کرده است

بوکوفسکی (۱۹۲۰- ۱۹۹۴) بیش از چهل و پنج عنوان کتاب شعر، رمان و مجموعه داستان به چاپ رساند. او از معروف‌ترین نویسندگان و شاعران معاصر آمریکاست.

خواندن کتاب جنوب بدون شمال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات غرب پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب جنوب بدون شمال

وقتی دیگه نتونی مسابقه بدی چی کار می‌کنی؟

‌ بی‌خیال، تا اون وقت اون‌قدر پول داریم که هر کار خواستیم بکنیم.

‌ شاید، جز اینکه با هم کنار بیایم.

‌ شاید بتونم یاد بگیرم کاسموپولیتن بخونم و فکرم باز بشه.

‌ خب، همیشه جای پیشرفت هست.

‌ گندت بزنن!

‌ چی؟

‌ گندت بزنن!

‌ خب آره واقعاً دیگه گندیده‌م!

‌ بعضی مردها از زن‌های غرغرو خوششون می‌آد، ولی من نه.

‌ فکر کنم پَتی غر نمی‌زد، مگه نه؟

‌ همهٔ زن‌ها غر می‌زنند، ولی تو از همه‌شون بیشتر، تو قهرمان غر زدنی.

‌ خب، پس چرا برنمی‌گردی پیش پَتی؟

‌ حالا که با توام.

‌ هرزه؟

 آره، هرزه.

آن برخاست و رفت طرف کمد، چمدانش را برداشت و شروع کرد لباس‌هایش را در آن گذاشتن. جک به آشپزخانه رفت و یک بطری نوشیدنی دیگر برداشت. آن داشت گریه می‌کرد و ناراحت بود. جک نوشیدنی‌دردست نشست و یک جرعهٔ سیر نوشید. دلش نوشیدنی قوی‌تری می‌خواست. واقعاً دلش نوشیدنی قوی‌تری می‌خواست و یک سیگار دیگر.

‌ وقتی خونه نیستی می‌آم و بقیهٔ وسایلم رو برمی‌دارم.

‌ زحمت نکش. برات می‌فرستم.

آن دمِ در ایستاد. گفت: «خب، فکر کنم این آخرشه.»

جک جواب داد: «فکر کنم همینه.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جنوب بدون شمال و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابجنوب بدون شمال
عنوان دیگرداستان‌های زندگی مدفون
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهچارلز بوکوفسکی
مترجمشهرزاد لولاچی
انتشاراتنشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۶/۲۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۵.۰۵ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۵۳-۴۴۸-۳
تعداد صفحه‌ها۲۶۴ صفحه
قیمت کتاب۲۰۵۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه ادبیات امروز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

shahab _ sky
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

کتاب را نخواندم خلاصه اش رو خواندم و خوشم نیامد اما چرا کتاب هایی که عیدی طاقچه هست این قدر حال و هوای تلخ و تاریک داره 😥 توی این چند روز هر روز به طاقچه سر زدم و از کمتر کتاب عیدانه ای...بیشتر

۶
⚖️وکیل بعد از این⚖️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

به خودم اومدم دیدم داستان ششم هستم و همچنان دارم ادامه میدم تا تموم بشه خوب بوکوفسکی رو از کتاب عامه پسند میشناختم بوکوفسکی همینی که هست ؛ هیچوقت نیومده درمورد آرمان شهر و چکنیم تا آن شود صحبت کنه اگر یک جستجویی...بیشتر

۱
روح الله
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

وقتی دیدم طاقچه عیدانه کتاب گذاشته، خوشحال شدم که شاید بشه از میون کتاب‌هایی که هدیه میشه، کتاب‌های خوبی پیدا کنم. ولی امان از یه کتاب بدرد بخور. ای کاش دوستان قدری هم به سلایق دیگه توجه می‌کردن و هدایای...بیشتر

۴
مقدم
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

چه خوب بود طاقچه تو این ایام کتابهای آموزنده به عنوان عیدی میگذاشت.

۱
مانا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

طاقچه کتابایی هدیه بده که حالمون رو خوب کنه! ما احتیاج به امید داریم

۰
jr
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

خیلی طاقچه توی عیدامسال زحمت کشیدن اماراستش کتابای عیدامسال بیشترشون مناسب حال من نبوده .

۰
عباس
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۷

اگر صحنه های مشروب خوردن و دستشویی رفتن نویسنده را از کتاب حذف کنید دیگر چیزی برای خواندن باقی نمی‌ماند. حال آدم از خواندن این کتاب به هم می خورد

۵
Mona
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۴

این کتاب بدرد همه نمیخوره سبک خاص خودشو داره.اگه بوکوفسکی باز هستی عالیه مثل بقیه آثارشه. استایل زندگی هر چه پیش آید خوش آید داره البته از مدل افسرده.آدمی که هیچ کار و زندگی ثابت و مشخصی نداره، یا مسته...بیشتر

۰
Khosro Jalalmanesh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۸

من اغلب آثاز این نویسنده آمریکایی را خوانده ام واز سبک آن لذت برده‌ام . سبک فرمالیستی وساده وبی تکلف در کنار استفاده از جملات وزبان عامیانه بصورت خشن ، ودر عین حال صمیمانه . آثار نوشتاری این در واقع...بیشتر

۰
MakMan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۲/۲۵

این کتاب واقعیت های یک جامعه رو در زمان خودش بیان میکنه. به احتمال خیلی قوی از این کتاب خوشتون نمیاد ولی بد نیست که به سبک های مختلف ادبیات یک سری بزنیم و من به شخصه از این سبک...بیشتر

۰
leili
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۲

تاحالا از این نویسنده داستانی نخونده بودم،وقتی مقدمه کتاب رو درباره ی نویسنده می‌خوندم گفتم باید کتاب جالبی باشه.اما داستان هاش متفاوته .جوری نیست که بگی شاید داستان بعدی بهتر باشه، بیشتر برشی از زندگی هر فرده.کتابی بود که برا...بیشتر

۰
محمد
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۰

کتاب جالبی نیست با اینکه تعریف این نویسنده رو خیلی شنیده بودم ولی انتظار اینو نداشتم. متن هیچ جذابیتی نداره داستان اول و دوم رو به زور خوندم. داستان هیچ اوج و فرودی نداره و روی یک خط ثابت و بی مزه...بیشتر

۰
mahi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۳

داستان‌های کوتاهی از چارلز بوکوفسکی. روایت‌هایی از بدمستی و بی‌انگیزگی شخصیت مشترک بین داستان‌ها. هم به خاطر ترجمه و هم تم داستان‌ها، با این اثر ارتباط برقرار نکردم.

۰
fatemeh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۹

بنده شخصا این کتاب رو نخوندم ولی خلاصه و نظرات و بریده ها باعث شد به این نتیجه برسم که حداقل از نظر من کتاب جالبی نیست ای کاش طاقچه کتاب (رویای یک دیدار) رو با تخفیف ۱۰۰٪ بزاره البته...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

پویا پانا
۳۹
با ولگردها راحت‌ترم، چون خودم هم سرگردانم. از قانون، اخلاقیات، ادیان و قواعد دل خوشی ندارم. دوست ندارم همرنگ جماعت باشم.
Mana
۲۸
بوی گند بشریت عالم رو برداشته، مگه نه؟
پویا پانا
۱۶
دنیا جای عشّاق نیست و هیچ‌وقت هم نمی‌شود.
پویا پانا
۱۵
آدم در آمریکا باید برنده باشد، هیچ راه فراری نیست، باید به خاطر هیچ هم جنگید.
پویا پانا
۱۳
«معنی زندگی دردسر است.»
پویا پانا
۱۲
ساختمان‌های قدیمی آجری را یادم هست، پرستارهای بی‌خیال و سرحال، دکترهایی که می‌خندیدند و همه چیز برایشان آماده بود. آنجا بود که فهمیدم بیمارستان‌ها محل کلاه‌برداری‌اند، دکترها در آنجا مثل پادشاهان‌اند و مریض‌ها اندازهٔ گه هم ارزش ندارند و بیمارستان‌ها را درست کرده‌اند تا دکترهای پرمدعا با لباس‌های سفید آهاردار و اتوکشیده به همه ریاست کنند. آن‌ها به پرستارها هم دستور می‌دادند: دکتر، دکتر، دکتر.
کاربر حسن ملائی شاعر
۱۲
در سال ۱۹۶۹، در چهل و نه‌سالگی، پیشنهاد جان مارتین، ناشر معروف بلَک اسپارو را پذیرفت و شغل خود را در ادارهٔ پست رها کرد تا تمام‌وقت به کار نویسندگی بپردازد. او آن زمان در نامه‌ای نوشت: «من دو انتخاب دارم ـ در ادارهٔ پست بمانم و دیوانه شوم یا آنجا را ترک کنم و بنویسم و از گرسنگی هلاک شوم. من تصمیم گرفته‌ام از گرسنگی هلاک شوم.»
پویا پانا
۱۱
بوکوفسکی سال ۱۹۹۴ در هفتاد و سه‌سالگی در سن پدرو، کمی پس از اتمام آخرین رمانش عامه‌پسند درگذشت. روی سنگ قبر او نوشته شده: "سعی نکن"، عبارتی که بوکوفسکی در یکی از اشعارش به کار برد که نصیحتی است به نویسندگان و شعرای تازه‌کار دربارهٔ الهام و خلاقیت. او در یکی از نامه‌هایش به جان ویلیام کورینگتون این عبارت را بدین‌گونه توضیح داد: «کسی در جایی از من پرسید: تو چه کار می‌کنی؟ چطور می‌نویسی و خلق می‌کنی؟ من به او جواب دادم: کاری نمی‌کنی. سعی نمی‌کنی. این مورد خیلی مهم است: سعی نکن، نه برای پول، نه خلق هنر یا جاودانگی. فقط صبر کن و اگر هیچ اتفاقی نیفتاد باز هم صبر کن. خلاقیت مثل یک سوسک بالای دیوار می‌ماند. صبر می‌کنی بیاید پایین دم دستت. وقتی به اندازهٔ کافی نزدیک شد، دست دراز می‌کنی می‌زنی توی سرش و می‌کشی یا اگر خوشت آمد، آن را حیوان دست‌آموز خود می‌کنی.»
خانوم ارل گری
۹
به هر حال، هر از گاهی آدم به کسی نیاز دارد، حتی اگر دلیلش صرفاً تنها نبودن باشد.
پویا پانا
۵
بوکوفسکی می‌گوید از شش تا یازده‌سالگی پدرش سه بار در هفته او را با شلاق می‌زد. به گفتهٔ او چنین شرایطی ذوق نویسندگی را در او بیدار کرد، زیرا توانست زجری را که شایسته‌اش نبود درک کند. همان‌طور که بوکوفسکی بزرگ‌تر می‌شد، افسردگی سبب شد نافرمان‌تر شود و با چنان لحنی دربارهٔ چنین موضوعاتی بنویسد. دوست صمیمی بوکوفسکی، ویلیام بالدی مولیناکس، که در رمان ساندویچ ژامبون به اسم الی لاکراس، پسر یک جراح دائم‌الخمر، تصویر شده است در اوایل بیست‌سالگی او را با الکل آشنا کرد. بوکوفسکی بعدها نوشت: «این (الکل) تا مدت‌ها به من کمک کرد.»