معرفی و دانلود کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترالsubscriptionAvailable

کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال

از مجموعه نمایش‌نامه‌های محمود استاد محمد (جلد چهارم)

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمود استاد محمد
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال

سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال مجموعه نمایشنامه‌هایی از نویسنده،کارگردان و بازیگر ایرانی، محمود استادمحمد است.

سه نمایشنامه اول در سال ۱۳۸۰ نوشته شده‌اند  و نگارش نمایشنامه دیوان تئاترال که استادمحمد، آن را بسیار دوست می‌داشت در سال ۱۳۷۹ آغاز و در سال ۱۳۸۰ به اتمام رسید.

 درباره کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال

این اثر چهارمین جلد از مجموعه نمایشنامه‌های محمود استادمحمد است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است. 

موضوع نمایش‌نامه‌های این کتاب همه درباره آدم‌هایی است که در تئاتر و سینما کار می‌کنند. استادمحمد در این نمایشنامه‌ها ضمن بررسی تئاتر و طنز نمایشی، تمامی مسائل تئاتر و زندگی تئاتری‌ها را به نمایش می‌گذارد و ناگفته‌های بسیاری را درباره تئاتر در غالب این نمایش‌نامه‌، مطرح می‌کند.

نمایش‌نامهٔ سیددلبر در ۱۳۸۰ به نگارش درآمد و در ۱۳۸۱ به کارگردانی فرزین سمیعی تمرینات نافرجامی داشت.

نمایش‌نامهٔ چلچراغ در ۱۳۸۰ به رشتهٔ تحریر درآمد و به کارگردانی فرزین سمیعی در تئاتر نصر به روی صحنه رفت.

نمایش‌نامهٔ سُرمه در ۱۳۸۰ به نگارش درآمد و در ۱۳۸۱ به کارگردانی فرزین سمیعی تمرینات نافرجامی داشت.

نمایشنامه تئاترال در ۱۳۷۹  آغاز شد. در ۱۳۸۰ نگارش این نمایش‌نامه تمام و در سالن قشقاییِ تئاتر شهر اجرا شد.

خواندن کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

همه علاقه‌مندان به نمای‌نامه‌خوانی به ویژه نمایشنامه‌های با موضوع تئاتر و سینما

درباره محمود استادمحمد

محمود استادمحمد، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر ایرانی در آبان ۱۳۲۹ متولد شد و در ۳ مرداد ۱۳۹۲ درگذشت.

استادمحمد فعالیت نمایشی خود را در نوجوانی پس از آشنایی با استادش محمد آستیم و نصرت رحمانی و عباس نعلبندیان و با بازی در نمایش‌های بیژن مفید و عضویت در آتلیه تئاتر آغاز کرد و در سال ۱۳۴۷ با بازی در نمایش «شهر قصه» به شهرت رسید. در سال ۱۳۵۰ به بندرعباس رفت و در انجا گروه نمایشی پتوروک را تشکیل داد . او در سال ۳۵۱ به تهران برگشت و پس از فعالیت‌های هنری زیادی در سال ۱۳۶۴ به کانادا مهاجرت کرد. در سال ۱۳۷۷ دوباره به ایرن برگشت و فعالیت هنری‌اش را از سیر گرفت. آهو خردمند، بازیگر ایرانی، همسر استادمحمد بود که ترانه معروف آهوی پرکرشمه را محمود برای او سرود.

استادمحمد در سال ۱۳۹۲ بر اثر سرطان کبد درگذشت.

 بخشی از کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال

 سید دلبر

حیاط: یک حوض و کنار حوض یک نیمکت یا تخت کوچک. چری و آقای لؤلؤیی بر نیمکت نشسته‌اند و منچ بازی می‌کنند.

چری: دوتا... چهارتا... اینم می‌شه... چندتا می‌شه آقالؤلؤ؟

آقای لؤلؤیی: آقای لؤلؤیی.

چری: آقالؤلؤ.

آقای لؤلؤیی: قلی.

چری: احوال لؤلؤ؟

آقای لؤلؤیی: تو نباید حرفای بی‌تربیتی بزنی.

چری: تواَم... شمام نباید تو دنیا جر بزنی.

آقای لؤلؤیی: کی گفته من جر زدم؟

چری: مش‌صفر می‌گه حرف چری‌خُلی قبول نیست... باشه حرفم قبول نیست... ولی من دیدم... چشمام که تو دنیا قبوله... من دیدم شما زیادزیاد رفتی جلو.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسید دلبر، چلچراغ، سرمه و دیوان تئاترال
عنوان دیگراز مجموعه نمایش‌نامه‌های محمود استاد محمد (جلد چهارم)
موضوعنمایشنامه
نویسندهمحمود استاد محمد
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۵/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۳۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۷۳۱-۰
تعداد صفحه‌ها۲۲۲ صفحه
قیمت کتاب۱۳۳۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه نمایش‌نامه‌های محمود استاد محمد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Chista
۷
آقام، خدا رحمتش کنه، می‌گفت کتِ نوتو، توی بازار کهنه‌فروشا حراج نکن... خریدار نداره... اخلاق خوبتو جایی خرج کن که قدر خوبیو بفهمن.
Mostafa F
۰
مهتاب: احوال‌تون خوبه؟ داش مش‌ببول: خیلی غلط کرده که خوب باشه... چرا باید احوالم خوب باشه؟ آدمی که تو دیوونه‌خونه حالش خوب باشه... یعنی دیگه حالش خیلی خوبه...