با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
این کتاب را ممنوع کنید

دانلود و خرید کتاب این کتاب را ممنوع کنید

۴٫۸ از ۵۵ نظر
۴٫۸ از ۵۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب این کتاب را ممنوع کنید  نوشته  اَلِن گرتز  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب این کتاب را ممنوع کنید

کتاب این کتاب را ممنوع کنید داستای از الن گرتز و ترجمه سارا عاشوری، درباره‌ی ماجرای عجیب و غریب ممنوع شدن کتاب‌های کتابخانه‌ی مدرسه‌‌ی ایمی‌آن است. 

درباره‌ی کتاب این کتاب را ممنوع کنید

وقتی ایمی‌آن به کتابخانه مدرسه می‌رود تا کتاب محبوبش را امانت بگیرد، متوجه می‌شود کتاب مدتی است که ممنوع شده است! ایمی‌آن شوکه می‌شود چون در آن کتاب هیچ چیز بدی وجود ندراد که نیاز به ممنوع شدنش باشد. کتابدار مدرسه هم مثل ایمی‌آن از این وضعیت ناراضی است و در فکر است تا جلسه‌ای ترتیب بدهد و درباره‌ی کتاب‌های ممنوعه‌ی مدرسه که روز به روز هم لیستشان طولانی‌تر می‌شود، با انجمن مدرسه صحبت کند. او از ایمی‌آن دعوت می‌کند تا به جلسه بیاید و درباره‌ی کتاب‌ها به بزرگتر‌ها، مدیر و معلم‌ها توضیح بدهد اما ایمی‌آن فکرهای دیگری در سر دارد. او باید بفهمد چرا کتاب دوست‌داشتنی‌اش ممنوع شده؟ چه کسی این دستور را داده است؟ آیا ایمی‌آن می‌تواند یک کتابخانه‌ی مخفی با تمام کتاب‌های ممنوع‌ شده‌ی مدرسه راه بیندازد؟

این کتاب را ممنوع کنید، داستانی خواندنی و جذاب درباره‌ی اهمیت کتاب‌ها در تعلیم و تربیت است. الن گرتز در داستان این کتاب را ممنوع کنید به این نکته اشاره می‌کند که معنای صحیح آموزش و پرورش آشنا کردن کودکان و نوجوانان با دیدگاه‌های مختلف و ایجاد توانایی تجزیه تحلیل در آن‌ها است. بنابراین تمام بزرگسالان نیز می‌توانند از خواندن این داستان جذاب و زیبا لذت ببرند. 

کتاب این کتاب را ممنوع کنید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

تمام نوجوان‌ها و دوست‌داران داستان‌های جذاب و پر ماجرا از خواندن داستان این کتاب را ممنوع کنید، لذت می‌برند.

بخشی از کتاب این کتاب را ممنوع کنید

«ولی... اون کتاب نامناسب نیست! خیلی هم مناسبه! عالیه! اون کتاب محبوب منه!»

«می‌دونم عزیزم. باهات موافقم. هیچ‌کس جز پدر و مادرت حق نداره بهت بگه چه کتاب‌هایی رو باید بخونی یا نخونی. من بهت قول می‌دم که برای حل این مسئله تمام تلاشم رو می‌کنم؛ اما فعلاً مجبورم از تصمیمی که انجمن مدرسه گرفته اطاعت کنم وگرنه شغلم رو از دست می‌دم.»

تنها کاری که می‌توانستم بکنم سر تکان دادن بود. می‌خواستم گریه کنم؛ ولی خیلی احمقانه بود. حس می‌کردم کسی وارد اتاق‌خوابم شده و بدون اجازه چیزی از آن‌جا برداشته و رفته؛ اما این خیلی بیشتر احمقانه بود، چون کتاب برای کتابخانه بود. کتاب‌های کتابخانه هم برای همه است.

خانم جونز گفت: «ایمی‌آن، تو می‌تونی کمک کنی که برگردونیمش.»

اشک روی گونه‌ام را پاک کردم. «چه‌جوری؟»

«پنجشنبه‌شب انجمن مدرسه جلسه داره، من هم قراره اون‌جا باشم تا بهشون بگم که چه‌قدر اشتباه می‌کنن. خیلی خوب می‌شه اگه این‌ها رو از زبون خودت بشنون.»

چشم‌هایم از تعجب گشاد شدند. «من؟»

«این‌طوری می‌فهمن که چرا تو این‌قدر این کتاب رو دوست داری.»

آب دهانم را به‌سختی قورت دادم. «دیوونه شدید خانم جونز؟ من جلوی کلی آدم‌بزرگ بلند بشم و بگم چرا اون کتاب محبوبم بوده؟ یعنی مغزتون هم خال‌خالی شده؟ من نمی‌تونم این کار رو بکنم!»

دلم می‌خواست این رو بهش بگم.

ولی در عوض فقط گفتم: «باشه.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۷)
کتاب باز
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

این یکی از بهترین کتابهایی است که درباره کتاب خوندم. مبارزه برای چیزی که دوست دارید و قضاوت نکردن. اینکه درباره هر چیزی که میخواید محدودیت بزارید ولی خواهشا دور کتاب رو خط بکشید. دختر این قصه برای کتاب مورد

- بیشتر
(:Ne´gar:)
۱۴۰۰/۰۱/۱۱

زدم مطمئن نیستم و دلیلش رو میگم . شاید چون هرکسی نمیتونه با برگ برگ این کتاب اشک بریزه . کلماتش رو روی قلبش حس کنه و بفهمه ایمی ان دقیقا چی کشیده . شاید برای بعضی ها این کتاب فقط

- بیشتر
Ariadeny
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

این کتاب یکی از بهترین کتاب های انتشارات پرتقال هستش و هرکی که کتاب خوندن و البته هیجان رو دوست داره این کتاب رو باید بخونه و اگه نخونه از دستش رفته چون این کتاب خیلی خووووووبه

mojiii
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

داستان درباره یک دختر کلاس چهارمیه عاشق کتابه که وقتی به کتابخونه مراجعه می‌کنه تا کتاب محبوبش رو مجدداً به امانت بگیره متوجه میشه که کتاب توسط انجمن مدرسه ممنوع شده و... کتاب خیلی دوست داشتنی و روانی بود، نه تنها

- بیشتر
زینب
۱۳۹۹/۰۶/۰۸

این جزو بهترین کتاب هایی بود که خواندم

دختر کتابخون📖
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

فوق العاده، جذاب، هیجانی، متن روان و ارتباط با کتاب این کتاب بی نهایت عالی بود❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘😘😘😘😘😘😘😘🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍😍😍😍😍😍

ستایش
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

من از این کتاب واقعا خوشم اومد و حتما توصیه ش می کنم درباره یه دختره که عاشق کتاب خوندنه ولی هیچ وقت حرف دلش رو نمی گه وقتی یکی از کتاب های مورد علاقه ش رو ممنوع می کنن

- بیشتر
بانوی‌عاشق!(‌꧇
۱۳۹۹/۰۶/۰۳

من نسخه چاپی ش رو دارم و خوندم من 42 تا کتاب پرتقال دارم حتما بخونین این کتاب رشته هایی از امید و زندگی رو به جریان در می آره

HP
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

عالی😀😀😀😀

シ︎دختر کتابخونシ︎
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

خداااااااااااااا من که عااااااااااااشق این کتااب شدممممم🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍😍😍😍😍😍🤤🤤🤤🤤🤤 پایانشو دوست داشتم شخصیت ها خیلی خوب و متفاوت بودن🙂🌸🌸 حتمااااااااا بخونینش⚘⚘⚘⚘⚘

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۸)
«یعنی کتاب محبوبت از طرف کتابخونهٔ مدرسه ممنوع شده.»
(:Ne´gar:)
درست پایین شکاف باریک روی در. این شکاف را آن‌جا گذاشته‌اند تا اگر قلدرها توی کمد چپاندنت، بتوانی نفس بکشی.
مارلون براندو
عقاب علامت خوش‌شانسی دبستان شلبورن بود. مدیر بانازوفسکی از دیدن علامت خوشحال می‌شد. روحیه مثبت مدرسه را دوست داشت؛ اما از دیدن چیزی که پشت آن بود، اصلاً خوشحال نمی‌شد.
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
کاش وقتی من هم
Sajad
با پرسروصداترین حالت ممکن صندلی‌ام را دادم عقب، وسایلم را برداشتم و در حالی که کاغذخُرده‌های توی سطل آنجلینا را توی هوا پخش می‌کردم، تالاپ‌تالاپ از آشپزخانه رفتم بیرون. آنجلینا با صدای بلندتر گریه کرد و با این‌که خیلی جوش آورده بودم، اما حس خوبی بهم داد.
Sajad
تقدیم به همهٔ بچه‌های کتابخوان سرزمینم.
مارلون براندو
از وقتی شروع کردیم به پیدا کردن دلیل برای ممنوع کردن کتاب، خیلی به ما خوش می‌گذشت. هر کتابی که در آن از چیزهایی مثل جادوگر، ساحر، صورتک‌های ترسناک و هیولا استفاده شده بود: حذف شد. نه هری پاتری، نه پرسی جکسونی، نه آرتمیس پرنده‌ای، نه داستان نارنیایی. هر چیزی دربارهٔ شناخت بدن انسان: حذف شد. هرچیزی با مضمون روابط نامتعارف: حذف شد. دنی گفت: «این‌جا نوشته اوه پروردگارا، مامان می‌گه فقط موقع دعا می‌تونم از این کلمه استفاده کنم.» گفتم: «ممنوعش کن.» تری گفت: «توی صفحهٔ اول این کتابه دربارهٔ بدن نوشته!» به جلد کتاب نگاه کردم. برندهٔ جایزهٔ نیوبری شده بود. به تری گفتم: «آره، توی این کتاب‌هایی که روش عکس مدال داره هم می‌شه یه چیزی پیدا کرد تا ممنوعشون کنیم. فرمش رو پر کن.»
یک پاترهد میراکولر آنه شرلی
دانشمندان کتابخانه با موهای آشفته که با ماشین‌های غول‌پیکر برقی در حال قیمت‌گذاری روی کتاب‌ها بودند. دانشمندان دیوانهٔ کتابخانه که در حال چرخاندن کلمات جدید توی شیشه‌های آزمایشگاه بودند.
نعنا
«یعنی کتاب محبوبت از طرف کتابخونهٔ مدرسه ممنوع شده.»
مارلون براندو
وقتی اظهار نظر کردم
Sajad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۰۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۲۹-۵
تعداد صفحات۲۰۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۲۹-۵