با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پسری که مرا دوست داشت

دانلود و خرید کتاب پسری که مرا دوست داشت

۳٫۳ از ۱۲ نظر
۳٫۳ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پسری که مرا دوست داشت  نوشته  بلقیس سلیمانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب پسری که مرا دوست داشت

بلقیس سلیمانی( - ۱۳۴۲)، نویسنده است. «پسری که مرا دوست داشت»، مجموعه داستان‌هایی کوتاه است که با مضامینی چون مرگ و ازدواج نوشته شده‌اند. این داستان‌ها که جزو داستان‌های مینی مال به حساب می ‌آیند از حد یکی دو صفحه تجاوز نمی‌کنند. در بخشی از یکی از داستان‌ها می‌خوانیم: « پسرک دوچرخه سوار به سرعت از کنار دخترک دانش آموز رد می‌شد و می‌پرسید: " عروس مادر من می شی؟" دخترک هرگز به این سوال پاسخ نمی داد. سکوت علامت رضا بود، این را هر دو می دانستند. پسرک در هفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگی دخترک بازگشت و در قبرستان شهر کوچک آرام گرفت. فردای روز تشییع استخوان‌های پسرک، زن سر مزار او رفت. همان پسرک شوخ و شنگ هفده ساله در قاب عکس به او لبخند می زد. دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت: " چقدر پسرتون خوشگل بوده"». بلقیس سلیمانی این مجموعه داستان را با فضایی وهم آلود نوشته و خود می‌گوید تراژدی و طنز در این اثر با هم همراه شده‌اند. مضامینی چون عشق، مرگ، ارتباط، و نگاه طنز به جهان دستمایه‌های این داستان‌های کوتاه است. بلقیس سلیمانی این مجموعه داستان را در ادامه مجموعه داستان قبلی خود، «بازی عروس و داماد»، نوشته است. مجموعه داستان «پسری که مرا دوست داشت» با زبانی عامیانه و روزمره نوشته شده و خواننده را به راحتی با خود همراه می‌کند. عناوین برخی از داستان‌ها عبارت است از: عروس، بابابزرگی، شوهر آینده، صبر خوش است، آهوی جوان، مرده ها و مرغ ها، اهل معامله، خروس، سک سک، حبس و مرد، هه هه هه هه، نیاز، این سه تن و... . هر یک از این داستان‌ها یک برش و یک لحظه را از زندگی اجتماعی روایت می‌کند و در واقع یک تصویر ساده و یک قاب می‌سازد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
سپیده
۱۳۹۷/۱۱/۰۸

کاش یه روزی منم کتابی مثل خانم بلقیس سلیمانی بنویسم...ترکیبی از طنز و تراژدی بقول خودشون🌹

tabestoon
۱۳۹۵/۱۰/۱۵

خوب نیست

افسانه
۱۳۹۴/۱۰/۰۳

دوست دارم این کتاب رو

Bookworm
۱۳۹۴/۱۰/۰۳

بلقیس سلیمانی نویسنده ایست که شاید دیر دست به کار شد اما خوب می‌نویسد

parisa_hashemy
۱۳۹۴/۱۰/۰۴

خیلی داستان بیخودی داشت!!!

mades
۱۳۹۴/۱۰/۱۴

از مجموع داستان های کوتاه کل کتاب، در خوش بینانه ترین حالت ممکن فقط 10 تاش خوب بود! از این نویسنده توقع بیشتری می رفت

ایوب
۱۳۹۷/۰۴/۲۲

بلقیس خاتون هم کتاب نوشتند ؟

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
پسرک در هفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگیِ دخترک بازگشت و در قبرستان شهر کوچک آرام گرفت.
سپیده
فردای روز تشییع استخوان‌های پسرک، زن سر مزار او رفت. همان پسرک شوخ و شنگ هفده ساله در قاب عکس به او لبخند می‌زد. دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت: «چقدر پسرتون خوشگل بوده!»
سپیده
نگین گفت: «من یه دقه برم دستشویی» ، دوید گوشه حیاط، در دستشویی را که باز کرد یه خونه سنگمو بردم جلو.
سپیده
امین‌اللّه از رساله دکتری‌اش در رشته علوم ارتباطات دفاع کرده بود.
سپیده
پسرک دوچرخه‌سوار به سرعت از کنار دخترک دانش‌آموز رد می‌شد و می‌پرسید: «عروسِ مادر من می‌شی؟»
سپیده
خانم منشی مؤسسه «خراسان بزرگ» زل می‌زد به دست‌های ظریف و ناخن‌های قشنگ امین‌اللّه. امین‌اللّه بوی عطر خانم منشی را به ریه‌هایش می‌فرستاد و چشم از لب‌های گوشتالود او بر نمی‌داشت.
سپیده
پسرک دوچرخه‌سوار به سرعت از کنار دخترک دانش‌آموز رد می‌شد و می‌پرسید: «عروسِ مادر من می‌شی؟» دخترک هرگز به این سؤال پاسخ نمی‌داد. سکوت علامت رضا بود؛ این را هر دو می‌دانستند. پسرک در هفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگیِ دخترک بازگشت و در قبرستان شهر کوچک آرام گرفت. فردای روز تشییع استخوان‌های پسرک، زن سر مزار او رفت. همان پسرک شوخ و شنگ هفده ساله در قاب عکس به او لبخند می‌زد. دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت: «چقدر پسرتون خوشگل بوده!»
naqme

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۹۰۵-۸
تعداد صفحات۱۰۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۹۰۵-۸