با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه

دانلود و خرید کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه

۴٫۵ از ۱۸ نظر
۴٫۵ از ۱۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه  نوشته  آریل دورفمن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه

پینوشه، دیکتاتور شیلی، کسی است که بیش از ۴۰۰۰ نفر را در دوران حکومت خود یعنی از ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۳ تا ۱ مارس ۱۹۹۰ به خاک و خون کشید و ۱۰۰۲ نفر از این قربانیان هیچ تاریخ مرگی ندارند و ناپدیدشدگانی هستندکه خانواده‌هایشان هنوز نتوانسته‌اند آنها را به خاک بسپارند. در گورستان عمومی شهر سانتیاگو دیواری است که نام تمام قربانیان روی آن نوشته شده است و حتی جایی هم برای قربانیان بیشتر در نظر گرفته شده، آنهایی که هنوز ممکن است پیدا شوند و نامشان به این دیوار اضافه شود هرچند خیلی از خانواده‌ها هم هیچ‌گاه نام قربانیان خود را گزارش نخواهد کرد چراکه هنوز از بازگشت پینوشه‌ها واهمه دارند. «شکستن طلسم وحشت» رمانی درباره یک محاکمه است، محاکمه شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر موجودی مهیب و دیوصفت در پوست انسان، به اسم آگوستو پینوشه. آریل دورفمن، استاد بزرگ ادبیات و یک شیلیایی تبعیدی است که در این اثر از پینوشه، جنایات و محاکمه او می‌گوید. او که ده سال پس از کودتای شیلی به کشورش بازگشت خاطرات خود را از دوران مجاکمه و روزهای آخر پینوشه در این کتاب نوشته است: «گذشتهٔ او و بریده‌روزنامه‌ها را بالا و پایین می‌کردم بلکه از مردی که زمام امور شیلی را به دست گرفته بود رد پایی پیدا کنم - مردی که می‌توانست بدون هیچ تکلفی بگوید که در آن کشور، بدون خبردار شدن او برگ هم به زمین نمی‌افتد. دنبال سرنخ می‌گشتم و تقریباً هیچ‌چیز دستگیرم نشد، انتظارش را نداشتم. وقتی زندگینامهٔ خودنوشتش را می‌خواندم - کودکیِ سبکبارش در دههٔ ۱۹۲۰ در بندر والپارایزو، شیطنت‌های دوران دانشجویی‌اش در دانشگاه افسری دههٔ ۱۹۳۰، سه کتاب مهجورش دربارهٔ ژئوپولتیک که در آنها حتی یک کلام حرف جنجال‌برانگیز یا موضع‌گیری سیاسی به چشم نمی‌خورد، کارنامهٔ نظامی کسالت‌بار و بی‌حادثه‌اش - نمی‌توانستم این حس را کنار بزنم که داشته پنهان می‌شده، تمام عمرش شاید حتی از خودش داشته پنهان می‌شده، از بچگی یاد گرفته که به هیچ‌کس، شاید حتی به آینهٔ روبه‌رویش یا به همسرش هم نگوید که واقعاً کیست، نگوید که روزی می‌تواند چه کسی بشود.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
alivahid
۱۳۹۸/۰۴/۰۸

بازداشت و محاکمه‌ی پینوشه اولین نمونه از بازداشت رهبر سیاسی کشوری خارج از خاک کشورش به اتهام جرایم علیه بشریته. دوره‌ی تاریک پینوشه که بعد از دوران کوتاه و پر امید آلنده، پر از فرار، بازداشت، تبعید، شکنجه و کشتار

- بیشتر
حسنا حسین
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

من از خواندن کتاب لذت بردم.اگر چه خواندن درباره ی اینکه چگونه سرنوشت انسان ها اسیر خودکامگی و استبداد انسان دیگری می شود,برایم سخت بود ولی در نهایت ظلم پایدار نمی ماند و صاحبانش را به دام تباهی می اندازد.اما

- بیشتر
دیاکو
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

این کتاب خیلی خوب بود اما آیشمن در اورشلیم کی میاد اون خیلی جالب تره

jamaljavidi
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

خوندنش به خواننده ی ایرانی کمک می کنه؛ برای درک بهتر وضع موجود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۶)
این جنایات تنها در صورتی می‌توانسته رخ بدهد که هزاران نفر دیگر هم کمک کنند و میلیون‌ها نفر هم بی‌تفاوت به تماشا بایستند.
لئون
اما روزی ... روزی تمام اینها تغییر خواهد کرد؛ این را به خودم می‌گفتم، همه همین را به خودمان می‌گفتیم، داخل و خارج از شیلی. روزی فاتحانه به وطنم بازمی‌گردم و لذت تماشای محاکمهٔ پینوشه به‌خاطر جنایاتش نصیبم خواهد شد، لذتِ شنیدنِ صدایش که بخشش می‌خواهد؛ تحقیر و دست‌بند خوردن آن دست‌ها را خواهیم دید.
noir
ژنرال پینوشه نه فقط به خدا اعتقاد دارد، بلکه اعتقاد دارد که خدا هم به او اعتقاد دارد. او را بارها و بارها نجات داده تا مأموریت مقدس و مسیحایی‌اش را ایفا کند. در سپتامبر ۱۹۹۵ به خبرنگاری به نام مونیکا گونزالز گفته بود: " در شیلی دیکتاتوری برقرار نبود. ما الگوی کل جهان‌ایم. سقوط دیوار برلین به‌خاطر شیلی بود، ما نخستین کسانی بودیم که پرچممان را علیه دیوار برلین بالا بردیم، ما نخستین کسانی بودیم که کمونیسم را شکست دادیم". و افزوده بود: " امیدوارم به‌عنوان بهترین رئیس‌جمهور شیلی در یادها بمانم".
نازنین بنایی
و گفت: " به هر حال من بهش رأی میدم". برافروخته پرسیدم: " آخه چرا؟ پس مرده‌ها چی میشن، اعدامی‌ها، تبعیدی‌ها؟" گارسیا گفت: " وای، پینوشه از هیچ‌کدوم اینا خبر نداره. نگاش کن، ببین تاتای ما چه چشمای آبی قشنگی داره". چند نفر شیلیایی دیگر مثل او فکر می‌کردند؟ با چیزی چنین بی‌معنا و ظاهراً بی‌اهمیت فریب خورده بودند؟ یعنی ممکن است او، این اهریمنِ من، به‌خاطر چشم‌هایش باشد که دوام آورده و توانسته از ما پنهان شود؟ یعنی ممکن است پینوشه به‌خاطر چشم‌های آبیِ روشنِ فوق‌العاده‌اش از مجازات فرار کند؟
نازنین بنایی
هرچند می‌دانستم که افراد بسیار دیگری هم بوده‌اند که باید گناهکار شناخته شوند، هرچند می‌دانستم این جنایات تنها در صورتی می‌توانسته رخ بدهد که هزاران نفر دیگر هم کمک کنند و میلیون‌ها نفر هم بی‌تفاوت به تماشا بایستند.
AaM
اگر سری به گورستان عمومی شهر سانتیاگو در شیلی بزنید، در یک سوی گورستان و کنار حواشی آن، لوحی بزرگ و پهن از سنگ گرانیت می‌بینید، " دیوار یادبود" ی که در فوریهٔ ۱۹۹۴، چند سال پس از بازگشت دموکراسی به وطن من، آنجا برافراشته شده است. تعدادی نام، بیش از چهار هزار، روی سطح این دیوار حک شده که همگی قربانیان نیروهای امنیتی دوران دیکتاتوری ژنرال آگوستو پینوشه هستند؛ دورانی که از ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ تا ۱ مارس ۱۹۹۰ دوام داشت. کنار نام ۱۰۰۲ نفر از مردان و زنان روی دیوار، هیچ تاریخ مرگی حک نشده: اینها " desaparecidos" هستند، ناپدیدشدگان، که خانواده‌هایشان هنوز نتوانسته‌اند به خاکشان بسپارند.
noir
گاهی کار درست این است که رؤیای ناممکن را در سر بپرورانیم، ناممکن را بخواهیم، برای ناممکن فریاد بزنیم. شاید تاریخ همان موقع گوش سپرده باشد. شاید تاریخ همان موقع پاسخ بدهد.
Firooz
امکان ندارد بازداشت دیکتاتور سابق شیلی واقعیت داشته باشد. اما رادیو دوباره خبر را تکرار کرده بود، انگار خود گوینده هم نمی‌توانسته باور کند: شب گذشته، کلینیکی در لندن که پینوشه دوران نقاهت بعد از جراحی کمرش را در آن سپری می‌کرده به محاصرهٔ پلیس درآمده و بعد گروهی رفته‌اند داخل تا به او خبر بدهند که قرار است به دستور قاضی بالتازار گارزون ، تا زمان رسیدگی به درخواست استرداد، بازداشت شود؛ آن هم به اتهام نسل‌کشی.
noir
همیشه برای سرپوش گذاشتن بر نخستین جنایت بزرگ باید جنایات بیشتری مرتکب شد. دیکتاتورها مشتاقِ قدرت مطلق هستند تا بتوانند از شر شیاطینی که زنجیر از پایشان گشوده‌اند در امان بمانند. برای ساکت کردن اشباح درونشان است که می‌خواهند با برج و بارویی از آینه‌های مجیزگو و مشاوران خاکبوس احاطه شوند که همگی به دیکتاتور اطمینان می‌دهند بله، تو از همه زیباتری، بهترینی، بیشتر از همه می‌دانی.
Reza.golshan
باز به دیگران فکر می‌کنم. آنهایی که چشم‌هایشان را بستند تا نبینند، آنهایی که تصمیم گرفتند فریادها را نشنیده بگیرند، آنها که در خانه و اغلب در مکان‌هایی عمومی‌تر پچ‌پچ می‌کردند که مادران گمشدگان دیوانه‌اند، unas locas، می‌گفتند عقل این زن‌ها را باید در رختخواب سر جایش آورد. و آنهایی که از دیکتاتوری فرصتی برای پولدار شدن ساختند، برای خرید نهادهای عمومی به ثمن بخس، برای اخراج هر کارگری که ممکن بود کوچک‌ترین نشانی از نافرمانی بروز بدهد. و دیگران؛ کسانی که، بعدها، وقتی دموکراسی از راه رسید ترجیح دادند فراموش کنند، نسیان و مصرف دیوانه‌وار را ترجیح دادند، در حالی که درد روانهٔ کوچه و خیابان‌های سرزمین ما می‌شد، وقتی از ذهن و حافظهٔ سرزمین ما درد تراوش می‌کرد. بسیاری که با سکوتشان اجازه دادند پینوشه پر و بال بگیرد، پینوشه وجود داشته باشد.
نازنین بنایی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۰۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۲۴
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۹۵۰۷-۴-۶
تعداد صفحات۲۰۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۲۴
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۹۵۰۷-۴-۶