معرفی و دانلود کتاب عنکبوت + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عنکبوتsubscriptionAvailable

کتاب عنکبوت

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عنکبوت

رمان عنکبوت نوشته هانری تروایا، نویسنده روس‌شناس فرانسوی است. شهرت تروایا به دلیل زندگینامه‌های دقیق و جانداری است که درباره نویسندگان دوره درخشان ادبیات روسی در قرن نوزدهم از جمله تورگنیف، داستایوفسکی، تولستوی، پوشکین و چخوف نوشته است.

درباره کتاب عنکبوت

عنکبوت رمانی کلاسیک درباره روزگار یک خانواده متوسط فرانسوی به نام فونسک در سال‌های پس از جنگ جهانی اول است. خانواده‌ای که از مادر، یک پسر و سه دختر تشکیل شده است.

ژرار پسر خانواده که شخصیت اصلی داستان است روشنفکری ۳۸ ساله، خودآموخته و مترجم کتاب است. او آدمی تلخ و منزوی، ضعیف، به شدت بدبین و عاشق نیچه است و مدام در گفتگوهایش از او نقل قول‌هایی می‌کند.

داستان از روز عروسی لوسی، خواهر دوم آغاز می‌شود، مراسمی که ژرار به دلیل بیماری به آن نمی‌رود. او از عروسی خواهرش با مردی متمکن بیزار است و فکر می‌کند زندگی او در آینده ملالت‌بار و دچار روزمرگی خواهدشد. او مدام به لوسی فکر می‌کند و این دل‌مشغولی با شنیدن خبر ازدواج خواهر اولش با یک مغازه‌دار برای او تبدیل به مصیبتی می‌شود اما فاجعه زمانی اتفاق می‌افتد که ژرار می‌فهمد دوستش خواستگار خواهر کوچکش شده است.

ژرار که اساسا عشق را کاری بیهوده می‌پندارد و هیچ زنی در زندگی‌اش نیست به هر کاری از تمارض، دروغ‌گویی و فریب‌کاری تا خودکشی ساختگی دست می‌زند که خواهرانش را از ازدواج منع کند و این کار هر روز او را تنهاتر از قبل می‌کند چون سخنرانی‌ها و ادعاهای ژرار درباره بیهوده‌بودن عشق و ازدواج نه به دلیل روشن‌فکری او و پند دادن به خواهرانش بلکه به دلیل نگرانی از زندگی و آینده پر از تنهایی خودش است و تمام دست پا زدن هایش برای این است که حداق یکی از خواهران را برای خودش نگاه دارد؛ غافل از این که تلاش‌های او نتایج شومی به‌بارمی‌آورد و تنهایی و شوربختی همچون تار عنکبوتی آهسته آهسته او را اسیر خود می‌کند.

«عنکبوت» رمانی روان‌شناسانه است که از بدطینتی‌ها، خودخواهی‌ها و ترس‌های درونی انسان پرده برمی‌دارد.

تروایا در این اثر به سقوط ارزش‌های اجتماعی و امید به زندگی و رواج پوچ‌گرایی بعد از مصایب جنگ جهانی اول در اروپای دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ اشاره کرده است. نگرش‌هایی که بخشی از آنها به نیچه منسوب بود، بی‌‌آنکه فلسفه حقیقی این فیلسوف که درواقع ستایشگر زندگی بود درک شود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عنکبوت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعنکبوت
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندههانری تروایا
مترجمپرویز شهدی
انتشاراتبنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۳/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۸۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۵۷۳۳۷۵۴
تعداد صفحه‌ها۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۵۰۰۰ تومان
برچسبداستان فرانسوی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

arastou1981@
۱۳۹۸/۰۵/۱۵

عالی

۱
استودیوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۷

انچه باعث مرگ انسان میشود درد جسمانی نیست بلکه دیو افسردگی و الام روحی است ک درمان نشود..ژرار همه چیز را سیاه میبیند او حتا تعریفش از بدنیا امدن یک نوزاد عشق دوانسان ازدواج و دورهمی های ساده و گرم...بیشتر

۰
mary
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۸

روایتی نفس‌گیر از مردی که برای نگه‌داشتن عزیزانش، آرام‌آرام همه را در تارهای وابستگی خود گیر می‌اندازد... اما چه کسی بیشتر گیر افتاده؟ دیگران یا خودش؟ رمانی روان‌شناسانه، تیره و پرکشش درباره سلطه‌ی پنهان و عشقِ بیمار.

۰
Rahele Kia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

عنکبوتی که در دام خود گرفتار شد.

۰
مریم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۶

عالی

۰
کیانا
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

۰

بریده‌هایی از کتاب

نازنین بنایی
۸
آدم به کورها کمک می‌کند که از کوچه‌ها بگذرند! چرا نباید به کمک کسی شتافت که فکر احمقانه‌ای چشم روشن‌بینش را کور کرده و دارد مانند نابینایی واقعی دچار خطری قطعی می‌شود؟ -ـ چون نمی‌دانید کدام‌یک از شما دو نفر چشم روشن‌بینش را از دست داده است.‌
شراره
۶
آدم می‌جنگد، نومید می‌شود. بعد زندگی ناگهان ساده، آسمان آرام و علاج کار بسیار ساده و شیرین می‌شود. آدم منتظر می‌ماند. عمیق‌ترین زخم‌ها جوش می‌خورند. نباید در برابر درد جبهه‌گیری کرد. باید پذیرفتش، در آن شناور شد، از آن عبور کرد و هم‌چون اسفنجی از آن اشباع شد. هیچ‌چیز اندوه را به‌اندازهٔ تسلیم‌وار خود را به آن سپردن، تخفیف نمی‌دهد.
شراره
۵
زندگی به‌دست نمی‌آید، پذیرفته می‌شود.‌
پویا پانا
۴
زندگی آن‌گونه که پیش می‌آید برخورد کن. برای پول آن اندازه که می‌ارزد و برای مردم، آن اندازه که استحقاقش را دارند ارزش قائل شو.
Rahele Kia
۴
این ویژگی آدم‌های خوشبخت است که به‌نظر کسانی که به آن‌ها غبطه می‌خورند، خنگ می‌آیند.‌
نازنین بنایی
۳
از خودم می‌پرسم آیا زن‌هایی که ازدواج می‌کنند، می‌توانند به میزان انحطاط‌شان پی ببرند. از امروز به فردا، بیش‌ترشان از همه چیز عاری می‌شوند، بی‌نظر و بی‌عقیده می‌شوند و خود را درست به تصویر شوهرشان قالب‌ریزی می‌کنند. «ایتالیا زیباترین کشور دنیاست. پل مرا می‌پرستد، من هم عاشقشم. از خوشحالی در پوست نمی‌گنجم.»
پویا پانا
۳
طالب حداکثر آزادی در حداقل اقتدار هستیم. حداقل رفاه در حداکثر امنیت.
raha
۲
آسانسور در طبقهٔ سوم خراب شده و همان‌جا مانده بود. پله‌ها بوی غذای مانده و آب ژاول می‌داد. صدای جیغ‌وداد و به‌هم خوردن ظرف‌ها از ورای درهای نازک و تیرهٔ راهرو شنیده می‌شد. هر خانواده‌ای خودش را توی چهاردیواری‌اش، با شادی‌ها و غم‌ها و وسواس‌هایش، محدود کرده بود. فقط تیغه‌ای سیمانی از چپ و راست، از همسایه‌ها جدایش می‌کرد. توده‌ای از آدم‌ها که زندگی‌شان به‌صورت مکعب‌هایی درآمده و به‌دقت داخل جعبه‌هایی چپانده شده بود. ‌
شراره
۲
عشق چیزی فراسوی این میمون‌بازی‌ها بود. زن این هیولای تسلیم و رام نبود. عشق مفهومش برقراری جریانی الکتریکی بی‌روح و مشمئزکننده بین دو جسم نیست که روح‌مان به‌شدت از آن گریزان است. عشق چیزی غریزی مانند غذا خوردن، نوشیدن و خوابیدن نیست، بلکه نیاز به پیوندی است که همهٔ زشتی‌ها را تغییر می‌دهد و به زیبایی تبدیل می‌کند. به‌طورحتم میان دو فرد برگزیده، هماهنگی موزون و اسرارآمیزی بین نیازهای جسمانی و خواست‌های متعالی روحی برقرار می‌کند. غریزه براثر کششی شگفت‌انگیز حالتی متعالی پیدا می‌کند. مرد و زن از سلطهٔ جسم‌شان می‌گریزند، بی‌آن‌که مجبور باشند احساس ناب‌شان را قربانی کنند.
امینه
۲
دیگر هیچ‌چیز نمی‌توانست در او اثر بگذارد. از مردن مادرشان هم به‌اندازهٔ برادرش رنج نمی‌برد. حالا دارویی مشمئزکننده برای اندوهش در دسترس داشت. لوسی هم همین‌طور و ماری‌کلود هم شاید هم‌چنین. ماری‌کلود دست‌کم امیدوار بود آینده‌ای شگفت‌انگیز در انتظارش باشد. ولی ژرار چیزی نداشت، هیچ چیزی که اندوهش را تخفیف دهد. تنها فردی که او را به‌خاطر کس دیگری تنها نمی‌گذاشت، مرده بود.‌