معرفی و دانلود کتاب دست‌نیافتنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دست‌نیافتنیsubscriptionAvailable

کتاب دست‌نیافتنی

نوع کتاب
۴.۵(از ۶۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
علی‌رضا حیدری، طاها صفری
انتشارات: 
نشر گلگشت

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دست‌نیافتنی

«همیشه یک تصویر از خودم دارم، خودِ بهتر و برتر از امروز. خودی که باید به آن برسم و مدام در مسیر رسیدن هستم. خودی که کامل است. کمال دارد و دست‌نیافتنی است.»

«دست نیافتنی» زندگی‌نامه قهرمان کشتی ایران علیرضا حیدری به همت طاها صفری است. این کتاب اولین زندگی‌نامه خودنوشت در ادبیات ورزشی ایران است. این اثر حاصل ۶۰ ساعت مصاحبه با علیرضا حیدری است. کتاب روایتی قصه‌گونه از زندگی پرفراز و نشیب این ورزشکار ملی و تجربیات وقایع زندگی یک قهرمان المپیک را در دهه هفتاد و هشتاد شمسی بیان می‌کند. او که سال ۱۳۵۴ در ملایر به دنیا آمده، بارها مدال‌های رنگین جهانی را در کشتی آزاد کسب کرده‌است. حیدری پیش از خداحافظی از ورزش حرفه‌ای مدتی عهده‌دار سمت سرمربیگری تیم ملی کشتی جمهوری اسلامی ایران هم شد.

او علاوه بر ورزش در صنعت و هنر نیز فعالیت دارد؛ هم در کار معدن آهن است و هم اخیرا تجربه بازی در فیلم «من یک ایرانی‌ام» را از سر گذرانده‌است؛ فیلمی که در کشور اکراین ساخته و سال گذشته در سینماها اکران شد.

«علی‌رضا علیرضا حیدری در ذهن‌ها بود، روی تشک، توی تلویزیون. حالا دوست داریم با این کتاب او را در تاریخ ورزش کشور نگه داریم، در قلب‌ها. باور کنید پهلوان داستان‌هایش بیش از یک کتاب دویست و چند صفحه‌ای بود. شاید باز هم بنویسد، کسی چه می‌داند. این همه قصه ارزش روایت را دارند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دست‌نیافتنی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دست‌نیافتنی
موضوع:میدانی، زندگی‌نامه
نویسنده:علی‌رضا حیدری
گردآورنده:طاها صفری
انتشارات:نشر گلگشت
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۴/۱۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۳.۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۵۹۴۸-۰۲-۱
تعداد صفحه‌ها:۲۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۸۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ehsan27
۱۳۹۷/۱۲/۱۸

کتاب عالی نبود ولی خوب بود... سختی های زیادی کشیدن ایشون و باعث افتخار کشور ما هستند، اگر یه بزرگتر بالا سرشون بود که میتونست کنترلش کنه فکر کنم به قول خودش حقش ۲ تا طلای المپیک بود. آقای حیدری خوندن سرنوشت...بیشتر

۰
ثریا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

این کتاب واقعا حاوی تجربیات فوق‌العاده ارزشمندی هست. زندگی قبل از قهرمانی این قهرمان و همه سختی های طاقت فرسایی که داشته و بعد هم زندگی درطول قهرمانی و جنگیدن برای حفظش تا آخرین نفس. اشتباهات، تجربیات، جنگیدن و پیروز شدن.....بیشتر

۰
shirvan
۱۳۹۸/۰۷/۲۸

از اون کتابها بود که یک نفس خوندمش و باهاش خیلی خاطرات رو مرور کردم و هم بغض کردم و هم لذت بردم، ممکنه دوباره هم بخونمش

۰
مسعود حیدری
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۷

اینکه واقعیت های زندگی کسی رو از دریچه نگاه خودش آدم بتونه درک کنه خیلی ارزشمنده و این کتاب به بهترین شکل ممکن تمام فراز و نشیب های زندگی یک ورزشکار حرفه ای رو به تصویر کشیده ، در یک...بیشتر

۰
سارا
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

روایت تلاشی سخت و جانانه برای رسیدن به غیرممکن ترین هدف ذهن یک پسرک یتیم . عالی بود . قطعا پیشنهادش میکنم . مخصوصا به کسایی که رویایی تو سرشون دارن .

۰
قربان شیران
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۷

بهترین زندگینامه توصیه میکنم به کشتی گیرا خیلی جذاب و تاثیر گذار

۰
بهنام
۱۳۹۸/۰۶/۲۹

این کتاب واقعا زیبا بود و عالی تشکر از آقای حیدری

۰
mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۲

با خواندن این کتاب بسیار متعجب شدم از این حجم از غرور و حرکاتی که گاها خود او هم از بازگو کردنش شرمسار بوده،کودکی سخت و محیط نا امن و آلوده زندگی علیرضا حیدری در شخصیت او تأثیر منفی داشته...بیشتر

۰
مسعود
۱۳۹۷/۰۹/۱۹

یکی از بهترین کتابایی که خوندم

۰
محمدحسین
۱۴۰۰/۰۲/۰۵

راستش داستان خ جذاب تر از تصورم بود... من از کودکی تا اوجش رو حس کردم و برخی از نظرات دوستان دور از انصافه.. این خاطرات اگه دقیق نباشه ارزش استناد در آینده نداره و ما عادت داریم فقط قهرمان‌ها...بیشتر

۰
Ali Akbari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۶

وقتی اسطوره از سختی های زندگیش میگه که حتی فکرش رو هم نمی‌کنی، از چطور تمرین کردن‌هاش و از چک برگشتی و ... حس می‌کنی یکی از جنس مردم هست و دست یافتنی. کتاب غلط املایی داشت دو سه مورد...بیشتر

۰
fzvakili
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

خب این کتاب داستان یک جنگجوی واقعی که با تمام سختی هاش مبارزه میکنه و ارده فوق العاده ای داره و کم آوردن و باختن رو اصلا نمیتونه بپذیره ، اما به نظرم کمی بی برنامه در زندگی عمل کرده...بیشتر

۰
alimohamad eftekhari
۱۳۹۷/۰۴/۰۶

خیلی توپ.بقیه ورزشکارا هم بنویسن داستانشونو

۰
صبا میرزابیگی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۹

شخصیت داستان برای تحسین برانگیز بود. انگار شکست برای او معنی نداشت. اینکه الان اشتباهات گذشته اش را می پذیرد برایم ستودنی بود. رشد و حرکتی که آقای حیدری در زندگی داشتند انگیزه زیادی برای انسان به وجود می آورد....بیشتر

۰
حسین
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

خاطرات یکی از نابغه های دنیای کشتی، از روایت خودش بسیار جالب توجه است. ورزش کشتی که زمانی ورزش اول کشور بود و زندگی در دنیای حرفه ای آن. فراز و نشیب هایی که یک ورزشکار در زندگی تجربه میکند...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sajjad Nikmoradi
۱۵
حس می‌کردم در همهٔ جهات زندگی می‌جنگم، در تیم ملی، در خانه، درس و حتی با دوستانم در اردو. این‌ها نبردهایی بود که باید پیروز می‌شدم، یکی پس از دیگری در جبهه‌های مختلف.
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۳
بیشتر از این‌که بدانم چه کارهایی باید انجام دهم، بیشتر فهمیدم که چه کارهایی نباید انجام دهم.
Milad Abbaszadeh
۱۱
ترجیح می‌دهم شکست بخورم تا اصلا در نبردی نباشم.
Abes315
۱۰
بعضی از آدم‌ها، پس از یک عمر زندگی، وقتی که از دنیا می‌روند انگار روی هوا قدم برداشته‌اند؛ هیچ جای پایی ازشان نمانده!
Sajjad Nikmoradi
۹
هم زمان با کشتی و درس، باید کار هم می‌کردم. هر کاری که می‌شد. و خب در محل ما، همیشه کارها شرافتمندانه نبود. یک مدت افتادم به پیچاندن آنتن‌های مردم. از پشت‌بام آن‌ها را جمع می‌کردم، کل آنتن‌های محل را، تصویر وسط تماشای اوشین و جنگجویان کوهستان قطع می‌شد و ملت باید برفک تماشا می‌کردند! آنتن‌ها را خرد می‌کردم و می‌فروختم. گاهی زمستان‌ها برف پارو می‌کردم. سه پشت‌بام را می‌گرفتم و توی سرمای استخوان خرد کن برف‌ها را پایین می‌ریختم. مساحت زیادی بود و نمی‌توانستم، پس نصف هرکدام را پارو می‌کردم و از شدت خستگی و درد می‌افتادم.
Sajjad Nikmoradi
۷
آمده بودم المپیک اول شوم و خداحافظی کنم. حالا اولین مسابقه خورده بودم به تنها کسی که در تمام دوران کشتی‌ام، سه بار به او باخته بودم. کسی که سه مدال را از من گرفته بود. یک سال بود با فرنگی کارها تمرین می‌کردم و برای کمرگیری آماده بودم. می‌توانستم در همان موقعیت طرف را از کمر گرفته و به زمین بکوبم. به هیچ کس امتیازی نمی‌دادم و خیالم راحت بود اگر داور نخواهد اذیت کند، این بار دیگر از کورتانیدزه امتیاز می‌گیرم.
Sajjad Nikmoradi
۷
من همیشه بیرون از تشک توی خودم بودم. کز کرده و سر به تو. کسی نبود روحیه‌ای بدهد. آن روزها زیاد به شخصیتم بر می‌خورد. رفتارهای دیگران اذیتم می‌کرد. می‌شنیدم پشت سرم پچ‌پچ می‌کنند. می‌گفتند که این بچه گشنه است و برای همین چسبیده به این اردو. یا این خانواده نداره همش این جاست؟ حالم بد می‌شد. نگاه‌ها سنگین و رفتارها بد بود. عرف‌های عجیب و غریبی هم داشتند.
Sajjad Nikmoradi
۶
بعد از شروع دوران کشتی، برای مدت‌ها کسی نمی‌دانست هم محل‌شان هستم. صبح زود بیرون می‌زدم، کوه، باشگاه، ورزش، کشتی، و آخر شب به خانه برمی‌گشتم. وقتی برای دوست شدن و رفیق بازی نداشتم. توی باشگاه هم همین بود. یا ورزش می‌کردم یا درس می‌خواندم یا کار می‌کردم. اما کشتی تبدیل به تنها راه من شد. چیز دیگری برایم نمانده بود، همهٔ پل‌های پشت سرم را خراب کرده بودم و تنها مسیر باقی مانده کشتی بود. مسیر یک طرفهٔ رو به جلو. همیشه کسی بودم که از شرایط رضایت کامل نداشت و رو به جلو نگاه می‌کرد، هدفی بزرگتر، موفقیتی بهتر.
ehsan27
۶
ترجیح می‌دهم شکست بخورم تا اصلا در نبردی نباشم.
Sajjad Nikmoradi
۵
در ۴۱ کیلو کشتی گرفتم. چهارده سالگی با شانزده ساله‌ها روی تشک می‌رفتم. آن روزها هرکسی در تهران اول می‌شد مثل این بود که در کشور مقامی آورده است. همهٔ کشتی کشور را تهران تغذیه می‌کرد. این مسابقات سه روز طول کشید که در سالن هفتم‌تیر برگذار می‌شد، بالای پارک‌شهر. گاهی با یکی از بچه‌ها به ساندویچی آن طرف پارک که نبش خیابان بهشت بود می‌رفتیم و یک ساندویچ می‌گرفتیم با دو نان اضافه! آن را نصف می‌کردیم تا سیر شویم. بعد از یکی، دوبار ساندویچی شاکی شد و فقط یک نان اضافه داد. بین مسابقهٔ ظهر و عصر روی چمن‌های پارک شهر دراز می‌کشیدم استراحت کنم.