معرفی و دانلود کتاب گزیده دیوان سعدی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گزیده دیوان سعدی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب گزیده دیوان سعدی

نوع کتاب
۴.۱(از ۹ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گزیده دیوان سعدی

وقتی سعدی در سال ٦٠٦ هـ.ق در شیراز ولادت یافت مولانا در بلخ دوساله بود. جالب اینکه خاندان هر دو از عالمان دین بودند و نیز هر دو قریب سیزده‌ساله بودند که وطن مألوف را به قصد شامات و حجاز و عراق ترک کردند. ولادت و دوران جوانی این دو رکن رکین ادب پارسی با هجوم مغول در سال ٦١٦ هـ.ق مقارن گردید چنانکه در سال ٦٢٨ هـ.ق به انقراض دولت خوارزمشاهیان انجامید. این فتنه بنیان کن موجب شد تا خاندان مولانای سیزده‌ساله در سال ٦١٧ هـ.ق عازم شامات شوند و قونیه، سرانجام مزار بزرگ‌ترین شاعر عارف پارسی‌گوی شود. سعدی نیز با وجود امنیت نسبی قلمرو فارس در سال ٦٢٠ هـ.ق به عراق و حجاز سفر کرد و پنجاه‌ساله بود که به شیراز بازگشت و به خدمت شیخ کبیر درآمد و هم در حال در دستگاه امیر سعد بن ابی‌بکر بن سعد بن زنگی تقرب یافت. قرابت سعدی با امیران فارس نه از سر جاه و مال و مشاهره، بلکه به جهت موعظه و ارشاد اینان در خدمت به خلق خدا بود. شیخ شرف‌الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی پس از مراجعت به شیراز حاصل تجارب سفرها و تعلیم و تعلم خود در نظامیه بغداد را به نظم و نثر تصنیف نمود که الحق رکنی از ارکان ادب پارسی را تشکیل می‌دهد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گزیده دیوان سعدی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گزیده دیوان سعدی
موضوع:شعر کهن
نویسنده:اسدالله بقایی‌نائینی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۵/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۳۴ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۸۵۶-۹
تعداد صفحه‌ها:۳۸۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۶۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نون والقلم
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۳۰

سلام عاااالی کاش به فرهنگمون بیشتر اهمیت بدیم

۰
marigold
۱۳۹۶/۰۲/۱۳

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق, ساکن شود بدیدم ومشتاق تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم وچندی به سر شدم💝🌹

۰

بریده‌هایی از کتاب

مستاجر
۲۳
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
مستاجر
۱۹
یکی روبهی دید بی‌دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای که چون زندگانی به سر می‌برد بدین دست و پای از کجا می‌خورد درین بود درویش شوریده رنگ که شیری در آمد شغالی به چنگ شغال نگون‌بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد
مستاجر
۱۶
چو کاری برآید به لطف و خوشی چه حاجت به تندی و گردنکشی
مستاجر
۱۳
یکی بر سر شاخ بن می‌برید خداوند بستان نگه کرد و دید بگفتا گر این مرد بد می‌کند نه با من که با نفس خود می‌کند
مستاجر
۹
ـ حق جّل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد.
Ali Yeganeh
۸
او می‌رود دامن‌کشان، من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می‌رود
ریحانه باقریه
۷
چو بینی یتیمی سرافکنده پیش مده بوسه بر روی فرزند خویش
Ali Yeganeh
۴
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
ヽ( ´¬`)ノپری
۴
من از آن روز که در بند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌‌نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی وین عجیب‌تر که تو شیرینی و من فرهادم
Ali Yeganeh
۳
ما یوسف خود نمی‌فروشیم تو سیمِ سیاهِ خود نگه‌دار