
کتاب انسان و رسانه
معرفی کتاب انسان و رسانه
کتاب انسان و رسانه نوشتهی وحید یامینپور با زیرعنوان «تأملی در ماهیت تکنولوژیهای ارتباطی» به نسبت پیچیدهی انسان امروز با رسانههای نوین میپردازد. نویسنده با تکیه بر تجربهی سالها حضور در تلویزیون و زیست در شبکههای اجتماعی، از جذابیت، قدرت و در عینحال خشونت پنهان رسانه سخن گفته است. در ادامه، مباحث نظری ارتباطات، حقوق جهانی ارتباطات، نظریههای قدرت و تأملات فلسفی دربارهی تکنولوژی در چهار فصل سامان یافته است. انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب انسان و رسانه
کتاب انسان و رسانه از تجربهی شخصی وحید یامینپور در تلویزیون و شبکههای اجتماعی آغاز میشود و بهتدریج به یک تأمل نظری گسترده دربارهی رسانه و تکنولوژی تبدیل میشود. نویسنده ابتدا از سرمستی شهرت، جذابیت اغواگرانهی رسانه و پیوند آن با قدرت، سیاست و سرمایه سخن گفته است و سپس چهرهی پنهان رسانه را بهعنوان موجودی با «ارادهی نهان» نشان میدهد که نظم زندگی انسان را دگرگون میکند و سکوت، تفکر و گشودگی در برابر هستی را به حاشیه میراند. در ادامهی کتاب انسان و رسانه، چهار فصل اصلی شکل گرفته است. فصل نخست به نزاع چپ و راست در نظریههای اجتماعی_سیاسی رسانه میپردازد؛ از لیبرالیسم و دکترین جریان آزاد اطلاعات تا کمونیسم، مارکسیسم، نئومارکسیسم، مکتب فرانکفورت و مطالعات پسااستعماری، و در پایان نقدهای نوآم چامسکی بر رسانههای جریان اصلی طرح شده است. فصل دوم به حقوق جهانی ارتباطات اختصاص دارد و دکترین جریان آزاد اطلاعات، نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات، پلورالیسم رسانهای و تلاش کشورهای جنوب برای اشاعهی متوازن اطلاعات را بررسی کرده است. در فصل سوم کتاب انسان و رسانه، بحث به «قدرت ارتباطات» و نقش رسانه در تولید حقیقت و شکلدادن به گفتمانها میرسد و نامهایی چون رولان بارت، فوکو، کاستلز و هابرماس در متن حضور دارند. فصل چهارم لحن فلسفیتری دارد و با تکیه بر اندیشهی هایدگر، بودریار، فوکو و بیونگچول هان، رسانه و تکنولوژیهای ارتباطی را بهمثابه شیوهای از انکشاف هستی و سرچشمهی نوعی «بیخانمانی» انسان معاصر تحلیل کرده است. پیوند این مباحث با سنت فکری اسلامی و ارجاع به غزالی و مولوی در پایان، افق معنوی تازهای برای فهم نسبت انسان و رسانه پیشنهاد میکند.
خلاصه کتاب انسان و رسانه
انسان و رسانه نسبت انسان معاصر با تکنولوژیهای ارتباطی را از سطح مهارتهای سواد رسانهای فراتر میبرد و آن را به مسئلهای وجودی تبدیل میکند. نویسنده نشان میدهد رسانه فقط ابزار انتقال پیام نیست، بلکه محیطی است که در آن ادراک، ارزشها، سیاست و حتی معنویت شکل میگیرد. کتاب ابتدا با روایت زیست رسانهای نویسنده، از جذابیت شهرت و قدرت رسانه تا احساس بیگانگی از «تصویر رسانهای خود»، آغاز میشود و سپس به نظریههای کلاسیک و انتقادی رسانه، حقوق جهانی ارتباطات، نزاع شمال و جنوب بر سر جریان اطلاعات و در نهایت به پرسش فلسفی از تکنولوژی میرسد: رسانه چگونه ساختار اندیشه را شکل میدهد و چه نسبتی با آزادی، حقیقت و سرنوشت انسان در عصر هوش مصنوعی دارد.
چرا باید کتاب انسان و رسانه را بخوانیم؟
این کتاب امکان دیدن «خودِ رسانه» را در پسِ هیاهوی محتوا فراهم میکند و نشان میدهد چگونه تکنولوژیهای ارتباطی بر ادراک، سیاست، فرهنگ و معنویت اثر میگذارند. خواننده با طیف گستردهای از نظریهها، از لیبرالیسم و مارکسیسم تا هایدگر و چامسکی، آشنا میشود و میتواند تجربهی روزمرهی زیست در شبکههای اجتماعی را در افقی عمیقتر بازاندیشی کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دانشجویان و علاقهمندان علوم ارتباطات، مطالعات رسانه، جامعهشناسی و فلسفهی تکنولوژی پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی توصیه میشود که درگیر کار رسانهای، تولید محتوا یا سیاستگذاری فرهنگیاند و میخواهند نسبت عمیقتری میان انسان، قدرت و رسانه را بفهمند.
بخشی از کتاب انسان و رسانه
«مارشال مکلوهان گفته بود: «آنچه ماهی دربارهٔ آن دقیقاً هیچ نمیداند آب است. زیرا ماهیها یک ضدِ محیط ندارند که آنها را به درک عنصری که در آن زندگی میکنند قادر سازد.» ما هم با غرق شدن در جهان اشباعشده از رسانه اغلب نمیتوانیم بفهمیم رسانهها حقیقتاً چه هستند. تا وقتی شما در برابر تلویزیون ال.ای.دی (LED) خودتان با کیفیت فولاچدی مشغول تماشای منظرهای هستید، خود تلویزیون را نمیبینید. عملکرد بینقص تلویزیون باعث غیبت و پنهان شدنش میشود تا پیام خود را برای شما آشکار کند. اما اگر ناگهان آنتن قطع بشود و تصاویر با نویز یا پرش پخش شود، شما ناگاه متوجه خود تلویزیون میشوید. همانطور که عینکی با شیشههای تمیز همواره از مقابل چشمها پنهان و غایب میشود و با لکه و آلودگی خودش را به چشم میآورد. تأمل در رسانه طغیان و ایجاد مزاحمت و اختلال در تماشای پیام و به چشم آوردن مدیوم و خود رسانه است. سواد رسانه یک «ضد محیط» است، همچون بیرون افتادن ماهی از آب. مهم نیست که زیست رسانهای یک کاربر به چه کیفیتی است؛ مهم نیست محتوای خوب مصرف میکند یا بد، هدایتبخش یا گمراهکننده، زشت یا زیبا ... . خوبی و بدی و زشتی و زیبایی و ... مسئلهای ثانویه است، چون برای کسی که غرق در محیط اشباعشدهٔ نیستانگارانهٔ رسانهای است ملاک خوبی و بدی و زشتی و زیبایی و صدق و کذب همان رسانهای است که از شدت شفافیت دیده نمیشود.»
