معرفی و دانلود کتاب خرده جنایت های زناشوهری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خرده جنایت های زناشوهری
off
٪۷۰

کتاب خرده جنایت های زناشوهری

نوع کتاب
۳.۹(از ۳۴۳ امتیاز)
انتشارات: 
نشر قطره
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خرده جنایت های زناشوهری

کتاب خرده جنایت های زناشوهری نوشتهٔ اریک امانوئل اشمیت و ترجمهٔ شهلا حائری است و نشر قطره آن را منتشر کرده است. نویسنده در این نمایشنامهٔ شاهکار با ظرافت خاص خود جزئی‌ترین و ساده‌ترین مسائل زندگی زناشویی را دستمایهٔ داستانش می‌کند تا طی آن، تفاوت‌ها و شباهت‌های میان زنان و مردان را فاش سازد و نشان دهد که یک زندگی زناشویی چطور ممکن است به فرسودگی برسد و البته چطور زن و شوهر می‌توانند دوباره به هم مهر بورزند. 

درباره کتاب خرده جنایت های زناشوهری

داستان خرده جنایت های زناشوهری روایت عشق و دلدادگی یک زوج به نام‌های ژیل و لیزا است که طی گذشت چند سال زندگی‌شان دستخوش رنج و فرسودگی شده و عشقشان کمرنگ شده است اما نمی‌شود گفت که از هم متنفر شده‌‌اند. این زن و مرد نگاه متفاوتی به عشق دارند و همین باعث می‌شود داستانْ جذاب و به زندگی واقعی شبیه شود. 

ژیل در این داستان به دنبال حادثه‌ای فراموشی می‌گیرد. همسرش، لیزا سعی می‌کند با صحبت‌ها و تعریف‌هایش، گذشته را برای ژیل بازسازی کند تا او هویت خود را باز یابد. به نظر شما آیا لیزا دروغ می‌گوید؟ اگر شما جای او بودید نمی‌خواستید هویت جدیدی از همسرتان بسازید؟ اما اگر همسرتان متوجه بشود چه؟

خواندن کتاب خرده جنایت های زناشوهری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این نمایشنامه را به دوستداران شاهکارهای ادبی دنیا توصیه می‌کنیم. اگر می‌خواهید نمایشنامه‌ای کوتاه دربارهٔ روابط زناشویی بخوانید که دو سه ساعت از شما وقت بگیرد این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

درباره اریک امانوئل اشمیت

اریک امانوئل اشمیت، نمایش‌نامه‌نویس، داستان‌نویس، رمان‌نویس و کارگردان فرانسوی - بلژیکی، طی حدود ۱۰ سال به‌صورت یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان فرانسوی‌زبان دنیا درآمد، آثارش به ۴۰ زبان برگردانده شد و نمایش‌نامه‌هایش در بیش از ۵۰ کشور به‌طور منظم به صحنه رفت. او تحسین‌شدۀ منتقدان است و برگزیدۀ خوانندگان و چند اثرش نیز به فیلم درآمده است. اشمیت در ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در حومه‌ای از شهر لیون در جنوب فرانسه متولد شد. در کودکی به موسیقی علاقۀ بسیار داشت و در ۹سالگی به آموختن پیانو پرداخت. ابتدا مایل بود آهنگساز شود، اما معلمانش او را از این کار منصرف کردند تا از همان نوجوانی استعداد آشکارش در نگارش را پرورش دهد.

پس از گذراندن دورۀ ادبیات، در آزمون ورود به دانشسرای عالی موفق می‌شود و از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵ به تحصیل در فلسفه می‌پردازد و پایان‌نامۀ دکترایش را با عنوان «دیدرو و مابعدالطبیعه» می‌نویسد که در ۱۹۹۷ با عنوان «دیدرو و فلسفۀ اغوا» منتشر می‌شود. اشمیت چندین‌سال به تدریس فلسفه در دبیرستان و سپس در دانشگاه اشتغال داشته است. او خود معتقد است که فلسفه موجب نجاتش شده و به او آموخته است تا خودش باشد و احساس رهایی کند. فیلسوف به نویسنده تبدیل می‌شود؛ نویسنده‌ای که مدام اسطوره‌ها و حکایات بنیان‌گذار را جذب می‌کند تا با خلاقیت خستگی‌ناپذیر خود آن‌ها را از نو بتند. در سال‌های دهۀ ۱۹۹۰، نمایش‌نامه‌هایش در چندین کشور با اقبال بسیار روبه‌رو می‌شود. «شب والونی» که نسخۀ مدرنی است از اسطورۀ دون ژوان، در ۱۹۹۱ موجب شهرت او در فرانسه می‌شود؛ سپس «مهمان ناخوانده» در ۱۹۹۳، ۳ جایزه از جوایز مولیر را نصیب او می‌کند. از آن پس، تدریس فلسفه در دانشگاه را رها می‌کند و تمام‌وکمال به کار نگارش می‌پردازد. در ۱۹۹۵، «گلدن جو» و در ۱۹۹۶، «دگرگونه‌های معمایی» را می‌آفریند. چند ماه بعد، یک تک‌گویی دربارۀ آیین بودا انتشار می‌یابد با عنوان «میلارِپا» که در ۱۹۹۷ در جشنوارۀ آوینیون و در ۱۹۹۹ در پاریس به نمایش در می‌آید. همین متن است که اشمیت را به فکر می‌اندازد تا دورۀ حکایت‌هایش را دربارۀ ادیان آغاز کند که بعداً به دورۀ «نادیدنی‌ها» شهرت می‌یابد.

فردریک یا بولوار جنایت در ۱۹۹۸ تقریباً هم‌زمان در فرانسه و آلمان به نمایش درمی‌آید. «مهمانسرای دو دنیا» در ۱۹۹۹ ـ ۲۰۰۰، مدتی طولانی به‌روی صحنه می‌ماند. «آقاابراهیم و گل‌های قرآن» که در دسامبر ۱۹۹۹ برای نخستین‌بار اجرا می‌شود، در ژوییۀ ۲۰۰۱ در جشنوارۀ آوینیون به اجرا درمی‌آید. در ۲۰۰۴ فیلمی بر اساس آن ساخته می‌شود با شرکت «عمر شریف» که تندیس سزار بهترین بازی را برایش به ارمغان می‌آورد. پس از این جزوۀ دوم از دورۀ نادیدنی‌ها، نوبت به سومی می‌رسد با عنوان «اسکار و بانوی گلی‌پوش» که در فوریۀ ۲۰۰۳ با اقبالی گسترده روبه‌رو می‌شود. در سپتامبر ۲۰۰۳، نخستین‌بار نمایشنامهٔ «خرده‌جنایت‌های زناشویی» اجرا می‌شود و چندین‌ماه پیاپی با گیشۀ پر در صحنه می‌ماند.

اشمیت در همان ایام به نگارش رمان می‌پردازد و در ۱۹۹۵ «فرقۀ خودبینان» را منتشر می‌کند که استقبال بسیار گرم منتقدان را در پی دارد. در سال ۲۰۰۰، «انجیل به‌روایت پیلاطس»، جایگاه او را به‌عنوان رمان‌نویس تثبیت می‌کند. از آن پس، هر رمانی که منتشر می‌کند، هفته‌ها و ماه‌ها در فهرست پرفروش‌ترین رمان‌ها قرار می‌گیرد. در ۲۰۰۱، «سهم آن دیگری» را منتشر می‌کند که به هیتلر اختصاص دارد و در ۲۰۰۲، نسخه‌ای خیال‌پردازانه و هجایی دربارۀ اسطورۀ فاوستوس می‌نویسد با عنوان «آن‌گاه که یک اثر هنری بودم». حکایت‌های دورۀ نادیدنی‌ها، در کشورهای فرانسوی‌زبان و کشورهای دیگر با اقبال فراوان روبه‌رو شد؛ چه در کتاب‌فروشی‌ها و چه در صحنۀ نمایش. کتاب‌های «میلارِپا» در زمینۀ عرفان، «آقاابراهیم و گل‌های قرآن» دربارۀ اسلام، «اسکار و بانوی گلی‌پوش» دربارۀ مسیحیت، «فرزند نوح» (۲۰۰۴) دربارۀ کلیمیت، «سومویی که نمی‌توانست گنده شود» (۲۰۰۹) دربارۀ ذنِ بودایی هستند.

از سال ۲۰۰۰، اریک امانوئل اشمیت که خود را از دنیای ادب و سیاست دور می‌دارد، با سیل جوایز روبه‌رو می‌شود؛ در همان سال فرهنگستان فرانسه جایزۀ بزرگ تئاتر را برای مجموعۀ نمایش‌هایش به او اهدا می‌کند؛ در ۲۰۰۴ جایزۀ بزرگ خوانندگان لایپزیگ،‌ دویچِر بوخِرپرایس را برای حکایت «آقاابراهیم و گل‌های قرآن» و در برلین، جایزۀ معتبر دی کادریگا را برای «انسانیتش و خردمندی‌ای که شوخ‌طبعی‌اش در وجود انسان‌ها پرورش می‌دهد» دریافت می‌کند. در همان پاییز ۲۰۰۴ مجلۀ ادبی لیر در پی نظرسنجی از فرانسویای مبنی بر اینکه از «کتاب‌هایی که زندگی‌شان را تغییر داده‌اند» نام ببرند، «اسکار و بانوی گلی‌پوش» در کنار کتاب مقدس و کتاب‌های سه‌تفنگ‌دار و شازده‌کوچولو قرار می‌گیرد و این درمورد نویسنده‌ای در قید حیات جرو استثناهاست.

بخشی از کتاب خرده جنایت های زناشوهری

«وقتی همه‌جا روشن شد درست مثل اینکه دکور نمایشی را آماده کرده باشد، دست‌هایش را باز می‌کند و آپارتمان را نشان می‌دهد.

لیزا: خب؟

مرد سرش را به علامت نفی تکان می‌دهد. زن نگران اصرار می‌کند.

لیزا: چرا! عجله نکن. فکرت رو متمرکز کن.

مرد نگاه دقیق و موشکافانه‌ای به وسیله‌ها می‌اندازد، سپس با حالتی مغلوب و ترحم‌برانگیز گردنش را کج می‌کند.

لیزا: هیچی؟

ژیل: هیچی.

زن با این پاسخ قانع نمی‌شود. از او می‌خواهد چمدانش را زمین بگذارد، در را می‌بندد، بازویش را می‌کشد و او را به‌طرف مبل می‌برد.

لیزا: اینم مبلیه که دوست داری روش بشینی و کتاب بخونی.

ژیل: به‌نظر حسابی درب‌وداغون می‌آد.

لیزا: هزار دفعه گفتم بیا پارچه‌ش رو عوض کنیم ولی هردفعه جواب می‌دادی یا من یا پارچه‌فروش.

ژیل روی مبل می‌نشیند. از درد، صورتش درهم می‌رود.

ژیل: فقط پارچه‌ش نیست که باید عوض شه، فنرش هم پدر آدمو درمی‌آره.

لیزا: فنر روشنفکری.

ژیل: ببخشین؟

لیزا: به عقیدهٔ تو یک مبل درست‌وحسابی باید ناراحت باشه. اسم این فنری رو که توی رون چپت فرو می‌ره گذاشته بودی فنر روشنفکری، عقربه‌های ذهن، سیخ هوشیاری!

ژیل: حالا من یک روشنفکر الکی‌ام یا یک مرتاض واقعی؟

لیزا: برو پشت میزت بشین.

ژیل مطیع به‌دنبال لیزا می‌رود اما با بدگمانی به صندلی نگاه می‌کند و پیش از نشستن دستی به آن می‌کشد. وقتی می‌نشیند فلز صندلی جیرجیر می‌کند. ژیل آهی می‌کشد.

ژیل: دربارهٔ جیرجیر صندلی هم نظریه دارم؟

لیزا: معلومه. نمی‌ذاری حتی یک قطره روغن بهش بزنم. به‌نظر تو هرجیرجیری مثل یک زنگ خطره. یک چهارپایهٔ زنگ‌زده به‌طرز فعالانه‌ای به مبارزاتت علیه ازهم‌گسیختگی جهانی کمک می‌کنه.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خرده جنایت های زناشوهری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خرده جنایت های زناشوهری
موضوع:نمایشنامه
نویسنده:اریک امانوئل اشمیت
مترجم:شهلا حائری
انتشارات:نشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۳/۰۲/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۴۱۴۰۹۲
تعداد صفحه‌ها:۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۷۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه تئاتر و ادبیات نمایشی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نیما کرباسی‌زاده
۱۴۰۳/۰۱/۱۲

اولین بار در سال ۸۳ در تئاترشهر و مجددا در سال ۸۵ یک اجرای دانشجویی در دانشکده فنی دانشگاه تهران از این نمایشنامه را دیده‌ام. نمایشنانه بسیار زیبایی است که علاقه مرا به «اشمیت» برانگیخت و تاکنون بیش از ۲۰...بیشتر

۰
Ghazal Hashemi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۸

در مورد مردیه که فراموشی گرفته و زن سعی می کنه یادش بیاره چجور آدمی بوده و زندگی شون چجوری ... فوق العاده بود

۰
فاطمه خانوم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۵

جالب و تامل برانگیز از اینکه منو به فکر واداشت و ذهنمو حسابی مشغول کرد خوشم اومد ماجرای یه عشق حقیقی و واقعی و ملموس

۰
attefe
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۵

اگرچه کوتاه ولی سرشار از مفاهیم عمیق بود و به نظرم از اون کتاباست که آدم رو به تفکر وادار میکنه!

۰
وقار
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۶

این سومین کتابیه که توی دو روز اخیر از اشمیت خوندم. اولی مهمانسرای دو دنیا و بهترینشون بود. بعدی خیانت اینشتین و آخری هم این کتاب. جدا از قلم اشمیت عاشق فضاهاییم که خلق می‌کنه. چند نفر که بین این...بیشتر

۰
کاربر 7177951
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۰

یکی از بهترین نمایش نامه هایی که خوانده ام. و برای بار دوم دوباره خوانی کردم و توصیه می‌کنم.

۰
atr.e.kaaaj
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۰

ترجمه و همچنین سلیقه‌ی خانم حائری در انتخاب آثار رو بسیار دوست دارم. بسیار روان و خوش‌خوان بود و نمودی از زندگی واقعی. من دوست داشتم و توصیه می‌کنم بخونیدش...

۰
Mohammad-Reza Alivand
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۴

از اشمیت، قبلا کتاب "وقتی اثر هنری بودم" رو مطالعه کردم و خیلیییی دوسش داشتم. تو این کتاب هم قلم گیرا و تاثیرگذار اشمیت کاملا مشخصه. داستان شروع قوی ای داره، سیر خوبی داره که خواننده رو جذب میکنه و ترغیبش...بیشتر

۰
xmaed_ 🐈‍⬛
۱۴۰۴/۰۲/۰۶

اولین نمایشنامه ای که خوندم به پیشنهاد برنامه اکنون، دوست داشتمش ، روان و واضح برعکس فکری که میکردم درباره نمایشنامه .. و موضوع جالبی داشت

۰
Hope
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۱

فوق العاده بود، انقدر کوتاه و نفس گیر؟! عشق و نفرت باهم؟ پیچیده تو هم؟ چه شاهکاری بود واقعا چه عشق مجنون وار دلچسبی! واقعا لذت بردم..

۰
tahoor
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۷

خییییلی زیبا و پراز شوک و شوک و شوک.

۰
fatemeh._b
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

خیلی دلم میخواست کتابی پیدا کنم یه نفس بخونمش و بله فکر کنم توی کمتر 2 ساعت تمومش کردم دروغ چرا خیلی جاها یاد خودم و همسرم افتادم...به نظرم بخونید ارزش داره🌸💕

۰
تارا🌚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۸

ترکیب درک و تحلیل قوی مرد و شجاعت عشق شدید زن داستان آدم رو به وجد میاره. هر لحظه رازهایی رو از رابطه برملا میکنن که خیلی از ما توی زندگی جرعت بیان و حتی فکر کردن بهشون رو نداریم. خیلی تاثیر...بیشتر

۰
Fatemeh
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

اولین نمایشنامه ای بود که خوندم چقد دوسش داشتم مطمئنم قراره بارها برگردم و جاهایی که هایلایت کردم بخونم

۰
Mastoureh Gohari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۹

کتاب درمورد مردی که فراموشی گرفته و همسرش تلاش میکنه با یادآوری خاطرات مشترکشون حافظه همسرش رو برگردونه هستش. سبکش نمایش‌نامه‌‌س. اما اگه این سبکو دوست ندارید بازم بخوندیش و تو خوندنش یه لحظه شک نکنید. خیلی ترجمه شیوایی داره. من بی وقفه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

جو گُلدبِرگ
۱۱۱
تو می‌خوای که عشق بهت ثابت کنه که وجود داره. چه اشتباهی! این تویی که باید ثابت کنی که اون وجود داره. لیزا: چطوری؟ ژیل: با اعتماد کردن.
tahoor
۹۸
مردها بی‌دل‌وجرئتن، نمی‌خوان با مشکلات زندگی‌شون روبه‌رو شن، دلشون می‌خواد فکر کنن که همه‌چی روبه‌راهه. درحالی‌که زن‌ها روشونو برنمی‌گردونن. لیزا: این‌ها رو تو کتاب بعدیت بنویس، تعداد خواننده‌های زن کتابت زیاد می‌شه. ژیل: زن‌ها با مشکلات مواجه می‌شن لیزا، ولی نمی‌دونم چرا بیشتر فکر می‌کنن که مشکل از خودشونه. فکر می‌کنن دلیل فرسودگی زندگی‌شون از کم شدن جذابیتشونه، خودشونو مسئول و مقصر می‌دونن و گناه همه‌چیزو گردن خودشون می‌اندازن. لیزا: مردها گناهشون خودخواهی‌شونه، زن‌ها خودمحوری‌شون. ژیل: یک به یک مساوی. لیزا: صفر صفر. مسابقهٔ بی‌نتیجه.
Zahra
۶۶
یک زن وقتی به سنش پی می‌بره که متوجه می‌شه زن‌های جوون‌تر از اون هم وجود دارن.
جو گُلدبِرگ
۶۱
من که نمی‌تونم علی‌رغم میلت ازت حمایت کنم! حاضرم ازت در برابر همهٔ دنیا حمایت کنم ولی نه در برابر خودت...
جو گُلدبِرگ
۵۰
اونچه باعث می‌شه یک زن‌ومرد باهم بمونن مسائل مبتذل و پستیه که بینشونه: به‌خاطر منافع، ترس از تغییر، وحشت پیری، ترس از تنهایی، سست می‌شن، تحلیل می‌رن، دیگه حتی فکرشم نمی‌کنن که یک کاری بکنن تا زندگی‌شون عوض شه؛ اگه دست همو می‌گیرن، فقط برای اینه که تنها به گورستان نرن.
pegah
۴۶
وفاداریت برام خیلی مهم بود. من اون‌قدر به خودم اعتماد ندارم که هرروزِ خدا با رقیب‌های جوروواجور دست‌وپنجه نرم کنم... یا با شک‌وظن بتونم زندگی کنم.
Hossein shiravand
۴۴
عقل در این نیست که جلو احساسو بگیری، بلکه در اینه که همه‌چیزو احساس کنی. هرطور که باشه.
لنا
۳۱
من هم با خودم موافق نیستم. برای اینکه یک مغز که ندارم، دو تا دارم. چرا ژیل! دو تا مغز. یکی متجدد و مدرن و اون یکی سنتی و عقب‌مونده.
جو گُلدبِرگ
۲۸
عشق ابدیْ عاقلانه نیست، اینکه آدم مدت‌ها کسی رو دوست داشته باشه دیوونگی محضه. کار عاقلانه اینه که فقط دوران شیرین عاشقی، عاشق باشی. آره عقل‌گرایی عاشقانه اینه: تا وقتی‌که اوهام عاشقانه‌مون ادامه داره همدیگه رو دوست داریم، همین‌که تموم شد همدیگه رو ترک می‌کنیم. به‌محض اینکه در برابر شخصیت واقعی قرار گرفتیم و نه اونی که در رؤیامون بود از هم جدا می‌شیم.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
۱۹
متوجه نبودم که زمان با عشق سازگاری نداره.