
کتاب وقایع نگاری جنون
معرفی کتاب وقایع نگاری جنون
کتاب وقایعنگاری جنون نوشتهی جورجو آگامبن با ترجمهی فرهاد محرابی روایتی فلسفیـ ادبی از سالهای پایانی زندگی فریدریش هلدرلین است؛ سالهایی که معمولا زیر عنوان «جنون» او خلاصه شدهاند. آگامبن در این اثر با رجوع دقیق به اسناد، نامهها، گزارشهای پزشکی و یادداشتهای معاصران هلدرلین، تصویری تازه از زیست او در آستانهی عقل و جنون ترسیم کرده است. مترجم در یادداشت مفصل خود نسبت این کتاب را با مفاهیم کلیدی اندیشه آگامبن و نیز با سنت فلسفی آلمانی توضیح داده است. گروه انتشاراتی ققنوس آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وقایع نگاری جنون
کتاب وقایعنگاری جنون پروژهای است که جورجو آگامبن در دوران انزوای ناشی از همهگیری کرونا به آن پرداخته است و در آن به سراغ سالهای ۱۸۰۶ تا ۱۸۴۳ زندگی فریدریش هلدرلین میرود؛ دورهای که معمولا بهسادگی «دوران جنون» او نامیده میشود. آگامبن با تکیه بر آرشیوهای دقیق آلمانی، وقایعنگاریهای پیشین، نسخههای پزشکی، نامهها و خاطرات معاصران، زندگی «ساکن» هلدرلین در خانه نجار توبینگنی به نام ارنست سیمر را بازسازی میکند و نشان میدهد چگونه زیستی که ظاهرا «هیچچیز در آن رخ نمیدهد» میتواند به شمایلی از حقیقت بدل شود. در کتاب وقایعنگاری جنون نویسنده از دل جزئیات روزمره، تشخیصهای پزشکی، قضاوتهای خانواده و دوستان، و نیز واکنشهای ادبی زمانه به ترجمههای سوفوکل و شعرهای متأخر، به پرسش از معنای «زندگی در آستانه» میرسد؛ آستانهای میان سلامت و بیماری، حضور و غیاب، تاریخ و سکون. آگامبن با ارجاع مکرر به والتر بنیامین، لئوپاردی، شیلر، گوته، شلینگ و فیشته، جایگاه هلدرلین را در دل سنت ایدئالیسم آلمانی و در حاشیهی آن ترسیم میکند. کتاب وقایعنگاری جنون از یک مقدمه نظری درباره مفهوم وقایعنگاری و «شمایل» آغاز میشود، سپس در فصل سرآغاز سفر بازگشت هلدرلین از بوردو، فروپاشی ظاهری او، و شکلگیری روایت «دیوانگی» را دنبال میکند و در ادامه، سالبهسال زندگی او را در کنار گاهشماری رویدادهای اروپا قرار میدهد تا نسبت عجیب یک زندگی منزوی با تاریخ پرشتاب مدرن را نشان دهد.
خلاصه کتاب وقایع نگاری جنون
کتاب وقایعنگاری جنون بهجای ارائه تحلیلی روانپزشکانه از هلدرلین، از خلال اسناد و روایتها نشان میدهد چگونه خودِ برچسب «جنون» ساخته میشود و چه کارکردی در خانواده، پزشکی، ادبیات و سیاست دارد. آگامبن با مفهوم «زندگی در آستانه» کار میکند؛ حیاتی که نه کاملا در تاریخ ادغام میشود و نه بیرون از آن است، بلکه در وضعیتی تعلیقی میان «نه دیگر» و «نه هنوز» میایستد. او ترجمههای افراطا تحتاللفظی هلدرلین از سوفوکل و پیندار، پروژه ناتمام امپدوکلس، و رباعیهای متأخر امضاشده با نام اسکاردانلی را بهعنوان تلاشهایی برای یافتن «نغمهای آلمانی» و تجربه حدیِ زبان میخواند. در این خوانش، جنون نه صرفا بیماری که نوعی سکونت در مرز عقل و بیعقلی و شکلی از مقاومت در برابر منطق پیشرفت و موفقیت مدرن است.
چرا باید کتاب وقایع نگاری جنون را بخوانیم؟
کتاب وقایعنگاری جنون امکان نگاهی نزدیک و مستند به سالهای مبهم زندگی هلدرلین فراهم میکند و همزمان مدخلی زنده به مفاهیم کلیدی اندیشه آگامبن است. خواننده در خلال این وقایعنگاری با نسبت شعر، فلسفه، سیاست و پزشکی مدرن روبهرو میشود و میبیند چگونه یک زندگی ظاهرا شکستخورده میتواند به نقطهای برای بازاندیشی در مفهوم موفقیت، عقلانیت و «نظم عادی» بدل شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعه کتاب وقایعنگاری جنون به علاقهمندان فلسفه معاصر، پژوهشگران ادبیات آلمانی، خوانندگان آثار آگامبن، و کسانی پیشنهاد میشود که درگیر پرسشهایی درباره جنون، نهادهای پزشکی، و نسبت میان زندگی فردی و تاریخ سیاسی هستند.
بخشی از کتاب وقایع نگاری جنون
«در مورد ما، استفاده از وقایعنگاری در مقام یک فرم ادبی اهمیتی مضاعف دارد. همچنان که عنوان شعر «Hälfte des Leben» (نیمه عمر) به نظر میرسد به سیاقی پیشگویانه به آن اشاره دارد، زندگی هلدرلین به شکلی دقیق به دو بخش تقسیم شده: سی و شش سال اول، از ۱۷۷۰ تا ۱۸۰۶؛ و سی و شش سالِ مابین ۱۸۰۷ و ۱۸۴۳، که او در آن دوره فردی مجنون بود که در خانه نجاری به اسم ارنست سیمِر زندگی میکرد. شاعر، علیرغم ترسهایش در باب طردشدن از زندگی اجتماعی، نیمه اول زندگی را به سفر کردن در جهانی گستردهتر و بهنسبت درگیر در رخدادهای جاری گذراند ــ و تنها پس از آن بود که نیمه دوم را تماما منفک از جهانِ بیرون سپری کرد. بهرغمِ ملاقاتکنندگانی که هر از چند گاهی به دیدارش میآمدند، چنان بود که گویی دیواری او را از هر گونه ارتباط با اتفاقات بیرونی جدا ساخته بود. یکی از حکایات نمادین در این باره این است که وقتی ملاقاتکنندهای از او میپرسد آیا در مورد آنچه در یونان اتفاق میافتد خوشحال است یا نه، او ــ طبق آنچه به الگویی معمول بدل شده بود ــ فقط میگوید: «اعلیحضرت، این سؤالی است که من نباید و نمیتوانم به آن پاسخ دهم.» به دلایلی که امیدوارم برای خواننده روشن شود، هلدرلین بر آن شد که هر گونه مشخصه تاریخی را از اعمال و کنشهای زندگی روزمرهاش حذف کند. طبق نظر نخستین زندگینامهنویسش، او اغلب با لجاجت تکرار میکرد: «Es geschieht mir nichts» «هیچچیز در زندگی من رخ نمیدهد». چنین زندگیای فقط میتواند موضوع یک وقایعنگاری باشد ــ و نه پژوهشی تاریخی، و ای بسا کمتر موضوع تحلیلی بالینی یا روانشناختی.»
حجم
۸۵۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۸۵۸٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه