
کتاب یک هفتم
معرفی کتاب یک هفتم
کتاب یک هفتم؛ مجموعه پارکر (جلد هفتم) از ریچارد استارک و ترجمهٔ علی عباسآبادی، هفتمین جلد از مجموعه پارکر است که توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است. مجموعه پارکر یکی از مشهورترین آثار در ژانر جنایی است که شخصیت اصلی آن، پارکر، یک سارق ماهر و حرفهای است. این مجموعه با دقت در شخصیتپردازی و ساختارهای اخلاقی خود، داستانهایی پر از تعلیق و درگیریهای پیچیده را روایت میکند.
درباره کتاب یک هفتم؛ مجموعه پارکر (جلد هفتم)
مجموعه پارکر، با آغاز انتشار در سال ۱۹۶۲، به یکی از محبوبترین مجموعههای جنایی در تاریخ ادبیات تبدیل شده است. استارک در این کتابها تلاش کرده تا بهدور از قضاوتهای اخلاقی، داستانهایی را روایت کند که در آنها، پارکر به عنوان یک شخصیت پیچیده و قابل احترام در دنیای خلافکاران ظاهر میشود. او نه تنها یک سارق ماهر است، بلکه درک بالایی از شخصیتها و روابط انسانی دارد و در هنگام برنامهریزی برای سرقتها، همیشه به جزئیات و استراتژیها توجه میکند. در «یک هفتم»، پارکر همچنان در حال تعقیب و پیگیری اهداف خود است، و در کنار سرقتها، با مشکلاتی جدید و پیچیده مواجه میشود.
شخصیت پارکر:
پارکر، شخصیت اصلی این مجموعه، مردی است سخت و بیاحساس که هیچگونه احساساتی به جز منافع خود ندارد. او در دنیای جنایتکاری که در آن زندگی میکند، تنها به نتیجه کار و موفقیتهایش اهمیت میدهد و از هر گونه احساسات انسانی همچون دلسوزی و همدلی اجتناب میکند. پارکر بیشتر شبیه به یک مکانیک است که ماشینهای پیچیده سرقت را راهاندازی میکند و تمام تلاشش این است که آنها را در مسیر درست و بهطور کارآمد نگه دارد. او در دنیای خطرناک و پر از خیانت افراد بهطور مداوم با موانع مختلف روبرو میشود، اما با استفاده از عقل و دقت، از تمامی آنها عبور میکند.
درباره کتاب «یک هفتم»:
در این کتاب، پارکر در سرقتی به ظاهر موفق دست دارد، اما مشکلات بعد از آن داستان پیچیدهای را بهوجود میآورد. یکی از ویژگیهای مهم این کتاب، معرفی یک شخصیت جدید و خطرناک بهنام هفتتیرکش دیوانه است که به داستان جنایی این کتاب عمق بیشتری میبخشد. مانند سایر کتابهای این مجموعه، «یک هفتم» پر از جزئیات دقیق و پیچیده است که داستان را بهطور متقاعدکنندهای پیش میبرد. در این کتاب، استارک بهخوبی روابط پیچیده گروههای جنایتکار و شخصیتهای مختلف را بررسی میکند و به خواننده این امکان را میدهد که بهدقت در درون دنیای تاریک و پیچیده پارکر نفوذ کند.
کتاب کتاب یک هفتم؛ مجموعه پارکر (جلد هفتم) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
کتاب «یک هفتم» از مجموعه پارکر یک اثر جذاب و پرهیجان در دنیای ادبیات جنایی است که خواننده را با داستانهای پیچیده و شخصیتهای متنوع خود همراه میکند. این کتاب نه تنها یک سرقت جنایی را به تصویر میکشد، بلکه به تحلیل رفتارها، انگیزهها و روابط پیچیده انسانی میپردازد. اگر شما هم علاقهمند به رمانهای جنایی با شخصیتهای پیچیده و داستانهای پرفراز و نشیب هستید، این کتاب میتواند گزینهای مناسب برای شما باشد.
درباره ریچارد استارک
ریچارد استارک، که نام واقعی او دونالد وستلیک است، یکی از نویسندگان بزرگ در ژانر جنایی و تریلر است. او با خلق شخصیت پارکر، توانست بهطور خاص و منحصر به فردی در دنیای ادبیات جنایی شناخته شود. رمانهای او بهدلیل سبک نوشتاری خاص، شخصیتپردازی دقیق و استفاده از جزئیات ظریف در داستانها، طرفداران زیادی در سراسر دنیا پیدا کردهاند. استارک در رمانهایش همیشه بهدنبال بررسی دنیای زیرین جنایت و تباهی اخلاقی است، اما هیچگاه از دنیای پیچیده انسانی غافل نمیشود.
بخشی از کتاب یک هفتم؛ مجموعه پارکر (جلد هفتم)
«وقتی پارکر۱ دوباره هم در زد و همچنان صدایی نشنید، لگد محکمی به در کوبید. پشتبند و قفل پلیس۲ باز بودند؛ فقط زبانهٔ در گیر کرده بود. یک دفعهٔ دیگر پایش را بلند کرد و با پاشنهٔ کفشش، ضربهای به بالای دستگیره کوبید. در انگار که غافلگیر شده باشد، فوراً با صدای ترقی باز شد. تراشههای چوب اطراف زبانهاش به اطراف جهید و با صدای خشکی شکست و عقب رفت. درِ چوبی کهنهٔ ساختمانی خرابه و کلنگی بود که بهراحتی شکست.
در تا آخر باز شد و دستگیرهٔ داخلیاش به دیوار کناری خورد؛ اما پارکر بلافاصله وارد خانه نشد. زیر لامپ بیستوپنج واتِ توی راهرو، گوشبهزنگ ایستاد.
در به راهرویی باریک و دراز باز میشد که اتاقهایی در سمت راستش بود. اولی آشپزخانه بود که از چارچوب درش نور میتابید. دومی حمام و توالت تاریکی بود که در قسمت کمنور راهرو قرار داشت. بعدی اتاقخواب بود که نور ملایمی از آن به راهرو میتابید. آخری هم اتاق نشیمن بود. پارکر از دم در که به راهرو نگاه میکرد، مثل مستطیل درازی به نظرش میرسید. میتوانست در ابتدای ورودی اتاق نشیمن، صندلی دستهداری از جنس پارچهٔ موهر قهوهای تیره، یک میز چوبی زهوار دررفتهٔ مشکی که تلفنی رویش قرار داشت و قسمتی از یک فرش ایرانی تقلبی را ببیند. جز چراغ پایهداری که پشت صندلی دستهدار قرار داشت و روشن بود و نور ملایمی به اطرافش میتاباند، منبع نور دیگری در اعماق اتاق نشیمن وجود داشت که خارج از دید بود.
همهچیز مثل همان وقتی بود که آنجا را ترک کرده بود. لامپ حمام و توالت خاموش بود و لامپهای آشپزخانه و اتاقخواب و اتاق نشیمن روشن. زبانهٔ در چفت شده، اما پشتبند و قفل پلیس باز بودند. همهچیز مثل همان وقتی بود که آنجا را ترک کرده بود؛ جز اینکه دو مرتبه در زده اما اِلی۳ نیامده بود در را باز کند. پارکر ده دقیقه پیش رفته بود پایین سیگار و آبجو بخرد. چون مغازهٔ نبش خیابان باز نبود به مغازهای در یک بلوک آنطرفتر رفته و حالا برگشته بود.»
حجم
۱۴۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۱۴۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه