
کتاب جنگل را به درونت راه نده
معرفی کتاب جنگل را به درونت راه نده
کتاب جنگل را به درونت راه نده نوشتهی سی. جی. دروز با ترجمهی الهام صیفی کار، اثری است که توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است. این رمان نوجوانانه با فضایی رازآلود و تیره، داستان چند نوجوان را در یک مدرسهی شبانهروزی روایت میکند که درگیر روابط پیچیده، رازهای خانوادگی و سایههای گذشتهاند. محوریت داستان بر سه شخصیت اصلی یعنی اندرو، داو و تامس استوار است که هرکدام با زخمها و دغدغههای شخصی خود دستوپنجه نرم میکنند. فضای مدرسه، جنگلهای اطراف و روابط میان دانشآموزان، بستری برای شکلگیری ماجراهایی میشود که مرز میان واقعیت و خیال را بارها جابهجا میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگل را به درونت راه نده
کتاب جنگل را به درونت راه نده با قلم سی. جی. دروز، روایتی از نوجوانانی است که در مدرسهای شبانهروزی به نام ویکوود زندگی میکنند. داستان در فضایی معاصر و در دل جنگلهای ویرجینیا میگذرد و با تمرکز بر روابط سه شخصیت اصلی، اندرو، خواهر دوقلویش داو و دوستشان تامس، به مسائل هویت، دوستی، آسیبهای روانی و رازهای خانوادگی میپردازد. روایت با بازگشت دانشآموزان به مدرسه پس از تعطیلات تابستانی آغاز میشود و به تدریج لایههای پنهان شخصیتها و گذشتهی آنها را آشکار میکند. ساختار کتاب بر پایهی روایت اولشخص و سومشخص، خاطرات، گفتوگوها و بازگشت به گذشته شکل گرفته است. فضای مدرسه، با قوانین سختگیرانه و روابط قدرت میان دانشآموزان، بستری برای شکلگیری تنشها و درگیریهای روانی است. جنگل اطراف مدرسه، هم بهعنوان مکانی واقعی و هم نمادی از ترسها و رازهای سرکوبشدهی شخصیتها، نقش مهمی در پیشبرد داستان دارد. نویسنده با استفاده از عناصر فانتزی و افسانهای، مرز میان واقعیت و خیال را باریکتر میکند و مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن، هیولاهای درون و بیرون به هم گره میخورند.
خلاصه داستان جنگل را به درونت راه نده
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با بازگشت اندرو و داو، دوقلوهای پرو، به مدرسهی شبانهروزی ویکوود آغاز میشود. اندرو، پسری درونگرا و نویسنده، با احساس پوچی و اضطراب دستوپنجه نرم میکند و تنها در کنار دوستش تامس و خواهرش داو احساس امنیت دارد. تامس، پسری هنرمند و سرکش، با مشکلات خانوادگی و خشونت پدرش روبهروست و آثار این آسیبها را در رفتار و نقاشیهایش بروز میدهد. بازگشت به مدرسه با حضور پلیس و کارآگاه، بهدلیل ناپدیدشدن والدین تامس و پیدا شدن خانهای بههمریخته و آغشته به خون، رنگی رازآلود به خود میگیرد. شایعات و نگاههای سنگین دانشآموزان، فشار روانی را بر تامس و اندرو افزایش میدهد. در این میان، روابط میان سه شخصیت اصلی با خاطرات گذشته، رقابتها، دوستیها و رازهای ناگفته گره میخورد. جنگل اطراف مدرسه، هم پناهگاه و هم منبع ترس است؛ جایی که نوجوانان برای فرار از قوانین و فشارها به آن پناه میبرند، اما همزمان با خطرات و ناشناختههایی روبهرو میشوند که مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. روایت با بازگشت به گذشته، شکلگیری دوستی اندرو و تامس و درگیریهای آنها با دانشآموزان دیگر، بهویژه برایس کین، و همچنین کشف رازهای خانوادگی و زخمهای روانی هرکدام، پیش میرود. در نهایت، داستان با تعلیقی پرتنش و رازهایی که هنوز بهطور کامل فاش نشدهاند، ادامه مییابد.
چرا باید کتاب جنگل را به درونت راه نده را بخوانیم؟
جنگل را به درونت راه نده با فضاسازی منحصربهفرد و شخصیتپردازی عمیق، تجربهای متفاوت از رمانهای نوجوانانه ارائه میدهد. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی مانند دوستی، هویت، آسیبهای روانی و مرز میان واقعیت و خیال، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن، هر شخصیت با هیولاهای درون خود روبهروست. روایت چندلایه و استفاده از عناصر افسانهای و نمادین، به داستان عمق و جذابیت ویژهای بخشیده است. همچنین، روابط پیچیده میان شخصیتها و فضای رازآلود مدرسه، خواننده را تا پایان با خود همراه میکند. اگر به داستانهایی علاقهمند هستید که علاوهبر روایت ماجراجویانه، به دغدغههای روانی و اجتماعی نوجوانان نیز میپردازند، این کتاب انتخابی قابلتوجه است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان و جوانانی که به داستانهای رازآلود، روابط پیچیدهی دوستی و خانوادگی، و روایتهایی با فضای مدرسهای علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغههایی مانند هویت، اضطراب، آسیبهای روانی یا تجربهی طردشدگی و انزوا دارند، این کتاب میتواند همذاتپنداری و تأمل برانگیزد.
بخشی از کتاب جنگل را به درونت راه نده
«اندرو گونهاش را به شیشهٔ خنک پنجره تکیه داد و بیامو در جادههای مارپیچ پیش رفت. جنگل از دو طرف چنان متراکم شد که انگار داشتند از تونلی از سبزههای شرور و سیاه عبور میکردند. طی کردن فاصلهٔ میان شهر تا آکادمی میبایست یک ساعت طول میکشید، اما پدرش با سرعتی مورچهوار میراند. معمولاً با سرعت مطمئنه رانندگی میکرد، تماسها را پاسخ میداد و با گوشی ایمیل میفرستاد و دستش دور فرمان آزاد بود و ساعت طلایش به دکمهٔ سردست هماهنگ با آن میخورد و تقتق صدا میداد. امروز پدر اندرو صاف نشسته بود و عضلهٔ فکش منقبض بود. پیوسته از آینهٔ دیدعقب به اندرو نگاه میکرد و اندرو هم پیوسته وانمود میکرد که حواسش نیست. به خاطر سکوت یکی از هندزفریهایش را داخل گوشش گذاشت. دفترچه یادداشتش روی پاهایش باز بود و دو خط از داستانی جدید را هم آغاز کرده بود. کار اندرو همین بود، قصهگویی. قصههایی با پیچوخمهای ناگوار و تاریک و جادویی که با خار درآمیخته بود. قصههایی راجع به هیولاهایی با دندانهای تیغمانند و ظریف. او افسانه مینوشت اما افسانههایی خشونتبار. تامس عاشقشان بود.»
حجم
۳۷۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۲ صفحه
حجم
۳۷۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۲ صفحه