معرفی و دانلود کتاب مزاحم نشوید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مزاحم نشوید
off
٪۷۰

کتاب مزاحم نشوید

نوع کتاب
۳.۸(از ۸۰ امتیاز)
انتشارات: 
نشر نون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مزاحم نشوید

کتاب مزاحم نشوید نوشتهٔ فریدا مک فادن و ترجمهٔ نشاط رحمانی نژاد است. نشر نون این رمان معاصر آمریکایی را منتشر کرده است.

درباره کتاب مزاحم نشوید

کتاب مزاحم نشوید برابر با یک رمان معاصر و آمریکایی و یک تریلر روان‌شناختی است که به‌طور ماهرانه‌ای تعلیق، طنز تاریک و پیچش‌های غافلگیرکننده را در هم آمیخته است. پیش‌فرض وهم‌آور این رمان، ریتم تند و شخصیت‌های منحصر‌به‌فردش این کتاب را برای علاقه‌مندان به سبک تریلر روان‌شناختی به تجربه‌ای گیرا تبدیل کرده است. «کوین الکساندر» فردی است که پس از ارتکاب یک جنایت جدی در حال فرار است و به امید یافتن پناهگاهی موقت به مسافرخانه‌ای دورافتاده پناه می‌برد؛ بااین‌حال برخلاف انتظارش این مکان چیزی جز آرامش و امنیت به همراه ندارد. کوین با رویدادهای عجیب، مهمانان مرموز و کارکنان ناراحت‌کننده‌ای روبه‌رو می‌شود که محیطی پرتنش و تهدیدآمیز را ایجاد می‌کنند. او به‌تدریج پی می‌برد که تحت‌نظر است و هر قدمش زیر ذره‌بین قرار دارد؛ گیرافتاده بین گذشتهٔ تاریک و حال پیچیده‌اش، با موقعیت‌هایی پرخطر مواجه می‌شود و باید تصمیم بگیرد که به چه کسی اعتماد کند. فریدا مک فادن به مضامینی همچون انزوا، گناه و شکنندگی اعتماد پرداخته است. او با به‌تصویرکشیدن انزوای جسمی و روانی شخصیت اصلی، نشان داده است که چگونه دوری از دنیای بیرون، حس پارانویا و ناامنی او را تشدید می‌کند. این انزوا فضای پرتنش و تعلیق‌آور رمان را عمیق‌تر کرده است.

خواندن کتاب مزاحم نشوید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی آمریکا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فریدا مک‌فادن

«فریدا مک‌فادن» (Freida McFadden)، نویسندهٔ آمریکایی، متولد ۱ مه ۱۹۸۰، در ژانر تریلر روان‌شناختی می‌نویسد و در کنار نویسندگی، پزشک متخصص آسیب‌های مغزی نیز هست. او به‌عنوان نویسندهٔ رمان‌های پرکشش و پرفروش در حوزهٔ هیجان روانی و همچنین آثار طنزآمیز با موضوعات پزشکی شناخته شده است. از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «رمان خدمتکار»، «هیچ‌وقت دروغ نگو»، «بانوی طبقهٔ بالا»، «درِ قفل‌شده» و «می‌خوای یه راز رو بدونی؟» اشاره کرد.

«مک‌فادن» به همراه خانواده و گربۀ سیاهش زندگی می‌کند و بسیاری از آثارش در فهرست پرفروش‌ترین‌های «نیویورک‌تایمز» قرار گرفته‌اند.

بخشی از کتاب مزاحم نشوید

«وقتی به اتاقم برمی‌گردم، کار زیادی برای انجام دادن ندارم. چون خیلی بد خوابیده‌ام، روی تخت دراز می‌کشم و چشم‌هایم را می‌بندم. شاید بتوانم کمی بخوابم. این‌طوری می‌توانم کل شب را رانندگی کنم. بعد از مدت زیادی در یک جا ماندن، باید کمی فاصله بین خودم و خانه‌ام بیندازم. خیلی زود.

چند ساعتی هی چرتم می‌برد و هی بیدار می‌شوم. هر بار هم که به خواب نسبتاً عمیقی فرو می‌روم، تصویر دِرک با لکهٔ سرخ پخش‌شده به روی شکمش توی ذهنم نقش می‌بندد. سپس با وحشت از خواب بیدار می‌شوم.

این تصویر تا آخر عمر از ذهنم نمی‌رود.

ای کاش تلفنم را داشتم. حداقل اگر تماس نمی‌گرفتم، دست‌کم می‌توانستم با آن اینترنت را جستجو کنم. تا وقتی تلفنت را نداشته باشی، نمی‌فهمی که چقدر برای سرگرم کردن خودت به آن وابسته‌ای. ای کاش حداقل یک کتاب با خودم می‌آوردم.

کشوی بالایی کمد را باز می‌کنم. ظاهراً انجیل تنها کتاب توی این اتاق است و خواندنش اصلاً راحت نیست. وقتی بچه بودم، پدر و مادرمان هر یکشنبه ما را به کلیسا می‌بردند. کلودیا و من از این کار متنفر بودیم. تمام مدت با همدیگر پچ‌پچ می‌کردیم تا اینکه پدر و مادرمان به ما می‌گفتند ساکت شویم.

شاید خواندنش کمی به من آرامش بدهد، کسی چه می‌داند؟

انجیل را باز می‌کنم. انتظار دارم آن کلمات اول و آشنایش را ببینم: در آغاز خداوند آسمان‌ها و زمین را آفرید.

درعوض، کل صفحه با کلماتی پر شده که با ماژیک قرمزی نوشته شده است. کسی روی صفحه‌ها نوشته است: از اینجا گم شو، فاحشه!

به کلمات خیره می‌شوم و احساس مورموری به تیرهٔ کمرم می‌افتد. ورق می‌زنم و باز هم همین است. همان کلمات بارها و بارها نوشته شده‌اند. گم شو، گم شو، گم شو، گم شو...

با دست‌های لرزانم محکم انجیل را می‌بندم. خب، این دیگر برای آرامش گرفتن از کلام خدا زیادی است.

کنجکاوم که آیا این کلمات برای من هستند؟ نمی‌دانم کسی که من را همراه نیک کنار ماشینم دیده است، می‌خواهد پیامی به من بدهد، یا نه. نگاهم را بالا می‌آورم و به خانهٔ همسایه نگاه می‌کنم. خورشید غروب کرده و می‌توانم همان نور پنجرهٔ طبقهٔ بالایی را ببینم. همین‌طور شبح زنی که به من خیره شده است.

رزالی.

اما نمی‌تواند کار او باشد. نیک به من گفته بود که حتی نمی‌تواند راه برود. نمی‌توانست به اینجا بیاید، از پله‌ها بالا بیاید، در اتاقم را باز کند و توی کتاب مقدس برایم پیام بگذارد. بعد هم به خانه برگشته باشد. غیرممکن است.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۳ دی ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مزاحم نشوید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مزاحم نشوید
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:فریدا مک فادن
مترجم:نشاط رحمانی نژاد
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۱۰/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۸۱۷۲۲۰۰
تعداد صفحه‌ها:۲۴۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۶

با اینکه نوشتنِ چنین مروری رو از علاقه‌ی بی‌حدومرزم به مک‌فادن بعید میدونستم، اما باید اعتراف کنم به‌طرزِ عجیبی این اولین‌باریه که با یکی از کتاب‌هاش مواجه میشم که نتونست به تحسین وادارم کنه🐌 این موضوع برام بسیار شوکه‌کننده بود...بیشتر

۹
ema
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

این کتاب رو توی سفر داشتم می‌خوندم و برام سرگرم کننده بود، با توجه به اینکه از کارای قدیمیه مک فادنه برام قابل قبول بود داستان در مورد زنی هستش به اسم کویین که شوهرش رو به قتل رسونده و فرار...بیشتر

۲
دختر خوانده پروفسور اسنیپ فقید 🐍💚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۴

به نسبت کتاب های اخیرش، یعنی آموزگار، پسر خوب، همکار، آسیب مغزی، مادرخوانده و راز خدمتکار، اینو بیشتر دوست داشتم.

۳
Dark Lady
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۹

کویین بعد از ماجرایی که تو خونشون داره، به قصد فرار وارد جاده میشه و بعد به خاطر برف و طوفان مجبور میشه تو یه مسافرخونه بین راهی و تقریبا متروک اقامت کنه.ً.... راوی داستان اول کویینه اما بعد راوی ها...بیشتر

۰
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۴/۰۲/۲۸

به نام خدا✨ من نسخه زبان اصلیش رو خوندم برای همین از ترجمه اطلاعی ندارم. این کتاب برام از کار های قابل قبول مکفادن مخصوصا نسبت به کتاب هایی که اخیرا نوشته، بود.

۰
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۸

خیلی از بقیه کتاب ها ضعیف تر بود. قسمت های هیجان انگیزش ی جورهایی کلیشه ای بود. اگه منتظر داستان خاص و بی نظیر مثل بقیه کتاب های این نویسنده هستید بهتر سراغ کتاب دیگری برید این کتاب برای شما مناسب...بیشتر

۰
ناهید
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۴

داستان خوب پیش می‌رفت و تعلیق حسابی هم داشت فقط اگر آخرش هندی تموم نمیشد

۰
ققنوس
۱۴۰۳/۱۰/۲۹

مک فادن نویسنده اییه که تا ببینم کتاب جدیدی ازش اومده بدون معطلی میخرمش و خوندنشو شروع میکنم چون میدونم از همون اول کتاب، طوری داستان رو شروع میکنه و جلو میبره که تا آخر درگیرش میشم و کاملا سرگرمم...بیشتر

۰
نازنین🤍🖇
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۰

خب بااینکه نویسنده این کتاب، مک فادنه ولی چون از نوشته های اولیه اشه، به اون صورت جذابیت نداره و اصلا نمیتونین با بخش دی و دوستدار و خدمتکار مقایسه اش کنید، اصلااااا ولی خب خیلیییی بد هم نبود و بازم...بیشتر

۰
الــــهـ🦢ـه
۱۴۰۴/۰۵/۰۸

مزاحم نشوید یک پنجم ابتدایی داستان کند پیش میره و در عین تکرار یک سری مکررات ممکنه رومخ باشه ولی از یک پنجمش ک بگذره قول میدم نتونین کتابو زمین بذارین و ذهنتون درگیر این میشه که حق با کیه و...بیشتر

۰
مهرناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۰

نمی‌تونم بگم که مثل داستان‌های قبلی فریدا هیجان‌انگیز و عالیه اما خوب بود. تونست تا صفحات انتهایی مسئله‌ی اصلی رو پنهان کنه و نقطه‌ی اوجش پایان داستانه، گرچه قسمت‌هاییش رو هم میشد حدس زد، برای یه داستان جنایی خوب بود...بیشتر

۰
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۷

حقیقتش این اثر مک فادن رو چندان دوست نداشتم طی مطالعاتی داشتم متوجه شدم جزء نوشته های اولیه مک فادن هست شاید بخاطر همین چندان جذاب وهیجانی و معمایی،در مقایسه با نوشته های دیگه ش نبوده..نوشته های جدید ترش پیشرفت...بیشتر

۰
⟭⟬Foroozjin1997⟬⟭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۲

از بین کتاب های فریدا مک فادن این کتابش رو بیشتر دوست داشتم.کشش داشت.یک روزه تمومش کردم.غافلگیری های خوبی هم داشت.در کل ارزش خوندن داره.

۰
Kimia
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۹

چیزی که توی این کتاب نظرمو جلب کرد این بوده که شخصیت اصلی خودش قاتل بود و مثل بقیه کتابای ژانر جنایی اینجوری نبود که یه آدم بی گناه یکدفعه وارد یک معما بشه و خیلی بی نقص حلش کنه.فصلای...بیشتر

۱
کاربر ۸۶۸۹۳۶۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۱۱

کتابی بی نظیر از فریدا مک فادن که همه افراد را به رویای کتاب خود می‌کشد انگار که خود شخصیت اصلی این کتاب هستی

۰

بریده‌هایی از کتاب

Kimia
۲۶
تا وقتی کل زندگی‌ات از هم نپاشیده باشد، نمی‌فهمی که همه‌چیز داشته‌ای.
AS4438
۱۰
شاید تمام شادی‌هایمان را مصرف و تمام کرده‌ایم. شاید همهٔ آدم‌ها فقط همین‌قدر خوشحالی گیرشان می‌آید.
فرفری موی غزل‌ساز
۸
«اگه سرنوشتت رو بدونی، می‌تونی متوقفش کنی؟ یا فقط وقتی اتفاق می‌افته باید سعی کنی غافلگیر به نظر برسی؟»
پریسا همانی
۷
موافقت کردن از بحث کردن راحت‌تر است.
FA
۴
تا وقتی کل زندگی‌ات از هم نپاشیده باشد، نمی‌فهمی که همه‌چیز داشته‌ای.
مهرناز
۳
نمی‌دانم همان مردی است که تا آخر عمرم با او می‌مانم یا نه، اما با من درست رفتار می‌کند و من خیلی دوستش دارم.
Kimia
۳
گرتا به من می‌گوید: «عاشق آینه‌ها هستم. آینه‌ها مانعی بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه آدم هستن. هر کسی یه برداشتی از خودش و باطنش داره، اما آینه‌ها واقعیت رو نشون می‌دن. چیزی که الان می‌بینی، حقیقتیه که دیگران می‌بینن.»
پریسا همانی
۳
تا وقتی کل زندگی‌ات از هم نپاشیده باشد، نمی‌فهمی که همه‌چیز داشته‌ای.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۳
چطور می‌شود به کسی که این‌همه پول و چنین ظاهری دارد، اعتماد کرد؟
xmaed_ 🐈‍⬛
۲
شاید تمام شادی‌هایمان را مصرف و تمام کرده‌ایم. شاید همهٔ آدم‌ها فقط همین‌قدر خوشحالی گیرشان می‌آید