معرفی و دانلود کتاب در قفل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب در قفلsubscriptionAvailable

کتاب در قفل

نوع کتاب
۴.۱(از ۲۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فریدا مک فادن، هدی طاهری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در قفل

کتاب در قفل نوشتهٔ فریدا مک فادن و ترجمهٔ هدی طاهری است. انتشارات دیدآور این کتاب را منتشر کرده است؛ کتابی حاوی یک رمان جنایی که در ۴۷ فصل نگاشته شده است.

درباره کتاب در قفل

زخم‌های عمیقی که در کودکی از سوی خانواده متحمل می‌شویم، تأثیرات تلخ و ماندگاری بر باقی زندگی‌ ما دارد. این زخم‌ها با وجود سرکوبشان در خودمان، می‌توانند به شکل‌های مختلفی از جمله کمال‌گرایی در رفتار ما نمود یابند، با تحلیل و قضاوت وسواس‌گونه‌ٔ رفتارها و گفتارهای خودمان دائم خودنمایی کنند و احتمالاً گاهی ما را به پیشرفت‌های فردی نیز سوق دهند، اما همچون دیگر آثار اختلال استرس پس‌ از‌ سانحه همواره کاممان را در جنبه‌های دیگر زندگی مانند ایجاد ارتباط‌های صمیمیِ ایمن با دیگران تلخ می‌کنند. کتاب در قفل خواننده را وارد دنيايی از رازها و معماها می‌کند. در اين اثر، فریدا مک فادن موقعيت‌هایی غيرمنتظره و تنش‌زا ايجاد می‌کند و خواننده را تا صفحات آخر کتاب در هيجان نگه می‌دارد. راوی داستان «نورا»، دختری ۱۱ساله است. زمانی که او در اتاقش مشغول انجام تکاليف مدرسه بود فکرش را هم نمی‌کرد که پدرش در زيرزمين خانه مشغول به قتل‌‌رساندن آدم‌ها باشد تا روزی که سروکلهٔ پليس پيدا می‌شود و پدرش به زندان می‌افتد. فريدا مک فادن با نگاهی عميق به روابط انسانی، مسائل روان‌شناختی و تأثير واقعيت‌های پنهان بر زندگی فردی را در این داستان بیان می‌کند.

خواندن کتاب در قفل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های خارجی جنایی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فریدا مک‌فادن

«فریدا مک‌فادن» (Freida McFadden)، نویسندهٔ آمریکایی، متولد ۱ مه ۱۹۸۰، در ژانر تریلر روان‌شناختی می‌نویسد و در کنار نویسندگی، پزشک متخصص آسیب‌های مغزی نیز هست. او به‌عنوان نویسندهٔ رمان‌های پرکشش و پرفروش در حوزهٔ هیجان روانی و همچنین آثار طنزآمیز با موضوعات پزشکی شناخته شده است. از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «کتاب خدمتکار»، «هیچ‌وقت دروغ نگو»، «بانوی طبقهٔ بالا»، «درِ قفل‌شده» و «می‌خوای یه راز رو بدونی؟» اشاره کرد.

«مک‌فادن» به همراه خانواده و گربۀ سیاهش زندگی می‌کند و بسیاری از آثارش در فهرست پرفروش‌ترین‌های «نیویورک‌تایمز» قرار گرفته‌اند.

بخشی از کتاب در قفل

«کم مانده بود روی زانوهایم بیفتم.

فکر می‌کردم تنها باشم. خیال می‌کردم همه رفته باشند. اشتباه می‌کردم. حالا...

آه، خدای من...

به طرف صدا برمی‌گردم که چشم‌ام به یک پسر جوان می‌افتد. از من بلندتر است و تیشرت قرمز روشنی به تن دارد که رویش ستارهٔ زردرنگی نقش بسته است. با بازوهای تقریباً بی‌مویش دست به سینه ایستاده و آن‌قدر لاغراندام است که به‌راحتی می‌توانم دستم را دور بازوهایش حلقه کنم. از خدمهٔ رستوران است و احتمالاً دارد درها را قفل می‌کند. نمی‌دانم چرا ماشین‌اش در جای پارک نبود. هرچند که دیگر اهمیتی ندارد. به هر حال الان این‌جاست.

سؤال این است که تا چه حد دیده؟ تا حدی که کیسه را در سطل زباله انداختم یا این‌که فقط متوجه حضورم شده است؟

به صورت صافی که روی گونه و پیشانی‌اش تعدادی جوش دارد نگاهی می‌اندازم. بعید است شک کرده باشد. بیش‌تر کنجکاو به نظر می‌رسد.

سینه ستبر می‌کنم و جم نمی‌خورم. آرون نیرلینگ دروغ‌گوی ماهری بود. جنایاتش را از همه و هر کسی که با او زندگی می‌کرد پنهان نگه می‌داشت. من هم دختر همان مرد هستم. اگر نتوانم از پس نوجوان نحیفی که در رستوران کار می‌کند بربیایم، کلاهم پسِ معرکه است.

ـــــ امروز این‌جا غذا خوردم. عینک آفتابی‌م گم شده. گفتم برگردم پیداش کنم.

ابروهایش تا فرق سرش بالا می‌روند و می‌پرسد: «تو سطل آشغال؟!»

ــــــ گفتم شاید پیدا بشه. کسی عینک آفتابی نیاورده رستوران؟

در فکر فرو می‌رود، سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «نه... من کل شب این‌جا بودم. چیزی ندیدم.»

با ناراحتی آهی می‌کشم و می‌گویم: «که این‌طور... به‌گمونم دیگه پیدا نشه.»

نفسم را حبس می‌کنم و به صورتش چشم می‌دوزم. به چرخ‌دنده‌های مغزش فکر می‌کنم. یعنی حرفم را باور می‌کند؟ دارد در موردش فکر می‌کند. از نحوهٔ نگاه‌کردنش مشخص است.

ــــــ می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم؟

آب دهانم را قورت می‌دهم و می‌پرسم: «به چی؟» آن‌قدر نزدیک می‌شود که حتا زیر نور مهتاب هم می‌توانم منفذهای چرب پوست‌اش را ببینم.

ــــــ شک ندارم یکی دزدیددش.

دست‌هایم را در جیب‌هایم می‌چپانم تا متوجه لرزش‌شان نشود.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۳ دی ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در قفل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:در قفل
عنوان انگلیسی:The Locked Door
موضوع:رمان، داستان خارجی، جنایی
نویسنده:فریدا مک فادن
مترجم:هدی طاهری
انتشارات:انتشارات دیدآور
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۳/۰۲/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۱۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۰۴۲۴۹۲
تعداد صفحه‌ها:۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

rorobook
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

برای سرگرم شدن کتاب خوبیه . ارزش یکبار خواندن رو داره.

۰
HD
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۶

بُعد تجربه‌ی روانی کسی رو که در کودکی‌ش آسیب دیده خیلی خوب منعکس کرده. روایت هم به‌اندازه گیرا بود.

۰
AM.Y66
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱

کتاب واقعا قشنگی بود و واقعا معمایی جنایی بود اخرشم واقعا غیر قابل پیش بینی بود یه سری از صحنه هاشم دوست نداشتم و به نظرم بهتر بود که یه خورده بیشتر راهنمایی میکرد

۰
Azadeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

داستان نورا که یک جراح هست و در ادامه رازهای نورا بر ملا میشن. داستانش خوبه اما عالی نیس نسبت ب کتاب های دیگه مک فادن پیچش داستانی کمتری داره و کوتاه تر هست.

۰
aslani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۰

عالی تا اخر قابل حدس نیست

۰
کاربر 10857085
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۲

فریدا یه نویسنده ی بینظیره، ذهن باز و قلم کم نظیری داره، متاسفم که نویسنده های اینچنینی انگشت شمارن

۰
آلیس دور از سرزمین عجایب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

خوبی کتاب‌های مک‌فادن اینه که حتی اگه جنایی خوبی نباشن ولی کشش کافی دارن که بخوای بخونی ببینی داستان چی می‌شه. به‌نظرم نسبت به اکثر آثار مک‌فادن «در قفل شده» «دوستدار» «هرگز دروغ نگو» بهترین هستن که با کمتر دروغ ممکن...بیشتر

۰
samna82
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

بقیه کتاب های این نویسنده رو دوست داشتم

۰
هانا
۱۴۰۳/۰۳/۰۷

داستان بدی نیست اما این نویسنده کتاب های بهتری داره،حدس زدن قاتل سخته و دور از انتظار،اما در کل داستان جالبی از آب در نیومده

۰
گلبانو
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

اولین کتابی که از این نویسنده خوندم شاید کتابای دیگشون بهتر باشه ولی این کتاب باوجود آغاز خوبش وادامه گیرایی که داشت پایان جالبی نداشت.دید من از داستان جنایی این هست که درطول داستان باتوجه به توصیفات نویسنده بشه یه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۳۷۲۸۱۳۸
۶
اگر قرار است کار اشتباهی ازت سر بزند، لااقل هوشمندانه عمل کن تا کسی متوجه نشود.
LukA
۶
اگه دلم نمی‌خواد بچه داشته باشم، معناش این نیست که از بچه بدم می‌آد.
Me2020
۲
حیرت‌انگیز است. تنها رفیقم یک گربهٔ خیابانی است.
Amir
۲
با این حال، همه دوست دارند مورد لطف و عنایت پدر و مادرشان قرار بگیرند، حتا اگر پدرشان سی تا زن را به قتل رسانده باشد.
AM.Y66
۱
من هیچ‌وقت در مورد آرنولد کلوگ چیزی به پلیس نگفتم. این راز را سربسته نگه داشتم. هر چه باشد خواهرم است. در ضمن، اطلاعاتی از این دست می‌تواند روزی به کار آدم بیاید.
Unica
۰
اگر جراح‌بودن قانونی داشته باشد، این است که خطا همیشه در مورد بدقلق‌ترین بیماران ممکن اتفاق می‌افتد، همان بیمارانی که بهتان اطمینان ندارند.
LukA
۰
همه دوست دارند مورد لطف و عنایت پدر و مادرشان قرار بگیرند، حتا اگر پدرشان سی تا زن را به قتل رسانده باشد.
M T
۰
دوست دارم تنها باشم و همیشه تنها بوده‌ام. هر وقت حق انتخاب داشته باشم، هم‌نشینی با خودم را برمی‌گزینم.