با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سواستپول

دانلود و خرید کتاب سواستپول

۳٫۰ از ۴ نظر
۳٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سواستپول  نوشته  لئو تولستوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سواستپول

«سواستپول و داستان‌های دیگر» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه لئون تولستوی(۱۹۱۰-۱۸۲۸)، نویسنده برجسته روس است.

در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «سواستپول» می‌خوانیم:

روشنایی پریده رنگ بامدادی، تازه آسمان تیره رنگ و قیرگون تپه‌های «ساپن» را روشن می‌ساخت. دریا نیز کم‌کم از لابه‌لای تاریکی شب بیرونمی‌آمد و انتظار تابش انوار طلایی رنگ خورشید را می‌کشید. مه کم رنگی که بر سطح دریا و زمین‌های ساحلی گسترده شده بود رفته رفته زایل می‌گشت. باد سرد سحرگاهی می‌وزید و آثار طراوت و شادی زایدالوصفی را بر گونه‌های عابرین بر جای می‌گذاشت. از مسافتی دور زمزمه پیاپی امواج دریا که بر روی صخره‌های سنگی ساحلی می‌لغزیدند به گوش می‌رسید و فقط غرش رعدآسای توپ کشتی‌ها بود که گاهگاهی این سکوت و آرامش دلپذیر بامدادی را در هم می‌شکست.

در قسمت شمالی بندر، جنب و جوش زیادی حکمفرما بود. دسته‌هایی از سربازان در میان غرش توپ‌ها به سرعت در رفت و آمد بودند. در مقابل بارانداز سرباز مسلحی پاس می‌داد و دکتر بیمارستان نیز در این هنگام با سرعت به سوی محل کار خود در حرکت بود. یکی از سربازان صورت خود را در آب سرد شستشو داد و سپس در حالی که به محل اصلی خود بازمی‌گشت اورادی را زیر لب زمزمه می‌نمود و پیاپی علامت صلیب به روی سینه‌اش می‌کشید.

اگر شما در این وقت به بارانداز نزدیک می‌شدید، بوی مخصوصی از ذغال‌های نیم‌سوز به مشامتان می‌رسید و از طرف دیگر، بوی تعفن غذاهای فاسد شده حالت تهوعی در شما ایجاد می‌کرد. در این هنگام دسته‌های مختلف سرباز که از نواحی دیگر به آنجا اعزام شده بودند از طرفی به طرف دیگر می‌رفتند. قایق‌ها از اشخاص مختلفی پر شده بودند. سربازان، ملاحان، مردان و زنان به تدریج از قایق‌ها پیاده می‌شدند و هر یک راه خود را به طرفی در پیش می‌گرفتند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
rahil
۱۳۹۹/۰۳/۰۷

در مجموع حوب بود. چند تاش خیلی خوب بود ولی سواستپول رو خوشم نیومد. آلبرت رو هم نه چندان .

سبحان عزیزی
۱۳۹۹/۰۹/۲۳

داستان‌هاش که جای حرف نداره. البته سواستپول داستان نیست حالت گزارشه. تولستوی عالیه. ولی ترجمه گاهی خیلی عربی می‌شه. اصلا خیلیییی. آخه مشارالیها؟ این همه کلمه قشنگتر و کوتاه‌تر😩 مشارالیها😓

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
جنگ عبارت از: به صدا در آوردن طبل و چنگ و در اهتزاز درآوردن پرچم‌ها و جست و خیز اسب‌ها نیست. بلکه، جنگ پیکی است حامل خونریزی، غم و رنج و بدبختی، درماندگی و دریوزگی و سرانجام آن مرگ و ویرانی خواهد بود.
فاطمه ^-^
رفتم به سر تربت محمود غنی گفتم که چه برده‌ای زدنیای دنی گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس تو نیز همین بری اگر صد چو منی (مولانا افضل‌الدین کاشانی)
مریم
آلام و رنج‌های ما از گرسنگی، عشق، خشم و ترس نیست، بلکه ناشی از همین جسم ما است. زیرا همین جسم منشاء گرسنگی عشق و خشم و ترس آدمی است.
behruzpcr5
به چه دلیل از کشتن دشمن خودداری می‌ورزید؟ آری، باید بکشید تا کشته نشوید، اما از طرف دیگر وجدان و عواطف انسانی به شما اجازه کشتار نمی‌دهد. در این افکار غوطه‌ور هستید که سربازی در مقابل چشمان شما در میان گل و لای به خون خود در می‌غلطد و خون گرم وی با گل چسبنده‌ی زمین در هم آمیخته شده و ماده عجیبی را به وجود می‌آورد.
فاطمه ^-^

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۷۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۱/۰۹
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۱۷۶-۱۲۷-۰
تعداد صفحات۲۷۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۱/۰۹
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۱۷۶-۱۲۷-۰