با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
داستان من

دانلود و خرید کتاب داستان من

۴٫۱ از ۲۶۳ نظر
۴٫۱ از ۲۶۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب داستان من  نوشته  معصومه  عسکری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب داستان من

«داستان من» روایتی از زندگی شخصی و هنری مریلین مونرو(۱۹۶۲-۱۹۲۶)، بازیگر مطرح سینمای آمریکا از زبان خودش است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: هالیوودی که من می‌شناختم، هالیوود بدشانسی بود و بدبختی. تقریباً هر‌کس را که می‌شناختم یا سوء‌تغذیه داشت یا به فکر خودکشی بود. مثل یک بیت شعر بود: " آب، آب، همه‌جا آب، امان از یک قطره در دهان ما". نام، نام، آوازه، اما یکی یک سلام هم به ما نمی‌کرد. غذای‌مان در پیشخوان قهوه‌خانه‌های ارزان بود و جای‌مان در اتاق‌های انتظار. ما زیباترین قبیله‌ی گدایانی بودیم که تا به حال شهری به خود دیده و تعدادمان هم کم نبود! برندگان ملکه‌ی زیبایی، دختران دانشگاهی زرق‌وبرق‌دار، و دختران پری‌سیمایی که خانه‌دار بودند، از همه‌جا در این شهر گرد هم آمده بودند. از شهر‌ها و مزرعه‌ها، از کارخانه‌ها، مراکز رقص و آواز و آموزشگاه‌های هنرهای نمایشی و حالا در این بین، یک نفر هم از یتیم‌خانه آمده بود. و دور بر ما پر از گرگ بود. نه از آن گرگ‌های بزرگ که داخل استودیو‌ها نشسته‌اند، گرگ‌هایی کوچک: آژانس‌های استعدادیابی بدون دفتر و مرکز، دفتر‌های تبلیغاتی بی‌مشتری، واسطه‌هایی بدون ارتباط با مخاطبین یا مدیران. قهوه‌خانه‌ها و کافه‌های ارزان، پر از مدیرانی بود که آماده‌ی بستن قرارداد بودند، فقط کافی بود ثبت‌نام کنی و شرطِ ثبت‌نام آن‌ها معمولاً در تخت‌خواب می‌گذشت. با همه‌ی آن‌ها ملاقات کردم. همه‌شان حقه‌باز و شکست‌خورده بودند. بعضی‌های‌شان شارلاتان و دروغگو بودند و اندازه‌ی خود شما به فیلم نزدیک بودند. بنابراین وقتی با آن‌ها می‌نشستی فقط باید به دروغ‌دغل‌های‌شان گوش می‌کردی و هالیوود را از چشم آن‌ها می‌دیدی؛ یک فاحشه‌خانه‌ی شلوغ‌پلوغ، یک چرخ و فلک، و تخت‌خواب‌هایی برای یابوهایش. جایی که از آن آمده بودم خیلی انسانی‌تر از این شهری بود که فکر می‌کردم بهشت برین است. مردم متقلب و دروغگوی این‌جا خیلی رنگارنگ‌تر و دو‌روتر از آن آدم‌های مهم و بازیگران موفقی بودند که به‌زودی آن‌ها را شناختم.
نعنا
۱۳۹۹/۰۲/۱۲

خُب زندگیِ مریلین، همیشه برای من مثلِ یه راز بوده؛ تو چهره و لبخندهای معروفش یه غمی هست انگار. و با خوندن این کتاب واقعا متاسف شدم که زندگی غم انگیزی داشته البته که به هیچ عنوان نمیشه قضاوت کرد اما

- بیشتر
Dentist
۱۳۹۵/۱۱/۱۱

داستان زندگی مریلین مونرو از زبان خودش که به قلم خودش نوشته شده و ده سال پس از مرگش منتشر شده. نورما جین، دختری که حاصل یه رابطه ی نامشروع بوده، پدرش هرگز اونو نپذیرفته، و مادرش هم به یه بیمارستان روانی

- بیشتر
Yasmingh
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

واقعا عالی بود. اصلا فکر نمیکردم همچین زندگی ای داشته باشه. این کتاب و کتابهای نظیرش به ما یاد میده که باطن زندگی خودمون رو با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنیم. شاید خیلیا مثل مرلین مونرو ظاهر زیبا یا جایگاه

- بیشتر
مامانِ لیلی و مهتاب
۱۳۹۹/۰۴/۲۹

من ایشون رو در حد یه اسم میشناختم.جذابیت کتاب از آنجایی که شرایط زندگی در آمریکا و بخصوص هالیوود را توضیح میدهد. بسیار غمگین کننده است که افرادی که ما به چشم هنرمند به آنها نگاه میکنیم چطور برای نمایش این

- بیشتر
saraR
۱۳۹۹/۰۹/۱۳

کتاب درباره فرازو نشیب های زندگی مرلین مونرو ست. خیلیا فکر می کنن که آدمای معروف از ابتدا موفق بودنو زندگی خوبی داشتن ولی این کتاب نشون میده که اینطور نیست و یکسری ها برای رسیدن به جایگاهشون واقعا سختی های

- بیشتر
فَخْرُ اَلْزَّمانِ اَصْلْ
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

کلا زندگینامه ها به دلیل اینکه میدونی قبلا یک نفر اونرو توی دنیای واقعی زندگی کرده، جذابیت داره، چه کم چه زیاد چه خوب چه بد...

Farideh Mohseni
۱۳۹۷/۰۶/۱۳

سلام ممنونم از برنامه جالب و سرگرم کننده شما واقعا عشق کتاب دارم خیلی حالم خوبه با شما کتاب خونی عشق منه هزاران لایک👍

مسیح
۱۳۹۷/۰۶/۲۴

خوب بود 😊✌فقط حیف که در مورد کل دوران زندگی شخصی و هنریش نبود ( مثلا ازدواجش با آرتور میلر و یا رابطه هاش با برادران کندی و نحوه فوتش که هنوزم علت اصلیش مشخص نیس ) ، ترجمه ش

- بیشتر
fateme🍄
۱۳۹۸/۱۰/۱۸

من واقعا فکر نمیکردم مریلین مونرو همچین سرگذشتی داشته باشه، جدا دوست نداشتم به این زودی تموم شه، کتاب خیلی خوبیه.ما معمولا فقط صحنه ی درخشیدن یه آدم معروفو میبینیم ، با خوندن زندگی نامه شون با قسمتهایی روبه رو

- بیشتر
صالحه
۱۳۹۷/۰۶/۰۱

شاید بعضی از ما هیچ کدوم از فیلم های مونرو رو ندیده باشیم ولی بدون شک می دونیم که مریلین مونرو نمادِ جذابیت‌های زنِ غربی هست(البته یک زن زیبا اما احمق)... زن و دختری که از نظر من قربانیِ تمدنِ

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۳۵)
مردم همیشه طوری به من نگاه می‌کردند که انگار آینه‌ای رو‌به‌روی‌شان بودم. آن‌ها مرا نمی‌دیدند، بلکه افکار هرزه‌ی خودشان را در من می‌دیدند. بعد نقابِ بیگناهی به چهره می‌زدند و مرا هرزه می‌خواندند!
hosna
در هالیوود عفت و پاکدامنی یک دختر کم‌تر از موهای سرش اهمیت دارد. این‌جا آدم را با قیافه‌اش قضاوت می‌کنند، نه با آن‌چه که واقعاً هست. هالیوود جایی است که برای یک بوسه هزاران دلار به آدم می‌دهند، اما روحت پنجاه سنت می‌ارزد. این‌را می‌دانم،
گل رز
به من لبخند می‌زد و می‌گفت: «دوباره بهم می‌گی چرا باهام ازدواج نمی‌کنی؟» به او می‌گفتم: «چون انصاف نیست. من عاشق تو نیستم جانی. اگه باهات ازدواج کنم، عاشق یه مرد دیگه می‌شم. دوست ندارم همچین اتفاقی بیفته. اگه با مردی ازدواج کنم می‌خوام همیشه بهش وفادار باشم و هیچ‌وقت عاشق مرد دیگه‌ای نباشم.»
siamak
یک مرد قوی نیازی نمی‌بیند که در مقابل یک زن حکم‌فرمایی کند. او هیچ‌وقت قدرتش را به زن ضعیفی که عاشقش هست نشان نمی‌دهد، بلکه قدرتش را به دنیا نشان می‌دهد.
Zax
مهربانی نیرومندترین چیزی است که در یک عاشق یا اصلاً هرکسی وجود دارد.
رویا
وقتی آدم فقط یک آرزو داشته باشد، بیش‌تر احتمال دارد که به حقیقت بپیوندد، چون شما فقط به‌سمت آن می‌تازید و راه دیگری جلوی روی‌تان نیست.
-Dny.͜.
مردهایی که می‌خواستند با پول مرا بخرند، حالم را به‌هم می‌زدند. این‌جا تعدادشان کم هم نبود. صرف این حقیقت که من دست رد به سینه‌شان می‌زدم، ارزشم را بالا می‌برد. من زن جوانی بودم، موطلایی، با اندامی ظریف و کشیده، و یاد گرفته بودم به سبک مارلین دیتریش با صدایی خش‌دار حرف بزنم و با حالت کمی عیاشانه راه بروم و هر وقت می‌خواستم، در چشم‌هایم برق هیجان بیاورم. هرچند این داشته‌هایم برایم هیچ کاری دست‌وپا نکرد اما همیشه تعداد زیادی گرگ دمِ پاچه‌ام بودند و زوزه می‌کشیدند.
گل رز
برایش از عشق قبلی‌ام که تازه تمام شده بود، و درد و رنجی که برایش کشیده بودم تعریف کردم. آن قصه‌ی عشقی‌ام از همه جهت تمام شده بود، جز یک جهت. دیگر به‌راحتی نمی‌توانستم عاشق شوم.
abcd
مردها دوست داشتند که شرط‌های سطح بالای‌شان را در قمار به رخ هم بکشند. وقتی به نگاه‌کردن بازی‌شان می‌نشستم و می‌دیدم که دست‌شان صد دلار یا هزار دلار است که به هم رد می‌کنند، در دلم احساس تلخی می‌کردم. به یادم می‌آمد که ارزش بیست‌وپنج سنت یا حتا چند سنت در نظر بعضی‌ها که می‌شناختم چقدر است، و چقدر حتا فقط ده دلار می‌تواند آن‌ها را شاد کند و چطور یک صد‌دلاری می‌تواند زندگی آن‌ها را عوض کند. وقتی مردها می‌خندیدند و هزاران دلاری را که برنده شده بودند، مثل دستمال کاغذی سوراخ می‌کردند، یاد خودم و خاله گریس می‌افتادم که چطور در جلوی نانوایی هلمز در صف نان می‌ایستادیم تا با بیست‌وپنج سنت یک گونی نان خشک می‌گرفتیم، که غذای یک هفته‌مان بشود. یاد آن وقت می‌افتم که چطور خاله گریس سه ماه با یک شیشه‌ی عینک سر کرد، چون پنجاه سنت نداشت که شیشه‌ی عینکش را بخرد. بله من تمام صدا‌ها و بوهای فقر به خاطرم می‌آمد، آن هراسی که در چشم‌های کسانی می‌آمد که کارشان را از دست می‌دادند، و این‌که چطور نحیف و لاغر می‌شدند و برای گذران یک هفته‌شان چطور خرحمالی می‌کردند.
گل رز
در هالیوود عفت و پاکدامنی یک دختر کم‌تر از موهای سرش اهمیت دارد. این‌جا آدم را با قیافه‌اش قضاوت می‌کنند، نه با آن‌چه که واقعاً هست. هالیوود جایی است که برای یک بوسه هزاران دلار به آدم می‌دهند، اما روحت پنجاه سنت می‌ارزد.
🐝 Mina 📚

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۸۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۳۳-۲
تعداد صفحات۱۸۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۳۳-۲